یکی از ویژگیهای برجسته قرآن کریم، تنوع شگفتانگیز در شیوه بیان است. خداوند حکیم برای انتقال مفاهیم و تبیین آموزههای خود، از روشهای گوناگونی بهره گرفته است؛ از بیم و بشارت گرفته تا استدلال عقلی و فطری، موعظه، جدال به احسن، قصهگویی، تهدید، تشویق، تنبیه، تحریک و تلطیف.
دیدار پیامبر اعظم(ص) در قیامت آرزوی مؤمنان است؛ اما بر اساس روایتی که حجتالاسلام فرحزاد نقل کرده، سه گروه به دلیل برخی رفتارها از این دیدار محروم میشوند؛ از دائمالخمرها و عاق والدین تا کسانی که با شنیدن نام پیامبر(ص) صلوات نمیفرستند.
خداوند خالق جهان است، جهان را از چه چیزی آفریده است؟ این پرسش را یک زندیق در مناظرهای با امام صادق(ع) مطرح کرد؛ اما پاسخ امام(ع) نهتنها پیشفرض او درباره «ماده اولیه آفرینش» را به چالش کشید، بلکه استدلالی تأملبرانگیز درباره آغاز جهان و نیازمندی مخلوقات به خالق ارائه کرد.
آیا قرآن درباره زمان آفرینش زمین و آسمان دچار تناقض شده است؟ بررسی دقیق واژههای آیات سورههای بقره و نازعات نشان میدهد ماجرا چیز دیگری است و یک ترجمه نادرست میتواند منشأ این شبهه باشد.
یکی از پرسشهایی که در بحث «عدل الهی» مطرح میشود، این است که اگر خداوند همه چیز را بر اساس حکمت و در بهترین نظام آفریده است، پس وقوع حوادثی مانند زلزله، سیل، طوفان و شیوع بیماریها که گاهی به مرگ انسانها، ویرانی خانهها و بیخانمانی بازماندگان منجر میشود، چگونه قابل توجیه است؟
حقالناس و حقالله هر دو در آموزههای دینی جایگاهی مهم دارند، اما وقتی سخن از مسئولیت انسان در برابر خداوند و بندگان او به میان میآید، این پرسش مطرح میشود که کدامیک اولویت دارد و تضییع حقوق دیگران چه پیامدی خواهد داشت؟
«شبهه آکل و مأکول» یکی از پرسشهایی است که در بحث معاد و حشر انسان مطرح میشود. پرسش اصلی این است: اگر انسانی پس از مرگ، در چرخه طبیعت قرار گیرد و بخشی از مواد بدن او از طریق تغذیه وارد بدن انسان دیگری شود، در روز قیامت چه اتفاقی برای این مواد خواهد افتاد؟ بدن کدامیک از این دو انسان محشور میشود؟
برخی از آیات و روایات ممکن است در نگاه نخست، معنایی چالشبرانگیز به ذهن متبادر کنند؛ اما با دقت بیشتر در مفهوم و مقصود آنها، میتوان به معنایی دقیقتر رسید و از برداشتهای نادرست فاصله گرفت.
تطهیر حضرت عیسی (ع) در آیه ۵۵ سوره آلعمران به معنای مجازی و به معنای نجات جان ایشان از توطئه یهودیان برای قتل است.
وقتی در قرآن با تعابیری مانند «جبّار»، «مکر» و «ضرر» درباره خداوند روبهرو میشویم، ممکن است در نگاه نخست معنایی متفاوت از آنچه درباره خدای مهربان میشناسیم به ذهن برسد؛ اما آیا این برداشت نخستین، با معنای واقعی این تعابیر در قرآن همخوان است؟
حجتالاسلام و المسلمین رضا محمدی در پاسخ به پرسشی دربارهی معنای رایجِ «دیدار به قیامت» توضیح داد که این تعبیر در گفتار عامه، بیشتر ناظر به قیامت صغرا یعنی مرگ و مرحلهی پس از آن است، نه لزوماً قیامت کبرا.
انسان موجودی برخوردار از عقل، شهوت و اختیار است؛ ظرفیتی که او را میان سقوط و تعالی قرار میدهد. جهل، نبودِ توجه به عقل و علم است و همین امکان انتخاب، زمینه رشد انسان و رسیدن او به مقامی فراتر از فرشتگان را فراهم میکند.
