مبلغ – سرویس جامعه: یکی از آسیبهای جدی که در طول تاریخ حیات دینی همواره خود را نشان داده و در روزگار ما نیز با گسترش فردگرایی مدرن به اوج رسیده، تفکیک دینداری فردی از اخلاق اجتماعی است. بسیار پیش میآید انسانی را ببینیم که در اجرای مناسک عبادی، خواندن نمازهای طولانی، روزهداریهای مکرر و حضور در مجالس مذهبی بسیار پیشتاز است، اما وقتی پای او به دادوستد اقتصادی، روابط همسایگی، تعاملات اداری و محیط خانواده باز میشود، هیچ اثری از تقوا، آرامش و انصاف در رفتارش دیده نمیشود. این دوگانگی رفتاری موجب شکلگیری نوعی بیاعتمادی عمیق در افکار عمومی شده است؛ وضعیتی که در آن ناظران بیرونی، دین را نه به عنوان عامل اصلاح رفتار، بلکه به عنوان نقابی برای توجیه یا پنهانسازی نواقص اخلاقی تلقی میکنند. امام حسن عسکری علیه السلام در دورانی که جامعه اسلامی به دلایل مختلف دچار بحران هویت و زوال اخلاقی شده بود، درست بر همین نقطه دست گذاشت و اعلام کرد که دینداری حقیقی هرگز در پستوی عبادتگاهها محدود نمیشود، بلکه عیار واقعی آن در بستر کوچه، بازار و معاشرت با خلق خدا سنجیده میشود.
در سیره و کلمات امام یازدهم شیعیان، تعریف متفاوتی از پارسایی و نزدیکی به خداوند ارائه میشود. در روایتی مشهور و راهبردی، ایشان به صراحت بیان میکنند که عبادت تنها به کثرت روزه و نماز نیست، بلکه عبادت حقیقی در تفکر مداوم در امر خداوند و توجه به وظایف انسانی تجلی مییابد. این تفکر به معنای تامل در نحوه تنظیم روابط با دیگران، دوری از تضییع حقوق انسانها و تلاش برای گسترش خیر عمومی است. انسان معاصر امروز به شدت گرفتار سرعت و مشغلههای فرساینده است. ما در طول روز صدها تعامل کوچک و بزرگ با راننده تاکسی، همکار، فروشنده سوپرمارکت، اعضای خانواده و کاربران ناشناس در فضای مجازی داریم. اگر قرار باشد دینداری ما تنها در همان دقایق محدود اقامه نماز خلاصه شود، باقی ساعات شبانهروز ما در فضایی بدون نظارت اخلاقی و خالی از معنویت سپری خواهد شد. امام عسکری علیه السلام نشان دادند که دین آمده است تا تمامی این لحظات را معنادار کند و اخلاق معاشرت را به عنوان والاترین شاخص رشد ایمانی معرفی نماید.
جامعه روزگار امام عسکری علیه السلام در شهر سامرا، یک جامعه چندپاره، ناامن و به شدت مصرفزده و مادیگرا بود. دربار عباسی با ترویج تجملگرایی و ریختوپاشهای نجومی، طبقهای از اشراف نوکیسه را پدید آورده بود که برای کسب مال و موقعیت، هرگونه مرز اخلاقی را زیر پا میگذاشتند. از سوی دیگر، بخش وسیعی از تودههای مردم در فقر، تبعیض و فشار اقتصادی دستوپا میزدند. در چنین فضایی، امام عسکری علیه السلام به پیروان خود تاکید میکردند که رفتار آنان در بازار و در مواجهه با مردم باید خلاف جریان حاکم باشد. ایشان شیعیان را به صدق گفتار، ادای امانت و وفای به عهد دعوت میکردند و این امور را برتر از بسیاری از مستحبات مناسکی میدانستند. رعایت حقالناس در جزئیترین ابعاد، اجتناب از کمفروشی، پرهیز از ربا و عدم سوءاستفاده از نیاز و گرفتاری مردم، مسائلی بودند که امام در درسهای اخلاقی و عملی خود بر آنها پافشاری میکردند. این همان پیوند ناگسستنی دینداری با کوچه و بازار است که اگر از جامعه اسلامی رخت بربندد، چیزی جز پوسته از دین باقی نخواهد ماند.
امروز نیز در عرصه بازار و مبادلات اقتصادی با چالشهایی شبیه به همان دوران روبرو هستیم. پدیدههایی چون گرانفروشی، احتکار کالا در شرایط نوسان ارزی، فریب مشتری در معاملات آنلاین، پنهان کردن عیوب اجناس و عدم تعهد به قراردادها، از جمله اموری هستند که تاروپود اعتماد اجتماعی را نابود میکنند. جالب اینجاست که گاهی مرتکبان چنین رفتارهایی خود را انسانهایی مومن و اهل مسجد میدانند. آموزههای امام عسکری علیه السلام به عنوان یک هشدار جدی، این توهم خطرناک را باطل میسازد. از نگاه مکتب اهل بیت، رکوع و سجود کسی که حقوق کارگر خود را به موقع پرداخت نمیکند، به مشتری دروغ میگوید یا از بیخبری طرف معامله سوءاستفاده میکند، هیچ ارزشی در پیشگاه الهی ندارد. امام عسکری علیه السلام به وضوح آموختند که مسیر سلوک الیالله نه از گوشهگیری، بلکه از اصلاح مناسبات مالی، انصاف در قضاوتها و گرهگشایی از فرودستان جامعه میگذرد.
