مبلغ – سرویس معارف: امروز در عصری زندگی میکنیم که به نظر میرسد آستانه تحمل آدمها به شدت کاهش یافته است. کافی است نگاهی به فضای شبکههای اجتماعی بیندازیم تا ببینیم چطور یک اختلاف نظر ساده در کامنتهای اینستاگرام یا یک بحث کوتاه در توییتر میتواند در عرض چند دقیقه به جنگی تمامعیار تبدیل شود. ما در دنیایی نفس میکشیم که در آن پاسخ دادن سریع و کوبنده، یک فضیلت به شمار میآید. انگار همه ما تحت فشاری نامرئی هستیم که اجازه نمیدهد لحظهای تامل کنیم، نفسی تازه کنیم و بعد سخن بگوییم. این فوریت برای واکنش نشان دادن، باعث شده است که کلمه مدارا و مفهوم حلم، نه به عنوان فضیلتی اخلاقی، بلکه به عنوان نوعی ضعف یا انفعال دیده شود. اما وقتی به تاریخ پرفراز و نشیب تشیع نگاه میکنیم، میبینیم که اتفاقا بزرگترین پیروزیهای فرهنگی و عقیدتی ما نه با پرخاشگری و واکنشهای هیجانی، بلکه با استراتژی هوشمندانه حلم و مدارا به دست آمده است. نامه امام حسن عسکری علیه السلام به علی بن بابویه قمی، پدر بزرگوار شیخ صدوق، سندی است که این استراتژی را به بهترین شکل تبیین میکند. این نامه که در میان پژوهشگران معارف اسلامی به عنوان یکی از کلیدیترین متون اخلاقی شناخته میشود، نشان میدهد که چگونه یک پیشوای الهی در سختترین شرایط خفقان سیاسی، به یاران خود یاد میدهد که با جامعه، با مخالفان و حتی با منتقدان خود چگونه برخورد کنند تا نه تنها آسیب نبینند، بلکه بتوانند اثرگذار باشند.
موقعیت تاریخی آن دوران را تصور کنید. جامعه شیعه در فشار شدید حکومت عباسی بود. هر حرکت اشتباهی میتوانست به قیمت جان یک فرد یا نابودی کل یک شبکه تبلیغی تمام شود. در چنین فضایی، طبیعی بود که افراد دچار اضطراب شوند و این اضطراب خود را در قالب تندی، زودرنجی و برخوردهای حذفی با دیگران نشان دهد. علی بن بابویه رضوان الله علیه به عنوان یکی از برجستهترین وکلای امام در شهر قم، مسئولیت سنگینی بر عهده داشت. او با طیفهای مختلفی از مردم سر و کار داشت و در چنین شرایطی، مدیریت این حجم از ارتباطات انسانی کار هر کسی نبود. امام حسن عسکری علیه السلام در نامه خود، بر یک نکته کلیدی دست میگذارد و آن این است که حلم و مدارا، ابزار قدرت است، نه ابزار ضعف. حلم به معنای توانایی کنترل خشم در لحظهای است که انسان بیشترین قدرت را برای انتقام گرفتن دارد. در دنیای امروز، ما این را میبینیم که وقتی یک مدیر یا یک چهره تاثیرگذار اشتباهی میکند، بلافاصله سیل واکنشهای تند و انتقامجویانه به سمت او روانه میشود. این رفتارهای تودهای که اغلب به نام مطالبهگری انجام میشود، در واقع نوعی تخلیه خشم جمعی است. امام حسن عسکری علیه السلام در آن نامه به علی بن بابویه میآموزد که اگر میخواهی جامعه را رهبری کنی و اگر میخواهی دین را ترویج دهی، باید بدانی که مردم با هیاهو و دعوا به سمت تو نمیآیند. مردم جذب کسی میشوند که قدرت کنترل خود را دارد.
