مبلغ – سرویس هنر و فرهنگ: در دنیای پرشتاب و شبکههای اجتماعی، رقابتی بیپایان در جریان است. همه میخواهند بیشتر دیده شوند، بیشتر لایک بگیرند، بیشتر دنبالکننده داشته باشند و بیشتر انجام بدهند. جوانان بهخصوص درگیر این مسابقهاند؛ مسابقهای که اگر در آن عقب بیفتند، احساس میکنند شکست خوردهاند. این فضای رقابتی، از شبکههای اجتماعی به زندگی واقعی هم رسیده است. جوانی که در تیم ورزشی چند مدال میآورد، دیگری که در شرکت نوپایش به چند هزار کاربر رسیده، سومی که مدرک و دوره آموزشی پشت سر هم اخذ میکند، هر کدام به شکلی در حال فخر فروشی کردن بر آمار و ارقام خود هستند. حتی در حوزه کارهای خیر و اعمال دینی هم این رقابت نفوذ کرده است؛ تعداد روزههای مستحبی، تعداد ختمهای قرآن، تعداد بازدیدهای محتوای مذهبی و پستهای شبکهای که از حضور در هیئتها و مراسم منتشر میشود، همگی در همین میدان رقابت قرار گرفتهاند. این پدیده، که میتوان آن را «افزونخواهی» نامید، ریشه در میل درونی انسان به دیده شدن و ارزشمند بودن دارد. اما این میل، زمانی که با معیارهای نادرست سنجیده شود، میتواند ما را از مسیر اصلی هدایت کند.
اما پرسش این است که آیا این معیارها، همان معیارهایی است که دین و ایمان برای ما ترسیم کردهاند؟ آیا نزد خداوند، کسی که بیشترین حجم کار را داشته است، لزوماً موفقترین است؟ وقتی به متون دینی و آموزههای اهل بیت (ع) بازمیگردیم، تصویر دیگری به چشم میآید؛ تصویری که در آن، معیار اصلی موفقیت، کمیت و حجم نیست، بلکه کیفیت، اخلاص و درستی نیت است. امام علی (ع) در این زمینه سخنی روشن دارند؛ آنجا که میفرمایند ارزش کار به اخلاص آن است، نه به گستردگی و حجمش. این سخن، تلنگری عمیق به جامعه امروز ماست که متأسفانه ارزشها در بسیاری از مواقع برعکس سنجیده میشوند. یک اقدام کوچک، اما خالصانه و هدفمند، در پیشگاه خداوند ارزشمندتر از هزاران اقدام بزرگ و صرفاً نمایشی است.
مفهوم موفقیت در قرآن نیز با این نگاه همراستا است. خداوند در قرآن بارها تأکید میکند که انسان را برای آزمایش آفریده است تا معلوم شود چه کسی عمل بهتر انجام میدهد. (سوره ملک، آیه ۲). در اینجا نیز، سخن از «احسن عملاً» است، نه «اکثر عملاً». یعنی کیفیت عمل، نه کمیت آن، ملاک سنجش است. مهم نیست که چه مقدار انجام دادهای؛ مهم این است که خداوند از آنچه انجام میدهیم، راضی باشد و ما با نیت پاک به سمت او گام برداریم. شاهد روشن این مطلب، داستانهایی است که در قرآن از پیامبران و صالحان نقل شده است. ابراهیم (ع) در عصر بتپرستی، تنها یک نفر بود، اما اقدامات او در مبارزه با شرک، ارزش و ماندگاری یافت. نوح (ع) سالها به تبلیغ پرداخت در حالی که تنها عده کمی به او ایمان آوردند، اما پایداری او الگویی برای همگان شد. در مقابل، فرعونها و قارونها بودند که ظاهراً قدرت و ثروت عظیمی داشتند و کارهای بسیاری انجام دادند، اما چون نیتشان خیر نبود و در مسیر الهی گام برنمیداشتند، سرنوشت شومی پیدا کردند. هر بار تأکید بر این است که خداوند تنها از متقیان میپذیرد، نه از کسانی که در ظاهر بیشترین حجم را به خود اختصاص دادهاند.
اما آیا این به آن معناست که تلاش و فعالیت کردن بیارزش است؟ قطعاً خیر. اسلام هرگز به انفعال و تنبلی دعوت نمیکند و پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) خود از زحمتکشترین و فعالترین افراد بودند. پیامبر (ص) فرمودند که اگر قیامت برپا شود و در دست یکی از شما نهالی باشد، آن را بکارد. این نشان میدهد که تلاش برای سازندگی و فعالیت، حتی در لحظه آخر نیز ارزشمند است. امام صادق (ع) خود در مزرعه کار میکرد و عرق میریخت. ایشان علاوه بر هدایت علمی و معنوی شیعیان، در مسائل اقتصادی نیز فعال بودند و از تلاش برای کسب روزی حلال باز نمیداشتند. امام علی (ع) در پی جنگ و صلح، در قضاوت و تربیت، در کشاورزی و احداث نخلستان، فعالانه حضور داشتند. این همه نشان میدهد که اصل تلاش و انجام دادن، قطعاً مورد تأیید است و در جایگاه خود ستوده شده است. مشکل، نه در خود فعالیت و تلاش، بلکه در غلبه معیار کمیت بر معیار کیفیت و اخلاص است. وقتی تمام توجه ما به عواملی معطوف میشود که قابل کمّیسازی و نمایش است، به مرور از روح و باطن کار غافل میمانیم و کار، به ابزاری برای نمایش و رقابت تبدیل میشود، نه وسیلهای برای قرب الهی.
