چگونه در حصار تنگنا، هویت دینی خود را حفظ کنیم؟ راهکارهای امام عسکری برای شیعه قرن پانزدهم
مبلغ – سرویس جامعه: تاریخ اسلام، دورانی سرشار از پیچیدگیها و آزمونهای بزرگ است، اما در میان تمام این صفحات، عصر امام حسن عسکری جایگاهی ویژه دارد. شاید بتوان این دوران را سنگینترین دوره خفقان برای مکتب تشیع دانست. تصورش دشوار نیست؛ امام یازدهم در پایتخت نظامی خلافت عباسی یعنی سامرا، در شرایطی که محاصره اطلاعاتی و نظارت امنیتی به حداکثر رسیده بود، زندگی میکرد. حکومت عباسی نه تنها امام را تحت نظر شدید داشت، بلکه با تمام توان سعی میکرد شبکه ارتباطی ایشان را قطع کند تا شاید با جدا کردن امت از رهبری، درخت تناور تشیع را از بالندگی بازدارد. اما امام عسکری با تکیه بر ابزارهایی که فراتر از قدرتهای مادی زمانه بود، نه تنها شیعه را حفظ کرد، بلکه جامعه ایمانی را برای دوران غیبت فرزندش آماده ساخت. این مدل راهبردی، امروز و در قرن پانزدهم هجری، زمانی که ما در حصار فشارهای فرهنگی، بمباران رسانهای و انزوای اجتماعی قرار داریم، بیش از همیشه به کار میآید.
نخستین درس از سیره امام عسکری، تمرکز بر شبکهسازی هوشمند و غیرمتمرکز است. در دورانی که دستگاه خلافت تمام راههای ارتباطی را مسدود کرده بود، امام به جای تکیه بر ساختارهای رسمی که به راحتی شناسایی و سرکوب میشدند، سازمان وکالت را بازآفرینی و تقویت کرد. این شبکه در واقع یک سیستم توزیعشده بود که اجازه نمیداد حرکت جریان حق با یک یا چند ضربه متوقف شود. اگر امروز ما در فضای مجازی و واقعی احساس میکنیم صدای حقیقت در میان هیاهوی رسانههای جهانی گم شده است یا زیر فشار جریانات غالب قرار داریم، باید از همین مدل استفاده کنیم. راهکار امام این نبود که همه را به خیابان بکشاند و با قدرتنمایی ظاهری، دشمن را تحریک کند. راهکار ایشان، نفوذ در لایههای زیرین جامعه و حفظ ارتباطات ایمن بود. در دنیای امروز که الگوریتمهای شبکههای اجتماعی سعی میکنند جریانات دینی را سانسور یا محدود کنند، ما نیاز به شبکهسازیهای کوچک، صمیمانه و عمیق داریم. ارتباطات خانوادگی، حلقههای علمی و دوستیهای مبتنی بر دین، همان شبکه وکلایی است که اگر درست مدیریت شود، هیچ سیستم فیلترینگ یا سرکوب رسانهای نمیتواند آن را از کار بیندازد.
نکته دومی که در سیره امام عسکری باید به دقت بررسی شود، مدیریت ذهن و پاسخ به شبهات در زمانه سردرگمی است. عصر امام عسکری، عصر پیدایش جریانهای فکری التقاطی بود. دشمن میدانست که اگر بخواهد یک دین را از بین ببرد، لازم نیست همیشه به جنگ سخت متوسل شود؛ گاهی بهترین راه، تزریق شک و تردید در بنیانهای فکری است. امام عسکری در میان آن همه خفقان، از طریق نامهها و پاسخ به سوالات، به شبهات عقیدتی پیروانش به صورت دقیق و علمی پاسخ میداد. ایشان اجازه نمیداد که ذهن یک شیعه در حصار شبهه باقی بماند. ما امروز در عصر اخبار جعلی و بمباران اطلاعاتی زندگی میکنیم. هر روز خبری منتشر میشود، شبههای مطرح میشود و اعتقادات جوانان هدف قرار میگیرد. راهبرد امام عسکری به ما میآموزد که در این حصار تنگنای اطلاعاتی، نباید منفعل بود. حفظ هویت دینی در دنیای امروز، مستلزم ارتقای سواد رسانهای و دانش عقیدتی است. اگر ما خودمان به شبهاتمان پاسخ ندهیم و در مبانی دینیمان به یقین نرسیم، همانطور که در دوره امام عسکری دشمن با تکیه بر تردیدها سعی داشت شیعه را از درون تهی کند، امروز هم جریانات ضددین با استفاده از ضعفهای علمی ما، همان نقشه را پیاده میکنند.