وقتی امام حسن عسکری علیه السلام از مدارا سخن میگوید، منظورش عقبنشینی از اصول نیست. این یکی از بزرگترین سوءتفاهمهایی است که در مورد مدارای دینی وجود دارد. مدارا یعنی اینکه شما در برخورد با دیگران، به جای استفاده از زور، تهدید یا رفتارهای کینهتوزانه، از ظرفیت اخلاقی خود استفاده میکنید تا فضا را برای گفتگو باز نگه دارید. در محیطهای کاری امروز، ما بسیار با این مسئله مواجه هستیم. فرض کنید در یک جلسه کاری، همکار شما اشتباهی میکند یا نقدی تند به شما وارد میکند. واکنش طبیعی و غریزی ما این است که بلافاصله با لحنی تندتر پاسخ دهیم تا قدرت خود را به رخ بکشیم. اما نتیجه این رفتار چه میشود؟ سد شدن راه ارتباطی، ایجاد کینه و در نهایت شکست در پیشبرد کار. امام علیه السلام در نامه خود، به علی بن بابویه یادآوری میکند که مومن باید مانند کوه استوار باشد، نه مانند پرکاه که با هر بادی جابجا میشود. استواری به معنای خشمگین شدن نیست، بلکه به معنای این است که شما اجازه نمیدهید رفتار دیگران، شخصیت اخلاقی شما را تغییر دهد. اگر کسی به شما توهین کرد، شما نباید به همان سطح سقوط کنید. این همان درسی است که ما در برخورد با مخالفان عقیدتی باید یاد بگیریم.
نامه امام حسن عسکری علیه السلام به علی بن بابویه، پر از ظرافتهای روانشناختی است. ایشان بر اهمیت صبر تاکید میکند. صبر در نگاه امام، یک وضعیت انفعالی نیست، بلکه یک وضعیت کاملا پویاست. شما وقتی صبر میکنید، در واقع دارید انرژی خود را مدیریت میکنید. شما صبر میکنید تا زمان مناسب برای بیان حقیقت برسد، صبر میکنید تا طرف مقابل از موضع تدافعی خارج شود. در جامعه امروز، همه میخواهند در همان لحظه اول حرف آخر را بزنند. این شتابزدگی، قاتل دیپلماسی در هر سطحی است؛ از دیپلماسی بینالمللی گرفته تا دیپلماسی خانوادگی بین زن و شوهر. در خانوادهها بسیاری از طلاقها و جداییها ناشی از همین نبود مداراست. یک جرقه کوچک، یک کلمه نسنجیده، و بعد انفجار. امام علیه السلام به شیعیان میآموزد که خانه باید محل آرامش باشد و برای اینکه خانه آرام باشد، باید در آن گذشت وجود داشته باشد. مدارا در خانواده یعنی اینکه وقتی همسرتان اشتباهی کرد، به جای سرزنش کردن، به دنبال حل مسئله باشید. مدارا در اینجا یعنی اینکه به جای اینکه به دنبال اثبات حقانیت خود باشید، به دنبال حفظ پیوند باشید. این نامه، یک منشور راهبردی برای حفظ نهاد خانواده در میان فشارهای بیرونی است.
یکی دیگر از درسهای مهم این نامه، نگاه به افراد به عنوان سرمایههای انسانی است. امام علیه السلام به علی بن بابویه توصیه میکند که افراد را بر اساس ظاهرشان یا بر اساس خطاهای کوچکی که مرتکب میشوند، قضاوت نکنید. در دنیای امروز، ما عادت کردهایم که افراد را برچسب بزنیم. به محض اینکه فردی را در یکی از این دستهها قرار میدهیم، دیگر به حرفهایش گوش نمیدهیم. ما فقط به دنبال این هستیم که حرفهای او را رد کنیم تا دستهبندی خودمان را حفظ کنیم. این نگاه حذفی، بزرگترین مانع برای توسعه فرهنگی و اجتماعی است. امام حسن عسکری علیه السلام در نامه به علی بن بابویه، نگاهی بسیار بازتر و انسانیتر دارد. او میخواهد که شیعیان با همه مردم معاشرت کنند، با آنها در کارها شریک شوند، در شادیها و غمهایشان حضور داشته باشند و از این طریق، با عمل خود، نه با بحثهای بیهوده، حقانیت را به دیگران نشان دهند. این یعنی جذب حداکثری. وقتی شما با کسی که عقیده متفاوتی دارد، با مدارا و احترام رفتار میکنید، او ناخودآگاه در برابر شما خلع سلاح میشود. این همان شیوه تبلیغی است که امامان شیعه از آن استفاده میکردند.
