به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هوش مصنوعی دیگر فناوریای نیست که صرفاً در آزمایشگاهها و مراکز تخصصی مورد استفاده قرار گیرد؛ این فناوری به کلاسهای درس، محیطهای کاری، رسانهها، کسبوکارها و حتی تصمیمهای روزانه مردم راه پیدا کرده است. بنابراین چالش امروز تنها فراهم بودن امکان دسترسی به هوش مصنوعی نیست، بلکه میزان آگاهی جامعه از شیوه صحیح استفاده، تشخیص خطاها و مسئولیتهایی است که در پی استفاده از این فناوری ایجاد میشود.
بنابر روایت دانشجو، سرعت رشد و گسترش هوش مصنوعی در جهان، فرصتهای تازهای را در حوزههایی مانند آموزش، اقتصاد، صنعت، رسانه و زندگی روزمره به وجود آورده است؛ با این حال، فراگیر شدن سریع این فناوری لزوماً به این معنا نیست که جامعه برای استفاده آگاهانه و صحیح از آن آمادگی کامل دارد.
ممکن است فردی به پیشرفتهترین ابزارهای هوش مصنوعی دسترسی داشته باشد، اما نداند چه دادههایی را نباید در اختیار یک سامانه هوشمند قرار دهد، چگونه درستی پاسخ دریافتشده را ارزیابی کند، چگونه محتوای انسانی را از محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی تشخیص دهد یا در چه شرایطی نباید تصمیمگیری را به یک الگوریتم واگذار کند.
از همین نقطه، یک واقعیت مهم خود را نشان میدهد: آینده هوش مصنوعی تنها با پیشرفت فناوری رقم نمیخورد؛ بلکه به فرهنگ درست استفاده از این فناوری نیز وابسته است.
هوش مصنوعی را باید یاد گرفت، نه اینکه فقط از آن استفاده کرد
ورود هوش مصنوعی به زندگی روزمره را نمیتوان صرفاً با ورود یک ابزار معمولی مقایسه کرد. این فناوری قادر است متن تولید کند، تصویر بسازد، دادهها را تحلیل کند، پیشنهاد ارائه دهد و حتی در برخی فرایندهای تصمیمگیری نقش داشته باشد. همین دامنه گسترده کاربردها سبب میشود استفاده صحیح از آن به چیزی بیش از یادگیری چند دستور یا آشنایی با یک نرمافزار نیاز داشته باشد.
کاربر باید بداند هوش مصنوعی چه تواناییهایی دارد، سازوکار آن چگونه است، در چه مواردی احتمال خطا دارد و در نهایت مسئولیت نتیجه استفاده از آن بر عهده چه کسی خواهد بود.
فرهنگ صحیح استفاده از هوش مصنوعی نیز از همینجا شکل میگیرد؛ یعنی کاربر صرفاً مصرفکننده فناوری نباشد و به کاربری آگاه تبدیل شود.
نه ترس از هوش مصنوعی، نه اعتماد بیچونوچرا
یکی از چالشهای مهم فرهنگی در مواجهه با هوش مصنوعی این است که جامعه میان دو رویکرد افراطی گرفتار نشود.
از یک طرف، افرادی هستند که هوش مصنوعی را تهدیدی برای مشاغل، آموزش، خلاقیت و حتی آینده انسان میدانند و به همین دلیل در برابر آن مقاومت میکنند. از طرف دیگر، گروهی قرار دارند که خروجی این فناوری را تقریباً همیشه درست تصور میکنند و بدون بررسی، پاسخها و محتواهای تولیدشده را میپذیرند. هر دو رویکرد میتواند پیامدهای نامطلوبی به دنبال داشته باشد.
فرهنگ درست استفاده از هوش مصنوعی به این معناست که جامعه آن را نه دشمن انسان بداند و نه جایگزینی برای عقل و مسئولیت انسانی؛ بلکه آن را ابزاری قدرتمند بشناسد که نتیجه استفاده از آن تا حد زیادی به میزان دانش، دقت و قضاوت کاربر وابسته است.
نخستین مهارت؛ هرچه هوش مصنوعی میگوید باور نکنیم
یکی از اساسیترین مهارتها در سواد هوش مصنوعی، توانایی راستیآزمایی است. سامانههای هوشمند میتوانند پاسخهایی تولید کنند که بسیار دقیق، مرتب و متقاعدکننده به نظر برسند؛ اما ظاهر قانعکننده یک پاسخ، تضمینی برای صحت آن نیست.
به همین دلیل، یکی از عادتهای مهمی که باید در فرهنگ استفاده از هوش مصنوعی شکل بگیرد این است که کاربر پاسخ را دریافت کند، اما پیش از آنکه براساس آن تصمیمی بگیرد، صحت اطلاعات را بررسی کند.
این موضوع در حوزههایی مانند پزشکی، حقوق، آموزش، اقتصاد، خبر و تصمیمگیریهای مدیریتی اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا یک اشتباه کوچک در این حوزهها ممکن است به نتایج و پیامدهای واقعی منجر شود.
حریم خصوصی؛ چه اطلاعاتی را نباید به هوش مصنوعی بسپاریم؟
فرهنگ استفاده از هوش مصنوعی تنها به شناخت قابلیتهای آن محدود نمیشود؛ بلکه دانستن اینکه چه اطلاعاتی نباید با یک سامانه هوشمند به اشتراک گذاشته شود نیز بخش مهمی از آن است.