نمونه عینی این مشکل را میتوان در جوانی مشاهده کرد که برای جلب توجه در فضای مجازی، پستهایی درباره حضور در هیئتها و مراسم مذهبی منتشر میکند و به تعداد بازدیدها فخر میفروشد، اما در تعامل با خانواده و همسایگان، رفتارش با آموزههای دینی سازگاری ندارد. او بیشترین تعداد حضور در مراسم را دارد، اما کمترین بهره را از مضامین آن میبرد. یا جوان دیگری که به دلیل فشار رقابت، از خواب و سلامتی و ارتباطات انسانی خود میزند تا بتواند بیشترین آمار را چه در زمینه تألیف و مطالعه و چه در زمینه کارهای دیگر به دست آورد، اما در درون احساس پوچی و خستگی میکند. او از نظر ظاهری موفق است، اما از نظر باطنی، شکست خورده است. این همان آسیب پرکاری بیهویت است که در مباحث پیشین نیز مورد توجه قرار گرفته بود. او بیشتر انجام داده است، اما بهتر انجام نداده است.
در مقابل، موفقیت حقیقی در آیینه ایمان، به گونهای دیگر تعریف میشود. جوان موفق در نگاه دینی، کسی است که در مسیر درست، با نیت درست و با روش درست حرکت میکند. او هر کاری که انجام میدهد، با الهام از ارزشهای دینی و با اخلاص برای رضای خداوند انجام میدهد، چه در عرصه علم و تحصیل، چه در حوزه کار و کسب، چه در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و چه در زندگی خانوادگی. موفقیت او با رضایت درونی، آرامش قلبی و احساس معناداری همراه است، نه با صدای بلندتر شدن حلقه علاقهمندان در شبکههای اجتماعی. او به جای رقابت با دیگران، با خودش رقابت میکند و همواره میکوشد تا بهتر از دیروز خود باشد، نه بیشتر از دیگران. این تعریف، به جوانان امید میدهد که حتی با اقدامات کوچک اما با کیفیت و اخلاص، میتوانند به موفقیتی دست یابند که ماندگار و ارزشمند است.
این نگاه، به روابط اجتماعی نیز جهت میدهد. جوان متقی در رقابت با دیگران، اخلاق و انصاف را از دست نمیدهد و از زیر پا گذاشتن حقوق دیگران برای رسیدن به آمار و ارقام خودداری میکند. در این فضا، روابط انسانی سالم میماند و رقابتها هرگز به دشمنی، حسادت و کینه تبدیل نمیشود. بلکه رقابتها در جهت رشد و ارتقاء یکدیگر قرار میگیرد. همچنین جوان متقی، در کار و تحصیل، استفاده از راههای درست و مشروع را بر هر خواسته دیگری مقدم میدارد و حاضر نیست برای رسیدن به موفقیت ظاهری، از مرزهای اخلاقی عبور کند. حتی اگر این امر به معنای دست نیافتن به برخی از موفقیتهای مادی باشد.
اما چگونه میتوان این معیار را در زندگی روزمره پیاده کرد؟ اولین گام، شناخت عمیقتر از مفاهیم دینی و معنوی است. مطالعه سیره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، تأمل در آیات قرآن و روایات، و شرکت در مجالس دینی که محور آن، نه شور و هیجان، بلکه بصیرت و معرفت است، میتواند به ما در درک این مفاهیم کمک کند. دومین گام، محاسبه نفس و بازنگری در نیتها است. پیش از انجام هر کاری، از خود بپرسیم که چرا این کار را انجام میدهم؟ هدف من چیست؟ آیا نیت من خالصانه است یا به دنبال جلب توجه دیگران هستم؟ سومین گام، تمرین اخلاص در عمل است. این به معنای انجام دادن کارها به بهترین شکل ممکن، بدون توجه به دیده شدن یا نشدن، و با هدف رضایت خداوند است. حتی کارهای کوچک روزمره، مانند لبخند زدن به یک رهگذر، کمک به همسایه، یا انجام دقیق وظایف شغلی، اگر با نیت خالص انجام شوند، میتوانند معیار موفقیت ما را تغییر دهند.
در نتیجه، باید از خود بپرسیم که معیار موفقیت ما چیست؟ آیا هر صبح که از خواب بیدار میشویم، هدف ما بیشتر از دیروز انجام دادن است یا بهتر از دیروز انجام دادن؟ اگر معیار ما صرفاً کمیت باشد، دچار اضطراب و فرسودگی میشویم، زیرا همیشه بزرگتری با عدد و آمار بیشتر پیدا میشود. اما اگر معیار ما کیفیت، اخلاص و رضایت الهی باشد، گامهای ما معنادار میشود و زندگی، هدف و آرامش پیدا میکند. این همان پیامی است که از آموزههای دینی و سیره اهل بیت (ع) برمیآید و میتواند چراغ راه امروز جوانانی باشد که در میان هیاهوی رقابتهای بیپایان، به دنبال حقیقت موفقیت میگردند. موفقیت حقیقی، نه در حجم کارهای انجام شده، بلکه در عمق ایمان و اخلاص نهفته است.