تغییر سبک زندگی، بحران هویت و گسترش رسانههای اجتماعی از جمله عواملی هستند که در گرایش برخی افراد به معنویتهای نوظهور نقش دارند. این جریانها با ارائه الگوهایی متناسب با نیازها و دغدغههای انسان معاصر، توانستهاند توجه بخشی از جامعه را به خود جلب کنند. اما چه عواملی باعث افزایش جذابیت این معنویتها شده است و آموزههای دینی چگونه به این مسئله نگاه میکنند؟
یوگا در مسیر حرکت از شرق به غرب دچار دگرگونیهای قابل توجهی شده است. آنچه امروز در بسیاری از نقاط جهان با این نام شناخته میشود، ترکیبی از عناصر سنتی و بازتعریفهای مدرن است.
در سالهای اخیر، همزمان با گسترش شبکههای اجتماعی، جریانهایی با عنوان معنویت، آرامش و سلامتی در جامعه رواج یافتهاند که به گفته کارشناسان، برخی از آنها ریشه در عرفانهای نوظهور و انحرافی دارند. یک پژوهشگر حوزه ادیان و فرق در گفتوگو با فارس، با اشاره به ادعاهای پیامبری، انرژیدرمانی و حتی یوگا، از سازوکارهای پنهان نفوذ این جریانها و سوءاستفاده آنها از باورهای فطری انسان پرده برمیدارد.
جالب است بدانید جامعه هدف جریان عرفان نوظهور و بددینی مدرن اکثرا قشر نخبگانی جامعه است. منظور از قشر نخبگانی نیز قشری از جامعه است که که تحصیلات خوبی دارند، از نیاز های روزمرهشان فراتر فکر می کنند و از رفاه نسبی برای پرداختن به مسائلی فراتر از بقا را دارند.
در شرق آسیا سنتهای مختلف عرفانی، نظیر عرفان هندویی، عرفان بودایی، عرفان جین و چینی و ذِن وجود دارند که همگی تحت یک حکم قرار میگیرند.
معنویت انقلاب اسلامی برخلاف یوگا و قانون جذب که فرد را در لاک انزوا و خودخواهی فرو میبرند، انسان را به مسئولیت اجتماعی، خدمت به مردم و مبارزه با ظلم فرا میخواند؛ آرامشی فعال که به جای فرار از جامعه، آن را متحول میسازد.
عرفان به معنی معرفت وشناخت است . موضوع آن «خدا» وراه رسیدن به آن «قلب» است ،كه از آن به معرفت «حضوری»یاد می شود . معرفت قلبی و حضوری خدا غیر از معرفت عقلی و استدلالی است كه فلاسفه به دنبال آن هستند . اگر علم از مقوله «دانستن» باشد ، عرفان از مقوله« یافتن» است.