فرهنگ میزبانی در ایام پایانی ماه صفر و حضور زائران پیاده رضوی

وقتی خانه به حرم تبدیل می شود؛ هنر میزبانی در ایام پایانی ماه صفر

در روزهایی که خیابان‌های مشهد زیر گام‌های زائران امام رضا (ع) به لرزه در می‌آید، هر خانه‌ای می‌تواند یک حرم کوچک و هر شهروندی یک خادم بی‌نشان باشد.

مبلغ – سرویس جامعه: شهر مشهد در روزهای پایانی ماه صفر، حال و هوای متفاوتی پیدا می‌کند. این تفاوت فقط در تعداد زائران یا بسته بودن خیابان‌های اطراف حرم نیست؛ بلکه در تغییری است که در روح و روان مردم شهر رخ می‌دهد. انگار یک شهر بزرگ که در طول سال درگیر روزمرگی‌های خودش است، ناگهان به خود می‌آید و یادش می‌افتد که میزبانی هم دارد. میزبانی از زائران امام رضا (ع) صرفا یک کار اداری یا یک پروژه دولتی نیست که با نصب چند بنر یا اختصاص چند سوله برای اسکان حل شود. میزبانی، یک فرهنگ است؛ فرهنگی که از متن سیره اهل بیت بیرون آمده و در رگ و پی مردم ایران ریشه دارد. وقتی از میزبانی به سبک خادمان حرف می‌زنیم، منظورمان پوشیدن لباس فرم یا انجام وظایف سازمانی نیست؛ بلکه حرف از نوعی نگاه به همسایه و زائر است که خانه را از چهاردیواری شخصی به یک پناهگاه عمومی تبدیل می‌کند.

مشاهده شور و اشتیاق مردم در مسیرهای پیاده‌روی اربعین، استانداردهای جدیدی از میزبانی را در ذهن ما تعریف کرده است. وقتی می‌بینیم یک روستایی در کیلومترها دورتر از کربلا، دار و ندار خود را جلوی پای زائر می‌ریزد، انگار یک الگو برای ما ساخته می‌شود که میزبانی یعنی گذشت از خود. حالا در ایام شهادت امام رضا (ع)، مشهد همان آینه است. زائرانی که گاه با پای پیاده و گاه با وسایل نقلیه عمومی، خود را به حریم امام می‌رسانند، بیش از آن که به دنبال هتل‌های لوکس باشند، به دنبال گرما و پناه می‌گردند. اینجاست که نقش شهروند مشهدی، نقشی فراتر از یک همسایه ساده است. او خادم است. نه خادمی که در رواق‌ها خدمت می‌کند، بلکه خادمی که در کوچه و خیابان، در پیاده‌روها و در فضای خانه‌اش، به زائر لبخند می‌زند، آدرس می‌دهد، چای تعارف می‌کند و اگر شد، در خانه‌اش را به روی زائر خسته باز می‌کند.

یکی از نکات کلیدی در این سبک میزبانی، توجه به نکته‌ای است که گاهی در هیاهوی شهر گم می‌شود؛ یعنی توجه به نیازهای ساده اما ضروری زائر. زائر در این مسیر طولانی، فقط به اسکان نیاز ندارد. او گاهی به یک پریز برق برای شارژ گوشی‌اش نیاز دارد تا با خانواده‌اش تماس بگیرد. گاهی به یک اینترنت ساده برای هماهنگی با همراهانش نیاز دارد. گاهی به یک صندلی برای نشستن و نفسی تازه کردن نیاز دارد. زائر خسته، بیش از آن که به یک پذیرایی مفصل نیاز داشته باشد، به یک برخورد گرم و بدون تکلف نیاز دارد. دیده شده است که برخی خانواده‌ها با برپایی ایستگاه‌های کوچک صلواتی یا حتی ایستگاه‌های استراحت در حیاط یا پارکینگ منازل خود، تفاوت بزرگی در مسیر زائران ایجاد می‌کنند. این اقدام، یعنی تبدیل کردن دارایی شخصی به سرمایه معنوی عمومی. این کار دقیقا همان چیزی است که امام حسن مجتبی (ع) در سیره کریمانه خود داشتند؛ بخشش پیش از درخواست.

