محمدباقر بهبهانی؛ روحانی که با حدیث‌گرایی مبارزه کرد

آیت الله محمدباقر بهبهانی (۱۱۱۸ق ـ ۱۲۰۵ق)، مشهور به‌ وحید بهبهانی و ملقب به آقا، فقیه، اصولی امامی قرن دوازدهم قمری.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به بهانه سالگرد درگذشت آیت الله بهبهانی در دهم تیر ماه، مروری به زندگی این چهره ماندگار و عالم تاثیرگذار داشته ایم:

بهبهانی به «وحید عصر» (یگانه دوران) ملقب شد و به لقب‌های دیگری همچون «استاد اکبر»، «استاد کل»، «علامه ثانی» و «محقق ثالث» مشهور است. وی با اخباری‌گری و اخباریان تندرو مبارزه می‌کرد و با فعالیت‌های او اخباری‌گری به حاشیه رفت. وحید بهبهانی در کربلا درگذشت و در حرم امام حسین(ع) دفن شد.

زندگی‌نامه:
محمدباقر بهبهانی در اصفهان و در سال ۱۱۱۸ قمری متولد شد. پدرش، محمداکمل اصفهانی، از شاگردان علامه مجلسی بود و مادرش دختر آقانورالدین بن ملا صالح مازندرانی بوده است. بهبهانی از احفاد محمدباقر مجلسی است.

وحید بهبهانی هشتاد و سه سال عمر کرد و در اواخر عمر، درس و بحث را ترک نمود و تنها به تدریس شرح لمعه در کربلا اکتفا کرد و دستور داد که شاگردش، بحرالعلوم به نجف بازگردد و مستقلاً به تشکیل حوزه درس و بحث و رسیدگی به امور شیعیان بپردازد. بهبهانی در ۲۹ شوال سال ۱۲۰۵ق (۱۰ تیر سال ۱۱۷۰ شمسی) وفات کرد و در کربلا در حرم امام حسین(ع) و در پایین‌پای شهدای کربلا به خاک سپرده شد.

فرزندان
اولین فرزند وحید به نام محمد علی، فقیهی مشهور در کرمانشاه بود. فرزند دیگر وی عبدالحسین نام داشت که در دوران مرجعیت پدرش امور مالی و بررسی استفتائات بر عهده او بوده است.
وی دختری نیز داشته که همسر سید علی طباطبایی (صاحب ریاض) شد و از فرزندان او سید محمد طباطبایی مجاهد (متوفی ۱۲۴۲)، صاحب المناهل است که فتوای جهاد علیه روسیه تزاری را در زمان فتحعلی شاه قاجار صادر کرد.

تحصیلات
وحید بهبهانی دوران کودکی و نوجوانی را در اصفهان گذراند و علوم عقلی را نخست نزد پدرش آموخت و بعد از مرگ پدر و هجوم و تسلط محمود افغان بر اصفهان در ۱۱۳۵ق، از اصفهان خارج و در بهبهان و حوالی آن اقامت گزید و بدان جهت به بهبهانی شهرت یافت. هبهانی چندی بعد راهی عراق شد. در نجف از اساتیدی چون سید محمد طباطبایی بروجردی (پدر همسرش)، سید صدرالدین قمی همدانی (شارح وافیة الاصول) بهره برد..وی از پدر و نیز سید صدرالدین قمی و سید محمد بروجردی اجازه روایت دریافت نموده بود.

محمدباقر بهبهانی پس از تکمیل تحصیل در عراق، راهی بهبهان شد و بین سال‌های ۱۱۴۰ تا ۱۱۷۰ق حدود سی سال در آنجا سکونت داشت. برخی عامل هجرت بهبهانی را به بهبهان، موقعیت آرام این منطقه دانسته که پس از آشفتگی اوضاع اصفهان، پناهگاه اهل علم گردیده بود، عامل دیگر مقابله با مسلک اخباری بوده که در آن زمان توسط عبدالله سماهیجی بحرینی (متوفی ۱۱۳۵ق) در بهبهان رونق یافته و پس از او شاگردش سید عبدالله بلادی (متوفی ۱۱۶۵ق) آن را دنبال می‌کرد.

وحید بهبهانی پس از مقابله علمی پیگیر با روش اخباری در بهبهان به اتفاق جمعی از بستگان و عشایر محلی به کربلا رفت و در آنجا ساکن شد و تا پایان عمر در آنجا ماند. گفته شده محمدباقر بهبهانی به‌ استاد الکلّ فی الکلّ معروف است.

شاگردان
در منابع، نام شاگردان مشهور بهبهانی که برخی از وی اجازه روایت دریافت کرده‌اند، تا چهل نفر ذکر شده است. او چهار شاگرد مبرّز به نام مهدی داشت. نام برخی از شاگردان او عبارتند از:

•       ملا مهدی نراقی (متوفی ۱۲۰۹)

•       سید محمد مهدی طباطبایی مشهور به بحرالعلوم (متوفی ۱۲۱۲)

•       سید محمدمهدی خراسانی

•       سید مهدی شهرستانی

•       محمدصالح برغانی (متوفی ۱۲۷۴)

•       ابوعلی حائری، مؤلف منتهی المقال (متوفی ۱۲۱۵)

•       سید محمدجواد عاملی، مؤلف مفتاح الکرامة (متوفی ۱۲۲۶)

•       شیخ جعفر نجفی، کاشف الغطاء (متوفی ۱۲۲۸)

•       میرزای قمی، مؤلف قوانین (متوفی ۱۲۳۱)

•       سید علی طباطبایی، مؤلف ریاض المسائل (متوفی ۱۲۳۱)

•       شیخ اسدالله کاظمی، مؤلف مَقابِس الانوار (متوفی ۱۲۳۴)

