چگونه تفاوت‌های مذهبی به خصومت تبدیل نشوند؟

هم‌زیستی شیعه و سنی در ایران؛ از تنش تا تفاهم

هم‌زیستی شیعه و سنی در ایران، بیش از آنکه یک مفهوم انتزاعی باشد، یک تجربه زیسته روزمره است. مسئله نه نادیده گرفتن تفاوت‌های اعتقادی، بلکه مدیریت کیفیت مواجهه با دیگری است؛ به‌گونه‌ای که اختلاف در باور، به مانعی برای زیست مسالمت‌آمیز، عاطفی و همکاری‌های اجتماعی بدل نشود.

مبلغ – سرویس جامعه: در کشوری که شیعه و سنی قرن‌ها در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند، مسئله فقط این نیست که دو گروه مذهبی چگونه با هم اختلاف نداشته باشند. مسئله مهم‌تر این است که چگونه می‌توان با وجود اختلاف اعتقادی و فقهی، زندگی مشترک، همکاری اجتماعی و گفت‌وگوی علمی را حفظ کرد؛ بدون آنکه تفاوت‌ها انکار شوند و بدون آنکه اختلاف مذهبی به خصومت اجتماعی تبدیل شود.

در ادبیات امروز، «گفت‌وگوی بین‌ادیانی» یا Interfaith Dialogue بیشتر به ارتباط و گفت‌وگوی میان پیروان ادیان مختلف اشاره دارد. رابطه شیعه و سنی، به معنای دقیق‌تر، گفت‌وگویی درون جامعه اسلامی و میان دو مذهب است. با این حال، مسئله‌ای که این گفت‌وگو دنبال می‌کند همان مسئله‌ای است که در بسیاری از جوامع چنددینی مطرح است: چگونه می‌توان تفاوت در باور را از دشمنی میان انسان‌ها جدا کرد؟

ایران نمونه مهمی برای این پرسش است. در شهرها و مناطقی که شیعیان و اهل سنت در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، هم‌زیستی دیگر یک مفهوم انتزاعی نیست. در مدرسه، بازار، دانشگاه، محیط کار، همسایگی و خانواده، تفاوت مذهبی بخشی از زندگی روزمره است. زاهدان، سنندج و بندرعباس، هر یک با تاریخ و ساختار اجتماعی متفاوت، نمونه‌هایی از این واقعیت‌اند. اما هم‌زیستی زمانی معنا پیدا می‌کند که تفاوت به رسمیت شناخته شود. اگر قرار باشد برای رسیدن به تفاهم، ابتدا از تفاوت‌ها صرف‌نظر کنیم، دیگر گفت‌وگویی در کار نیست.

مدارا یعنی چه؟

مدارا را گاهی با بی‌تفاوتی یا سازش اشتباه می‌گیریم. گویی انسانِ مداراگر کسی است که درباره باورهای خودش جدیتی ندارد و برای حفظ آرامش، از هر اختلافی عبور می‌کند. چنین برداشتی با معنای اخلاقی مدارا فاصله دارد. مدارا یعنی بتوانیم با کسی که درباره بخشی از حقیقت، دین، فقه یا تاریخ با ما اختلاف دارد، رابطه انسانی و اجتماعی را حفظ کنیم؛ بدون آنکه لازم باشد اختلاف را انکار کنیم.

قرآن در آیه ۱۰۸ سوره انعام حتی در مواجهه با مشرکان، از یک مرز اخلاقی روشن سخن می‌گوید: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ». نهی آیه فقط درباره ادب شخصی نیست. منطق آیه این است که توهین به مقدسات دیگری می‌تواند واکنشی متقابل و توهین به خدا را در پی داشته باشد. بنابراین، حتی در موقعیت اختلاف اعتقادی، شیوه بیان و رفتار نیز موضوع اخلاق دینی است.

آیه ۱۲۵ سوره نحل نیز دعوت دینی را با سه مفهوم همراه می‌کند: حکمت، موعظه نیکو و جدال به شیوه‌ای که بهترین باشد: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ». بنابراین، اختلاف در عقیده نه‌تنها گفت‌وگو را منتفی نمی‌کند، بلکه کیفیت گفت‌وگو را به مسئله‌ای اخلاقی تبدیل می‌کند. از این منظر، مدارا به معنای «همه درست می‌گویند» نیست؛ به معنای «اختلاف ما مجوز تحقیر دیگری نیست» است.

