نسبت محبت قلبی و مسئولیت اخلاقی در تعالیم اهل‌بیت علیهم‌السلام

مرزبندی دقیق شیعه بودن با ادعای بی‌پشتوانه؛ وقتی عشق به عمل گره می‌خورد

مبلغ در این گزارش به بررسی شکاف میان ادعای دوستی خاندان پیامبر با رفتارهای روزمره پرداخته و نشان می‌دهد چگونه ایمان بدون پشتوانه عملی، هویت دینی را در جامعه امروز به حاشیه می‌راند.

مبلغ – سرویس معارف:جامعه امروز ما در نقطه عطف عجیبی از حیات دینی خود قرار دارد. از یک سو شاهد برگزاری آیین‌های باشکوه مذهبی هستیم و از سوی دیگر، در لایه‌های پنهان و آشکار زیست اجتماعی، شاهد کمرنگ شدن ارزش‌های اخلاقی هستیم که پیشوایان دین بر آن‌ها تأکید داشتند. این پارادوکس، یعنی تضاد میان شور مذهبی و شعور رفتاری، به یکی از مهم‌ترین چالش‌های گفتمانی در فضای فرهنگی کشور بدل شده است. وقتی فردی در ایام سوگواری، ساعت‌ها برای اقامه عزا وقت می‌گذارد اما در محیط کاری خود، رعایت انصاف و عدالت را فدای سود شخصی می‌کند، یا زمانی که در فضای مجازی از ارادت به اهل بیت سخن می‌گوید اما در مواجهه با خطای یک منتقد، از زشت‌ترین کلام استفاده می‌کند، یک پرسش اساسی در ذهن مخاطب نقش می‌بندد؛ آیا این نوع از دین‌داری، همان حقیقت تشیع است که امامان معصوم برای آن خون دل خورده‌اند یا تنها پوسته‌ای ظاهری از یک باور است که از درون تهی شده است؟

مشکل اصلی اینجاست که در طول زمان، مفهوم شیعه بودن به نوعی وابستگی عاطفی و نوستالژیک تقلیل یافته است. بسیاری تصور می‌کنند صرف ابراز علاقه به خاندان پیامبر، مجوزی برای نادیده گرفتن تکالیف شرعی و اخلاقی است. این نگرش، بازتولید همان اندیشه مرجئه در لباس مدرن است. مرجئی‌ها در دوران حیات ائمه باور داشتند که ایمان تنها به اقرار زبانی است و عمل تأثیری در رستگاری ندارد. آن‌ها معتقد بودند اگر محبت قلبی وجود داشته باشد، گناهان هرچقدر هم بزرگ باشند، هیچ تأثیری در سرنوشت اخروی ندارند. این تفکر که اتفاقاً بسیار خطرناک و فریبنده است، امروزه به شکل پنهانی در سبک زندگی برخی از متدینین نفوذ کرده است. آن‌ها می‌پندارند با شرکت در مجالس مذهبی، تمام کاستی‌های اخلاقی و رفتاری‌شان پوشیده می‌شود و در واقع با تکیه بر این شور عاطفی، برای خود حاشیه امنی می‌سازند که اجازه نمی‌دهد به اصلاح خود بپردازند.

در قرآن کریم، خداوند متعال بارها معیار سنجش ایمان را عمل صالح معرفی می‌کند. در سوره مبارکه صف می‌خوانیم که ای کسانی که ایمان آورده‌اید چرا سخنی می‌گویید که به آن عمل نمی‌کنید. نزد خدا بسیار خشم‌انگیز است که آنچه می‌گویید را به جای نیاورید. این آیه شریفه، دقیق‌ترین معیار برای تفکیک مؤمن واقعی از مدعی دین‌داری است. اگر کسی مدعی شیعه بودن است اما در زندگی شخصی و اجتماعی‌اش، ردپایی از عدالت، امانت‌داری و اخلاق نیکو دیده نمی‌شود، در واقع در حال طی کردن مسیری است که قرآن آن را ناپسند می‌شمارد. محبت به اهل بیت، اگر به همراهی با آن‌ها در سیره و رفتار ختم نشود، تنها یک توهم عاطفی است که نه تنها انسان را به سرمنزل مقصود نمی‌رساند، بلکه او را در تله‌ای از غرور کاذب گرفتار می‌کند.

باید به این نکته دقت کرد که شخصیت‌هایی مانند امام علی علیه‌السلام یا امام حسین علیه‌السلام، بیش از آنکه به ستایش‌های زبانی نیاز داشته باشند، به پیروان راستینی نیاز دارند که در عمل، آموزه‌های آنان را محقق کنند. وقتی امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند شیعیان ما کسانی هستند که ما را با عمل خود به سوی مردم دعوت می‌کنند، نه با زبانشان، تکلیف روشن می‌شود. تصور کنید یک کارمند که خود را محب اهل بیت می‌داند، در برخورد با ارباب رجوع، به جای گره‌گشایی، با رفتاری سرد و توأم با بروکراسی بیهوده، وقت مردم را تلف می‌کند یا یک کسبه که در ویترین مغازه‌اش نام اهل بیت را نصب کرده، در فروش کالاهای خود از کم‌فروشی یا گران‌فروشی استفاده می‌کند. چنین رفتارهایی، بیش از هر شبهه الحادی، به پیکره تشیع ضربه می‌زند. این‌ها مبلغان معکوس هستند که با رفتار خود، مردم را از مکتب اهل بیت دور می‌کنند.