•       ملا احمد نراقی (متوفی ۱۲۴۵)

•       محمدتقی رازی اصفهانی، مؤلف هدایة المسترشدین (متوفی ۱۲۴۸)

•       محمدابراهیم کلباسی اصفهانی (متوفی ۱۲۶۱)

•       سید محمدحسن زنوزی خویی، مؤلف ریاض الجنّة (متوفی ۱۲۴۶)

آثار
محمدباقر بهبهانی بر ابواب عبادات کتاب مفاتیح الشرایع اثر فیض کاشانی شرح و بر مدارک الاحکام نوشته سید محمد موسوی عاملی حواشی نوشته است. وی در علم رجال و حدیث نیز تحقیقات رجالی داشت که به صورت تعلیقه بر کتاب (منهج المقال) است و کوشیده تا راویانی را که دلیل روشنی بر وثاقت آنان نیست به کمک قرائن توثیق کند و از این جهت مورد نقد رجال‌شناسان متأخّر قرار گرفته است. از وحید بهبهانی، ۱۱۹ رساله و کتاب برجای مانده که شماری از آنها عبارتند از:

۱. الحاشیه علی مدارک الاحکام

۲.الرسائل الأصولیة

۳. الرسائل الفقهیة

۴. الفوائد الحائریة

۵. حاشیة الوافی (بهبهانی)

۶. حاشیة مجمع الفایدة و البرهان

۷. رساله عملیه (مع التعلیقات للمجدد الشیرازی)

۸. مصابیح الظلام فی شرح مفاتیح الشرایع

۹. ابطال القیاس

۱۰. اثبات التحسین و التقبیح العقلیین

۱۱. الاجتهاد و الاخبار

۱۲. اصاله البرائه

۱۳. اصاله الصحه فی المعاملات و عدمها

۱۴. اصول الاسلام و الایمان

۱۵. التعلیقه البهبهانیه

۱۶. التقیه

۱۷. حاشیه ارشاد علامه

۱۸. حاشیه تهذیب علامه

۱۹. حاشیه بر شرح ارشاد الاذهان ملا احمد اردبیلی (ارشاد الاذهان تألیف علامه حلی است).

۲۰. حاشیه مسالک الافهام

۲۱. حاشیه معالم الاصول شهید ثانی

۲۲. شرح مفاتیح الکلام[۲۰]

۲۳. حاشیه بر کفایة المقتصد محقق سبزواری

۲۴. رساله ای در حلیت جمع بین فاطمیتین در رد شیخ یوسف بحرانی‏

۲۵. التحفة الحسینیه در صلاه و صوم این کتاب به همین نام به فارسی برگردان شده است.

۲۶. حاشیه بر منهج المقال میرزا محمد استرآبادی

۲۷. رساله فوائد ملحقه به فوائد اصولیه موسوم به فوائد جدیده

۲۸. احکام زکات و خمس به زبان فارسی

۲۹. احکام حج به زبان فارسی

۳۰. رساله معاملات به زبان فارسی

۳۱.  رساله حرمت غناء

۳۲. رساله حل شبهه جبر و اختیار

۳۳. رساله جمع بین الاحادیث و اقسان آن

۳۴. رساله اصول خمسه به زبان فارسی

۳۵. رساله حجیت استصحاب

۳۶. رساله استحباب نماز جمعه و بطلان وجوب عینی آن

۳۷. رسالة فی الکر

۳۸. آداب التجارة

مبارزه با اخباری‌گری
مبارزه آیت الله بهبهانی با اخباری‌گری از زمان توقّف طولانی او در بهبهان آغاز شد. بهبهان به سبب مهاجرت بسیاری از علمای بحرین مرکز فعالیت پیروان نظریه اخباری‌گری شده بود و وحیدبهبهانی در آنجا به تدریس، اقامه نماز جماعت و تصّدی امور دینی و از همه مهم‌تر به تألیف در جهت تبیین و نقد آرای اخباریان پرداخت. وی کتاب الاجتهاد و الاخبار را که نوعی دفاعیه از مسلک اجتهاد است، در ۱۱۵۵ق در بهبهان تألیف کرد و در آن مبانی اخباری‌گری را به باد انتقاد گرفت.

وحیدبهبهانی در کربلا که آن زمان محل تجمّع اخباریان بود، چند روز به درس شیخ یوسف بحرانی (متوفی ۱۱۸۶)، سرآمد فقهای عصر و آخرین نماینده مسلک اخباری‌گری، حاضر شد. سپس اعلام کرد که مایل است اندک زمانی به جای بحرانی درس بگوید و از وی خواست تا شاگردانش را به حضور در درس وی سفارش کند. بحرانی که اخباری معتدلی بود و به تعبیر خودش راه میانه را برگزیده بود، خود به دسته‌بندی علمای شیعه به اخباری و اصولی و بدگویی از مجتهدان بزرگ شیعه انتقاد داشت. از این‌رو مجلس درس خود را که بزرگترین حلقه درسی در آن زمان بود به آقامحمدباقر بهبهانی واگذار کرد و او ظرف سه روز با تبیین نظریه اجتهاد و نقد نظریات اخباریان، نزدیک به دو سوم شاگردان بحرانی را از مرام اخباری رویگردان ساخت.

محمدباقر بهبهانی بیش از سی سال در حوزه علمیه کربلا ماند و موفق شد تا جریان اخباری‌گری را کنار زده، حوزه اجتهادی خود را بر پا کند. از آنجا که اصول فقه در اثر تجدید نظر وی در مباحث آن ترویجی شگفت‌آور یافت، او را مؤسس بهبهانی و مروج بهبهانی لقب دادند.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 نظر
  1. اصفهانی می‌گوید

    احادیث وروایاتِ صادق مرّوج قرآنند، پس فقط قرآن.