اگر مدرسه از کارکرد انسانسازی تهی شود و صرفاً به مسابقه انبار کردن محفوظات بدل گردد، جامعه در بزنگاههای تاریخی و اخلاقی دستخوش گسست هویتی و بیمعنایی خواهد شد.
۱۶۸ نیمکت خالی در میناب، هنوز روایت کودکانی را در خود دارند که جنگ رمضان فرصت بازگشت به مدرسه را از آنان گرفت. حالا که زنگ مدرسهها پس از ماهها سکوت دوباره به صدا درآمده و حیاطها از هیاهوی کودکانه جان گرفتهاند، جای خالی این دانشآموزان بیش از همیشه به چشم میآید.
تحولات پایدار در سبک زندگی و ساختارهای اجتماعی نه با پروژههای سنگین و هیجانهای زودگذر، بلکه با استمرار در رفتارهای کوچک، اخلاقی و مسئولانه روزمره محقق میشوند.
در نگاه نخست، میان توصیههای اسلامی به حضور در جامعه و برخی روایات درباره فضیلت عزلت و گوشهگیری، نوعی تناقض به نظر میرسد؛ اما بررسی آیات قرآن و سخنان معصومان(ع) نشان میدهد که اسلام نه انزواطلبی را بهعنوان یک شیوه دائمی زندگی توصیه میکند و نه هر نوع معاشرتی را مطلوب میداند. عزلت در منطق دینی، نسخهای استثنایی برای شرایطی است که حضور در جامعه میتواند ایمان و سلامت اخلاقی انسان را تهدید کند یا کنارهگیری، خود به ابزاری برای مقابله با فساد و انحراف تبدیل شود.
عفت در قاموس امیرالمؤمنین یک انفعالِ منفعلانه نیست، بلکه راهبردیترین سنگر دفاعی انسان در برابر هجوم بی امان امیال و طمعهای ویرانگر عصر حاضر است. در روزگاری که الگوریتمهای شبکههای اجتماعی دقیقتر از هر روانشناسی نقاط ضعف و دریچههای ورود به ذهن ما را شناسایی کردهاند و با هر اسکرول میل جدیدی را در وجودمان بیدار میکنند، مفهوم عفت و خویشتنداری از معنای سنتی خود فاصله گرفته و به یک ضرورت حیاتی برای بقای هویت انسان بدل شده است.
روایت مادران رزمندگان، داستان اشکهای منفعلانه نیست؛ این سلوک خاموش و پرصلابت، ستون فقرات امید و پایداری ملتی بود که داغ سنگین فرزند را به اقتدار و هویت جمعی تبدیل کرد.
کتاب «انسان و حیوان»، اثر مشترک یک کشیش مسیحی و روحانی مسلمان در موضوع اخلاق در کانادا چاپ شد.
تقلیل دینداری به اعمال فردی و غفلت از کیفیت مواجهه با خلق، از چالشهای بنیادین انسان معاصر است. امام عسکری علیه السلام با بازتعریف عبادت، معیار اصالت دین را در امتداد رفتارهای کوچه، بازار و زیست اجتماعی قرار میدهد.
مبلغ – سرویس جامعه:در فضای پرتلاطم دنیای امروز که رسانههای اجتماعی به ابزاری برای القای رویاها و آرزوهای دستنیافتنی تبدیل شدهاند، بازار مکارهای از شبهمعنویتها شکل گرفته است. اگر نگاهی به پربازدیدترین محتواهای پلتفرمهای دیجیتال بیندازیم، با طیف گستردهای از مبلغان روبرو میشویم که با زبانی چرب و نرم، مدعی کشف رازهای کائنات و فرمولهای طلایی […]
مبلغ در این نوشتار به نقش راهبردی بقاع متبرکه بهویژه حرم حضرت عبدالعظیم حسنی در کاهش تنشهای روانی شهروندان تهرانی و بازسازی سرمایه اجتماعی در جامعهای خسته پرداخته است.
محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: من گاهی در مراسمهای شبانه شرکت میکنم و میبینم یا در فضای مجازی منتشر میشود که برخی از کسانی که مرتکب الفاظ رکیک، توهین و حرفهای زشت و سخیف میشوند، از میان معممین یا افراد متدین جامعه هستند؛ دستکم ظاهرشان با آدمهای متدین تطبیق دارد. بعضی از عزیزان مداح را هم در همین موضوع میبینم.