در شهرهای زیارتی، بزرگترین آفت میزبانی، تجاری شدن است. وقتی نگاه به زائر، نگاه به یک مشتری باشد، آن وقت میزبانی تمام می‌شود و جایش را به کاسبی می‌دهد. البته که خدمات گردشگری لازم است، اما آن چیزی که فرهنگ دینی ما را متمایز می‌کند، میزبانی رایگان یا با کمترین هزینه است. این کار باعث می‌شود زائر احساس کند به خانه خود آمده است. وقتی فردی در خیابان به یک زائر کمک می‌کند تا مسیر حرم را پیدا کند، یا وقتی خانواده‌ای یک وعده غذای خانگی را بین زائران تقسیم می‌کند، یک پیوند عاطفی عمیق شکل می‌گیرد که هیچ تبلیغاتی قادر به ساختن آن نیست. این مدل میزبانی، همان سبک زندگی حسینی و رضوی است. در این مدل، شما صاحب خانه نیستید، بلکه شما هم میزبان و هم میهمان سفره امام رضا (ع) هستید.

یکی از چالش‌های مهم امروز در شهرهای بزرگ، دیوار کشیدن‌های بلند بین همسایگان است. اما در روزهای منتهی به شهادت امام رضا (ع)، این دیوارها باید کوتاه‌تر شود. شهروند مشهدی در این روزها به جای تمرکز بر آرامش خود، بر آرامش زائر تمرکز می‌کند. اگر در محله‌ای، مسجدی یا حسینیه‌ای هست که زائران را اسکان می‌دهد، همسایگان آن مسجد وظیفه‌ای فراتر از سکوت دارند. آن‌ها باید به یاری متولیان بروند. اگر زائران به آب گرم یا وسایل گرمایشی نیاز دارند، اگر به مواد غذایی اضافه نیاز است، این همسایگان هستند که باید پیشقدم شوند. این نوع مشارکت، روحیه جمعی را تقویت می‌کند و اجازه نمی‌دهد بار میزبانی بر دوش عده‌ای خاص باقی بماند.

از سوی دیگر، باید به موضوع مهمی به نام ادب میزبانی پرداخت. ادب میزبانی یعنی حرمت نگه داشتن برای زائر. زائر، مهمان امام است. پس هر نوع برخورد نامناسب با او، در واقع بی‌احترامی به خود امام محسوب می‌شود. این یک باور عمیق در فرهنگ شیعی است. وقتی با یک زائر بد صحبت می‌شود، وقتی راننده تاکسی به بهانه شلوغی شهر، کرایه چندبرابر می‌گیرد، یا وقتی مغازه‌دار قیمت‌ها را بی‌جهت بالا می‌برد، نه تنها شخصیت آن فرد زیر سوال می‌رود، بلکه حرمت شهر امام زیر پا گذاشته می‌شود. خادم واقعی، کسی است که در این روزها به جای سود شخصی، به برکت حضور زائر فکر می‌کند. بسیاری از کسبه مشهدی که در این ایام هوای زائر را دارند، معتقدند که برکت کسب و کارشان در باقی سال، از همین چند روز میزبانی تامین می‌شود. این یک باور امتحان شده است.

می‌توان از تجربیات موفق شهرهای دیگر هم درس گرفت. در شهرهایی که میزبان اردوهای جهادی یا زائران خاص هستند، شبکه‌های مردمی میزبانی شکل می‌گیرد. یعنی مردم شهر به جای کار جزیره‌ای، با هم هماهنگ می‌شوند. در مشهد هم این کار شدنی است. مثلا در یک مجتمع مسکونی، همه ساکنان می‌توانند با هم قرار بگذارند که هر کدام بخشی از نیازهای زائران گذری آن محله را تامین کنند. یکی مسئول چای و پذیرایی مختصر باشد، دیگری مسئول پخت نان، دیگری مسئول تامین پتو و وسایل خواب. این هم‌افزایی، فشار کار را از روی دوش یک نفر برمی‌دارد و یک تجربه جمعی و لذت‌بخش برای همسایگان ایجاد می‌کند. این کار حتی باعث می‌شود همسایگانی که شاید ماه‌ها با هم صحبت نکرده‌اند، به بهانه خدمت به زائر امام رضا (ع)، با هم دوست و همراه شوند.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، استفاده از ظرفیت‌های فضای مجازی برای میزبانی است. امروزه بسیاری از زائران پیش از رسیدن به مقصد، در گروه‌ها و کانال‌های مجازی به دنبال اطلاعات هستند. شهروندان مشهدی می‌توانند با راه‌اندازی گروه‌های کوچک محلی در فضای مجازی، اطلاعات دقیق و واقعی به زائران بدهند. آدرس دقیق مساجد درهای باز، اعلام نیاز به کمک در مناطق شلوغ، یا حتی اطلاع‌رسانی درباره وضعیت ترافیکی، خدماتی است که از پشت گوشی موبایل هم قابل انجام است. این نوع میزبانی دیجیتال، مکمل میزبانی فیزیکی است و به زائر کمک می‌کند با آرامش بیشتری مسیرش را طی کند.

