پیوند عمیق فقه و اخلاق در سلوک دین‌داری معاصر

فراتر از بایدها و نبایدهای سرد؛ راز کسانی که با تکالیف دینی زندگی می‌کنند

نگاه مکانیکی به شریعت موجب فاصله افتادن میان احکام و معنویت شده است؛ رویکردی که مرز باریک میان انجام خشک تکالیف و جوشش عاشقانه در ساحت دین‌داری را بازتعریف می‌کند.

مبلغ – سرویس معارف: در روزگاری که شتاب زندگی مدرن بسیاری از مفاهیم عمیق انسانی را به قالب‌های خشک اداری و فرمول‌های بدون روح تبدیل کرده است، نوع مواجهه ما با دین و فرامین الهی نیز گاهی در معرض این آفت قرار می‌گیرد. اگر به ویترین گفت‌وگوهای روزمره در شبکه‌های اجتماعی، برنامه‌های گفت‌وگومحور یا حتی نشست‌های خانوادگی نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که برای گروهی از نسل جدید، احکام دینی به مجموعه‌ای از بایدها و نبایدهای سنگین، بی‌انعطاف و گاه ملال‌آور تقلیل یافته است. گویی شریعت صرفا فهرستی از وظایف پلیسی و حقوقی است که انسان موظف است برای رهایی از عقاب یا دریافت پاداش آن‌ها را به انجام برساند. این تلقی خشک و حقوقی محض، فاصله‌ای عمیق میان فقه و اخلاق ایجاد کرده و جان‌مایه اصلی دین یعنی محبت و عشق به پروردگار را در حاشیه قرار داده است. در حالی که با تدقیق در منظومه معرفتی اسلام ناب و مکتب اهل بیت، فقه نه تنها یک نظام خشک کنترل رفتار نیست، بلکه الفبای اولیه و بستر تجلی عمیق‌ترین عواطف انسانی و زیباترین مراتب دلدادگی به خالق هستی است.

برای فهم دقیق این موضوع می‌توان به رفتارهای روزمره و تعاملات انسانی خودمان نگاه کرد. وقتی در روابط عاطفی، میان دو دوست صمیمی یا میان زن و شوهر، محبتی حقیقی جریان دارد، رفتارها و مراقبت‌ها شکل دیگری پیدا می‌کنند. در یک زندگی مشترک، فردی که از روی عشق به همسر خود یک فنجان چای آماده می‌کند یا در ساعتی خاص داروی او را به دستش می‌دهد، هرگز حس نمی‌کند که زیر بار یک قرارداد خشک حقوقی و قانون مدنی له شده است. برای او این کار، نه یک وظیفه تحمیلی بلکه فرصتی برای نمایش توجه، احترام و عشق است. در مقابل، اگر عشق و تعلق خاطر از یک رابطه رخت بربندد، حتی باز کردن در خانه یا یک سلام ساده نیز تبدیل به باری طاقت‌فرسا و منتی سنگین خواهد شد. رابطه انسان با خداوند و تکالیف دینی دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می‌کند. فقه، بیانگر هندسه انتظارات و مرزهای احترام در محضر محبوب است. نماز، روزه، خمس، حج و پرهیز از گناهان، در حقیقت آداب معاشرت بنده با پروردگار مهربانی است که کمال و سعادت انسان را می‌خواهد.

یکی از چهره‌های برجسته تاریخ معاصر که این پیوند میان فقه، اخلاق و عشق را به زیباترین شکل در زندگی شخصی خود پیاده کرد، علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان است. کسانی که از نزدیک با ایشان حشر و نشر داشتند، بارها روایت کرده‌اند که این فیلسوف و فقیه بزرگ، در هنگام شنیدن صدای اذان، قلم را بر زمین می‌گذاشت و با اشتیاقی وصف‌ناپذیر به سمت وضوخانه می‌رفت. برای شخصیتی در تراز علامه طباطبایی، نماز ظهر یک تکلیف حقوقی سرد نبود که صرفا برای ادای وظیفه و رفع تکلیف خوانده شود، بلکه ملاقاتی عاشقانه و پاسخی به ندای محبوبی بود که تمام هستی او را در بر گرفته است. او فقه را به عنوان نردبان تقرب می‌دید و نه قفسی برای محدود کردن انسان. این همان تفاوتی است که میان عمل از سر اجبار و عمل برخاسته از محبت وجود دارد.

