مواجهه با شوک فقدان و پیشگیری از رفتارهای هیجانی در داغدیدگی

شکیبایی آگاهانه؛ مرز باریک میان سوگواری طبیعی و خودویرانگری

بررسی های بالینی در حوزه ترومای فقدان نشان می دهد ابراز طبیعی اندوه پیوند مستقیمی با سلامت روان دارد، اما ورود به رفتارهای هیجانی تخریب گر، انسجام ساختار شخصیتی فرد را متلاشی می کند.

مبلغ – سرویس سبک زندگی: مواجهه با مرگ عزیزان یکی از سهمگین ترین شوک های روانی در زیست انسان است؛ رویدادی ناگهانی که تعادل شناختی و عاطفی فرد را بر هم می زند و او را در برزخی از بهت، خشم و درماندگی قرار می دهد. در چنین لحظاتی، سازوکارهای دفاعی ذهن به تکاپو می افتند تا ضربه ناشی از فقدان را هضم کنند. روان شناسی مدرن در بررسی مراحل پذیرش سوگ تایید می کند که تجربه غم، ریزش اشک و نیاز به برون ریزی عاطفی، واکنشی سالم و ضروری برای بازسازی روان است؛ اما مرزی باریک و بسیار حساس میان تخلیه هیجانی بهنجار و افتادن در دام رفتارهای  آسیب زننده به خود وجود دارد. رفتارهایی مانند لطمه زدن به تن، چنگ زدن به صورت، شکافتن پیراهن یا فریادهای از سر بی تابی افراطی، نه تنها نشانه ای از پیوند عمیق عاطفی نیستند، بلکه زنگ خطری جدی از فروپاشی مهارت های خودکنترلی به شمار می روند.

در رویکردهای درمانی نوین در حوزه کنترل تروما، این قبیل رفتارها به عنوان واکنش های انطباق نیافته تعریف می شوند که بار روانی حادثه را به بدخیم ترین شکل به آسیب های پایدار جسمی و عصبی بدل می سازند. هنگامی که فرد داغدیده در اثر شدت ضربه، کنترل فرماندهی و تعقل خود را از دست می دهد، امواج کور هیجان، بدن را آماج پرخاشگری می کنند. این همان وضعیتی است که در دانش آسیب شناسی روانی، به مرحله پس رفت رفتاری شناخته می شود؛ حالتی که در آن انسان متمدن در گرداب بحران، روش های سازنده را وا می نهد و تن خویش را مجازات می کند.

قرن ها پیش از شکل گیری مکاتب روان درمانی معاصر، پیشوایان بینش توحیدی با ظرافتی بی نظیر این تمایز دقیق را در میدان عمل به نمایش گذاشتند. تاریخی زنده گزارش می دهد که چگونه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در مسجد کوفه با مردی روبه رو شد که زیر بار کوهی از مصائب قد خم کرده بود. مرد با حس بی پناهی و انفعال مطلق ایستاده بود و با لحنی تکان دهنده می گفت تمام تکیه گاه های خانوادگی یعنی پدر، مادر و برادرش را هم زمان از دست داده و از شدت سوز دل و وحشت حس می کند بند دلش پاره می شود و کالبدش خواهد شکافت. در برابر این هجمه عظیم فقدان، پیشوای اهل معرفت نه احساسات او را سرکوب کرد و نه او را به سردی راند، بلکه با نگاهی نجات بخش، مرکز آسیب دیده روان او را هدف گرفت و یادآور شد که تنها نقطه اتکا در این توفان، حفظ فرماندهی عقل و شکیبایی آگاهانه است.

منطق معرفتی اهل بیت به ما می آموزد که شکیبایی، نسبتی بنیادین با تمام شاکله حیات روحی دارد؛ همان گونه که سر، کانون هماهنگی، هوشیاری و هدایت ارگانیسم بدن است و با نبود آن کل پیکر فاسد و نابود می شود، نیروی شکیبایی نیز در سپهر جان انسان نقشی ساختاری دارد. اگر صبر که همان سنگر تسلط بر خویشتن است فروبریزد، باورها، وقار و تمامی ساختارهای هویتی و رفتاری آدمی دچار انحطاط و فروپاشی می گردند. بی قراری افراطی و جزع در حوادث، در حقیقت قطع رابطه مرکز فرماندهی روان با رفتارهای بدنی است که ثمره ای جز خستگی مفرط، تخریب سلامت و از دست رفتن سرمایه های درونی ندارد.