باید به یاد داشته باشیم که میزبانی تراز رضوی، میزبانی بدون چشمداشت است. اگر ما به دنبال دیده شدن باشیم، اگر بخواهیم با فیلم گرفتن از کار خود و انتشار آن در شبکه‌های اجتماعی، برای خود برندسازی کنیم، آن وقت روح خدمت حسینی و رضوی را از بین برده‌ایم. میزبانی خادم، میزبانی بی‌نشان است. خادم واقعی دوست ندارد شناخته شود. او فقط می‌خواهد زائر، لحظه‌ای کمتر احساس غربت کند. این پنهان‌کاری در خدمت، همان چیزی است که به کار، اثرگذاری اخلاقی می‌بخشد. این روزها که بازار خودنمایی و نمایش خوبی‌ها در اینستاگرام و دیگر پلتفرم‌ها داغ است، انجام یک کار خیر بی‌صدا، می‌تواند پیامی بسیار قدرتمندتر از هر محتوای پر زرق و برقی داشته باشد.

تنوع فرهنگی زائران مشهد نیز باید مورد توجه میزبانان باشد. زائرانی از کشورهای همسایه، زائرانی از شهرهای دور و نزدیک با قومیت‌های مختلف. هر کدام از این زائران نیازهای خاص خود را دارند و برخوردهای متفاوتی را می‌طلبند. خادم رضوی کسی است که این تفاوت‌ها را می‌فهمد و با هر کسی به زبان کرامت خودش رفتار می‌کند. شاید یک زائر مسن به کمک فیزیکی نیاز داشته باشد، و یک خانواده جوان به راهنمایی درباره مسیر. این هوشمندی در خدمت، نشان‌دهنده ارادت واقعی میزبان به امام هشتم است. امام رضا (ع) به ما آموختند که هر انسان، محترم است و هر دردمندی، شایسته التفات. وقتی این آموزش در عمل ما در برخورد با زائران متجلی شود، آن وقت می‌توانیم ادعا کنیم که پیروان راستین امام هستیم.

باید در نظر داشت که این خدمت، محدود به زمان حضور زائر در شهر نیست. پس از پایان ایام زیارت، وقتی زائر به شهر خود برمی‌گردد، می‌توان ارتباط عاطفی را حفظ کرد. این یک فرصت عالی برای پیوند فرهنگی بین شهرهای مختلف است. شاید دوستی با یک زائر، سرآغاز یک رابطه بلندمدت باشد که در آن مفاهیم دینی و اخلاقی ناب شیعی منتقل شود. این کار، مشهد را از یک شهر گردشگری صرف، به یک مرکز تبادل فرهنگی شیعی تبدیل می‌کند. مرکزیت مشهد در جغرافیای مذهبی ایران، این پتانسیل را به ما می‌دهد که هر سال هزاران سفیر فرهنگی جدید از زائران بسازیم. این همه به شرطی است که ما در نقش میزبان، درست عمل کنیم.

نکته پایانی در باب سختی‌های مسیر است. میزبانی در روزهای ازدحام مشهد، حتما خستگی دارد. حتما فشار کاری دارد. ممکن است زائرانی باشند که رفتارهای عجیب یا ناخوشایند داشته باشند. اما میزبانی به سبک رضوی، یعنی گذشت. اگر قرار باشد با هر رفتار غیرمنطقی زائر، از کوره در برویم یا خسته شویم، پس چه تفاوتی با دیگران داریم؟ امام رضا (ع) در احادیث خود بارها بر مدارا و حسن خلق تاکید کرده‌اند. این ایام، بهترین فرصت برای تمرین همین صبر و مدارا است. کسی که در اوج شلوغی و فشار کاری، لبخندش را حفظ می‌کند و با کرامت برخورد می‌کند، همان کسی است که در امتحان واقعی بندگی و ولایتمداری پیروز شده است. این تجربه شخصی صبر و ازخودگذشتگی، خودش برای میزبان، بزرگترین دستاورد معنوی آن روزها خواهد بود.