سنت اگر زنده نباشد، فقط یک اثر موزهای است
مبلغ – سرویس زندگی: در اصفهان، ممکن است از کنار یک خانه تاریخی عبور کنیم که هنوز حیاط مرکزی، ارسی، حوض و آجرکاریهای آن حفظ شده است. اما اگر قرار باشد این خانه فقط برای بازدید گردشگران باقی بماند و دیگر نتواند محل زندگی انسان امروز باشد، چه چیزی از سنت باقی مانده است؟ این پرسش را میتوان درباره بسیاری از عناصر فرهنگ ایرانی مطرح کرد؛ از معماری و آیینها گرفته تا خانواده، اخلاق، مناسک دینی و شیوههای معاشرت.
آیا سنت چیزی است که باید عینا حفظ شود یا چیزی که باید دوباره فهمیده شود؟
این پرسش، برخلاف ظاهرش، دعوایی میان «سنتگراها» و «مدرنها» نیست. مسئله عمیقتر است: اگر سنت قرار است همچنان در زندگی انسان امروز حضور داشته باشد، باید چگونه با جهانی که دیگر جهان دیروز نیست وارد گفتوگو شود؟ داریوش شایگان بخش مهمی از زندگی فکری خود را صرف همین پرسش کرد؛ هرچند تحلیل و موضع او در طول زمان تغییر کرد.
سنت در برابر مدرنیته؛ یک دوگانه ساده نیست
در دورهای از اندیشه معاصر ایران، مواجهه با مدرنیته اغلب به انتخاب میان دو سوی یک دوگانه فروکاسته میشد: یا سنت را نگه داریم یا مدرن شویم.
شایگان در آثار نخستین خود، بهویژه در کتاب «آسیا در برابر غرب»، با نقد بحرانهای تمدن مدرن و توجه به ظرفیتهای معنوی تمدنیدهتر شد و خودش شد. اما مسیر فکری او بعدتر پیچیدهتر شد و خودش نیز از برخی صورتبندیهای دوره نخست فاصله گرفت. او در گفتوگویی صریح توضیح میدهد که کتاب «آسیا در برابر غرب» به شکلهای مختلفی فهمیده شده و خود او در ادامه، به نقد تبدیل سنت به ایدئولوژی رسیده است.
اهمیت این تحول در یک نکته است: شایگان بهتدریج از مسئله «سنت در برابر مدرنیته» به مسئله دشوارتر «نحوه زیستن میان سنت و مدرنیته» رسید.
در این نگاه، انسان معاصرته» رسید.
در این نگاه، انسان معاصری محصور کند؛ همانطور که نمیتواند گذشته خود را با یک تصمیم کنار بگذارد.
سنت را نمیتوان فریز کرد
یکی از نکات جالب در اندیشه متاخر شایگان، تاکید او بر این است که سنت را نمیتوان مفهومی یکسان برای همه انسانها دانست. او در گفتوگویی درباره جایگاه سنت میگوید سنت برای هر کس معنایی دارد و نمیتوان آن را به صورت مفهومی کلی تعریف کرد؛ به تعبیر او، انسان سنتی احساس میکرد «آدرس و نشانی» خود را دارد، در حالی که انسان متجدد باید مسیر خود را پیدا کند.
این حرف را میتوان یک قدم جلوتر برد: سنت وقتی فقط به دستورالعملی برای تکرار گذشته تبدیل شود، دیگر سنتی زنده نخواهد بود.
سنت زنده چیزی است که هنوز بتواند برای انسان پرسش ایجاد کند. برای مثال، معماری سنتی اصفهان فقط مجموعهای از شکلها و تزئینات نیست. پشت آن نوعی تصور از نسبت انسان، خانه، همسایه، خلوت، طبیعت و اجتماع قرار دارد. اگر این منطق را بفهمیم، میتوانیم از آن برای معماری امروز الهام بگیریم؛ اما اگر فقط ظاهر طاق و ارسی را کپی کنیم، با یک بازسازی صوری مواجهیم، نه با تداوم یک سنت. همین مسئله درباره اخلاق و دین نیز صادق است.
