حکمت اشراق سهروردی تنها محصول اندیشه فلسفی یونان یا عرفان اسلامی نیست؛ پشت این مکتب، تبارنامهای پیچیده از اسطورهها، حکیمان و عارفان قرار دارد. کتاب «تبارنامه اشراقیان» نوشته زهرا زارع با بازخوانی این زنجیره فکری، از کیومرث، فریدون و کیخسرو در سنت ایرانی تا هرمس، فیثاغورس و افلاطون در سنت یونانی را بررسی میکند و نشان میدهد سهروردی چگونه این میراثهای متفاوت را در قالب حکمت اشراق به یک نظام معنوی و فلسفی پیوند زده است.
شهابالدین یحیی سهروردی، بنیانگذار حکمت اشراق، از معدود اندیشمندانی است که توانست میان عقل، شهود، فلسفه، عرفان و میراث حکمت ایران باستان پیوندی عمیق برقرار کند. اندیشههای او پس از گذشت بیش از هشت قرن همچنان در کانون پژوهشهای فلسفی جهان قرار دارد و مکتب اشراق، یکی از مهمترین جریانهای تأثیرگذار در فلسفه اسلامی بهشمار میرود.
طاهره بهرامی، پژوهشگر فلسفه و عرفان معتقد است؛ نظام فکری و فلسفی ایرانی از فردوسی آغاز میشود و در عطار، مولوی و حافظ به اوج میرسد؛ به دیدگاه او شناخت عرفان ایرانی نیازمند پیوند دوباره ادیب و فیلسوف است و تا زمانی که این ارتباط برقرار نشود، تحقیقات ما فقط در سطح شعر میچرخند و به گوهر اندیشه که در پسِ زبان نمادین و ساختار روایی این متون نهفته است، راه پیدا نمیکنند.