مبلغ – سرویس معارف: هوش مصنوعی به کتابهای مقدس، آموزش مناسک و حتی اجرای آیینهای دینی راه یافته است. از چتباتهایی که به نام کریشنا پاسخ میدهند تا رباتهای راهب در معابد بودایی، فناوری دسترسی به آموزههای دینی را آسانتر کرده؛ اما همزمان پرسش تازهای درباره مرجعیت، اصالت تجربه دینی و مسئولیت خطاهای ماشین پدید آورده است.
در ظاهر، گفتوگو با یک چتبات دینی تفاوت چندانی با پرسیدن سؤال از یک موتور جستوجو ندارد. کاربر پرسشی مطرح میکند و پاسخی متناسب با آن دریافت میکند. تفاوت زمانی آشکار میشود که سامانه به زبان یک شخصیت مقدس پاسخ میدهد، برای بحران شخصی کاربر راهنمایی معنوی ارائه میکند یا درباره معنای یک متن مقدس نظر میدهد. در این وضعیت، هوش مصنوعی دیگر فقط ابزار جستوجوی اطلاعات نیست؛ ممکن است در جایگاه میانجی میان فرد و سنت دینی قرار بگیرد.
گزارشهای رسانههای بینالمللی نشان میدهند که این تحول در چند سنت دینی و با اهداف متفاوت در حال وقوع است. برخی توسعهدهندگان در پی آسانکردن مطالعه متون مقدساند، برخی به دنبال جذب نسل جوان به مراکز دینی هستند و برخی دیگر میخواهند دسترسی به راهنمایی معنوی را از محدودیت زمان و مکان مستقل کنند. بااینحال، شواهد موجود هنوز اجازه نمیدهد از جایگزینی فراگیر روحانیان یا معلمان دینی با هوش مصنوعی سخن بگوییم. آنچه دیده میشود، گسترش ابزارهایی است که در بعضی موقعیتها نقشهای سنتی آموزش، تفسیر و راهنمایی را بر عهده میگیرند.
از گفتوگو با کریشنا تا پرسش از قرآن
در ژانویه ۲۰۲۳، مهندس نرمافزار هندی، سوکورو سای وینیت، سامانهای با نام GitaGPT راهاندازی کرد. این چتبات با تکیه بر مدل زبانی GPT-3 طراحی شده بود و پاسخهایی مبتنی بر بهگود گیتا، متن مقدس هندوها، ارائه میکرد. رابط کاربری آن نیز بهگونهای تنظیم شده بود که گویی کاربر در حال گفتوگو با کریشناست؛ همان شخصیتی که در متن مقدس به پرسشهای آرجونا پاسخ میدهد.
گزارش تحقیقی وبسایت Rest of World در مه ۲۰۲۳ نشان داد که در مدت کوتاهی چند چتبات مشابه در هند پدید آمدهاند. مسئله فقط امکان دسترسی سریع به آموزههای گیتا نبود. بررسی این رسانه نشان داد برخی پاسخهای تولیدشده از سوی این سامانهها، با استناد به مفهوم «وظیفه» یا دارما، خشونت و حتی کشتن انسان را در بعضی شرایط مجاز جلوه میدادند. این پاسخها نمونهای از خطری بودند که با بازتولید زبان دینی در قالبی روان و مطمئن پدید میآید: پاسخ ممکن است به متن مقدس ارجاع دهد، اما از نظر تفسیر و نتیجهگیری همچنان نادرست یا گمراهکننده باشد.
گزارش Scientific American در مارس ۲۰۲۴ نیز به نمونههایی از چتباتهای دینی پرداخت و بر تفاوت میان تولید پاسخ زبانی و فهم یک آموزه تأکید کرد. مسئله این نیست که هوش مصنوعی هرگز نمیتواند توضیح مفیدی درباره یک متن ارائه دهد؛ مسئله آن است که روانی پاسخ، بهتنهایی نشانه درستی تفسیر نیست. در موضوعات دینی، این تمایز اهمیت بیشتری دارد، زیرا کاربران ممکن است پاسخ را نه صرفاً اطلاعاتی عمومی، بلکه راهنمایی برای تصمیمهای اخلاقی و شخصی خود تلقی کنند.
همین الگو در ابزارهای مرتبط با اسلام نیز دیده میشود. چتباتهایی مانند QuranGPT با هدف پاسخگویی به پرسشهای مرتبط با قرآن و آموزههای اسلامی ساخته شدهاند. در این حوزه، دسترسی به اطلاعات، توضیح آیات و پاسخگویی به پرسشهایی که فرد شاید از طرح آنها در جمع شرم داشته باشد، از انگیزههای استفاده از سامانههای هوشمند است. اما پرسشهای حساس خانوادگی، اخلاقی و فقهی میتوانند پیامدهایی داشته باشند که با یک پاسخ نادرست در جستوجوی عادی اطلاعات قابل مقایسه نیست.
راهب رباتیک؛ وقتی فناوری وارد معبد میشود
ورود هوش مصنوعی به دین به صفحه نمایش محدود نمانده است. در سال ۲۰۱۵، معبد لونگچوان در پکن از رباتی به نام «شیاناِر» رونمایی کرد که ظاهری شبیه راهب بودایی داشت. این ربات میتوانست ذکرهای بودایی را بخواند و به مجموعهای از پرسشهای ساده درباره بودیسم و زندگی روزمره پاسخ دهد. هدف اعلامشده پروژه، آشناکردن مخاطبان جوان و علاقهمند به فناوری با آموزههای بودایی بود.
