کارشناس دینی گفت: بسیاری از افراد در طول زندگی خود ممکن است حقالناسی بر ذمه داشته باشند؛ اما شرایطی پیش میآید که فرد، صاحب حق را نمیشناسد، به او دسترسی ندارد و یا در صورت شناخت، تلاش برای حلالیتطلبی مستقیم، موجب ایجاد مفسده یا آشوب میشود. در چنین مواردی، حکم شرعی این است که فرد باید از طریق «رد مظالم»، دین خود را ادا کند.
در کنار وصیتهای رایجی مانند طلب حلالیت و پرداخت بدهی، جملهای نیز بسیار شنیده میشود: «مقداری تربت داخل کفن یا همراه میت بگذارید.» این توصیه از کجا آمده، چه اندازه پشتوانه روایی و فقهی دارد و مرز درست آن با برداشتهای نادرست چیست؟
در عصرِ اضطرابهای اقتصادی و نوساناتِ لحظهایِ بازارها، بسیاری از ما تمامِ تمرکزِ خود را بر امنیتِ مالیِ کوتاهمدت گذاشتهایم، در حالی که آموزههای دینی با تغییرِ پارادایمِ ذهنی، به ما میآموزند که چگونه داراییهای فانی را به سرمایههایِ پایدار و ابدی تبدیل کنیم و با دیدگاهی استراتژیک، توشهای برای آیندهای دور فراهم آوریم.
مواجهه با پرسشهای کودک درباره مرگ، یکی از سختترین آزمونهای والدین است که اگر با رویکردی صحیح پاسخ داده شود، میتواند به جایِ هراس، نگاهی توحیدی و عمیق در جانِ کودک بکارد.
در عصر سرعت و شبکههای اجتماعی، آبرو تنها با یک اشاره انگشت و فشردن دکمه بازنشر فرو میریزد؛ نوشتار حاضر به واکاوی مسئولیت اخلاقی ما در برابر حیثیت دیگران در دنیای بیرحمِ فضای مجازی میپردازد.
جایگاه انسان در قرآن، بر ضرورت توجه متعادل به جسم و روح در زندگی فردی و اجتماعی تأکید شده است و هشدار میدهد که بیتوجهی به نیازهای طبیعی و عاطفی، میتواند به شکلگیری حقالناسهای پنهان و افزایش اختلافات و جداییهای خانوادگی منجر شود.
درباره ربا و حرمت آن زیاد خوانده و بسیار شنیدهایم، اما این چه گناهی است که با وجود قرار داشتن در ردیف بزرگترین معصیتها بسیار در جامعه دیده میشود؟
استغفار به تنهایی برای حقالناس کافی نیست؛ باید پشیمانی واقعی، انجام اعمال خیر متناسب با حقالناس و در صورت عدم امکان پرداخت مستقیم، توکل بر خدا را داشت تا بار حقالناس سبک شود و از نظر شرعی رهایی حاصل گردد.