سنت دینی؛ میراثی برای تکرار یا معنایی برای کشف دوباره؟
در کاربرد دینی و اسلامی، مفهوم «سنت» نیز با تداوم و انتقال همراه است؛ اما این تداوم لزوما به معنای تکرار صورتهای تاریخی نیست. قرآن بارها انسان را به تامل، تعقل و تدبر فرامیخواند. حتی در مواجهه با میراث پیشینیان نیز صرفا به دلیل «قدیمی بودن» آن را معتبر نمیداند. قرآن در سوره بقره، آیه ۱۷۰، در نقد کسانی که تنها به دلیل پیروی از نیاکان بر باور خود اصرار میکنند، میپرسد: «أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا؟»؛ آیا اگر پدرانشان چیزی نمیفهمیدند نیز باید از آنان پیروی کنند؟
این نگاه، یک پیام مهم برای نسبت دین و سنت دارد: وفاداری به میراث دینی، اگر بدون فهم، عقلانیت و تشخیص سنت معتبر باشد، میتواند به جمود بینجامد. از این منظر، بازخوانی سنت به معنای کنار گذاشتن آن نیست؛ به معنای پرسیدن دوباره از معنای آن است. این بازخوانی باید با تکیه بر قرآن، سنت معتبر پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام، عقل و روش درست فهم دین انجام شود.
شریعتی؛ «بازگشت» برای ماندن در گذشته نبود
در اینجا میتوان به علی شریعتی نیز رسید؛ متفکری که پروژه فکریاش تا حد زیادی حول مسئله «بازگشت به خویشتن» شکل گرفت. اما «بازگشت» شریعتی را نباید با بازگشت به گذشته یکی گرفت.
شریعتی در سخنرانی «بازگشت به خویشتن» تاکید میکند که اسلام نباید صرفا بهعنوان میراثی موروثی پذیرفته شود، بلکه باید آگاهانه و متناسب با وضعیت انسان معاصر فهم شود. در همان سخنرانی، او مسئله «بازگشت به خویشتن» را با بازگشت به فرهنگی تاریخی پیوند میزند که بتواند برای انسان امروز آگاهی و حرکت ایجاد کند. به همین دلیل، شریعتی در برابر سنتی منجمد قرار میگیرد؛ سنتی که صرفا به دلیل قدمت خود مطالبه اطاعت میکند.
البته پروژه شریعتی خالی از مناقشه نیست. صورتبندی او از اسلام بهعنوان نوعی ایدئولوژی دینی و تلاشش برای بازسازی مفاهیم دینی، بعدها نقدهای جدی برانگی، بعدها نقدهای جدی برانگیخت. خود، بهصراحت از تبدیل سنت به ایدئولوژی انتقاد کرد و در گفتوگویی، شریعتی را از همین زاویه نقد کرد.
اما یک درس شریعتی همچنان برای امروز قابل توجه است: اگر شیوه تبیین سنت نتواند با زبان و نیازهای زمانه ارتباط برقرار کند، نسل جدید لزوما به آن پشت نمیکند؛ ممکن است اساسا دیگر نتواند معنای آن را بفهمد.
«هویت چهلتکه»؛ واقعیتی که نمیتوان انکارش کرد
شایگان در کتاب «افسونزدگی جدید» مفهوم معروف «هویت چهلتکه» را برای توصیف انسان معاصر مطرح کرد؛ انسانی که دیگر در یک فرهنگ بسته و یکپارچه زندگی نمیکند و عناصر متنوع فرهنگی، تاریخی و فکری را همزمان تجربه میکند. او این وضعیت را با مفهوم «تفکر سیار» همراه میکند؛ نوعی حرکت میان قلمروهای مختلف فکری و فرهنگی.
این مفهوم برای ایران امروز بسیار قابل تامل است.
ممکن است یک جوان ایرانی همزمان حافظ بخواند، موسیقی جهانی گوش دهد، به معماری صفوی علاقه داشته باشد، از آیفون استفاده کند، در شبکههای اجتماعی جهانی حضور داشته باشد و در مراسم مذهبی خانواده شرکت کند. این تناقض لزوما نشانه فروپاشی هویت نیست.
ممکن است شکل تازهای از هویت باشد.
مسئله زمانی آغاز میشود که نتوانیم میان این عناصر رابطهای معنادار برقرار کنیم و صرفا مجموعهای از قطعات بیارتباط باشیم. در اینجا «سنت» میتواند نقش یک منبع معنایی را ایفا کند؛ نه برای اینکه همه چیز را به گذشته بازگرداند، بلکه برای اینکه به این قطعات پراکنده امکان گفتوگو با یکدیگر بدهد.
