مبلغ – سرویس معارف: امروز اگر پای صحبت دانشآموزان یا دانشجویان در صحن دانشگاهها و کلاسهای درس بنشینید، خیلی زود متوجه یک حس مشترک میشوید؛ حسی از جنس افت شدید انگیزه و سوالهای تکراری درباره این که اصلا چرا باید درس بخوانیم. نسل جدید در عصر انفجار اطلاعات و شبکههای اجتماعی، بیش از هر زمان دیگری با بحران معنا در یادگیری مواجه است. سردرگمی میان مدرکگرایی بیحاصل، اضطراب بازار کار و محتواهای سطحی که ذهنها را پر کرده، رمقی برای جستجوی اصیل دانش باقی نگذاشته است. در چنین فضایی، وقتی به میراث امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه نگاه میکنیم، با رویکردی کاملاً متفاوت روبهرو میشویم. نهج البلاغه صرفاً یک متن کهن تاریخی یا کتابی مقدس برای تبرک نیست؛ بلکه منشور تمامعیاری برای تربیت انسان هوشمند، بااراده و عمیق است.
شاهکار تربیتی نهج البلاغه در نامه سی و یکم تجلی یافته است؛ نامهای از یک پدر باتجربه که سختترین نبردها و عمیقترین رنجهای بشری را دیده، به فرزندی که در آستانه ورود به جامعه و دنیای خردورزی است. امیرالمومنین علی علیه السلام در این نامه، نه با لحن یک فرمانروا، بلکه با جان سوزان یک پدر نگران و دلسوز سخن میگوید که افقهای دوردست آینده فرزندش را میبیند. حضرت در بخشی از این نامه منشور شگفتانگیزی از نحوه مواجهه با دانش را پیش روی جوان میگذارد و میفرماید: «إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالَأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ، فَبَادَرْتُكَ بِالأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ وَيَشْتَغِلَ لُبُّكَ»؛ همانا دل جوان همچون زمین خالی و آمادهای است که هر چه در آن کاشته شود میپذیرد، پس من پیش از آن که دلت سخت شود و عقلت به چیز دیگری مشغول گردد، به آموزش و تربیت تو شتافتم.
این فراز کوتاه اما عمیق، جانمایه روانشناسی یادگیری در مکتب علوی است. علی علیه السلام ظرفیت ذهن و دل جوان را مانند زمینی بکر میداند که اگر با دانش نافع و اندیشه عمیق کشت نشود، به سرعت توسط علفهای هرز بیهویتی و بیهدفی اشغال خواهد شد. امروزه در مطالعات شناختی نیز دقیقاً به همین مسئله پرداخته میشود؛ اینکه ذهن انسان به شدت انعطافپذیر است و اگر در دوران جوانی با مفاهیم اصیل و چالشهای فکری درگیر نشود، دچار تصلب و رخوت خواهد شد. حضرت به زیبایی دست روی این نکته میگذارد که شتاب در آموختن، پیش از آن که عوامل حواسپرتی و اشتغالات کاذب ذهن را تسخیر کنند، رمز موفقیت هر جوینده دانایی است.
یکی از بزرگترین آفات امروز در سیستمهای آموزشی ما، تبدیل شدن دانش به ابزاری برای انباشت حافظه است. محصلان ما سالها حفظ میکنند، تست میزنند و نمره میگیرند اما وقتی از کلاس درس بیرون میآیند، حس میکنند دستشان خالی است و توانایی حل مسائل واقعی زندگی را ندارند. در حکمتهای نهج البلاغه، علم بدون تفکر و عمل هیچ ارزشی ندارد. امام علی علیه السلام دانشی را ارزشمند میداند که منجر به بینش و گشایش در فکر شود. وقتی یک جوان درک کند که خواندن یک فرمول ریاضی، مطالعه تاریخ یا یادگیری یک مهارت نرمافزاری، ابزاری است برای شناخت بهتر جهان و خدمت به جامعه، نگرش او به درس خواندن به کلی تغییر میکند. او دیگر برای فرار از جریمه معلم یا فقط برای قبولی در کنکور درس نمیخواند، بلکه خود را در یک سیر و سلوک فکری و کشف شهودی میبیند.
در دنیای امروز که الگوهای کاذب و چهرههای مشهور فضای مجازی جایگزین مفاخر علمی و اندیشهورزان شدهاند، ایجاد انگیزه در نسل نو کار سادهای نیست. جوان امروز مدام از خود میپرسد وقتی فلان فرد بدون تحصیلات تخصصی به ثروتهای هنگفت یا شهرت رسیده، چرا من باید سالها وقت خود را صرف پژوهش و کتاب خواندن کنم؟ پاسخ نهج البلاغه به این شبهه کاملاً بنیادین است. حضرت شریفترین دارایی انسان را کرامت نفس و دانایی عمیق میداند؛ چیزی که با هیچ ثروت بادآوردهای جایگزین نمیشود. در دیدگاه علوی، علم باعث وسعت وجودی انسان میشود، در حالی که ثروت و شهرت کاذب تنها پوسته بیرونی زندگی را بزرگ میکنند. وقتی معلم یا پدر و مادر بتوانند این تفاوت جوهری را به نسل جوان منتقل کنند، شعله اشتیاق به دانستن دوباره در وجود آنان روشن میشود.
