شب که میشود، ذهن کودک برای دریافت مفاهیم عمیق آماده است. اگر این لحظات را با داستانهای کوتاه و شیرین دینی پر نکنیم، روایتهای فضای مجازی و برنامههای بیمحتوا جای خالی آن را پر میکنند. قصه شب، نه فقط یک فعالیت قبل از خواب، که راهی برای حک کردن محبت اهل بیت در ضمیر ناخودآگاه فرزندان است.
«فرزند ۲ساله من چنگ میزند، اشیا را پرتاب میکند و دیگران را کتک میزند!آیا فرزند من پرخاشگر شده است؟ آیا این به معنای آن است که من رفتار منفی انجام دادهام؟ هر چه به او میگویم «نکن»، اما باز هم این کار را تکرار میکند. چهکار کنم؟»
«اگه اتفاقی افتاد کنار هم باشیم!»، «شرایط جنگیه، حوصله ندارم!»...این جملات ساده اما خطرناک، ریشه ترس و ناامنی را در وجود کودک نهادینه میکند.
از دست دادن یک عزیز، تجربهای عمیق و پررنگ در زندگی هر فرد بخصوص برای کودکان ونوجوانی است که تجربه کمتری دراین زمینه دارند.این تجربه نه تنها بر احساسات آنها تاثیر میگذارد، بلکه میتواند رفتار، خواب، اشتها و روابط اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.روند سوگواری و پذیرش این فقدان،مرحلهای طبیعی و لازم برای سلامت روان بوده ونیازمند همراهی،همدلی و حمایت خانواده و اطرافیان است.
زهرا خزایی معتقد است: «بازی و قصه» زبان طبیعی کودک است؛ همانطور که «گفتار» زبان بزرگسالان است، کودک از طریق بازی با جهان اطراف خود آشنا میشود، هیجانات خود را تجربه و تنظیم و معنای موقعیتهای زندگی را درک میکند.