در فضای مجازی امروز، این نمایش دین‌داری به اوج خود رسیده است. برخی با تولید محتواهای نمایشی از ارادت خود به اهل بیت، سعی در کسب اعتبار اجتماعی دارند. عکس‌های سلفی در اماکن مقدس، ویدیوهای احساسی از حضور در پیاده‌روی اربعین، بدون اینکه هیچ تغییری در رفتار اخلاقی فرد ایجاد کرده باشد، به ابزاری برای خودنمایی تبدیل شده است. این ریاکاری مدرن که به نوعی شوآف مذهبی است، باعث شده تا نسل جوان که با نگاهی پرسشگر به پدیده‌ها می‌نگرد، دچار نوعی بدبینی نسبت به کلیت دین شود. وقتی جوانی می‌بیند که فلان چهره مشهور مذهبی یا فلان فعال مجازی، دم از اخلاق می‌زند اما در میدان عمل، به راحتی به دیگران تهمت می‌زند، دروغ می‌گوید یا با ناملایمات برخورد غیرمنطقی دارد، به این نتیجه می‌رسد که دین تنها یک نقاب برای رسیدن به اهداف دیگر است.

بیایید کمی ملموس‌تر به این موضوع نگاه کنیم. در روایات داریم که یکی از یاران امام باقر علیه‌السلام به ایشان عرض کرد که ما شما را دوست داریم. امام در پاسخ فرمودند اگر شما راست می‌گویید که ما را دوست دارید، چرا وقتی یکی از شما با برادرش اختلاف پیدا می‌کند، به جای صلح و آشتی، کینه به دل می‌گیرد و از هم دور می‌شوند. این حدیث بسیار تکان‌دهنده است. این یعنی محبت به اهل بیت باید در میدان عمل، خود را نشان دهد. در اینجا، دوستی یعنی گذشت، یعنی ایثار، یعنی فروتنی. اگر کسی ادعای محب بودن دارد اما در زندگی مشترک خود با همسرش، زبان به ناسزا می‌گشاید، یا در محیط خانوادگی، به حقوق دیگران تجاوز می‌کند، یا نسبت به همسایه نیازمند خود بی‌تفاوت است، چگونه می‌تواند ادعای دوستی با کسانی را داشته باشد که تمام عمرشان را وقف یاری مردم و اقامه حق کردند.

علاوه بر این، در مباحث اخلاق اجتماعی، یکی از شاخص‌های مهم شیعه بودن، امانت‌داری و دقت در حفظ بیت‌المال یا اموال مردم است. در تاریخ می‌خوانیم که وقتی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بر مسند خلافت تکیه زدند، نه تنها کوچک‌ترین امتیازی برای نزدیکان خود قائل نشدند، بلکه در برابر کوچک‌ترین خطای کارگزاران خود، شدیدترین برخوردها را انجام می‌دادند. حالا این سیره را با برخی رفتارهای امروز مقایسه کنید. وقتی مدیری که شعارهای مذهبی می‌دهد، از موقعیت خود برای منافع قومی یا گروهی استفاده می‌کند، عملاً در حال خیانت به همان مکتبی است که مدعی پیروان آن است. این نوع رفتار، ضربه کاری‌تری نسبت به دشمنی دشمنان خارجی به بدنه جامعه وارد می‌کند، چرا که باعث فرسایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به دین می‌شود.

یکی دیگر از ابعاد مغفول مانده در بحث تشیع واقعی، موضوع یادگیری و سواد است. امامان شیعه همواره بر عقلانیت و تفکر تأکید داشتند. دین‌داری بدون تفکر، مانند بنایی است که بر روی شن‌های روان ساخته شده و با کوچک‌ترین طوفان شبهات، فرو می‌ریزد. متأسفانه در برخی لایه‌های جامعه مذهبی، این گرایش وجود دارد که دین‌داری را به تعبد محض بدون پرسش‌گری و تحقیق کاهش دهند. این در حالی است که بسیاری از پیشرفت‌های علمی در تاریخ اسلام، توسط همین مکتب و در سایه تشویق امامان معصوم به علم‌آموزی صورت گرفت. شیعه واقعی، کسی است که در هر حوزه‌ای که فعالیت می‌کند، اعم از پزشکی، مهندسی، هنر یا اقتصاد، بهترین و متخصص‌ترین باشد. کارآمدی یک مؤمن، بهترین تبلیغ برای مکتب اوست. یک مهندس شیعه باید با دقت در ساخت پروژه‌ها، امنیت و آرامش مردم را تأمین کند و یک پزشک شیعه باید با شفقت و وجدان کاری، درد دردمندان را کاهش دهد.