بسیاری از کاربران ممکن است بدون توجه به پیامدهای احتمالی، اطلاعات شخصی، اسناد مربوط به محل کار، دادههای مالی، اطلاعات محرمانه سازمانی یا اطلاعات افراد دیگر را در اختیار ابزارهای هوش مصنوعی قرار دهند.
در چنین شرایطی، آموزش عمومی درباره حریم خصوصی و امنیت دادهها به همان اندازه آموزش نحوه کار با فناوری اهمیت دارد.
کاربر آگاه تنها این سؤال را مطرح نمیکند که «هوش مصنوعی چه کاری میتواند برای من انجام دهد؟» بلکه باید سؤال مهم دیگری را نیز در نظر داشته باشد: «برای انجام این کار، چه اطلاعاتی را نباید در اختیار هوش مصنوعی قرار دهم؟»
مدرسه و دانشگاه؛ آغاز شکلگیری فرهنگ جدید
اگر قرار است هوش مصنوعی در سالهای آینده بخش جداییناپذیری از زندگی نسل جدید باشد، شیوه صحیح استفاده از آن نیز باید از دوران آموزش و تحصیل به افراد آموخته شود.
دانشآموز و دانشجو باید یاد بگیرد که هوش مصنوعی میتواند در تحقیق، ایدهپردازی و یادگیری به او کمک کند، اما نباید جای تفکر، مطالعه و خلاقیت شخصی او را بگیرد.
موضوع فقط این نیست که یک دانشآموز بتواند از ابزار هوش مصنوعی استفاده کند؛ مسئله مهمتر آن است که بتواند سؤال مناسبی مطرح کند، پاسخ دریافتشده را ارزیابی کند، خطاهای احتمالی را تشخیص دهد و از فناوری برای افزایش تواناییهای خود بهره بگیرد.
با چنین نگاهی، آموزش هوش مصنوعی از یک مهارت کوتاهمدت فراتر میرود و میتواند به یکی از اجزای مهم سواد عمومی تبدیل شود.
رسانهها؛ شکلدهنده نگاه جامعه به هوش مصنوعی
رسانهها نیز در شکل دادن به نگاه مردم نسبت به هوش مصنوعی مسئولیت قابلتوجهی دارند. اگر این فناوری تنها با تیترهایی درباره «انقلاب بزرگ»، «جایگزینی انسان» یا «پایان مشاغل» معرفی شود، تصویری هیجانی و دور از واقعیت در ذهن جامعه شکل خواهد گرفت.
در مقابل، رسانه میتواند برای مخاطبان توضیح دهد که هوش مصنوعی در دنیای واقعی چه کاربردهایی دارد، در چه زمینههایی عملکرد موفقی داشته، کجا با شکست مواجه شده و چه محدودیتهایی دارد.
ارائه تجربههای واقعی، آموزش استفاده صحیح از ابزارهای هوشمند، هشدار درباره کلاهبرداریها و محتوای جعلی، آموزش تشخیص تصاویر و ویدئوهای ساختهشده با هوش مصنوعی و توضیح ساده مفاهیمی همچون خطاهای الگوریتمی و حریم خصوصی، بخشی از مسئولیت رسانه در این زمینه است.
فرهنگ استفاده از هوش مصنوعی از کاربر آغاز میشود
توسعه هوش مصنوعی زمانی میتواند به یک فرصت واقعی تبدیل شود که جامعه صرفاً مصرفکننده ابزارهای جدید نباشد.
کاربر باید تشخیص دهد چه زمانی استفاده از هوش مصنوعی مناسب است، برای انجام چه کاری میتوان از آن کمک گرفت و در چه شرایطی نباید به خروجی آن اعتماد کرد.
این فرهنگ باید همزمان در خانه، مدرسه، دانشگاه، سازمانها، رسانهها و محیط کسبوکار شکل بگیرد. مدیر باید تشخیص دهد کدام تصمیمها قابلیت واگذاری به ابزارهای هوشمند را دارند و کدام تصمیمها همچنان نیازمند قضاوت انسانی هستند. معلم باید بداند چگونه هوش مصنوعی را به ابزاری برای یادگیری تبدیل کند. خبرنگار باید توانایی بررسی و راستیآزمایی محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی را داشته باشد و کاربر عادی نیز باید بداند هر تصویر، صدا یا متنی که در فضای مجازی مشاهده میکند، الزاماً واقعی نیست.
بنابراین مسئله اصلی آینده فقط این نیست که کدام کشور یا جامعه از هوش مصنوعی پیشرفتهتری برخوردار است؛ بلکه این است که کدام جامعه بهتر میداند چگونه از این فناوری استفاده کند.
زیرساختهای محاسباتی، سرمایهگذاری، مدلهای هوش مصنوعی و محصولات فناورانه، بدون وجود کاربران آگاه نمیتوانند همه ظرفیت خود را به نمایش بگذارند. ازاینرو، فرهنگ استفاده از هوش مصنوعی باید همزمان با توسعه این فناوری مورد توجه قرار گیرد؛ فرهنگی که پایههای آن بر سواد، راستیآزمایی، حفظ حریم خصوصی، مسئولیتپذیری و استفاده هدفمند استوار باشد.
آینده متعلق به جامعهای نیست که صرفاً به هوش مصنوعی دسترسی دارد؛ آینده از آنِ جامعهای است که میداند چگونه درست با هوش مصنوعی زندگی و کار کند.