چرا امام حسین در کربلا از معجزه و خرق عادت استفاده نکرد؟
چرا حضرت سیدالشهدا(ع) از راه خرق عادت و نیروهای غیرطبیعی در کربلا با دشمنان روبرو نشده است؟ به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بهترین راه برای آشنایی با سیره و منش اهل بیت علیهم السلام آن است که به سخنان و کلام بزرگان و دانشمندان دینی رجوع کنیم تا ایشان از طریق بهرهای که از […]
چرا حضرت سیدالشهدا(ع) از راه خرق عادت و نیروهای غیرطبیعی در کربلا با دشمنان روبرو نشده است؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بهترین راه برای آشنایی با سیره و منش اهل بیت علیهم السلام آن است که به سخنان و کلام بزرگان و دانشمندان دینی رجوع کنیم تا ایشان از طریق بهرهای که از منابع علمی و مستند بردهاند، اهل بیت علیهم السلام را برای ما معرفی کنند. اینگونه است که بازخوانی و مرور کلام عالمان دینی گرهگشای بسیاری از مسائل ما خواهد بود.
بنابر گزارش خبرگزاری تسنیم، بخشهایی از سخنان آیتاللهالعظمی محمدتقی بهجت رحمهالله علیه را در خصوص سیره امام حسین (ع) و امام سجاد (ع) مورد بازخوانی قرار گرفته شده است. لازم به توضیح است که مطالب این بخش مورد تأیید دفتر معظم له قرار گرفته است.
تلاش در راه ترویج مرام و مسلک پدر
بنا نبود حضرت سیدالشهدا(ع) از راه خرق عادت و اعجاز پیروز شوند، وگرنه یک نفر هم لازم نبود. خود حضرت سیدالشهدا(ع) کافی بودند.
امام سجاد معصوم با آن حال [بیماری] برای ترویج از مرام و مسلک سیدالشهدا(ع) عصا و شمشیر به دست میگیرد.
***
لازم به توضیح است که در برخی از مقاتل و از جمله در کتاب نفس المهموم در این باره نوشته شده است: امام علی بن حسین(ع) به شدت گریستند. سپس به عمه خود، حضرت زینب(س)، گفتند: «عمه جان! شمشیر و عصای مرا بیاور.» پدرش، امام حسین(ع) به او فرمودند: «با شمشیر و عصا چه میکنی؟» گفتند: «بر عصا تکیه میکنم و با شمشیر در پیش روی فرزند رسول خدا(ص) میجنگم و دفاع میکنم. چراکه هیچ خیری در زندگی پس از او نیست.» امام حسین(ع) او را از این کار بازداشته و او را به آغوش گرفتند.
در زمان اسارت اهل بیت حضرت سیدالشهدا(ع)، یزید دید در دست امام سجاد(ع) تسبیحی است که حضرت آن را میچرخانند. لذا به امام(ع) اعتراض کرد که چرا کار بیهوده انجام میدهی؟!
امام سجاد(ع) فرمودند: «از پدرم شنیدم که جدم رسول خدا صلیالله علیه وآله وسلم هر صبح و شام میفرمودند: خداوندا! صبح و شام کردم در حالی که تسبیح و تمجید و ستایش و تهلیل و تکبیر تو را میگویم به تعداد گرداندن تسبیحم، و سپس تسبیح خود را میگرداندند. هرکس این کار را انجام دهد، برای او اجر تسبیح نوشته میشود و نیز برای او مایه فَرَج و گشایش است.»
***
در کتاب دعوات راوندی و جلد ۴۵ کتاب بحارالانوار این طور روایت شده هنگامی که امام سجاد(ع) را نزد یزید که لعنت بر او باد بردند. تصمیم داشت گردن آن حضرت را بزند. پس ایشان را در برابر خود ایستاده نگه داشت. و با آن حضرت سخن میگفت تا او سخنی بگوید و به بهانه آن، کشتن را واجب کند.
امام سجا(ع) پاسخ را مطابق پرسش میدادند. در دست ایشان تسبیح کوچکی بود که آن را میچرخانده و سخن میگفتند. یزید ـ که بر او باد هر چه مستحق آن است ـ گفت: «من با تو سخن میگویم و تو پاسخم میدهی و تسبیحی در دستت میچرخانی؟! چگونه این کار جایز است؟!»
امام سجاد(ع)فرمودند: «پدرم از جدم رسول خدا صلیالله علیه وآله وسلم برایم فرمودند که هرگاه نماز صبح را میخوانده و نافله بهجا میآوردند، با کسی سخن نمیگفتند تا تسبیح را برمیداشته و میفرمودند: بار خدایا! من صبح کردم و تو را تسبیح و ثنا و تهلیل و تکبیر و تمجید میگویم به عدد آنچه که تسبیحم را میچرخانم. و در این حال تسبیح را در دستش میچرخاندند و هرچه میخواسته، سخن میگفتند، بدون آنکه با تسبیح ذکر بگویند و میفرمودند: همین برایش [ذکر] حساب میشود و حرزی است تا وقتی که به بستر خود رود. هنگامی که به بستر میرفتند، مانند همین کلام را میگفتند. و تسبیح را زیر سر خود میگذاشتند. پس برایش از این وقت تا وقت بعدی [ذکر] حساب میشد. من هم به پیروی از جدم صلیالله علیه وآله وسلم این کار را کردم.»
دستانی بسته اما زبانهایی برّان
فاطمه زهرا علیهاالسلام با همان وصیتی که کرد شبانه دفن شود، پیروز شد و پیروز است. بعد از شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) در اسارت آن چنان مردانه خطبه میخواند که گویی در تخت سلطنت قرار دارد.
امام سجاد(ع) در حال اسارت و درحالیکه غُل جامعه به گردن داشت، به سائل، شاهانه کمک میکند. ما چنین بزرگانی داریم که همه چیز ما از آنهاست، ولی گویا آنها را نداریم.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