موضوع دیگر، مدیریت خشم در هنگام شنیدن اخبار ناگوار یا رفتارهای ناعادلانه است. امام حسن عسکری علیه السلام در این نامه، بر حفظ وقار تاکید میکند. وقار در اینجا به معنای ثبات درونی است. در شرایطی که جامعه تحت فشار است، شایعات بیداد میکند، دروغها به سرعت منتشر میشود و اخبار ناامیدکننده از هر سو میرسد، طبیعی است که خشم و ترس در جامعه بالا برود. امام به علی بن بابویه یاد میدهد که چگونه در میان این طوفان، لنگرگاه خود را حفظ کند. لنگرگاه، همان ایمان به خدا و توکل است که در پرتو مدارا با دیگران معنا پیدا میکند. وقتی شما با مردم مدارا میکنید، در واقع دارید به خدا اعتماد میکنید که اوضاع را بهتر از شما مدیریت میکند. شما دیگر نیازی ندارید که با عصبانیت و پرخاشگری، حق خود را بگیرید. این نگاه، فشار روانی را از روی دوش فرد برمیدارد. چرا ما در شبکههای اجتماعی اینقدر عصبانی هستیم؟ چون فکر میکنیم که اگر فلان مطلب را ننویسیم، اگر فلان موضع را نگیریم، حق پایمال میشود. ما دچار توهم ناجی بودن شدهایم. امام حسن عسکری علیه السلام به ما میگوید که شما مسئول انجام وظیفه خود هستید، نه مسئول اصلاح کل عالم به تنهایی و با پرخاشگری.
باید به این نکته توجه کنیم که علی بن بابویه قمی تنها یک فرد نبود، بلکه نماد یک جریان علمی و فرهنگی بود. توصیههای امام به او، توصیههایی برای کل شبکه وکلا و مبلغان بود. این یعنی، اگر یک رهبر یا یک مبلغ دینی بخواهد جامعهای را هدایت کند، اولین درسش باید مدارا باشد. ما در جامعه امروز بسیار از مبلغان دینی گلایه داریم که چرا زبان جوانان را نمیفهمند. این گلایه در واقع ناشی از نبود مداراست. مبلغ دینی که از بالا به پایین نگاه میکند، مبلغی که برای هر پرسشی یک جواب تحکمی دارد، مبلغی که نمیتواند تفاوتهای نسلی را درک کند، نمیتواند با جوانان ارتباط برقرار کند. امام علیه السلام در نامه به علی بن بابویه، به او آموزش میدهد که چگونه با صبوری و نرمخویی، حقایق را منتقل کند. این همان مدلی است که میتواند دین را برای انسان امروز جذاب کند. مدارا به معنای کوتاه آمدن از دین نیست، بلکه به معنای پیدا کردن بهترین زبان برای بیان دین است. اگر ما میخواهیم حرف حق به گوش مردم برسد، باید با زبانی حرف بزنیم که مردم آن را بفهمند و با قلبی حرف بزنیم که مردم آن را حس کنند.
در بخشهای دیگری از توصیههای اخلاقی در مکاتبات مشابه امام حسن عسکری علیه السلام، میبینیم که ایشان بر اهمیت رازداری و حفظ آبروی دیگران تاکید ویژه دارد. این یکی از ابعاد مدارا است که در جامعه امروز به شدت نادیده گرفته میشود. امروزه به راحتی آبروی افراد را در فضای عمومی میبریم. کافی است کسی خطایی کند، تا همه به دنبال افشاگری و تخریب او باشیم. نام این کار را هم میگذاریم امر به معروف و نهی از منکر. اما امام علیه السلام به علی بن بابویه میآموزد که هدف از نهی از منکر، اصلاح فرد است، نه نابودی او. اگر روش ما در نهی از منکر به گونهای باشد که فرد را از جامعه طرد کند و او را به سمت جبهه دشمن ببرد، این روش غلط است. مدارا در اینجا یعنی برخورد محترمانه و خصوصی با خطاکار، به گونهای که او فرصت بازگشت داشته باشد. این شیوه نه تنها آبروی فرد را حفظ میکند، بلکه پیوند او را با جامعه ایمانی محکمتر میکند. وقتی ما میبینیم که امام علیه السلام با دشمنان خود هم که در زندان بودند، با مدارا رفتار میکرد، باید بفهمیم که این یک استراتژی اخلاقی است که باید در همه سطوح جامعه جاری باشد.
