از نگاه امام موسی صدر، وضعیت جوامع حاصل مجموعهای از انتخابها، رفتارها و شیوههای تقسیم مسئولیت میان انسانهاست. او با استناد به آموزههای قرآن کریم، تغییر درونی و مسئولیتپذیری جمعی را از زمینههای اساسی اصلاح جامعه و مقابله با آسیبهایی همچون فقر، محرومیت و بیعدالتی میداند.
دکتر یاسر احمدوند، کارشناس فرهنگی در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: در حوزه اندیشه دینی نیز پس از انقلاب، زمینههای تازهای برای پژوهش و تولید آثار علمی فراهم شد. مباحثی مانند فلسفه اسلامی، علم کلام، تفسیر قرآن، فقه، اخلاق، اندیشه سیاسی اسلام و نسبت دین با مسائل جدید اجتماعی، در مراکز مختلف علمی و پژوهشی گسترش پیدا کرد.
وقتی صدای انفجارها در شهرهای جنگزده میپیچید و مجروحان یکی پس از دیگری به بیمارستانها میرسیدند، پرستاران در جبههای دیگر برای نجات جان انسانها میجنگیدند؛ جبههای که سلاح آن دانش و مهارت بود و میدانش، بیمارستانها و مراکز درمانی. روایت نقش پرستاران در هشت سال دفاع مقدس، بخشی کمتر دیدهشده از تاریخ مقاومت ایران است که ثبت و بازخوانی آن، ضرورتی فراتر از ادای احترام به گذشته دارد.
در روزگاری که گرانی مواد غذایی، تأمین مایحتاج روزانه را به دغدغهای جدی برای خانوارها تبدیل کرده است، چگونه میتوان با اصلاح همین عادتهای روزمره، هم قدر نعمتها را بیشتر دانست و هم از هدررفت منابع جلوگیری کرد؟
بر درگاه خانههای کهن ایران، دو کوبه با دو آوای بم و زیر سالها پاسدار آرامش اهل خانه بودند؛ تدبیری در معماری که یادآوری میکرد ورود به خلوت انسانها، پیش از کلید، نیازمند اذن و ادب است.
استاد مطهری را میتوان بنیانگذار کلام اجتماعی در دوره معاصر دانست چرا که ایشان میخواست کلام را در متن جامعه پیاده کند.
در روزگاری که تورم، اخبار ناامنی و فشار شبکههای اجتماعی روان جامعه را فرسوده کرده است، تبیین قرآنی «سکینه» نشان میدهد که ایمان نه ابزاری برای انکار واقعیت یا جایگزین تدبیر اقتصادی و درمانی، بلکه لنگرگاهی برای حفظ عاملیت، معنا و تابآوری انسان در دل جهانی ناآرام است.
هر روز با دهها نفر پیام ردوبدل میکنیم، از زندگی دوستان و آشنایان باخبر میشویم و در شبکههای اجتماعی حضور داریم؛ اما گاهی در پایان روز، با وجود این همه ارتباط، احساس میکنیم کسی نیست که بتوانیم واقعاً با او حرف بزنیم.چرا فناوری که قرار بود فاصلهها را از میان بردارد، همیشه نمیتواند جای خالی صمیمیت و روابط عمیق انسانی را پر کند؟
در عصر نمایشگرهای همواره روشن، مرز میان تنهایی و خلوت فرو ریخته است. این گزارش بررسی می کند که چگونه اتصال دائمی به شبکه های اجتماعی، توانایی بنیادین «با خود بودن» را از انسان سلب کرده و چرا خلوت، نه یک انزوای اجتماعی، بلکه ضرورتی برای سلامت روان و عمق بخشی به زیست مومنانه است.
حجتالاسلام والمسلمین معزی با تبیین مفهوم «محاسبات الهی» از منظر قرآن و معارف اهلبیت(ع)، گفت: در منطق قرآن، ایمان، نصرت حق، صبر، تقوا، اراده و انسجام مؤمنان در سرنوشت جوامع مؤثرند و قدرت مطلوب اسلامی، ترکیب ایمان و توانایی است.
بازاری که در آن سود لحظه ای بر صداقت، امانت و وفای به عهد غلبه کند، شاید چند صباحی پررونق به نظر برسد، اما در عمل به فرسایش اعتماد عمومی و سنگین تر شدن هزینه زندگی همه منجر می شود.
محمدرضا زائری، دکترای تطبیقی ادیان از داننشگاه فرانسوی بیروت در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: روشنفکر، هنرمند و ادیب در جایگاهی قرار گرفتهاند که قدرت قلمشان، چهبسا از تفنگ و سلاح نیز بیشتر بوده است. این مضمون را در باورهای دینی خودمان هم داریم؛ آنجا که گفته میشود: «مداد العلما افضل من دماء الشهدا»؛ یعنی قلم عالمان از خون شهیدان برتر است.
در روزهایی که سایه تهدید و نگرانی بر فضای جامعه سنگینی میکند، حفظ آرامش و انسجام عمومی به اندازه آمادگیهای امنیتی اهمیت دارد. آموزههای قرآن و توصیههای معنوی، در کنار مسئولیتهای اجتماعی و اقتصادی، میتوانند مسیر عبور جامعه از اضطراب و فشار را هموارتر کنند؛ از صبر و توکل گرفته تا پرهیز از شایعه و تقویت تابآوری.
بخشش در روزگار فراوانی تنها یک رفتار رفاهی است، اما معجزه حقیقی همبستگی زمانی رخ میدهد که انسان با وجود تنگی دست، سهمی از دارایی اندک خود را به باز کردن گره دیگران اختصاص دهد.