مدارا، تقیه و مداهنه؛ سه مفهوم متفاوت

در بحث هم‌زیستی شیعه و سنی، یکی از مهم‌ترین خطاها آن است که هر نوع رفتار مسالمت‌آمیز را «تقیه» بدانیم. تقیه مفهومی فقهی و کلامی با شرایط و بحث‌های خاص خود است و نمی‌توان هر رفتار اجتماعیِ مسالمت‌آمیز را با آن یکی دانست.

تقیه اساساً به وضعیت‌هایی مربوط می‌شود که اظهار عقیده یا عمل بر اساس آن ممکن است برای فرد یا جامعه مؤمنان پیامد جدی داشته باشد. بنابراین، موضوع آن بیش از هر چیز نسبت میان حفظ دین، جان و مصالح مهم‌تر با نحوه اظهار عقیده است. مدارا اما یک مفهوم اجتماعی و اخلاقی گسترده‌تر است. ممکن است فرد در شرایطی کاملاً آزادانه و بدون هیچ تهدیدی زندگی کند، اما همچنان تصمیم بگیرد با همسایه، همکار یا دوست سنی خود با احترام رفتار کند، در مراسم اجتماعی او حاضر شود یا درباره اختلافات مذهبی بدون توهین و خصومت گفت‌وگو کند. این رفتار را نمی‌توان صرفاً «تقیه» نامید.

از سوی دیگر، مدارا با «مداهنه» نیز یکی نیست. مداهنه زمانی رخ می‌دهد که انسان برای جلب رضایت دیگری، از حقیقت یا اصولی که به آن باور دارد دست بکشد یا مرزهای اعتقادی خود را به شکلی غیرصادقانه معامله کند. مدارا چنین الزامی ندارد. انسان می‌تواند بر باور خود باقی بماند و در عین حال حقوق، کرامت و امنیت اجتماعی دیگری را محترم بداند. به بیان ساده‌تر: تقیه درباره شرایط و نحوه اظهار عقیده است؛ مدارا درباره نحوه رفتار با دیگری؛ و مداهنه درباره مصالحه‌ای است که ممکن است به بهای کنار گذاشتن حقیقت یا اصل اخلاقی تمام شود.

این تفکیک اهمیت زیادی دارد. اگر هر رفتار مسالمت‌آمیز را تقیه بنامیم، مدارا را از یک فضیلت اخلاقی به یک تاکتیک دفاعی تقلیل داده‌ایم. و اگر هر مدارا را مداهنه بدانیم، عملاً هیچ امکان پایداری برای زندگی مشترک میان انسان‌های متفاوت باقی نمی‌ماند.

امام صادق(ع)؛ اختلاف مذهبی و زندگی مشترک

در سنت شیعی، رفتار امام جعفر صادق(ع) با دیگر جریان‌های فکری و فقهی دوره خود نیز برای بحث هم‌زیستی اهمیت دارد. البته نباید روایت‌های مربوط به مناظرات امام با عالمان مختلف را به تصویری ساده از «گفت‌وگوی بدون اختلاف» تبدیل کرد. بخش مهمی از میراث منسوب به امام صادق(ع) اساساً در فضای مناظره، نقد و اختلاف فکری شکل گرفته است.

در عین حال، در منابع حدیثی شیعه روایاتی وجود دارد که بر کیفیت رفتار اجتماعی پیروان امام تأکید می‌کنند. در الکافی از امام صادق(ع) نقل شده است: «كونوا دعاةً للناس بغير ألسنتكم»؛ یعنی مردم را با غیر زبان‌های خود دعوت کنید و آنان ورع، عبادت و خیر را در رفتار شما ببینند. در روایت دیگری که از امام صادق(ع) نقل شده، به زید شحّام توصیه می‌شود با مردم با اخلاق آنان معاشرت کنند، در مساجدشان نماز بخوانند، بیمارانشان را عیادت کنند و در تشییع جنازه‌هایشان حاضر شوند؛ به‌گونه‌ای که رفتار شیعیان باعث شود دیگران درباره تربیت آنان به نیکی سخن بگویند.

اهمیت این روایت در یک نکته است: اختلاف مذهبی قرار نیست تمام روابط اجتماعی را به رابطه «موافق» و «مخالف» تبدیل کند. ممکن است دو نفر درباره امامت، خلافت، فقه نماز یا تاریخ صدر اسلام اختلافات جدی داشته باشند، اما این اختلاف لزوماً نباید مانع همسایگی، عیادت بیمار، همکاری اجتماعی یا حفظ حرمت انسانی شود. این همان نقطه‌ای است که «هم‌زیستی» از «بی‌تفاوتی» جدا می‌شود. مسئله این نیست که اختلاف وجود ندارد؛ مسئله این است که اختلاف، تمام رابطه را نمی‌بلعد.