دگرگونی در سبک تعاملات انسانی و تبدیل شدن شبکههای اجتماعی به تالار نمایش ثروتهای بیریشه، جامعه را در معرض یک بحران عمیق هویتی و فرسایش روانی قرار داده است؛ خطری که تاروپود اخلاق، آرامش خانوادهها و عزت نفس عمومی را تهدید میکند.
دگرگونی در مفهوم امنیت اقتصادی و غفلت از باور به رزق مقدر، جامعه امروز را با بحران فرسایش روانی و مسابقه پایانناپذیر انباشت سرمایه روبهرو کرده است. روایتی از پیامدهای اجتماعی حرص که ساختارهای اخلاقی و روابط انسانی را دستخوش تغییر قرار میدهد.
اگر فردی با وجود برخورداری از امکانات بیشتر همچنان احساس تنهایی و نارضایتی داشته باشد، شاید لازم باشد در تعریف خود از موفقیت بازنگری کنیم؛ چراکه توسعه واقعی زمانی محقق میشود که پیشرفتهای بیرونی در کنار بهبود احساس فردی و کیفیت روابط اجتماعی قرار گیرد.
حجت الاسلام دکتر زهیر اسلامی قرائتی، استاد حوزه و عضو هیئت علمی دانشگاه در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: در بسیاری از ادیان، نوعی شریعتگریزی و فاصله گرفتن از مناسک دیده میشود. انسان امروز نگاهی نقادانه و پرسشگر نسبت به سنت، گذشته و رویههای پیشین دارد و گاهی این سنن و احکام را در دنیای امروز، جامعه مدرن و تحولات آن، قابل فهم یا قابل اجرا نمیبیند و به همین دلیل از آنها فاصله میگیرد.
گاهی یک «تنبل»، «بیعرضه» یا «مشکلدار» گفتن، فقط یک جمله ساده نیست؛ ممکن است همان کلمه به تصویری تبدیل شود که فرد از خودش باور میکند. برچسبهایی که در خانه، مدرسه، محل کار و فضای مجازی میزنیم، چگونه شخصیت و آینده آدمها را تحت تأثیر قرار میدهند؟
نسل انقلاب عدالت را در مبارزه با فقر و استبداد جست؛ نسل اصلاحات در مشارکت سیاسی؛ و نسل دهه نود در آزادی فردی و حق انتخاب. این تنوع مصادیق، پرسش مهمی برپا میدارد: آیا عدالت مفهومی نسبی است که با هر نسل عوض شود، یا مفهوم ثابتی است که تنها نسبت جامعه با آن تغییر میکند؟ این مقاله با تکیه بر جامعهشناسی نسل، تجربه ایرانی را بررسی و استدلال میکند که عدالت به ارث برده نمیشود، اما اختراع هم نمیشود.
فقه اسلامی در یک نظام حقوق مبتنی بر تقسیم مسئولیت، سهم ارث و دیه زن و مرد را متفاوت قرار داده است. اما در جامعهای که زنان به اندازه مردان در اقتصاد خانواده مشارکت دارند، پرسش تازهای برپا میشود: آیا تفاوت حقوقی با تغییر شرایط اجتماعی، از «عدالت» به «تبعیض» تبدیل شده است؟ این نوشتار استدلال میکند که نه «برابری» بهتنهایی داور عدالت است و نه «سنت فقهی» از پرسش تاریخی مصون؛ و از اجتهاد جدید میخواهد مرز میان حکم قطعی، تفسیر فقهی و موضوع متغیر را بازشناسی کند.
امید همیشه به معنای رسیدن به آن چیزی نیست که میخواهیم؛ گاهی فقط یادآوری این حقیقت است که هنوز برای صدور حکم نهایی درباره آینده زود است. جایی میان یأس و خوشخیالی، امید به انسان اجازه میدهد دوباره تلاش کند، دعا کند، اشتباه خود را جبران کند و به گشایشی بیندیشد که شاید هنوز راهش را پیدا نکرده است.
آب آنقدر در زندگی روزمره ما حضور دارد که گاهی ارزش واقعیاش را فراموش میکنیم؛ اما قرآن با یک پرسش تکاندهنده هشدار میدهد: اگر روزی آب به اعماق زمین فرو برود، چه کسی میتواند آن را دوباره به ما بازگرداند؟ امروز اسراف، آلودگی، کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی این پرسش را بیش از همیشه جدی کردهاند.