بررسی سیره علمی علمای بزرگ و اندیشمندان مسلمان که با همین الگوی علوی رشد کردند، نشان میدهد که آنان هیچگاه در مسیر دانش دچار فرسودگی نمیشدند. شخصیتی مانند علامه طباطبایی یا شهید مطهری، علم را نه به عنوان یک شغل، بلکه به عنوان حیات معنوی خود میدیدند. آنان تمام عمر خود را در کارزار فکری گذراندند چون انگیزهای که نهج البلاغه در جانشان دمیده بود، متکی بر تحسین دیگران یا منافع زودگذر مادی نبود. برای جویندگان امروز علم نیز، بازگشت به این نگاه میتواند نجاتبخش باشد. اگر محصل ما یاد بگیرد که عقل، ارزشمندترین امانت الهی در وجود اوست و دانایی بهترین راه برای آراستن این امانت است، دیگر دچار افت انگیزه نخواهد شد.
از سوی دیگر، نهج البلاغه به ما یاد میدهد که آموزش باید همراه با عاطفه و درک متقابل باشد. نحوه خطاب قرار دادن فرزند در نامههای حضرت، لبریز از محبت و احترام است. عبارتهایی مانند «ای پسرم» و «ای میوه دلم» در سرتاسر این آموزهها موج میزند. متاسفانه گاهی در نظام تربیتی و خانههای ما، رابطه معلم و دانشآموز یا والدین و فرزند، به یک رابطه تحکمی و پر از فشار تبدیل میشود. وقتی دانشآموز احساس کند تنها زمانی محبوب است که نمره بیست بگیرد یا در آزمونها رتبه برتر شود، دچار استرس شدید و در نهایت دلزدگی از علم میشود. اما در الگوی پدری نهج البلاغه، انگیزهدهی از مسیر محبت، بیدارسازی فطرت و نشان دادن افقهای بلند میگذرد.
یکی دیگر از راهبردهای انگیزشی نهج البلاغه برای نسل نو، آموزش مواجهه با سختیها در مسیر دانش است. علمانوزی همواره با مرارت، بیداری کشیدن و چشمپوشی از برخی لذتهای زودگذر همراه است. حضرت به جوان یادآور میشود که هیچ گنجی بدون رنج به دست نمیآید و ارزش هر انسانی به اندازه همت و تلاش اوست. در عصری که فرهنگ پاداش فوری و موفقیتهای یکشبه تبلیغ میشود، این پیام نهج البلاغه یک پادزهر واقعی است. جوان باید بداند که تعمق در مسائل علمی و رسیدن به مدارج بالای فکری، نیازمند صبوری، انضباط و استقامت است. این درس صبوری، اراده او را در برابر شکستهای مقطعی یا نپذیرفته شدن در آزمونها مقاوم میسازد.
تربیت علوی به جویندگان علم یاد میدهد که نسبت به جامعه خود مسئول باشند. دانشی که در برج عاج بماند و دردی از دردهای مردم را دوا نکند، از نظر نهج البلاغه علم نافع نیست. وقتی محصل یا پژوهشگر جوان ما احساس کند که با یادگیری فیزیک، پزشکی، علوم انسانی یا هنر میتواند گرهی از زندگی هموطنانش باز کند و در پیشرفت کشورش سهمی داشته باشد، هویت تازهای پیدا میکند. این احساس مفید بودن و داشتن رسالت اجتماعی، قویترین سوخت برای حرکت در مسیر پرپیچوقم علم و نوآوری است.
در نهایت، بازخوانی نهج البلاغه برای نسل نو، بازخوانی یک کتاب کهن نیست؛ بلکه تنفس در هوای اندیشهای است که زمان و مکان را در مینوردد. امیرالمومنین علی علیه السلام همچنان در قامت یک پدر آگاه و افقشناس، دست جوان امروز را میگیرد، او را از سطحینگری و پوچی نجات میدهد و به سوی قلل دانش و دانایی هدایت میکند. اگر این پیامهای انگیزشی و اصیل با زبان امروز و روشهای نوین ارائه شوند، میتوان امیدوار بود که شکاف میان نسل نو و میراث معنوی ما ترمیم شده و روحیه کاوشگری و عشق به علم بار دیگر در میان جوانان این مرز و بوم شعلهور گردد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.