مبلغ – سرویس جامعه: در هنگامه پیچیدگیهای دنیای مدرن و هیاهوی زندگی ماشینی، مفاهیم بنیادین اخلاقی و دینی، گاهی در میان گرد و غبار ظاهرسازیها و هیاهوی رسانهها گم میشوند. یکی از این مفاهیم کهن و در عین حال حیاتی، تقواست. این واژه که ریشه در عمق آموزههای دینی دارد، بیش از هر چیز به معنای پرهیزگاری، خداترسی و در نهایت پاسداری از حدود الهی است. تقوا، صرفاً یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه صفتی درونی و ملکه ای است که بر رفتار، گفتار و حتی اندیشه انسان حاکم میشود. اما پرسش اینجاست که این مفهوم ژرف، در بستر جامعه امروز چگونه تعریف میشود و معیارهای سنجش آن چیست؟ آیا پرکاری و فعالیت ظاهری لزوماً نشانه تقواست، یا ممکن است در پس این ظاهر، هویتی تهی و هدفی نامعلوم نهفته باشد؟
به نظر میرسد در جامعه کنونی، به خصوص در فضای مجازی و در تعاملات روزمره اجتماعی، معیارهای سنجش تقوا دچار تحریف و سطحینگری شده است. شاهد این مدعا، رواج پدیده خودنمایی در انفاق و نمایش دینداری است که در آن، افراد به جای جوهره اصلی تقوا، به دنبال نمایش بیرونی آن هستند. این رویکرد نه تنها به اصالت تقوا لطمه میزند، بلکه میتواند منجر به اضطرابهای معیشتی دینی و انزوای اجتماعی نیز شود. در این نوشتار قصد داریم با نگاهی تحلیلی و ریشهیابانه به بازخوانی معیارهای تقوا در نظم اجتماعی و تعامل با همسایگان بپردازیم و نشان دهیم که چگونه کمکاری سالم و هدفمند میتواند ارزشمندتر از پرکاری بیهویت باشد.
تقوا در نگاه دینی صرفاً مجموعهای از اعمال ظاهری و شعائر دینی نیست، بلکه ملکه و صفتی درونی است که ریشه در قلب و جان انسان دارد. این صفت انسان را از ارتکاب گناه و انحراف از مسیر حق باز میدارد و او را به سوی کمال و سعادت رهنمون میسازد. امیرالمؤمنین علی (ع) در وصف تقوا میفرمایند: «التقوی هی الخوف من الجلیل و العمل بالتنزيل و الرضا بالقلیل و الاستعداد لیوم الرحیل»؛ یعنی تقوا، ترس از خداوند بزرگ، عمل به (دستورات) قرآن، رضایت به اندک و آمادگی برای روز کوچ (مرگ) است. این تعریف، ابعاد مختلف تقوا را نمایان میسازد: جنبهی سلبی (ترس و پرهیز)، جنبهی ایجابی (عمل به دستورات)، جنبهی رضایتمندی (قناعت) و جنبهی آیندهنگری (آمادگی برای معاد). متأسفانه در دنیای امروز شاهد گرایش روزافزونی به ظاهرگرایی در دینداری هستیم. افراد به جای پرداختن به باطن اعمال و نیات خویش، بیشتر بر نمایش بیرونی دینداری تمرکز میکنند. این پدیده در شبکههای اجتماعی به اوج خود رسیده است؛ جایی که افراد با انتشار عکسها و ویدئوهایی از اعمال خیرخواهانه، سفرهای زیارتی، و یا عبادات شخصی، سعی در جلب توجه و کسب اعتبار اجتماعی دارند. برای مثال، فردی که تصویر غذای نذری خود را با هشتگ #اطعام_سیدالشهدا منتشر میکند، در حالی که هدف اصلی او جلب توجه و لایکهای بیشتر است، عملاً نیت خالصانه خود را مخدوش ساخته است.
این نمایش دینداری پیامدهای ناگواری به همراه دارد. اولاً اصالت عمل خیر را از بین میبرد، زیرا نیت خالصانه جای خود را به ریا و خودنمایی میدهد. در سیره بزرگان دین، اعمال خیر به دور از چشم دیگران انجام میشد. امام حسن مجتبی (ع) در خفا به فقرا انفاق میکردند تا جایی که فقرا او را نمیشناختند. ثانیاً باعث ایجاد توقعات کاذب در دیگران میشود و فضای رقابت ناسالمی را در جامعه ایجاد میکند. مردم گمان میکنند که برای دیندار تلقی شدن، باید چنین نمایشهایی داشته باشند. ثالثاً میتواند منجر به سرخوردگی و ناامیدی کسانی شود که توانایی مالی یا جسمی انجام چنین اعمالی را ندارند، و این خود اضطراب معیشتی دینی را تشدید میکند. فردی که توانایی شرکت در سفرهای زیارتی گرانقیمت یا برگزاری مراسم پرهزینه را ندارد، ممکن است احساس کند از دینداری عقب مانده است، در حالی که حقیقت دینداری در جای دیگری است.