شهر، فراتر از مجموعهی بناها و زیرساختها، «بسترِ زیستن» ماست؛ فضایی که در آن، فرصتها توزیع میشوند و هویتها شکل میگیرند. اما وقتی دسترسی به نور خورشید، آب پاکیزه، یا حتی یک پارک ساده، به امری لوکس و گران بدل میشود، آنگاه باید پرسید: «شهری با این مشخصات، آیا واقعاً «شهر» است؟» این مقاله در پی بازخوانی مفهوم عدالت در شهر، از منظرِ تجربه زیسته و تاریخیِ ایرانی است.
وقتی فناوری و کالاهای مدرن با سرعت به زندگی وارد میشوند، اما الگوهای ذهنی و ارزشهای اجتماعی در جای خود باقی میمانند، جامعه دچار یک شکاف عمیق میشود. این مقاله با تکیه بر نظریات جامعهشناس آمریکایی، رونالد اینگلهارت، به تحلیل پدیده توسعه نامتوازن در ایران میپردازد؛ وضعیتی که در آن مصرفگرایی جایگزین تحول فرهنگی شده و ابزارهای مدرن، در خدمت مناسبات قدیمی قرار گرفتهاند.
رضا معممیمقدم، مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه و دبیر ستاد بزرگداشت هفته وقف ۱۴۰۵، با تأکید بر ضرورت صیانت از حقوق موقوفات گفت: دستگاههای لشکری و کشوری که املاک موقوفه در اختیار دارند باید نسبت به تعیین تکلیف قانونی این املاک و پرداخت حقوق وقف اقدام کنند؛ چراکه وقف، امانت الهی و حق موقوفعلیهم است.
محبوس ماندن پژوهشها در کتابخانهها و مقالات بیاثر، دانش را از رسالت اصلی خود تهی کرده است؛ رویکردی که ضرورت تبدیل تخصص به راهکاری برای حل رنجهای عینی جامعه را یادآوری میکند.
وقتی دخل یک خانواده دیگر به خرجش نمیرسد، نخستین چیزی که کوچک میشود لزوما سفره نیست. گاهی آستانه صبر آدمها کوچک میشود؛ گفت و گوهای خانوادگی کمتر میشود، اختلافها زودتر بالا میگیرد و تصمیمهایی که در شرایط عادی غیرقابل قبول به نظر میرسیدند، کمکم قابل توجیه میشوند.
وقف را نمیتوان صرفاً یک کار خیر یا انفاقی مقطعی دانست؛ این سنت، سازوکاری هدفمند برای تبدیل داراییهای شخصی به سرمایههایی ماندگار در خدمت جامعه است.
اتوماسیون اداری سرعت تصمیمگیری و دسترسی به خدمات را افزایش داده است، اما وقتی سامانه جای انسان را بگیرد و نه ابزار خدمت او باشد، یک خطای ساده میتواند شهروند را میان صفحههای بیپاسخ، کدهای پیگیری و درهای بسته سرگردان کند.
استقلال سیاسی تنها به معنای داشتن پرچم و مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه به این معناست که مرکز تصمیمگیریهای کلان یک ملت در داخل همان کشور باشد. وابستگی به قدرتهای خارجی میتواند حکمرانی را از مسئولیتی اخلاقی در برابر مردم، به طرحی برای جلب رضایت بیگانگان تبدیل کند.
دیپلماسی غرب برای ایران همواره در دو پرده اجرا شده است؛ نخست پرده وعدههای رنگین و تضمینهای فریبنده، و دوم پرده واقعیت سخت و عهدشکنیهای مکرر. این مرور تاریخی نشان میدهد که ایران نه یک تئوری سیاسی، بلکه یک تجربه زنده از تاوان اعتماد به بیگانه است.
رضاشاه در کمتر از دو دهه ارتشی منظم، راهآهن، سازمان اداری متمرکز و نظام مالیاتی جدید ایجاد کرد، اما همین دولت مقتدر در شهریور ۱۳۲۰، بدون مقاومت مؤثر در برابر نیروهای شوروی و بریتانیا، فروپاشید. بررسی این سقوط در پرتو سخن امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمود حکومت با کفر میماند، اما با ظلم نمیماند، نشان میدهد قدرت نظامی بدون عدالت و رضایت مردم، امنیتی شکننده و موقتی میسازد.