در دورانی که هزاران دنبالکننده مجازی توهم ارتباط را پدید آوردهاند، ناتوانی در ساختن و نگهداشت پیوندهای عمیق دوستی به بزرگترین فقر روانی و بحران عجز انسان معاصر بدل شده است.
در روزگاری که فشارهای معیشتی انزواطلبی را دامن میزند، احیای پیوندهای فامیلی و رفتوآمدهای بیتکلف، امنترین چتر نجات و سامانه خودجوش بیمه اجتماعی برای عبور از تنگناها است.
هجوم پیام های تحقیرآمیز و ترور شخصیت در فضای مجازی آسیب های عمیق عاطفی بر جا می گذارد، اما با شناخت مکانیسم های روانی مهاجمان و فعال سازی مسئولیت فردی می توان کرامت انسانی را به مکالمات برخط بازگرداند.
محیط کار مدرن تنها محل مبادله پول و زمان نیست؛ بلکه عرصه آزمون قدرت، مسئولیت و کرامت انسانی است. بازخوانی سیره علوی در نامه به مالک اشتر نشان میدهد که انضباط سازمانی و مسئولیتخواهی، هرگز مجوزی برای شکستن شأن انسان و تخریب امنیت روانی کارمندان نیست.
یونس بختی، مسئول دفتر نمایندگی ولیفقیه در سازمان جوانان جمعیت هلالاحمر در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: به نظر من مسئله اصلی، لزوماً «گریز جوان از معنویت» نیست؛ بلکه فاصله میان نیاز فطری او به معنویت و شیوهای است که این معنویت به او عرضه میشود.
بررسی پدیدههای اجتماعی معاصر نشان میدهد رفتارهای رادیکال و تحمیل استانداردهای غیرواقعی بیش از آنکه جامعه را دیندار کند به سرخوردگی و گسست ایمانی میانجامد.
گاهی یک عمل عبادی وقتی در جمع انجام میشود، تنها به مجموع اعمال افراد محدود نمیماند، بلکه اثر آن در میان اعضای جامعه بازتاب پیدا میکند. روایتی از مرحوم صدر اصفهانی، با مثالی ساده از فرستادن صلوات، تصویری روشن از تفاوت میان عمل فردی و عمل اجتماعی ارائه میدهد؛ تفاوتی که نشان میدهد یک عمل جمعی چگونه میتواند اثر هر فرد را چندین برابر کند.
پژوهش های نوین در روان شناسی مثبت نگر نشان می دهد قدردانی آگاهانه از مواهب، نه یک تعارف اخلاقی بلکه سازوکاری نیرومند برای مهار بی تفاوتی و تاب آوری جمعی است.
مسئله مهاجران در ایران، فراتر از یک موضوع اقتصادی یا امنیتی، چالشی اخلاقی در مواجهه با دیگری است. برای عبور از بنبست میان «طردِ تحقیرآمیز» و «پذیرشِ بیضابطه»، باید میان حق دولت برای اعمال نظم و امنیت، و وظیفه انسانیِ شهروندان برای رعایت کرامت مهاجر، مرزهای دقیقی ترسیم کرد؛ مرزهایی که مدارا را نه به معنای بیقانونی، بلکه به مثابه فضیلتی برای زندگی مشترک تعریف میکند.
سالهاست که نظام آموزشی میان دوگانه «انضباط مبتنی بر ترس» و «رهاشدگی مدرن» سرگردان است. مرور سیره تربیتی پیامبر اسلام(ص) نشان میدهد که رفق و تکریم کودک نه به معنای نفی قانون است و نه مجوزی برای شکستن شخصیت او؛ الگویی که در آن اقتدار معلم از بستر کرامت و اعتماد میگذرد، نه از مسیر تحقیر و اضطراب.
آیتالله العظمی نوری همدانی، از مراجع تقلید، صبح امروز برای پیگیری روند درمان در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شد.
ناصر مهدوی، پژوهشگر حوزه فلسفه و دین در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: در شفقتورزی باید به درون نسل جوان سفر کنیم و با شنیدن نالههای ناشنیده آنها و نیازهای سرکوبشدهشان، به آنها فرصت انتخاب، ابراز وجود، داشتن حریم خصوصی و حق انتخاب شیوه زندگی بدهیم.
همزیستی شیعه و سنی در ایران، بیش از آنکه یک مفهوم انتزاعی باشد، یک تجربه زیسته روزمره است. مسئله نه نادیده گرفتن تفاوتهای اعتقادی، بلکه مدیریت کیفیت مواجهه با دیگری است؛ بهگونهای که اختلاف در باور، به مانعی برای زیست مسالمتآمیز، عاطفی و همکاریهای اجتماعی بدل نشود.
مدارس امروزی با تمرکز بر تستزنی و انباشت مدرک دچار بحران معنا شدهاند، در حالی که مکتبخانههای سنتی با محوریت اخلاق و تربیت فردی به دنبال ساختن انسان و اتصال او به ارزشهای متعالی بودند.
افزایش روزافزون دوربینها، سامانههای الکترونیک و سازمانهای بازرسی نتوانسته جلوههای پیچیده فساد را مهار کند؛ زیرا نظارت بدون اتکا به پلیس درونی و مفهوم قرآنی حیا در پیشگاه خداوند، صرفا به تکامل روشهای دور زدن قانون منجر میشود.
در دنیای پرشتاب امروز، گاهی معیارهای سنجش درستی و نادرستی، دستخوش تغییر میشود. تظاهر به پرکاری و فعالیت بیهدف، جایگزین تقوای واقعی شده و در تعامل با همسایگان نیز معیارهای اخلاقی اصیل به حاشیه رانده شده است. این نوشتار به بازخوانی این معیارها و ارائه راهکارهایی برای زندگی معنویتر در جامعه میپردازد.