معماری سنتی ایران فراتر از ترکیب خشت و آجر، ترجمان کالبدی اخلاق حیا و مردمداری بود؛ مهندسی هوشمندانهای که مانع نفوذ نگاه غریبه به امنترین پناهگاه زندگی میشد.
گسست از آینده و احساس رهاشدگی، رنجی خاموش است که پیش از هر اقدامی رخ میدهد؛ سوره مبارکه ضحی بدون نادیدهگرفتن تاریکی رنج، افق مسدودشده زندگی را با نفی تنهایی و نوید گشایش بازمیگشاید و چارچوبی امیدبخش برای پیشگیری از بحرانهای روانی پیش چشم میگذارد.
فضای عمومی و شبکههای اجتماعی این روزها بیش از هر زمان دیگری میزبان موجهای سنگین قضاوت و محکومکردن دیگران است؛ اما ریشههای روانشناختی این رفتار دوگانه چیست و چرا میان نقد عادلانه و محکومکردن شخصیت دیگران فاصله زیادی وجود دارد؟
دکتر یاسر احمدوند، کارشناس فرهنگی در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: در حوزه اندیشه دینی نیز پس از انقلاب، زمینههای تازهای برای پژوهش و تولید آثار علمی فراهم شد. مباحثی مانند فلسفه اسلامی، علم کلام، تفسیر قرآن، فقه، اخلاق، اندیشه سیاسی اسلام و نسبت دین با مسائل جدید اجتماعی، در مراکز مختلف علمی و پژوهشی گسترش پیدا کرد.
مسجد امام علی هامبورگ توسط دولت آلمان بهطور موقت تعطیل شد و اکنون بیش از دو سال از این واقعه میگذرد. در این مدت، عدهای در پی یافتن راهی برای بازگشایی آن بودهاند.
تبدیل کردن ضعفها یا ویژگیهای شریک زندگی به دستمایه خنده، صمیمیت زناشویی را به میدان ناامنی عاطفی بدل میسازد و حریم امن خانه را در سراشیبی فروپاشی تدریجی قرار میدهد.
ترس از قضاوت جمع و خجالتزدگی مزمن، اغلب زیر عنوان مقدسی چون حیا پنهان میشود؛ خطایی شناختی که نوعی نقص روانی را به جای یک فضیلت متعالی مینشاند و درمان را به تعویق میاندازد.
در روزگاری که تورم، اخبار ناامنی و فشار شبکههای اجتماعی روان جامعه را فرسوده کرده است، تبیین قرآنی «سکینه» نشان میدهد که ایمان نه ابزاری برای انکار واقعیت یا جایگزین تدبیر اقتصادی و درمانی، بلکه لنگرگاهی برای حفظ عاملیت، معنا و تابآوری انسان در دل جهانی ناآرام است.
در عصر زیست شیشهای که حریمهای خصوصی فرو ریخته است، مادر به عنوان نگهبان اصلی اسرار خانواده، نقشی فراتر از یک مربی، بلکه در قامت لنگرگاهی برای ثبات روانی اعضای خانه ایفا میکند.
ادیان توحیدی با وجود تنوع در شریعتها، در یک جوهره اخلاقی به صداقت پیوند خوردهاند؛ اصلی که معیار واقعی سنجش دینداری و نقطه آغاز رسالت پیامآوران بوده است.
بازاری که در آن سود لحظه ای بر صداقت، امانت و وفای به عهد غلبه کند، شاید چند صباحی پررونق به نظر برسد، اما در عمل به فرسایش اعتماد عمومی و سنگین تر شدن هزینه زندگی همه منجر می شود.
اعتراف صادقانه به سهم خویش در مشاجرات خانوادگی، تسلیم شدن در برابر طرف مقابل نیست؛ بلکه اقدامی جسورانه برای متوقف ساختن چرخه فرسایشی انتقام و بازگشت مهر به خانه است.
فاصله میان دیدن یک محتوای بریدهشده تا صدور حکم قطعی علیه حیثیت یک انسان در زیستبوم دیجیتال به کسری از ثانیه رسیده است؛ شتابی ویرانگر که با حس امنیت کاذب پشت صفحهنمایش همراه میشود.
محمدرضا زائری، دکترای تطبیقی ادیان از داننشگاه فرانسوی بیروت در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: روشنفکر، هنرمند و ادیب در جایگاهی قرار گرفتهاند که قدرت قلمشان، چهبسا از تفنگ و سلاح نیز بیشتر بوده است. این مضمون را در باورهای دینی خودمان هم داریم؛ آنجا که گفته میشود: «مداد العلما افضل من دماء الشهدا»؛ یعنی قلم عالمان از خون شهیدان برتر است.
جامعه ایران امروز بر لبه یک دوراهی اخلاقی ایستاده است. آیا مدارا فضیلتی است که باید تا پای ویرانیِ فرد ادامه یابد، یا طلاق راهکاری است که باید جایگزین صبر شود؟ این جستار با واکاوی منطق آیات قرآن و یافتههای روانشناسی خانواده، نشان میدهد که نه تقدیس ماندن به قیمت رنج، و نه تجویز طلاق به بهانه رضایت فردی، هیچکدام راهکار نهایی نیستند؛ بلکه مسئله اصلی، بازتعریف کیفیت رابطه و مرزهای کرامت انسانی است.