ناصر مهدوی، پژوهشگر حوزه فلسفه و دین در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: اصل این است که قرآن و مخاطب آن، انسان است و هیچ واسطهای میان انسان و خداوند وجود ندارد. اگر انسانها با مشکلی مواجه شدند، در آن صورت به یک متخصص مراجعه کنند؛ اگر او واقعاً متخصص باشد و بتواند به پرسشها پاسخ دهد.
تکبّر از رذایل اخلاقی است که انسان را به بزرگ دیدن خویش و کوچک شمردن دیگران میکشاند؛ اما ریشههای آن تنها در ثروت، قدرت یا جایگاه اجتماعی خلاصه نمیشود. علم، عبادت، نسب، زیبایی، فزونی یاران و حتی احساس کمال نیز میتوانند زمینهساز این بیماری اخلاقی شوند.
تکبّر و استکبار، تنها یک خصلت ناپسند اخلاقی نیست، بلکه رذیلهای ویرانگر است که میتواند انسان را از پذیرش حق، کسب دانش، اصلاح خویش و حتی حفظ جایگاه اجتماعی محروم سازد. این خوی زشت، در ساحت فردی و اجتماعی، پیامدهایی چون کفر، انزوا، محرومیت از موفقیت و ... را به دنبال دارد.
تصور کنید در یک دادگاه بزرگ نشستهاید و قاضی با نگاهی نافذ به پروندههای روی میز خیره شده است؛ در این فضا هرگونه توصیه یا میانجیگری بوی پارتیبازی و بیعدالتی میدهد. بسیاری از منتقدان و حتی دینپژوهان با همین نگاه به سراغ مفهوم شفاعت میروند و میپرسند چگونه ممکن است خداوند عادل، جرم کسی را به خاطر وساطت دیگری نادیده بگیرد؟
شمر بن ذیالجوشن، با وجود مشارکت در شهادت امام حسین(ع)، اطاعت از فرمان حاکمان را توجیه رفتار خود میدانست. در کنار این گزارش، روایتی منقول از حذیفه درباره اطاعت از امیر حتی در صورت ظلم، زمینه بررسی مبانی فکری این رفتار را فراهم میکند.
اگر خداوند انسان را در «أحسن تقویم» آفریده است، پس نقصهای مادرزادی چگونه با عدالت و حکمت الهی سازگار میشود؟ این پرسش از دیرباز ذهن بسیاری را درگیر کرده است. در نگاه معارف اسلامی، بیماری و نقص جسمی لزوماً نشانه بیعدالتی یا بیحکمتی خداوند نیست؛ بلکه عواملی همچون تزاحم علل طبیعی، رفتار انسان و شرایط محیطی میتوانند در بروز برخی ناهنجاریها نقش داشته باشند. در عین حال، خداوند برای رنجدیدگان، تکلیف متناسب با توان و پاداشی ویژه قرار داده است؛ تا آنجا که بلا و محرومیتی که انسان نقشی در ایجاد آن نداشته، میتواند در مسیر رشد و جبران اخروی او معنا پیدا کند.
رسول خدا در اجرای فرمان خویش در مورد اعزام سپاه اصرار فراوان داشت. مورخان گفت و گویی میان پیامبر و اسامه را نقل می کنند که در آن اسامه خواستار درنگ در حرکت سپاه تا زمان شفا یافتن و اطمینان از حال رسول خدا بوده و در مقابل رسول خدا اصرار به ملحق شدن همه افراد به سپاه اسامه و حرکت سپاه دارد.
رحلت پیامبر اسلام، نه تنها پایان یک زندگی، بلکه پایان یک جریان پیوسته و روزمره از نزول آیات الهی بر قلب انسان بود. سکوت وحی پس از ایشان، برای اصحاب و امت، لحظهای تکاندهنده و سؤالبرانگیز بود؛ لحظهای که آسمان دیگر بر زمین نازل نمیشد و بشر در ظاهر، در برابر جهانی پیچیده، بیواسطه وحی ایستاده بود. اما این خاموشی، آغازی برای بلوغ و مسئولیتپذیری جامعه انسانی بود.
شاید در نگاه اول، التماس مردی برای حرکتِ یک فندک توسط خداوند، طنزی تلخ به نظر برسد؛ اما این ویدیو نمادی از عمیقترین خطای معرفتشناختی در عصر مدرن است. خداوند رقیب اسباب طبیعی نیست؛ بلکه هستیبخش آنهاست و حتی اراده و توانایی انسان نیز در هر لحظه نیازمند فیض وجود اوست.