علاوه بر جنبههای اقتصادی، اخلاق معاشرت در کلام امام عسکری علیه السلام شامل بعد وسیعتری از تعاملات روزمره اجتماعی، از جمله هنر همزیستی و گفتوگو با دیگران است. ایشان در توصیهای درخشان به یاران خود امر میکنند که با همه مردم، فارغ از گرایشهای مذهبی یا فکریشان، به نیکوترین وجه سخن بگویند؛ با مومنان با گشادهرویی و با مخالفان با مدارا و پرهیز از کینهتوزی مواجه شوند تا آنان را به حق و حقیقت متمایل سازند. این دیدگاه باز و انسانی، دقیقا در نقطه مقابل نگاههای انحصارطلبانه و حذفی قرار دارد که متاسفانه امروزه در سطح جامعه و به ویژه در بستر فضای مجازی بسیار دیده میشود. امروزه زبان پرخاش، توهین، تمسخر و تکفیر عقیدتی جای خود را به گفتوگوی مودبانه و مستدل داده است. بسیاری از افراد به سادگی یکدیگر را متهم میکنند و حرمت انسانی را نادیده میگیرند. بازخوانی سیره امام عسکری علیه السلام به ما یادآوری میکند که نخستین وظیفه یک انسان مذهبی، حفظ ادب، داشتن چهرهای گشاده و زبانی نرم و پرمهر در برابر دیگران است.
یکی از نکات برجسته در بیانات امام عسکری علیه السلام، تعریف جایگاه نیکی به مردم به عنوان بالاترین فضیلت است. ایشان در بیانی صریح میفرمایند دو خصلت است که بالاتر از آنها هیچ خصلتی نیست، ایمان به خدا و نفع رساندن به برادران دینی و مردم. قرار گرفتن نفعرسانی به دیگران در کنار ایمان به خدا، پیام بسیار عمیقی دارد. این عبارت نشان میدهد که ایمان انتزاعی و ذهنی که به مرحله خدمت به خلق، رفع نیاز بینوایان و دستگیری از افتادگان نرسد، ناقص و بیثمر است. در زمانهای که به دلیل مسائل اقتصادی و اجتماعی، سطح آسیبپذیری اقشار مختلف بالا رفته است، کنشگری فعال مومنان در کارهای عامالمنفعه، تاسیس نهادهای خیریه مردمی و دستگیری مخفیانه از خانوادههای آبرومند، مصداق بارز دینداری عینی و زنده است. امام عسکری علیه السلام خود الگوی عملی این نوع انفاق و خدمت بودند و علیرغم اینکه تحت مراقبت شدید نظامیان بودند، همواره از طریق شبکه یاران مخفی خود، اموال و کمکهای معیشتی را به دست نیازمندان واقعی میرساندند بدون اینکه کرامت انسانی آنان خدشهدار شود.
همچنین در بستر خانواده که کوچکترین و حیاتیترین واحد اجتماعی است، اخلاق معاشرت معنای ملموستری پیدا میکند. امام عسکری علیه السلام مدارا، گذشت از لغزشهای کوچک و ابراز محبت صادقانه را مایه بقا و استحکام پیوندهای خانوادگی میدانستند. در زندگی پرتنش امروزی که فشارهای کاری و مالی آستانه تحمل افراد را پایین آورده است، محیط خانه بیش از هر زمان دیگری به آرامش، همدلی و فداکاری نیاز دارد. کسی که در مسجد فردی صبور و آرام به نظر میرسد اما در خانه با اعضای خانواده خود رفتاری تند، تحقیرآمیز و خودخواهانه دارد، فرسنگها با دینداری اصیل فاصله گرفته است. آزمون واقعی اخلاق در محیطی برگزار میشود که انسان احساس تسلط و قدرت میکند، نه در جایی که منافع یا تعارفات اجتماعی او را به نرمخویی وادار میسازد.
در نهایت، بازگشت به آموزههای امام حسن عسکری علیه السلام راه نجات جامعه امروز از سقوط در چاه ریاکاری و دینداری صوری است. اگر بخواهیم پیام اسلام را به نسل جوان و جستوجوگر امروز منتقل کنیم، نیازی به استدلالهای فلسفی پیچیده و موعظههای طولانی نیست؛ بلکه کافی است دینداری را در عمل، در رفتار صادقانه در بازار، در خوشاخلاقی درون خانه، در رانندگی قانونمدارانه در خیابان و در خدمت بیمنت به مردم نشان دهیم. زمانی که یک جوان ببیند فرد مذهبی اهل انصاف، ادب، راستی، مدارا و یاریگری است، خودبهخود به سوی مبدا این آموزهها جذب خواهد شد. این همان فرمول جاودانهای است که امام عسکری علیه السلام برای بقا و گسترش فرهنگ توحیدی طراحی کردند و به ما آموختند که محراب واقعی عبودیت، سرتاسر زندگی اجتماعی و تمام بسترهای تعامل با انسانهاست.