منشور مدینه؛ تفاوت اعتقادی بدون حذف اجتماعی

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تاریخی برای فهم امکان هم‌زیستی در سنت اسلامی، پیمانی است که در منابع تاریخی با عنوان «صحیفه» یا «منشور مدینه» شناخته می‌شود. مطالعات جدید درباره این سند آن را متنی مربوط به سال‌های نخست جامعه مدینه می‌دانند که گروه‌های مختلف را در یک چارچوب سیاسی و امنیتی مشترک سامان می‌داد. در این چارچوب، برای گروه‌های یهودیِ هم‌پیمان نیز جایگاهی در نظم اجتماعی و حقوقی مدینه در نظر گرفته شده بود.

البته نباید این سند تاریخی را مستقیماً معادل نظریه مدرن «جامعه چندفرهنگی» یا حقوق بشر معاصر قرار داد. چنین مقایسه‌ای تفاوت زمینه‌های تاریخی را حذف می‌کند. پژوهش‌های مربوط به منشور مدینه نیز بر همین نکته تأکید دارند که این سند باید در چارچوب ارزش‌ها و ساختار اجتماعی زمان خودش فهمیده شود. اما یک نکته از آن برای مسئله امروز قابل توجه است: جامعه مشترک الزاماً به معنای یکسان شدن همه اعضای جامعه نیست. در مدینه، تفاوت دینی وجود داشت و در عین حال نوعی قرارداد اجتماعی برای تنظیم مناسبات میان گروه‌های مختلف شکل گرفت. به تعبیر امروزی، مسئله اصلی «یکسان‌سازی عقاید» نبود، بلکه تنظیم روابط و مسئولیت‌های مشترک بود.

شهر مختلط؛ جایی که نظریه وارد زندگی روزمره می‌شود

هم‌زیستی مذهبی در شهرهایی مانند زاهدان، سنندج یا بندرعباس را نمی‌توان فقط با سخنرانی درباره وحدت توضیح داد. زندگی مشترک در چنین مناطقی در سطح روابط روزمره شکل می‌گیرد: در بازار، دانشگاه، محیط کار، همسایگی، مدرسه و خانواده.

حتی ازدواج میان شیعه و سنی، در مواردی که با رضایت طرفین و رعایت ملاحظات شرعی و حقوقی صورت می‌گیرد، مسئله را از سطح شعار به سطح تجربه شخصی منتقل می‌کند. در چنین خانواده‌ای، تفاوت مذهبی دیگر یک موضوع نظری در کتاب‌ها نیست؛ وارد انتخاب‌های خانوادگی، مناسک، تربیت فرزندان و رابطه با دو خانواده می‌شود. در اینجا «مدارا» معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند. قرار نیست یکی از دو طرف هویت مذهبی خود را حذف کند تا خانواده شکل بگیرد. مسئله این است که تفاوت مذهبی چگونه در کنار اشتراکات عاطفی و خانوادگی مدیریت شود. همین منطق در مناظره علمی نیز صادق است. مناظره زمانی به گفت‌وگو نزدیک می‌شود که هدف آن فهم یا دفاع عقلانی از یک دیدگاه باشد، نه تحقیر صاحب دیدگاه مقابل. آیه «وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» دقیقاً بر کیفیت این مواجهه تأکید می‌کند.

تفاهم به معنای حذف اختلاف نیست

یکی از برداشت‌های نادرست از وحدت این است که گمان کنیم وحدت زمانی حاصل می‌شود که همه درباره همه‌چیز یکسان فکر کنند. اما اگر وحدت را چنین تعریف کنیم، نتیجه آن متناقض‌نما خواهد بود: هرچه جامعه متنوع‌تر باشد، دستیابی به وحدت دشوارتر می‌شود؛ زیرا تنها راه وحدت، حذف تفاوت خواهد بود.

تفاهم معنای دیگری دارد. دو نفر می‌توانند درباره مسئله‌ای اختلاف جدی داشته باشند و در عین حال درباره قواعد زندگی مشترک توافق کنند. یک شیعه و یک سنی ممکن است درباره مسئله امامت اختلافی بنیادی داشته باشند، اما هر دو می‌توانند بر حرمت جان انسان، ضرورت صداقت، احترام به خانواده، کمک به همسایه و همکاری برای حل یک مسئله اجتماعی توافق کنند. این اشتراک‌ها اختلاف اعتقادی را از بین نمی‌برند، اما اجازه نمی‌دهند اختلاف اعتقادی به دشمنی اجتماعی تبدیل شود.