از اصفهان تاریخی تا اصفهان امروز
میراث فرهنگی زمانی زنده میماند که فقط موضوع حفاظت نباشد؛ موضوع استفاده و بازآفرینی نیز باشد.
اصفهان را میتوان نمونه روشنی از این مسئله دانست. میدان نقشجهان، مسجدها، بازارها، پلها و خانههای تاریخی این شهر فقط آثار گذشته نیستند؛ آنها بخشی از حافظه فرهنگی شهر هستند. اما اگر میراث تاریخی صرفا در قالب عکس یادگاری، موزه و گردشگری باقی بماند، ارتباط آن با زندگی روزمره قطع میشود. در مقابل، اگر منطق پشت این میراث فهم شود، میتواند به طراحی شهری، معماری، صنایع دستی، هنر و حتی سبک زندگی امروز راه پیدا کند.
این همان تفاوت میان حفظ سنت و زنده نگه داشتن سنت است.
حفظ سنت میگوید: «این را همانطور که بوده نگه دار.»
زنده نگه داشتن سنت میپرسد: «این میراث چه چیزی برای امروز ما دارد؟»
سنت اگر پرسشپذیر نباشد، به جزم تبدیل میشود
یکی از مهمترین درسهای شایگان برای امروز شاید همین باشد که نه میتوان با نوستالژی به گذشته پناه برد و نه میتوان با شیفتگی نسبت به مدرنیته، گذشته را بیارزش تلقی کرد. او در مسیر فکری خود از تقابل ساده شرق و غرب فاصله گرفت و به وضعیت بینابینی انسان معاصر توجه بیشتری نشان داد؛ وضعیتی که در آن فرهنگها در یکدیگر نفوذ کردهاند و دیگر نمیتوان از هویتهای کاملا خالص و جدا از هم سخن گفت.
از این زاویه، سنتاز این زاویه، سنت نه یک زندء عتیقه.
سنت، اگر قرار است زنده بماند، باید امکان بازخوانی داشته باشد.
این بازخوانی نه به معنای تسلیم شدن در برابر مدرنیته است و نه به معنای تقدیس گذشته. اتفاقا دشوارترین راه همین راه سوم است: حفظ هیم.
مسئله امروز؛ چگونه سنت صورتهای تاریخی آن را دوباره میآزماییم.
مسئله امروز؛ چگونه سنت را دوباره قابل زیستن کنیم؟
نسل جدید لزوما با سنت دشمن نیست؛ با سنتی مشکل دارد که نمیتواند توضیح دهد چرا باید هنوز مهم باشد.
اگر از جوان امروز بخواهیم یک ارزش اخلاقی را بپذیرد، صرفا گفتن اینکه «این سنت ماست» کافی نیست. باید بتوانیم نشان دهیم آن ارزش چه مسئلهای از زندگی امروز را حل میکند. اگر از حیا سخن میگوییم، باید بتوانیم آن را در جهان شبکههای اجتماعی معنا کنیم. اگر از سادهزیستی سخن میگوییم، باید نسبت آن را. اگر از سادهزیستی سخن میگوییم، باید نسبت آن راگوییم، باید نشان دهیم چگونه میتوان همزمان از خانواده و استقلال فردی دفاع کرد. و اگر از دین سخن میگوییم، باید امکان طرح پرسشهای انسان امروز و پاسخگویی روشمند و مستند به آنها را فراهم کنیم. در غیر این صورت، سنت ممکن است همچنان در کتابها، بناها و مراسم حضور داشته باشد، اما از زندگی خارج شود.
شاید شود.
شاید مسئله اصلی امروز حفظ سنت نباشد؛ نجات به موزه باشد.
زیرا سنتی که نتواند در جهان امروز دوباره معنا پیدا کند، حتی اگر همه شکلهای ظاهریاش را حفظ کنیم، بهتدریج از زندگی انسان حذف خواهد شد. و شاید این همان جایی باشد که میراث شایگان و پرسش شریعتی به هم نزدیک میشوند: یکی از «هویت چهلتکه» انسان معاصر سخن میگوید و دیگری از «باز با یک مسئله اساسی روبه؛ اما هر دو، به شیوه خود، ما را با یک مسئله اساسی روبهرو میکنند:
چگونه میتوان گذشته را حفظ کرد بیآنکه در گذشته زندگی کنیم؟


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0