امام عسکری با این کار، پیروان خود را از سطح یک جامعه عاطفی، به سطح یک جامعه فکری و تحلیلگر ارتقا داد. ایشان میدانستند که وقتی فرزندشان به غیبت میرود، دیگر دسترسی مستقیم به امام معصوم برای پرسیدن تکتک سوالات وجود ندارد؛ بنابراین، شیعه باید روی پای خود میایستاد. امروزه وقتی از حفظ هویت دینی صحبت میکنیم، نباید فقط به ظواهر تکیه کنیم. هویت دینی یعنی داشتن یک دستگاه محاسباتی درست. یعنی وقتی در فضای مجازی با یک موضوع اخلاقی یا اعتقادی مواجه میشویم، بدانیم بر اساس کدام اصل دینی باید تحلیل کنیم. امام یازدهم شیعه را با تمرین تحلیل شرایط، برای ورود به عصر غیبت آماده کرد. این همان هوشمندی است که ما امروز در برابر فشارهای سبک زندگی سکولار به آن نیاز داریم. سبک زندگی که سعی دارد دین را به امری خصوصی و بیاثر تبدیل کند، همان حصاری است که امام عسکری سعی داشت شیعیانش را از آن عبور دهد.
سومین راهبرد امام عسکری، حفظ کرامت و عزت اجتماعی شیعه در عین تقیه و احتیاط بود. تقیه در سیره امام عسکری به معنای انفعال یا ترس نبود، بلکه به معنای حفظ نیروها برای بزنگاههای تاریخی بود. امام در عین حال که با حکومت ظالم مدارا میکرد تا شیعیان در امنیت بمانند، هرگز اجازه نمیداد ذلت به بدنه جامعه شیعه نفوذ کند. شیعیان در آن دوران یاد گرفتند که در عین زندگی در بطن جامعه و در شرایطی که تحت نظارت بودند، سبک زندگی متمایزی داشته باشند. آنها یاد گرفتند که چگونه همسایه خوبی باشند، چگونه در معاملات خود صداقت داشته باشند و چگونه با رعایت اخلاق، نگاه جامعه را به سمت تشیع برگردانند. این همان قدرت نرمی است که امروزه ما از آن غافل هستیم. خیلی اوقات تصور میکنیم برای حفظ هویت دینی باید حصاری دور خود بکشیم و از جامعه جدا شویم، اما سیره امام عسکری نشان میدهد که شیعه باید در قلب جامعه حضور داشته باشد اما متاثر از جریانهای فسادآلود آن نباشد؛ مانند ماهی در آب شور که شوری آب را به درون خود راه نمیدهد.
