مبلغ – سرویس هنر و فرهنگ: در دهههای اخیر، جامعهشناسان و روانشناسان با پدیدهای فراگیر در میان جوامع در حال گذار مواجه شدهاند که از آن به عنوان «سندرم استحقاق» تعبیر میشود. در این فضا، جوان با نگاه به مظاهر بیپایان رفاه در رسانهها و شبکههای اجتماعی، ناخودآگاه احساس میکند همهچیز باید به آسانی در دسترسش قرار گیرد و اگر مانعی بر سر راه باشد، نخستین و مقصرترین عامل، نسل قبلی است. مقایسه مداوم زندگی واقعی والدین با استانداردهای فانتزی دنیای دیجیتال، حاصلی جز تلخکامی، سرزنش مداوم و کوچک شمردن زحمات روزمره پدران و مادران ندارد. جوان در این حالت به یک ناظر ناراضی و مصرفکننده دائمی بدل میشود که به جای کنشگری و سازندگی، تمام انرژی خود را صرف صورتحساب نوشتن برای گذشته میکند.
این در حالی است که هر تمدن پویایی بر دوش انسانهایی بنا شده که توانستهاند زاویه دید خود را از مصرفکنندگی منفعلانه به مسئولیتپذیری فعالانه تغییر دهند. روانشناسی رشد به وضوح نشان میدهد که انسان تا زمانی که در نقش قربانی شرایط باقی بماند و همه مطالبات را متوجه محیط بداند، هرگز به بلوغ فردی و تابآوری واقعی نخواهد رسید. نسل قبل در مواجهه با بحرانهای اقتصادی، تغییرات سریع اجتماعی و دشواریهای معیشتی زیسته است؛ فهمیدن این واقعیتهای تاریخی و اجتماعی گام نخست خروج از پیله توقع به شمار میرود. هنگامی که یک جوان درک کند بستر کنونی زندگی او حاصل سالها کار فرساینده، فداکاری خاموش و چشمپوشی والدین از خواستههای فردی خودشان بوده است، لحن طلبکارانه جای خود را به احترام و همدلی میدهد.
در منظومه معارف دینی و اخلاقی نیز نگاهی بسیار ژرف به این پیوند وجود دارد، بدون آنکه بر زبان سرزنش و تحقیر تکیه شود. در این نگاه، شکرگزاری از واسطههای انسانی نعمت، سنگبنای شکلگیری شخصیت توحیدی و سپاسگزاری از پروردگار دانسته شده است. آموزههای اصیل دینی بیان میکنند فردی که چشم بر دسترنج و فداکاری نزدیکترین کسان خود ببندد و همواره چشمانتظار دریافت خدمات بیپایان باشد، در حقیقت ریشه کفران نعمت را در جان خود پرورانده است. در متون روایی ما تأکید شگفتانگیزی بر شناخت ریشههای زندگی وجود دارد؛ این که انسان بفهمد در روزهای ناتوانی محض، جان و شیره حیات دیگری پشتوانه بقای او بوده و هر آسایشی که امروز دارد، ثمره گذشتن نسل قبل از استراحت و آسایش خویش است.
گذار از این ایستگاه نیازمند عملیاتی کردن چند گام رفتاری در زندگی روزمره است:
نخست، شکستن چرخه بازخواست با جایگزین کردن گفتوگوی واقعی و شنیدن ناگفتههای نسل قبل، به دور از پیشداوری؛
دوم، ورود به میدان عمل، تجربه زیسته و درک عینی دشواریهای کسب درآمد و مدیریت زندگی؛
سوم، قدردانی فعال که صرفا تعارف زبانی نیست، بلکه سهیم شدن در بار مسئولیت خانه و همراهی با والدین در تصمیمگیریها و چالشهاست.
این تغییر الگو فکری (تغییر پارادایم)، جوان را از یک مدعی همیشگی که چشمبهراه حل مسائلش توسط دیگران است، به بازیگری مؤثر، خلاق و باانگیزه تبدیل میکند که توانایی مدیریت بحرانهای آینده را در وجود خویش بارور میسازد.
۱. امام علی بن الحسین علیهالسلام، رسالة الحقوق، باب حق الوالدین:
«فَأَمَّا حَقُّ أُمِّکَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْکَ حَیْثُ لَا یَحْمِلُ أَحَدٌ أَحَدًا… وَأَمَّا حَقُّ أَبِیکَ فَتَعْلَمَ أَنَّهُ أَصْلُکَ وَأَنَّکَ فَرْعُهُ…»
(تأمل بر این اصل که هر نعمتی در وجود فرزند، ریشه در زحمات، رنجها و فداکاری پدر و مادر دارد).
لینک دسترسی کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/10466/1/20
۲. امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام، عیون اخبار الرضا، جلد ۲، ص ۲۴:
«مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ»
(هر کس سپاسگزار واسطه نعمت در میان بندگان نباشد، شکر خداوند بزرگ را به جا نیاورده است؛ بازتاب در: میزان الحکمة، ج ۲، ص ۱۴۹۳، باب الشکر).
لینک دسترسی کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/11023/2/1493
۳. قرآن کریم، سوره مبارکه اسراء، آیه ۲۴:
«وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا»
(فرمان خداوند به گشودن بال فروتنی از سر مهر و یادآوری ضعف و ناتوانی دوران کودکی به عنوان انگیزه قدرشناسی از والدین).