در اینجا لازم است به نکته‌ای درباره اضطراب معیشتی و دین‌داری اشاره کنیم. برخی گمان می‌کنند چون شرایط اقتصادی سخت است، مجازند در معاملات خود به جای تقوا، از زرنگی و فریب استفاده کنند. این یک لغزش بزرگ است. اتفاقاً در شرایط سخت، عیار ایمان مشخص می‌شود. امام موسی کاظم علیه‌السلام در روایتی بر اهمیت حسابرسی روزانه از نفس تأکید دارند. ایشان می‌فرمایند کسی که هر روز به حساب نفس خود نرسد از ما نیست. اگر ما هر شب پیش از خواب، مروری بر رفتارهای روزانه خود داشته باشیم و از خود بپرسیم که آیا امروز در معاملاتم، در سخن گفتنم، در قضاوت‌هایم، به شیوه اهل بیت رفتار کردم، بسیاری از این گره‌های اخلاقی باز می‌شود. این حسابرسی، نوعی ریاضت اخلاقی است که اجازه نمی‌دهد انسان در منجلاب خودخواهی غرق شود.

تاریخ گواه است که تشیع همواره مکتبی بوده است که در برابر ظلم و بی‌عدالتی ایستاده است. نمی‌توان شیعه بود و در برابر ظلمی که در گوشه‌ای از دنیا یا حتی در سطح جامعه نسبت به ضعیفان می‌شود، سکوت کرد. شیعه بودن به معنای فعال بودن و حضور مؤثر در جامعه است. بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت مردم، با روحیه اهل بیت در تضاد است. امام حسین علیه‌السلام در مسیری که تا کربلا طی کردند، همواره بر این نکته تأکید داشتند که هدف از قیام ایشان، اصلاح امت جدشان است. این اصلاح، یک پروژه مستمر است که هر فردی در هر جایگاهی باید سهم خود را در آن ایفا کند. اگر معلمی با وجدان تدریس می‌کند، او در حال اصلاح امت است. اگر کارگری با شرافت کار می‌کند، او در حال اصلاح امت است.

وقتی سخن از شیعه بودن به میان می‌آید، نباید تنها به فکر برگزاری مجالس بزرگ باشیم. البته که این مجالس برکات خود را دارند و عامل وحدت و یادآوری شعائر الهی هستند، اما این‌ها مقدمه است. هدف اصلی، ساختن انسانی است که در طوفان‌های سهمگین زندگی مدرن، اخلاق و انسانیت خود را حفظ کند. انسانی که وقتی در موقعیت گناه قرار می‌گیرد، به یاد سیره اهل بیت می‌افتد و از آن دوری می‌کند. انسانی که وقتی در قدرت قرار می‌گیرد، عدالت را سرلوحه کار خود قرار می‌دهد. انسانی که وقتی در فقر قرار می‌گیرد، عزت نفس و کرامت خود را حفظ می‌کند. این همان گوهر نابی است که باید در میان غبار ادعاهای بی‌پشتوانه، آن را بازجست.

در نهایت باید تأکید کرد که تشیع، شناسنامه‌ای نیست که با تولد در خانواده‌ای مسلمان به دست بیاید. تشیع یک راه و رسم است که هر روز باید آن را انتخاب کرد و برای ماندن در آن، تمرین کرد. این مسیر پر از سختی است. پیامبر اکرم صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند که ایمان، بسیار گران‌بها است و بهای آن، عمل صالح و پایبندی به حق است. اگر ما ادعای دوستی داریم، باید هزینه‌اش را هم بپردازیم؛ هزینه آن، گذشتن از هوای نفس، گذشتن از منافع شخصی برای رضای خدا و رعایت حق‌الناس است. بدون این التزام عملی، ما تنها در حاشیه هستیم و هنوز به متن اصلی تشیع وارد نشده‌ایم. این بازخوانی، فرصتی است برای همه ما تا نگاهی دوباره به آینه رفتارمان بیندازیم و ببینیم آیا آن تصویری که در آینه دیده می‌شود، با سیمای یک پیرو راستین اهل بیت تطابق دارد یا تنها تصویری از یک مدعی پرگو است. راهی که امامان ما گشودند، راهی روشن است، اما پیمودن آن اراده‌ای پولادین و عزمی راسخ می‌طلبد که در کوره حوادث روزگار، آبدیده شود و در عمل، خود را به اثبات برساند. شیعه بودن یعنی همیشه در میدان حضور داشتن، همیشه به دنبال حق بودن و همیشه برای بهتر شدن تلاش کردن، فارغ از اینکه دیگران چه می‌گویند یا جامعه به کدام سمت می‌رود. این است معیار راستین که هرگز کهنه نمی‌شود و در هر عصر و زمانی، شاخص تشخیص حق از باطل باقی می‌ماند.