مبلغ – از این منظر، نیز ایران و ایرانیان ضمن حمایت مادی و معنوی از فلسطین و مبارزه با ظلم به انسانیت، نیز پشتیبانی فرهنگی این مقاومت است و برپادارنده گفتوگو هایی که در آن، فرهنگ و ادبیات میتوانند در برابر جنگ، خشونت و رنج انسان، بیتفاوت نمانند.
و درست در همین نقطه است که نام تمیم برغوثی اهمیت پیدا میکند.
اهمیت برغوثی فقط در این نیست که شاعری شناختهشده و فراتر از مرزهای جهان عرب است. ویژگی مهمتر او شاید این باشد که شعر، اندیشه و زندگی دانشگاهیاش از یکدیگر جدا نیستند.
او در آمریکا زندگی و فعالیت میکند و در همان فضای دانشگاهی و فرهنگی، از مسئله فلسطین سخن میگوید. موضع او در برابر اسرائیل، جنگ و جنگطلبی، تنها در قالب یک موضع سیاسی باقی نمیماند؛ این نگاه هم در شعر او حضور دارد و هم در سخن و اندیشه دانشگاهیاش.
این دو وجه در برغوثی به یکدیگر میرسند: شاعر و روشنفکر.
گاهی با زبان شعر سخن میگوید؛ زبانی که میتواند از مرز استدلال عبور کند و مستقیماً با عاطفه و حافظه انسان ارتباط برقرار کند. و گاهی بهعنوان استاد دانشگاه و روشنفکر، همان مسئله را با زبان تحلیل و اندیشه توضیح میدهد.
در کنار اینها، وجه دیگری از شخصیت و آثار برغوثی برای مجموعه «مبلغ» اهمیت ویژهای دارد؛ نسبتی که شعر او با سنت دینی و فرهنگ اسلامی برقرار میکند.
برغوثی برای اهلبیت(ع) شعر سروده است؛ برای امیرالمؤمنین علی(ع) قصیده دارد و درباره پیامبر اکرم(ص) شعر گفته است. قصاید دینی او بخش مهم و شناختهشدهای از آثار او هستند.
اما اهمیت این اشعار تنها در موضوع دینی آنها نیست. آنچه در ادبیات برغوثی جلب توجه میکند، نحوه پیوند زدن میراث دینی با مسئله انسان معاصر است. در شعر او، سخن گفتن از پیامبر، اهلبیت و تاریخ اسلام، صرفاً بازگشت به گذشته نیست؛ این میراث به زبانی برای فهم اکنون تبدیل میشود.
به همین دلیل است که مفهوم مقاومت را نیز میتوان در لایههای مختلف شعر او دید. مقاومت در اینجا فقط یک واژه سیاسی نیست؛ نوعی نگاه به انسان، تاریخ، عدالت و مسئولیت است.
شاید همین ویژگی است که برغوثی را به چهرهای قابل تأمل تبدیل میکند: شاعری که میتواند همزمان از سنت ادبی و دینی سخن بگوید، درباره فلسطین موضع داشته باشد، در فضای دانشگاهی امروز جهان حضور داشته باشد و میان این حوزهها دیوار نکشد.
در روزگاری که جنگ و خشونت گاه به عدد، آمار و خبر روزانه تبدیل میشوند، ادبیات یک کار مهم انجام میدهد: دوباره انسان را به مرکز روایت بازمیگرداند.
شعر نمیتواند بهتنهایی جنگی را متوقف کند؛ اما میتواند اجازه ندهد رنج انسانها عادی شود. میتواند حافظه بسازد، پرسش ایجاد کند و چیزی را که ممکن است در هیاهوی سیاست و خبر فراموش شود، در وجدان جامعه زنده نگه دارد.
از این جهت، بزرگداشت تمیم برغوثی، برای ما صرفاً بزرگداشت یک شاعر نیست؛ فرصتی است برای تأمل درباره مسئولیت فرهنگ و رسانه در زمانه بحران.
اینکه شاعر کجا میایستد؛ دانشگاه کجا میایستد؛ حوزه علمیه و رسانه کجا میایستد؛ و ما، در برابر رنج انسان و آنچه در برابر چشمان جهان رخ میدهد، چگونه روایت میکنیم.
جنگ و مقاومت ظالم و مظلوم رنج و درد و فراموشی قدر و شأن انسانی همه و همه بایستی بماند و می ماند و جنگ بزرگتر جنگ روایت هاست. وبزنگاه بزرگ تاریخ ایستادن در طرف درست آن است و سمت ماندگار تاریخ حمایت از مظلوم است.
این مطلب بدون برچسب می باشد.