در مقابل این پرکاری ظاهری و بیهوده، کمکاری سالم قرار دارد. منظور از کمکاری سالم تنبلی یا سستی در انجام وظایف نیست، بلکه به معنای انجام وظایف به صورت آگاهانه، هدفمند و با نیت خالصانه است. کسی که تقوای واقعی دارد نیازی به نمایش اعمال خود ندارد، چرا که انگیزه او رضای خداوند و کمال نفس خود است، نه جلب توجه دیگران. این کمکاری سالم در واقع نوعی صرفهجویی معنوی است؛ یعنی انرژی و وقت خود را صرف کارهایی میکند که واقعاً مؤثر و مفید هستند و از هدر رفتن آن در امور بیثمر جلوگیری میکند. به عنوان مثال، فردی که به جای شرکت در هر تجمع و فعالیتی که صرفاً جنبهی نمایشی دارد، وقت خود را صرف مطالعه، تحقیق، یا خدمت مخفیانه به نیازمندان میکند، در حال انجام یک “کمکاری سالم” است. این رویکرد، با آنچه در فضای رسانهای امروز به عنوان “فعالیت اجتماعی” معرفی میشود، تفاوت اساسی دارد.
نظم اجتماعی و روابط انسانی زمینهی اصلی تجلی تقوا در زندگی عملی است. جامعه متشکل از افراد و خانوادههایی است که در کنار یکدیگر زندگی میکنند و تعاملات گستردهای با هم دارند. در این میان همسایگی یکی از قدیمیترین و مهمترین اشکال روابط اجتماعی است که اسلام اهمیت ویژهای به آن داده است. حقوق همسایه در آموزههای دینی بسیار گسترده و حیاتی است و رعایت آنها نشانهی بارز تقوا و مسلمانی واقعی است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «جبرئیل آنقدر درباره همسایه به من سفارش کرد که گمان کردم ارثی برای او مقرر خواهد شد.» این تأکید، نشان از اهمیت بنیادین رابطه همسایگی در اسلام دارد. متأسفانه در جامعه کنونی مفهوم همسایگی دچار انفعال و فراموشی شده است. آپارتماننشینی و زندگی شهری باعث فاصلهگیری افراد از یکدیگر شده و روابط انسانی رنگ باخته است. اغلب همسایگان، حتی پس از سالها همسایگی، یکدیگر را به درستی نمیشناسند و جز سلامی کوتاه، ارتباطی عمیقتر شکل نمیگیرد. در چنین فضایی معیارهای تقوا در تعامل با همسایگان نیز دچار تحریف شده است. برخی با این تصور که هر کسی مسئول زندگی خویش است، از زیر بار مسئولیتهای اخلاقی خود در قبال همسایگان شانه خالی میکنند. این نگرش، در تضاد با آموزههای اسلامی مبنی بر “المؤمن للمؤمن کالبنیان المرصوص یشد بعضه بعضا” (مؤمن برای مؤمن همچون بنایی است که اجزای آن یکدیگر را استحکام میبخشند) قرار دارد. برخی دیگر با پرکاری بیهویت، مثلاً برگزاری جشنهای پرزرق و برق و یا سر و صدای زیاد، آسایش همسایگان را مختل میکنند، غافل از اینکه این “پرکاری” مصداق بارز بیتقوایی و عدم رعایت حقوق دیگران است. مثلاً برگزاری مهمانیهای شبانه با موسیقی بلند که تا پاسی از شب ادامه دارد، نمونهی بارزی از این رفتار است که آسایش دیگران را سلب میکند.
تقوای واقعی در روابط همسایگی، به معنای رعایت حقوق ایشان، کمک به نیازمندان همسایه، حفظ آبروی ایشان و پرهیز از ایذاء و آزار ایشان است. این تقوا لزوماً به معنای “پرکاری” نیست؛ بلکه “حساسیت” و “دقت” در رفتار است. گاهی یک “کمکاری سالم”، مثلاً سکوت در برابر خطایی که با تذکر، تشدید میشود (و در این صورت، اصلاح امر به شیوهی دیگری لازم است)، یا عدم مداخله در امری که به ما مربوط نیست و دخالت ما موجب فتنه و فساد میشود، نشانهی بلوغ فکری و تقوای اجتماعی است. به عنوان مثال، اگر همسایهی ما در حال انجام کاری اشتباه است، اما تذکر ما ممکن است باعث دشمنی و کدورت شود، گاهی بهترین کار، دعای خیر برای او و سپردن او به خداوند است، تا زمانی که فرصت مناسبتری برای راهنمایی او فراهم شود. این نوع “سکوت” و “عدم مداخله”، نشانهی ضعف نیست، بلکه نشانهی حکمت و تقواست.