در ادبیات و هنر معاصر نیز بارها این مضمون بازتاب داشته است. در فیلم مشهور زیر نور ماه ساخته رضا میرکریمی، که به زیست و دغدغه‌های یک طلبه جوان می‌پردازد، تقابل این دو نگاه به وضوح به تصویر کشیده می‌شود. آنجا که طلبه جوان در میان حاشیه‌نشینان شهر و افراد آسیب‌دیده اجتماعی قرار می‌گیرد، درمی‌یابد که دین‌داری و لباس شریعت اگر با لمس دردهای واقعی مردم، اخلاق، عطوفت و درک موقعیت انسان‌ها گره نخورد، نمی‌تواند نجات‌بخش باشد. او در مسیر داستان می‌فهمد که خدمت به بندگان خدا و درک رنج آن‌ها، همان روح فقه است. این فیلم به خوبی نشان می‌دهد که احکام شرعی زمانی که از سرچشمه اخلاق و مهر سیراب می‌شوند، حیات‌بخش و جامعه‌ساز خواهند بود.

برای تبیین نسبت فقه و اخلاق می‌توان از تمثیل نسخه پزشک نیز بهره برد. فرض کنید بیماری به یک متخصص قلب مراجعه می‌کند و پزشک فهرستی از داروها، زمان مصرف، پرهیزهای غذایی و ورزش‌های روزانه را برای او می‌نویسد. اگر بیمار این دستورالعمل را صرفا به عنوان مجموعه‌ای از تحمیل‌های آزاردهنده ببیند که او را از خوردن غذاهای لذیذ محروم کرده، با اکراه و تلخی با آن مواجه می‌شود و شاید در خلوت خود پزشک را سرزنش کند. اما اگر بیمار بداند که این پزشک، با دلسوزی بی‌نهایت و بر اساس علم مطلق خود به سلامت جسم، این مسیر را برای نجات جان او ترسیم کرده است، داروی تلخ را با رغبت می‌نوشد و از پرهیزها استقبال می‌کند. فقه اسلامی، نسخه شفابخش الهی برای روح و جان انسان است. احکام واجب و حرام، مرزهای صیانت از سلامت معنوی و اخلاقی جامعه هستند. کسی که به حکمت و رحمت بی‌پایان خداوند باور دارد، این احکام را نه زنجیر، بلکه بال‌هایی برای پرواز می‌بیند.

در سنت سلوکی شیعه، این موضوع در بیانات اولیای الهی با تعابیر درخشانی آمده است. امیرالمؤمنین علی (ع) در سخنی جاودانه، عبادت‌کنندگان را به سه گروه تقسیم می‌کنند: گروهی که خدا را از سر ترس عذاب می‌پرستند و عبادتشان عبادت بردگان است، گروهی که خدا را به طمع پاداش و بهشت بندگی می‌کنند و عبادتشان عبادت تاجران است، و گروه سومی که خدا را شایسته پرستش یافته و از روی عشق و محبت او را عبادت می‌کنند و این عبادت آزادگان است. نکته اساسی این است که هر سه گروه در ظاهر یک عمل فقهی واحد مانند نماز را انجام می‌دهند؛ رکوع، سجود، قیام و قرائت همه آن‌ها یکی است، اما آنچه به این کالبد ظاهری، روح و ارزش ابدی می‌بخشد، انگیزه درونی، اخلاق و عشقی است که در قلب مؤمن جریان دارد. فقه شکل و ظاهر این بندگی را مشخص می‌کند و اخلاق و عرفان، جان و حقیقت آن را می‌سازد.