این راهبرد امروزه مصداق بارز سبک زندگی در تراز تمدن اسلامی است. فردی که در اداره، دانشگاه یا محیط کار خود، در اوج فشار برای همرنگ جماعت شدن، اصول اخلاقی و دینی خود را حفظ میکند و با رفتار کریمانه خود دیگران را جذب میکند، همان رهرو راه امام عسکری در قرن پانزدهم است. امام به پیروانش آموخت که دینداری صرفاً در نماز و روزه خلاصه نمیشود، بلکه نوع نگاه به همسایه، برخورد با همکار، امانتداری در بازار و صبر در برابر ناملایمات، بخش اصلی هویت شیعی است. این رفتارها باعث میشد که حتی مخالفان هم به صداقت و درستی شیعیان گواهی دهند و این خود بزرگترین تبلیغ برای مکتب اهل بیت بود. در دورانی که اعتبار و اعتماد در جامعه رو به کاهش است، شیعه باید پرچمدار اعتماد و اخلاق باشد.
یکی از جدیترین چالشهای امروز ما، احساس تنهایی در مسیر حق است. بسیاری از افراد وقتی میبینند که در محیط کاری یا خانوادگی، اکثریت به سمت دیگری حرکت میکنند، احساس ضعف میکنند و هویت خود را پنهان میسازند. امام عسکری در سامرا، با آن همه تنهایی و غربت، به شیعیانش یاد داد که پیروزی حق، تابع تعداد نیست، بلکه تابع اتصال به منبع اصلی نور است. ایشان حتی در زندان، به دیگران امید میدادند و آنها را به آینده امیدوار میکردند. حفظ هویت دینی در حصار تنگناهای امروز، نیازمند همین امید راهبردی است. ما باید باور داشته باشیم که این سختیها، دورهای گذراست و آنچه باقی میماند، حقایق ماندگار دین است.
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت، نوع ارتباط امام با اصحاب خاص و عام بود. امام عسکری با اینکه در حصار بودند، اما از طریق نامهها یا افراد معتمد، نبض جامعه را در دست داشتند. ایشان به اصحاب خود میآموختند که چگونه به جای درگیر شدن در حاشیهها، روی هدف اصلی یعنی حفظ اسلام ناب تمرکز کنند. امروز، بزرگترین خطر برای یک جامعه ایمانی، درگیر شدن در اختلافات درونی و حاشیههای بیهوده است. وقتی دشمن تمام توان خود را برای ضربه زدن به اصل دین گذاشته است، پرداختن به اختلافات کوچک، بازی در زمین دشمن است. امام عسکری با درایت خود، شیعیان را به وحدت در اصول و مدارا در فروع دعوت میکردند تا قدرت جامعه شیعه هدر نرود. این درس بزرگی برای ما در قرن پانزدهم است که انرژی خود را صرف درگیریهای پوچ نکنیم و بدانیم که دشمن اصلی در جای دیگری است.
در پایان، نگاه به سیره امام عسکری نشان میدهد که حصار، یک مانع نیست؛ بلکه فرصتی برای خالص شدن است. ایشان در حصار سامرا، طلاییترین دوران تربیت نخبگان شیعه را رقم زدند. بسیاری از شاگردان مکتب ایشان، ستونهای فکری دوران غیبت صغری شدند. این به ما میگوید که فشارهای امروز ما، اگر با نگاه ایمانی مدیریت شود، میتواند بستری برای رشد و کمال ما باشد. اگر ما در شرایط سخت اقتصادی یا اجتماعی امروز، هویت دینی خود را حفظ کنیم، به همان میزان در پیشگاه خداوند و در مسیر ظهور، جایگاه بالاتری خواهیم داشت. حفظ هویت دینی در قرن پانزدهم، یعنی یاد بگیریم که چگونه مانند امام عسکری باشیم؛ محکم در اصول، منعطف در روشها، امیدوار به آینده، و متصل به منبع نور، حتی اگر تمام جهان بخواهد ما را در حصار خود محدود کند. تاریخ نشان داده است که حصارها فرو میریزند و آنچه باقی میماند، میراثی است که بر پایه حقیقت بنا شده باشد. راهکار امام عسکری، راهکار بودن در بطن حوادث و در عین حال، فراتر از حوادث زیستن است؛ همان چیزی که شیعه برای بقا و بالندگی در تمام اعصار به آن نیاز دارد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0