شاید برای بسیاری این سؤال پیش آمده باشد که چرا بعضی ماههای قمری ۲۹ روزهاند و بعضی ۳۰ روزه؛ آیا ماهها همیشه باید یکی در میان ۳۰ و ۲۹ روز باشند؟ پاسخ این است که ماجرا به تفاوت میان «ماه حسابی» و «ماه هلالی» برمیگردد؛ جایی که رؤیت هلال میتواند نظم ظاهراً ثابت تقویم را تغییر دهد.
یکی از مباحث قابل تأمل در بررسی دیدگاههای انجمن حجتیه، نحوه مواجهه با سیره و نهضت امام حسین علیهالسلام و مسئله الگوگیری از رفتار آن حضرت است؛ بهویژه آنجا که به دلیل جایگاه عصمت امام، استخراج دستورالعملهای عملی و کلی از حرکت سیدالشهدا علیهالسلام برای انسانهای عادی مورد مناقشه قرار میدهد!
سیدالشهدا علیهالسلام قلهٔ «اِباء» و نماد انتخاب آگاهانهٔ عزت بر زندگیِ آمیخته با ذلت است؛ انتخابی که در کربلا به آشکارترین شکل جلوه کرد و عاشورا حادثهای ناگهانی نبود، بلکه فوران جراحتها و عفونتهای اجتماعیِ چند دههای بود؛ فرایندی که در دامنهٔ آن، صبر و صلح امام حسن مجتبی(ع)نیز بهعنوان جلوهای دیگر از جهاد و عزت معنا مییابد.
چه کسی پیکر مطهر امام حسین(ع) را به خاک سپرد؛ امام سجاد(ع) یا قبیله بنیاسد؟ این پرسش از دیرباز یکی از مباحث مهم تاریخ عاشورا بوده است. با دقت در روایات اهلبیت(ع) و گزارشهای تاریخی روشن میشود که نهتنها میان این دو روایت تعارضی وجود ندارد، بلکه هر یک بخشی از حقیقت این واقعه را بازگو میکنند؛ حقیقتی که جلوهای از جایگاه ویژه امامت و کرامت الهی را به نمایش میگذارد.
بیتوجهی همسر به نماز، برای بسیاری از زنها و مردهای متدین فقط یک نگرانی عبادی نیست؛ زخمی خاموش در دل زندگی مشترک است. اما تجربه نشان داده تذکرهای مستقیم، سرزنشهای پیدرپی و تبدیل نماز به میدان دعوا، نهتنها اثر تربیتی ندارد، بلکه گاهی فاصله عاطفی و دینی را بیشتر میکند.
برای بسیاری این پرسش جدی است که اگر راه کربلا باز نبود، هزینه سفر فراهم نشد یا بیماری و گرفتاری مانع شد، آیا زیارت از راه دور فقط مایه آرامش عاطفی است یا در روایات نیز برای آن جایگاهی واقعی بیان شده است؟ مرور احادیث نشان میدهد زیارت از راه دور در سنت شیعه، راهی معتبر و توصیهشده است؛ هرچند با زیارت حضوری، در همه آثار و مراتب، یکسان دانسته نشده است.
مسئله حضور خاندان امام حسین علیهالسلام در کربلا در نخستین اربعین، از موضوعات مورد بحث میان پژوهشگران تاریخ عاشوراست؛ موضوعی که برخی آن را پذیرفته و برخی دیگر با توجه به ملاحظات تاریخی و زمانی، در آن تردید کردهاند.
هر روز در فضای مجازی، دهها ادعا درباره قرآن دستبهدست میشود؛ از نقلقولهای ناقص گرفته تا برداشتهایی که در نگاه نخست قانعکننده به نظر میرسند. اما پیش از آنکه درباره این ادعاها قضاوت کنیم، باید بدانیم با یک «شبهه» چگونه باید مواجه شد.
در مواجهه با تلاطمهایِ زندگی و بنبستهایِ ناگهانی، مرزِ باریکی میانِ ابتلایِ الهی و پیامدِ منطقیِ کنشهایِ ما وجود دارد که درکِ آن، کلیدِ رهایی از انفعال و رسیدن به بلوغِ معنوی است.