اشک ریختن بر فراق عزیزان همواره به عنوان تجلی مهر و عطوفت انسانی ارج نهاده شده است، اما خط قرمز آموزه های اصیل، حفظ  کرامت انسانی و صیانت از بدن است. نهی قاطع از اعمالی چون صورت خراشیدن، مو پریشان کردن و رفتارهای خودویرانگر، بازتاب دهنده توجه ژرف این مکتب به بهداشت روان است؛ چرا که خودآسیب رسانی سوگوار، مانع عبور طبیعی از بحران شده و غم را به ترومایی مزمن و فرساینده بدل می کند. بازگشت به حقیقت هستی و گفتن این که آغاز و فرجام ما از جانب مبدا آفرینش است، نوعی بازسازی معنایی در اوج تلخی هاست که فرد را از بن بست پوچی می رهاند. مولانا جلال الدین رومی نیز در تبیین همین گوهر صبوری و ضرورت هوشیاری در حوادث تلخ یادآور می شود که صبر، کلید رهایی و اکسیر حیات بخش روان آدمی است:

صد هزاران کیمیا حق آفرید

کیمیایی همچو صبر آدم ندید

حفظ وقار در سوگواری و پرهیز از رفتارهای هیجانی آسیب زا، نشانه اوج بلوغ فکری است؛ فرهنگی غنی که به انسان می آموزد در سوگ بسوزد، اما نسوزاند؛ اشک بریزد، اما آینه روح و چهره خود را مجروح نسازد و در سخت ترین تندبادها سر را که مرکز عقل و ایمان است زنده و استوار نگه دارد.


منابع و استنادات:

۱. اصول کافی، شیخ کلینی، جلد ۲، کتاب الایمان والکفر، باب الصبر، حدیث شماره ۹:

عن أبی عبدالله علیه السلام قال: «بَیْنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ إِذْ أَتَاهُ رَجُلٌ مُغْمُومٌ مُتَنَدِّمٌ… فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَاتَ أَبِی وَ أُمِّی وَ أَخِی وَ إِنِّی أَخَافُ أَنْ أَنْشَقَّ فَقَالَ لَهُ عَلَیْکَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الصَّبْرِ تَقْدَمْ عَلَیْهِ غَداً وَ الصَّبْرُ فِی الْأُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا فَارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ وَ إِذَا فَارَقَ الصَّبْرُ الْأُمُورَ فَسَدَتِ الْأُمُورُ.»

ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمود: در حالی که امیرالمؤمنین علیه السلام در مسجد کوفه تشریف داشتند، مردی اندوهگین و بی‌تاب نزد ایشان آمد و گفت: ای امیر مؤمنان، پدر و مادر و برادرم درگذشتند و بیم آن دارم که از شدت اندوه بند دلم پاره شود و کالبدم بشکافد. پس حضرت به او فرمود: بر تو باد پروای الهی و پیشه کردن صبر که فردا با آن رو به رو خواهی شد؛ و جایگاه صبر در کارها همانند سر در پیکر انسان است؛ هرگاه سر از تن جدا شود، تن تباه می‌گردد و هرگاه شکیبایی از کارها جدا شود، امور تباه می‌شوند.

۲. اصول کافی، شیخ کلینی، جلد ۲، کتاب الایمان والکفر، باب الصبر، حدیث شماره ۲:

عن أبی عبدالله علیه السلام قال: «الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ کَذَلِکَ إِذَا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الْإِیمَانُ.»

ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمود: شکیبایی برای ایمان به منزله سر برای تن است؛ پس هرگاه سر برود تن نیز از میان می‌رود و همین‌گونه اگر صبر برود ایمان از بین می‌رود.

۳. نهج البلاغه، گردآوری سید رضی، کلمات قصار، حکمت شماره ۸۲:

«وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ وَ لَا فِی إِیمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ.»

ترجمه: و بر شما باد شکیبایی، زیرا شکیبایی نسبت به ایمان همانند سر نسبت به تن است؛ و خیری در تنی که سر ندارد نیست، و خیری در ایمانی که صبر همراه آن نباشد وجود ندارد.

۴. قرآن کریم، سوره بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶:

«وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»

ترجمه: و شکیبایان را مژده ده؛ همان کسانی که چون مصیبتی به آنان رسد گویند: ما از خداییم و همانا به سوی او بازمی‌گردیم.

۵. مبانی روان شناسی سوگ و مدیریت تروما، بررسی مراحل اندوه و پیشگیری از رفتارهای خودآسیب رسان در پژوهش های روان شناسی سلامت.