یکی از پیامدهای منفی نمایش دینداری و پرکاری بیهویت، “اضطراب معیشتی دینی” است. زمانی که افراد دینداری را با معیارهای مادی و ظاهری میسنجند، و یا احساس میکنند که از قافله “نمایش دینداری” عقب ماندهاند، دچار اضطراب و نگرانی میشوند. این اضطراب میتواند ریشه در ترس از قضاوت دیگران، یا ترس از عدم قبولی اعمال خود در درگاه الهی داشته باشد. فردی که مدام خود را با دیگرانی که فعالیتها و انفاقهای پر سر و صداتری دارند مقایسه میکند، دچار نوعی اضطراب معیشتی میشود؛ گویی احساس میکند که سهم کمتری از “برکت” یا “قبولی” الهی نصیبش شده است. این در حالی است که خداوند در قرآن کریم میفرماید: “انما یتقبل الله من المتقین” (خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد). ملاک پذیرش، تقوا و خلوص نیت است، نه کمیت و کیفیت نمایش اعمال.
برای رهایی از این اضطراب و دستیابی به تقوای واقعی در نظم اجتماعی و تعامل با همسایگان، لازم است به نکات زیر توجه کنیم:
نخست، بازگشت به معیارهای اصیل دینی: باید به متون دینی و سیره اولیای دین بازگردیم و معیارهای واقعی تقوا را بشناسیم. تقوا، نیت خالص، اخلاص، و پرهیز از ریا است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: “هر کس برای خدا روزه بگیرد، خداوند او را به اندازه یک میل از جهنم دور میکند.” این روایت، بر اهمیت نیت خالص تأکید دارد.
دوم، تمرکز بر باطن: به جای تمرکز بر ظاهر اعمال، بر نیت درونی و اخلاص در عمل تمرکز کنیم. خداوند، قلوب ما را میبیند و به نیات ما آگاه است. عمل اندک با نیت خالص، ارزشمندتر از عمل بسیار با نیت ریاکارانه است.
سوم، اهمیت “حق الناس”: حقوق همسایگان و دیگران را در اولویت قرار دهیم. رعایت حقوق ایشان، از بسیاری از عبادات ظاهری، ارزشمندتر است. حقوق همسایه شامل موارد متعددی است: یاری رساندن در هنگام نیاز، عیادت در بیماری، پوشاندن عیوب، خوشرویی، بذل سلام، و پرهیز از آزار و اذیت.
چهارم، حسن همجواری: با همسایگان خود با مهربانی، احترام، و گذشت رفتار کنیم. تلاش کنیم تا محیط زندگی آرامی برای خود و دیگران فراهم کنیم. همانطور که گفته شد، “المؤمن للمؤمن کالبنیان المرصوص”.
پنجم، پرهیز از قضاوت: از قضاوت عجولانه و سطحی درباره دینداری دیگران پرهیز کنیم. هر کس، در نزد خداوند، مسئول اعمال خویش است. ما از درون افراد و نیات آنها آگاه نیستیم.
ششم، “کمکاری سالم” در برخی موارد: در مواقعی که پرکاری، منجر به ایذاء دیگران یا هدر رفتن منابع میشود، “کمکاری سالم” و پرهیز از ایجاد مزاحمت، نشانهی بلوغ اجتماعی و تقواست. این اصل، در زندگی شهری امروز، اهمیتی دوچندان دارد.
هفتم، اهمیت “ادب” در معاشرت: ادب، احترام، و نزاکت در کلام و رفتار، از اصول اساسی تقوای اجتماعی است. حتی در صورت اختلاف نظر، باید با رعایت ادب با دیگران سخن گفت.
هشتم، تربیت دینی صحیح: خانوادهها باید در تربیت فرزندان، بر مفاهیم عمیق دینی و اخلاقی، به جای ظواهر، تأکید کنند. آموزش مفاهیمی چون صداقت، امانت، و مسئولیتپذیری، بسیار مهمتر از آموزش ظواهر عبادی است.
مفهوم امید تاریخی و منجیگرایی، به خصوص در فرهنگ شیعی، جایگاه ویژهای دارد. انتظار ظهور منجی موعود، میتواند انگیزهی قوی برای تلاش در جهت اصلاح جامعه و فرد باشد. اما این انتظار، نباید به انفعال و گوشهگیری منجر شود. تقوای اجتماعی، خود، بخشی از “اصلاح نفس” و “آمادگی برای ظهور” است. جامعهای که در آن، همسایگان به یکدیگر احترام میگذارند، حقوق یکدیگر را رعایت میکنند، و از ایذاء و آزار هم پرهیز میکنند، جامعهی سالمتر و آمادهتر برای پذیرش عدالت مهدوی است. “پرکاری بیهویت” و “نمایش دینداری”، در مقابل این رویکرد سازنده قرار دارد. چرا که این گونه رفتارها، نه تنها به اصلاح جامعه کمکی نمیکند، بلکه میتواند باعث دلزدگی مردم از دین و ارزشهای معنوی شود. حتی در فضای رسانهای و فعالیت اجتماعی، اگر هدف، جلب توجه و خودنمایی باشد، نتیجهی آن جز دوری مردم از دین نخواهد بود. در مقابل، یک عمل خیر کوچک اما خالصانه، یا یک رفتار مؤدبانه و محترمانه با همسایه، میتواند اثربخشی بسیار بیشتری داشته باشد و جامعه را به سوی آرمانهای مهدوی نزدیکتر سازد.