از «تحمل دیگری» تا «حق دیگری برای متفاوت بودن»

در بسیاری از کاربردهای جدید واژه «مدارا»، هنوز یک نگاه سلسله‌مراتبی پنهان وجود دارد: من حقیقت را در اختیار دارم و صرفاً «تحمل می‌کنم» که تو متفاوت باشی. اما هم‌زیستی پایدار نیازمند چیزی فراتر از تحمل است. مدارا در معنای جدی‌تر، پذیرفتن این واقعیت است که دیگری نیز عضوی از جامعه است و اختلاف اعتقادی او به‌خودی‌خود مجوز تحقیر، طرد یا خشونت علیه او نیست. این نکته حتی در آیه ۱۰۸ سوره انعام نیز قابل مشاهده است.

بنابراین، اخلاق اختلاف بخشی از خود دینداری است. ممکن است انسان همچنان معتقد باشد که دیدگاه مذهبی خودش صحیح است، اما از این گزاره نمی‌توان نتیجه گرفت که باید دیگری را تحقیر کند. اتفاقاً اگر باور دینی قرار است در رفتار انسان دیده شود، کیفیت مواجهه با مخالف بخشی از آزمون همان باور است.

ایران؛ از هم‌زیستی تاریخی تا مسئولیت امروز

هم‌زیستی شیعه و سنی در ایران نه مسئله‌ای کاملاً جدید است و نه واقعیتی بدون تنش. تاریخ ایران، مانند هر جامعه چندلایه دیگری، هم نمونه‌هایی از همکاری و هم نمونه‌هایی از منازعه مذهبی در خود دارد. بنابراین روایت ساده‌ای که یا تمام تاریخ را به «وحدت همیشگی» تبدیل می‌کند یا تمام تفاوت‌ها را به «تعارض دائمی» فرو می‌کاهد، هیچ‌کدام توضیح کافی برای واقعیت اجتماعی نیست. آنچه امروز اهمیت دارد، تبدیل هم‌زیستی موجود به یک فرهنگ آگاهانه است.

در شهرهایی که شیعه و سنی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، همسایه بودن، همکار بودن، همکلاسی بودن یا تشکیل خانواده، فرصت‌هایی هستند که می‌توانند تفاوت مذهبی را از یک عامل بالقوه تنش به بخشی عادی از زندگی اجتماعی تبدیل کنند. این امر البته به معنای تعطیل کردن گفت‌وگوهای اعتقادی نیست. برعکس، جامعه‌ای که گفت‌وگوی علمی را سرکوب کند، ممکن است اختلافات خود را فقط به حوزه‌های غیرعلمی و احساسی منتقل کند. مناظره، نقد و دفاع از عقیده می‌توانند باقی بمانند؛ آنچه باید تغییر کند، تبدیل اختلاف فکری به تحقیر انسان است.

وحدت، بدون انکار تفاوت

از قرآن تا سنت پیامبر و تعالیم منسوب به امام صادق(ع)، می‌توان مجموعه‌ای از اصول برای اخلاق هم‌زیستی استخراج کرد: پرهیز از توهین به مقدسات دیگری، گفت‌وگو با حکمت، رعایت اخلاق در اختلاف، حضور اجتماعی در کنار دیگر مسلمانان و تبدیل باور دینی به رفتار قابل مشاهده. اما این منابع را نباید به گونه‌ای خواند که گویی اسلام از مسلمانان می‌خواهد اختلافات اعتقادی را کنار بگذارند. چنین برداشتی نه با منطق مناظره‌های کلامی و فقهی سازگار است و نه با تاریخ شکل‌گیری مذاهب اسلامی.

مسئله، حذف اختلاف نیست؛ مهار پیامدهای مخرب اختلاف است. در این معنا، مدارا نه تقیه است و نه مداهنه. مدارا یعنی انسان بتواند بر باور خود بایستد، بی‌آنکه برای حفظ آن، کرامت دیگری را زیر پا بگذارد. جامعه شیعه و سنی زمانی از «تنش» به «تفاهم» نزدیک می‌شود که اختلاف مذهبی دیگر پاسخ همه پرسش‌های اجتماعی درباره دیگری نباشد. دیگری می‌تواند سنی باشد و در عین حال همسایه من، همکار من، شریک اقتصادی من، دوست من یا عضو خانواده من باشد. این شاید ساده‌ترین شکل وحدت باشد، اما ساده بودنش نباید ما را فریب دهد. در جهانی که انسان‌ها گاهی بر سر یک تفاوت کوچک حاضرند تمام رابطه خود با دیگری را نابود کنند، همین توانایی برای زندگی کردن با اختلاف، خود یک فضیلت اجتماعی جدی است.