مبلغ – سرویس معارف: هنگامی که سخن از شب قدر به میان میآید، ذهن انسان معاصر اغلب به سوی یک مقطع تقویمی معین در ماه رمضان، بیداری تا سحرگاه، زمزمه دعاها و طلب بخشایش میرود. بیتردید این صورت ظاهری، شریعتمدارانه و دارای برکات فراوان است. اما آیا شب قدر تنها یک قطعه از زمان بیست و چهار ساعته زمین است؟ زمان تقویمی، امری قراردادی و وابسته به چرخش افلاک مادی است؛ در حالی که متن کتاب آسمانی، این حقیقت را برتر از هزار ماه و بستر فرود آمدن کلیت قرآن و ملائکه و روح توصیف میکند. در فلسفه و عرفان اسلامی، همواره این پرسش بنیادین طرح بوده که چگونه یک حقیقت مجرد و نامتناهی همچون وحی الهی، میتواند در ظرفی محدود جای گیرد. پاسخ حکمای بزرگ به این پرسش، تفکیک میان زمان افاقی و باطن انفسی است. ظرف نزول حقیقت الهی نمیتواند چیزی جز یک حقیقت نوری و جان پاک یک انسان کامل باشد.
در ساحت تفکر بشری، کسانی چون هانری کربن در بازخوانی حکمت معنوی اسلام نشان دادهاند که زمان مقدس با زمان تاریخی تفاوت ماهوی دارد. زمان مقدس، مرتبهای از وجود است که در آن امر قدسی بر حیات زمینی پرتوافکن میشود. اگر شب در نمادشناسی معرفتی، مظهر پوشیدگی، غیب، سکوت، پذیرش و بطون است، پس هر آنچه در اوج پوشیدگی منشأ زایش نور و فیض باشد، شایسته نام شب است. عالم طبیعت در برابر عالم ملکوت، سراسر شب است؛ اما در دل همین شب، بستری وجود دارد که منشأ تابش خورشید هدایت میگردد. انسان معاصر که در هیاهوی جهان مادی و بحران معنا گرفتار آمده، بیش از هر زمان به درک این نکته نیازمند است که پیوند با عالم بالا، از مجرای شناخت مظاهر پنهان فیض الهی شکل میگیرد. حقیقت شب نزول، آستانه فرود فیض از غیب به شهادت است و هر گوهری که واسطه این نزول باشد، باطن آن شب به شمار میرود.
در نگاه معرفتشناختی، تجلی ذات نامتناهی خداوند تنها از طریق واسطههای فیض ممکن است. انسانها در تجربه زیسته خود هنگامی که به امر قدسی رو میکنند، به نمادها، واسطهها و جلوههای زمینی آن نیازمندند. خداوند وجهی دارد که بندگان به سوی او روی میآورند و آن وجه، همان مظهر اسماء و صفات کمالی حق است. اگر بخواهیم حقیقت شب قدر را به درستی تحلیل کنیم، باید بدانیم که تقدیر امور در بستری اتفاق میافتد که جامع اضداد باشد؛ یعنی هم اوج شکستگی و بندگی را نشان دهد و هم اوج احاطه وجودی و والایی را. این جمع میان پنهان و آشکار، همان سرشت بانوی یگانهای است که تاریخ زیست او در اوج حیا، مظلومیت و پوشیدگی سپری شد، اما تمام سلسله نورانی امامت و معارف جاودان تاریخ، از چشمه وجود او جاری گشت.
نقطه آغاز معرفت به این ساحت، پذیرش ناتوانی عقل حسابگر و تکساحتی است. همانگونه که در متن کتاب الهی درباره شب نزول این استفهام به کار رفته که چه چیزی تو را به حقیقت آن آگاه میسازد، درک باطن انسان کامل نیز خارج از محدوده اوهام بشری است. انسان امروزی که گمان میکند با ابزارهای تجربی و مادی میتواند بر تمام ابعاد هستی اشراف پیدا کند، در برابر حقیقت انسان کامل درمییابد که لایههایی از هستی وجود دارند که به سادگی به بند ادراک درنمیآیند. از این رو، شب قدر و انسان کامل، دو نام برای یک حقیقت غیبی هستند که یکی در ساحت تکوین و دیگری در ساحت تشریع و هدایت جلوهگر شده است. درک آن شب، بدون پیوند خوردن با مظهر کامل بندگی و سرچشمه ولایت، ناتمام خواهد بود و تقلیل دادن آن به بیداری ظاهری، بازماندن از مغز و بسنده کردن به پوست است.
شاید برای مخاطب اهل تأمل جالب باشد که این برداشتهای لطیف حکمی و تأویلهای عمیق وجودی، عینا در تعالیم پیشوایان مکتب اهلبیت ریشه دارد. پیشوایان صادق شیعه با بیانی تمثیلی و عرفانی، پرده از این حقیقت برداشتهاند و باطن شب قدر را با نور مادر امامان تطبیق دادهاند. در میراث روایی ما، روایتی شگرف از امام جعفر صادق علیهالسلام ثبت شده است که حقیقت این مدعا را آشکار میسازد:
روایت در تفسیر آیه شریفه سوره قدر:
عَن أَبِي عَبدِ اللَّهِ عَلَيهِ السَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ: إِنَّا أَنزَلنَاهُ فِي لَيلَةِ القَدرِ؛ اللَّيلَةُ فَاطِمَةُ وَ القَدرُ اللَّهُ، فَمَن عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعرِفَتِهَا فَقَد أَدرَكَ لَيلَةَ القَدرِ، وَ إِنَّمَا سُمِّيَت فَاطِمَةَ لِأَنَّ الخَلقَ فُطِمُوا عَن مَعرِفَتِهَا.
ترجمه: امام صادق علیهالسلام در تفسیر این کلام خدا که ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم، فرمود: مقصود از لیله، فاطمه است و مراد از قدر، خداوند است. پس هر کس فاطمه را آنگونه که سزاوار و بایسته معرفت اوست بشناسد، شب قدر را درک کرده است؛ و همانا او فاطمه نامیده شد زیرا آفریدگان از رسیدن به حقیقت کنه معرفت او بازداشته شدهاند.
بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۴۳، صفحه ۶۵
https://lib.eshia.ir/11008/43/65
همچنین امام صادق علیهالسلام حقیقت اهلبیت و جلوه قدسی آنان را به عنوان وجه الهی چنین بازگو میفرماید:
عَن أَبِي عَبدِ اللَّهِ عَلَيهِ السَّلَامُ قَالَ: نَحنُ وَجهُ اللَّهِ الَّذِي يُؤتَى مِنهُ.
ترجمه: امام صادق علیهالسلام فرمود: ما همان وجه و روی پروردگاریم که بندگان از جانب آن به سوی خداوند روی میآورند و شناخته میشود.
الکافی، ثقةالاسلام کلینی، جلد ۱، صفحه ۱۴۳
https://lib.eshia.ir/11005/1/143
این تطبیق شگفتآور و ژرف به ما میآموزد که ادراک واقعی شب نزول رحمت، به دگرگونی درونی و پیوند قلبی با حقیقت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها گره خورده است؛ حقیقتی که همانند شب قدر قدرش ناشناخته، مزارش پنهان، اما فیض و نور هدایتش جاودان و فراگیر است.