مبلغ – سرویس سبک زندگی: در بسیاری از بحرانهای زناشویی و تعارضات خانوادگی، مسئله بنیادین نه ریشه آن اختلاف اولیه، بلکه فرایند فرساینده اثبات گناهکاری دیگری است. هنگامی که ارتباط عاطفی زن و شوهر از بستر تفاهم و حل مسئله خارج میشود، خانه تبدیل به دادگاهی سرد میگردد که هر یک از طرفین با بازخوانی پروندههای کهنه و ورق زدن ناکامیهای گذشته، درصدد صدور کیفرخواست علیه شریک زندگی خود برمیآید. در چنین فضایی، پدیدهای خطرناک به نام گروکشی عاطفی شکل میگیرد؛ رفتاری فرساینده که در آن سلاحهایی چون قهر، تحقیر، سکوت معنادار، زخم زبان یا خودداری از ابراز محبت به کار گرفته میشوند تا فرد مقابل خلع سلاح شود و از سر ناچاری تسلیم گردد. زوجدرمانگران این تله ارتباطی را بازی جمع صفر مینامند؛ یعنی فضایی مخرب که در آن یکی از همسران تنها راه پیروزی خود را به زانو درآوردن دیگری میداند، غافل از آنکه شکست یکی از همسران، در حقیقت اعلام ورشکستگی کل رابطه است.
یکی از ریشههای عمیق این وضعیت، پدیدهای روانی به نام موضع تدافعی همیشگی است. جان گاتمن، پژوهشگر برجسته حوزه روابط، این ویژگی را یکی از نشانههای قطعی فروپاشی کانون خانواده قلمداد میکند. فردی که توان پذیرش کمترین نقد را ندارد، با پرخاشگری، انکار یا فرافکنی، این پیام سمی را صادر میکند: «من منزه و بیگناهم و تمام خطاکاریها به تو بازمیگردد». ادامه این رویکرد، دیواری نفوذناپذیر میان دلها میکشد و گفتگو را به بنبست میرساند. راه نجات از این دور باطل، نیازمند فضیلتی فراموششده به نام شجاعت اخلاقی است؛ یعنی توانایی گفتن این جمله طلایی: «من هم در این ماجرا سهم داشتم، رفتارم نادرست بود و متاسفم». بیان این کلمات نه عقبنشینی ذلیلانه است و نه نشانهای از ضعف روانی؛ بلکه شجاعتی ناب برای متلاشی ساختن حصار منیت و تبدیل کردن آوردگاه خشم به بستر گفتگوی سازنده است. با ادای این عبارت، گارد دفاعی همسر فرومیریزد و فضای انتقامجویی جای خود را به پذیرش، احترام متقابل و درک عاطفی میدهد.
از نگاه ادبیات اخلاقی و حکمت کهن ما، لجاجت ثمرهای جز تنهایی و تباهی ندارد. ستیز میان دو انسان زمانی دوام میآورد که هر دو در تب تکبر و لجاجت بسوزند؛ اما اگر خردمندی در برابر تندی صبوری ورزد و راه ملایمت در پیش گیرد، بندهای منازعه از هم جدا می شود. به بیان دیگر، آرام کردن طوفان مشاجره همیشه وابسته به پیروز شدن در جنگ کلمات نیست، بلکه به گذشتی حکیمانه نیاز دارد که ریشه در انصاف درونی و مهار نفس دارد.
انصاف در فضای پایمان زناشویی بدین معناست که انسان همان ترازویی را که برای ارزیابی رفتارهای همسرش به کار میگیرد، پیش روی اعمال و سخنان خویش نیز بگذارد. وقتی منطق انصاف بر کانون خانواده حاکم گردد، سهمخواهیها پایان مییابد، کینههای انباشته تخلیه میشود و پیوند عاطفی میان همسران جانی تازه میگیرد. پذیرش داوطلبانه قصور، نهتنها از جایگاه فرد در چشم همسرش نمیکاهد، بلکه اعتباری ژرف و احترامی پایدار برای او خلق میکند.
در منظومه معرفتی و اخلاقی مکتب اهلبیت علیهمالسلام، انصاف دادن از خود و داوری عادلانه درباره رفتار خویشتن، اوج خردمندی، نشان ایمان راستین و عاملی الهی برای افزایش عزت انسانی توصیف شده است:
۱. الکافی، ثقة الاسلام کلینی، جلد ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب الانصاف و العدل، ص ۱۴۴، حدیث ۵:
متن عربی روایت:
«عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: أَلَا إِنَّهُ مَنْ يُنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ لَمْ يَزِدْهُ اللَّهُ إِلَّا عِزّاً.»
ترجمه فارسی:
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: آگاه باشید، هر کس از جانب خود به مردم انصاف دهد و خطای خویش را بپذیرد، خداوند جز بر عزت و سربلندی او نخواهد افزود.
لینک دسترسی کتابخانه فقاهت:
https://lib.eshia.ir/11005/2/144
۲. الکافی، ثقة الاسلام کلینی، جلد ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب العفو، ص ۱۰۹، حدیث ۱۰:
«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: ثَلَاثٌ لَا يَزِيدُ اللَّهُ بِهِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ إِلَّا عِزّاً: الصَّفْحُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَهُ، وَ الصِّلَةُ لِمَنْ قَطَعَهُ.»
امام باقر علیه السلام فرمود: سه خصلت است که خداوند به واسطه آنها جز بر عزت مرد مسلمان نمیافزاید: گذشت از کسی که به او ستم کرده، بخشش به کسی که او را محروم ساخته، و پیوند با کسی که از او بریده است.
https://lib.eshia.ir/11005/2/109