هجوم پیام های تحقیرآمیز و ترور شخصیت در فضای مجازی آسیب های عمیق عاطفی بر جا می گذارد، اما با شناخت مکانیسم های روانی مهاجمان و فعال سازی مسئولیت فردی می توان کرامت انسانی را به مکالمات برخط بازگرداند.
محیط کار مدرن تنها محل مبادله پول و زمان نیست؛ بلکه عرصه آزمون قدرت، مسئولیت و کرامت انسانی است. بازخوانی سیره علوی در نامه به مالک اشتر نشان میدهد که انضباط سازمانی و مسئولیتخواهی، هرگز مجوزی برای شکستن شأن انسان و تخریب امنیت روانی کارمندان نیست.
در تقابل میان سنت محاسبه نفس و مفهوم مدرن شفقت با خود، پرسش بنیادین این است که آیا انسان مؤمن میتواند داور رفتار خویش باشد و همزمان دشمن خود نشود؟ بازخوانی این چالش در پرتو آموزههای اسلامی، مرز میان نقد سازنده رفتار و تحقیر هویت انسانی را آشکار میسازد.
یونس بختی، مسئول دفتر نمایندگی ولیفقیه در سازمان جوانان جمعیت هلالاحمر در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: به نظر من مسئله اصلی، لزوماً «گریز جوان از معنویت» نیست؛ بلکه فاصله میان نیاز فطری او به معنویت و شیوهای است که این معنویت به او عرضه میشود.
گاهی دل انسان آرام است و خودش احساس ترس نمیکند، اما بدنش ناگهان به لرزه میافتد، قلبش تند میزند و حتی حرف زدن برایش دشوار میشود؛ گویی بدن، اضطرابی را فریاد میزند که ذهن از آن بیخبر است. این واکنشها ممکن است ریشه در اضطرابهای پنهان و موقعیتی داشته باشد؛ اما در کنار راهکارهای روانشناختی، آموزههای دینی نیز برای آرام کردن دل بیقرار، بر دعا، توکل و پناه بردن به خداوند تأکید دارند.
آیتالله العظمی نوری همدانی، از مراجع تقلید، صبح امروز برای پیگیری روند درمان در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شد.
ناصر مهدوی، پژوهشگر حوزه فلسفه و دین در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: در شفقتورزی باید به درون نسل جوان سفر کنیم و با شنیدن نالههای ناشنیده آنها و نیازهای سرکوبشدهشان، به آنها فرصت انتخاب، ابراز وجود، داشتن حریم خصوصی و حق انتخاب شیوه زندگی بدهیم.
در میانه هجوم پیامهای بیپایان و دغدغههای اقتصادی، بسیاری از ما گمان میکنیم فرصتی برای خلوت با خدا نمانده، در حالی که مشکل اصلی در شلوغی ساعتها نیست بلکه در پراکندگی دلهاست.
در روزگاری که موفقیت یک شبه و تغییر ناگهانی به شعار شبکههای اجتماعی بدل شده، ادبیات فارسی و حکمت علوی یک نسخه متفاوت پیش روی مخاطب میگذارند: نیکی را کم آغاز کن، اما رها نکن.
بزرگترین نعمت، نعمت «شناختن» است. انسان ممکن است چشم داشته باشد، اما دلش نبیند؛ دنیا را ببیند، اما خدا را نه.
بسیاری از ما عبادات را مانند باری سنگین بر دوش میکشیم، در حالی که امام چهارم در مناجات محبین نشان میدهد بندگی نه یک تکلیف ملالآور، بلکه پناهگاهی عاطفی برای التیام دلهای فرسوده است.
بازخوانی سنت فکری اهل بیت نشان میدهد که ارزش و ماهیت رفتارهای انسان وابسته به کالبد ظاهری آنها نیست، بلکه جهتگیری پنهان و نیت باطنی، تعیینکننده وزن حقیقی افعال در نظام هستی است.
بازگشایی مدارس برای مادران شاغل همواره با موجی از اضطراب، کمبود وقت و احساس گناه همراه است، اما با بازتعریف کیفیت حضور و جایگزینی هدایت گری به جای کنترل گری می توان محیط خانه را به بستری آرام برای رشد تحصیلی تبدیل کرد.
خوارج با استناد به گزاره حق «لا حکم الا لله» ضرورت حکومت و سازمان های انسانی را انکار کردند، اما امام علی علیه السلام با تفکیک میان منشا حق و سازوکار اجرا، ثابت کرد دین برای تحقق عدالت در جامعه به نهاد و قدرت سیاسی نیازمند است.
در نگاه علوی، دینداری تنها در خلوت با خدا معنا نمیشود. هرجا «توانایی» وجود دارد، «تکلیف» نیز متولد میشود. این نوشتار با واکاوی خطبه ۱۲۳ و عهدنامه مالک اشتر، تبیین میکند که چگونه برتری در امکانات، نه یک امتیاز شخصی، که مجوزی برای مسئولیت در برابر حقوق دیگران است.