در دهه‌های اخیر، برخی جریان‌های فکری به اشتباه تلاش کردند تا میان فقه و معنویت خط‌کشی کنند و مدعی شوند که می‌توان بدون التزام به مناسک و احکام شرعی، انسانی اخلاقی و معنوی بود. این پدیده که در دنیای غرب نیز با عنوان معنویت بدون دین شناخته می‌شود، در واقع نوعی تقلیل‌گرایی است. معنویت بدون مناسک و چارچوب مشخص، مانند عطری است که در شیشه‌ای بدون در قرار داده شده باشد؛ خیلی زود تبخیر می‌شود و اثری از آن باقی نمی‌ماند. مناسک فقهی، ظرفی مطمئن و الهی برای نگهداری و پرورش اخلاق هستند. فردی که خود را موظف به پرداخت خمس و زکات می‌داند، در عمل با صفت ناپسند بخل و دنیاپرستی مبارزه می‌کند. کسی که یک ماه تمام در ماه مبارک رمضان از لذت‌های حلال چشم‌پوشی می‌کند، اراده و تقوای درونی خود را تقویت می‌نماید تا در برابر جاذبه‌های حرام در طول سال تسلیم نشود. بنابراین، هر حکم فقهی در درون خود یک برنامه تربیتی و اخلاقی عمیق را پنهان کرده است.

حاج قاسم سلیمانی نمونه بارز و عینی دیگری از انسان‌های روزگار ما بود که این پیوند را در عالی‌ترین سطح در میدان عمل نشان داد. او در اوج نبردهای سخت و پیچیده منطقه‌ای، هرگز از رعایت دقیق موازین شرعی و احکام فقهی غافل نشد. نامه‌ای که او پس از استفاده از خانه یک شهروند سوری در منطقه البوکمال برای صاحب خانه نوشت و در آن بابت اقامت بدون اجازه پوزش خواست و پول نقد به همراه شماره تماس خود را برای جبران خسارت احتمالی باقی گذاشت، یکی از ماندگارترین جلوه‌های زیست مؤمنانه است. در این رفتار، فقه در قالب غصب نکردن مال غیر و ادای حق‌الناس، با اخلاق در قالب ادب و کرامت انسانی، و با عشق به خدا درهم‌آمیخته است. این رویکرد نشان می‌دهد که التزام به فقه نه تنها دست‌وپاگیر نیست، بلکه شخصیت انسان را در سخت‌ترین بزنگاه‌ها به کمال اخلاقی می‌رساند.

در دنیای پر از هیاهو و شبکه‌های اجتماعی امروز که انسان‌ها پیوسته در معرض مقایسه، اضطراب و نمایش‌های دروغین قرار دارند، بازگشت به روح مناسک می‌تواند آرامش‌بخش‌ترین پناهگاه باشد. برای جوانی که زیر بار فشارهای زندگی مدرن احساس خستگی می‌کند، ایستادن بر سجاده نماز اگر با توجه به حضور خداوند و گفت‌وگو با یک دوست مهربان همراه شود، سنگینی تمام این اضطراب‌ها را فرو می‌ریزد. دیگر نماز پنج دقیقه‌ای، باری اضافه در جدول زمان‌بندی روزانه نیست، بلکه فرصتی طلایی برای تنفس معنوی و بازیابی خود در محضر پروردگار است. هنگامی که یک جوان در محیط کار یا دانشگاه، با وجود تمام وسوسه‌ها و زمینه‌های لغزش، چشم خود را از گناه فرومی‌بندد یا از لقمه‌ای شبهه‌ناک چشم‌پوشی می‌کند، در حقیقت بزرگ‌ترین بیانیه عاشقانه را در احترام به حریم خداوند صادر کرده است. او به زبان عمل می‌گوید که رضایت پروردگار برای او از هر لذت زودگذری ارزشمندتر است.

شریعت اسلامی منظومه‌ای منسجم و به‌هم‌پیوسته است که در آن، عقل، نقل، احساس و اخلاق در هماهنگی کامل قرار دارند. نگاه جزیره‌ای به دین و جدا کردن واجبات از بستر معنوی آن‌ها، جفایی بزرگ به حقیقت اسلام است. کسانی که توانسته‌اند از پوستین ظاهری احکام عبور کنند و به مغز و حقیقت آن دست یابند، در واقع کسانی هستند که با شریعت زندگی می‌کنند، نه اینکه صرفا آن را تحمل کنند. برای این دسته از مؤمنان، هر صبح با یاد پروردگار آغاز می‌شود، هر دادوستد با رعایت عدالت و انصاف فقهی عطر بندگی می‌گیرد، و هر گام در مسیر خدمت به خلق، عبادتی بزرگ شمرده می‌شود. این همان معنای حقیقی پیوند فقه و اخلاق است؛ پیوندی که انسان را از اسارت فردیت و خودخواهی رها می‌سازد و به ساحت بی‌کران عشق الهی متصل می‌کند.