نامه امام حسن عسکری علیه السلام به علی بن بابویه، در واقع یک نسخه درمانی برای اضطراب اجتماعی است. اضطراب، محصول نبودن مدارا است. وقتی ما به هم اعتماد نداریم، وقتی به هم بدبین هستیم، وقتی از هم میترسیم، طبیعتا مضطرب میشویم. مدارا کردن، یعنی اینکه ما این دیوارهای ترس و بدبینی را فرو بریزیم. وقتی علی بن بابویه در قم به شیعیان توصیه میکرد که با مخالفان مدارا کنند، در واقع داشت به آنها یاد میداد که چگونه از تنشهای فرقهای دوری کنند و چگونه جامعهای امن و آرام بسازند. این جامعه امن، همان جامعهای است که در آن رشد علمی و فرهنگی ممکن میشود. شیعه در قرنهای بعد توانست شکوفایی علمی بینظیری را تجربه کند، چرا که از دل همین رفتارهای عاقلانه و مداراجویانه، نهادهای علمی مستقل شکل گرفت. ما امروز برای بازسازی جامعه خود، برای عبور از بنبستهای سیاسی و اجتماعی، بیش از هر چیز به این بازخوانی تاریخی نیاز داریم. این نامه یک دستورالعمل برای مدیریت بحران است. در بحران، اولین چیزی که قربانی میشود اخلاق است. امام حسن عسکری علیه السلام به ما یاد میدهد که حتی در بحران، اخلاق تنها چیزی است که ما را نجات میدهد.
شاید بتوان گفت مهمترین پیام این مکتوب برای انسان امروز، مسئولیت فردی در قبال فضای عمومی است. ما فکر میکنیم که تغییر جامعه وظیفه دولتها یا نهادهای قدرتمند است. اما امام علیه السلام نشان میدهد که تغییر جامعه از همین روابط ساده دونفره شروع میشود. وقتی شما در محل کار خود با مدارا رفتار میکنید، وقتی در خانواده خود با گذشت برخورد میکنید، وقتی در شبکه اجتماعی خود با انصاف نظر میدهید، دارید یک بذر مدارا میکارید. این بذرها، وقتی جمع میشوند، به یک فرهنگ تبدیل میشوند. فرهنگی که میتواند در برابر خشم و خشونت مقاومت کند. نامه به علی بن بابویه، فراخوانی است برای همه ما تا از دایره بسته خشم خود بیرون بیاییم و به دنیای وسیعتری فکر کنیم که در آن مدارا، زبان مشترک همه آدمهاست. برای درک بهتر این موضوع باید بدانیم که هیچ حکومتی با زور نمیتواند آرامش را به جامعه تزریق کند. آرامش محصول فرهنگ است و فرهنگ هم محصول رفتارهای تک تک ما. امام علیه السلام با این نامه، یک ماموریت بزرگ را بر دوش علی بن بابویه و همه پیروان خود گذاشت که آن ماموریت، ساختن جامعهای بر پایه مدارا و اخلاق بود. این ماموریت همچنان پابرجاست و ما امروز وارثان این راهبرد هستیم. اگر میخواهیم جامعهای بسازیم که در آن آرامش، امنیت و پیشرفت وجود داشته باشد، باید این نامه را نه فقط بخوانیم، بلکه آن را به عنوان یک سبک زندگی انتخاب کنیم. مدارا، مسیر دشوار اما نجاتبخشی است که ما را از تنشهای فرساینده عصر حاضر عبور میدهد و به ساحل آرامش میرساند. این همان میراثی است که از امام حسن عسکری علیه السلام برای ما به یادگار مانده و اکنون زمان آن رسیده که در زندگی شخصی و اجتماعی خود به کار ببندیم.