شیاناِر نمونهای از استفاده از فناوری برای معرفی یک سنت دینی است؛ نه راهبی که از دانش و تجربه انسانی برخوردار باشد. توانایی آن به طراحی سامانه و محدوده پاسخهای قابل ارائه وابسته بود. بااینحال، حضور جسمانی ربات در معبد، شکل متفاوتی از مواجهه با فناوری ایجاد میکرد: بازدیدکننده بهجای تعامل با یک نرمافزار روی تلفن همراه، با موجودی روبهرو میشد که ظاهر، حرکت و زبان بدن یک راهب را بازنمایی میکرد.
نمونه جدیدتر در ژاپن دیده میشود. در فوریه ۲۰۲۶، خبرگزاری فرانسه و شبکه یورونیوز از معرفی «بودارویید» گزارش دادند؛ رباتی انساننما که پژوهشگران دانشگاه کیوتو آن را با استفاده از مدلهای زبانی و مجموعهای از متون بودایی توسعه دادهاند. این سامانه برای گفتوگو درباره پرسشهای فلسفی و معنوی طراحی شده و میتواند هنگام صحبت حرکت کند و حالتهای بدنی مرتبط با فضای مذهبی را بازنمایی کند. پژوهشگران این پروژه در پی بررسی امکان استفاده از ربات در ارائه راهنمایی معنوی و کمک به فعالیتهای معابد هستند.
در اینجا نیز باید میان توانایی فنی و جایگاه دینی تفاوت گذاشت. ربات میتواند متون را پردازش کند، پاسخ تولید کند و حرکاتی متناسب با فضای معبد انجام دهد؛ اما اینکه چنین عملکردی چه جایگاهی در سنت بودایی دارد، صرفاً با پیشرفت مهندسی تعیین نمیشود. این پرسشی درباره حدود آموزش دینی، نقش انسان و معنای حضور یک راهب در اجتماع مذهبی نیز هست.
بازوی رباتیک در آیین آرتی
در هند، فناوری به خودِ اجرای مناسک نیز راه یافته است. در سال ۲۰۱۷، یک شرکت فناوری بازوی رباتیکی را معرفی کرد که میتوانست آیین «آرتی» را اجرا کند؛ آیینی هندو که در آن چراغی روشن در حرکتی دایرهای در برابر تصویر یا پیکره امر مقدس گردانده میشود. نمونه اولیه این بازو در جشن گانپاتی در شهر پونه معرفی شد و پس از آن نمونههای دیگری از ابزارهای رباتیک برای اجرای این آیین پدید آمدند.
گزارش منتشرشده در PBS NewsHour در مارس ۲۰۲۳، به قلم انسانشناس هالی والترز، اختلاف نظر درباره این فناوری را بررسی کرد. برای برخی، ابزار رباتیک راهی برای ترکیب نوآوری فنی با فعالیت دینی است؛ برای برخی دیگر، سپردن عمل آیینی به ماشین نگرانیهایی درباره جایگاه مؤمن و معنای مشارکت انسانی ایجاد میکند.
این نمونه از نظر فنی با چتباتهایی مانند GitaGPT تفاوت دارد. بازوی رباتیک ممکن است حرکتی از پیش طراحیشده را دقیق و تکرارپذیر اجرا کند، بدون آنکه از هوش مصنوعی مولد یا توانایی تفسیر متن بهره ببرد. بنابراین، هر ربات دینی را نباید الزاماً سامانهای هوشمند به معنای رایج امروز دانست. وجه مشترک این فناوریها نه نوع یکسان هوش مصنوعی، بلکه ورود ماشین به حوزههایی است که پیشتر با حضور، مهارت و کنش انسانی پیوند داشتند.
از آموزش قرآن تا تفسیر هوشمند
همه کاربردهای دینی هوش مصنوعی به بازنمایی شخصیتهای مقدس یا اجرای مناسک مربوط نیستند. بخشی از این فناوریها در حوزه آموزش، حفظ و قرائت متون مقدس به کار گرفته شدهاند؛ حوزهای که در آن، کاربردهای محدود و قابل ارزیابی میتوانند مزایای عملی مشخصی داشته باشند.
برای مثال، اپلیکیشن Tarteel از تشخیص گفتار برای کمک به قرائت و حفظ قرآن استفاده میکند. این ابزار میتواند در شناسایی بخشهای قرائتشده و ارائه بازخورد به کاربر نقش داشته باشد. مطالعهای منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در نشریه QURANICA، کاربردهای هوش مصنوعی در برنامههای حفظ قرآن را بررسی کرده و در کنار ظرفیتهایی مانند بازخورد فوری و پیگیری پیشرفت، به محدودیتهایی در دقت تشخیص قرائت و ضرورت استمرار نقش معلم انسانی اشاره کرده است.
پژوهش دیگری در همان نشریه، شش سامانه گفتوگومحور مرتبط با قرآن را با طرح پرسشهایی درباره متن مقدس بررسی کرده است. معیارهای ارزیابی شامل دقت اطلاعات، توضیح زمینه، انطباق پاسخ با منابع اسلامی و ارائه ارجاعهای متنی بودهاند. نتیجه کلی این بررسی بر نیاز به سامانههایی با منابع معتبر و پاسخهای قابل راستیآزمایی تأکید دارد.
این تفاوت مهم است: بررسی صحت تلفظ یا کمک به حفظ یک متن، وظیفهای محدودتر از صدور حکم فقهی یا ارائه راهنمایی در یک بحران خانوادگی است. در کاربرد نخست، میتوان عملکرد سامانه را با معیارهای نسبتاً مشخص سنجید؛ در کاربرد دوم، زمینه تاریخی، اختلافهای تفسیری، مبانی فقهی و شرایط فردی ممکن است تعیینکننده باشند. هرچه از آموزش مهارتهای مشخص به سمت تفسیر و راهنمایی اخلاقی حرکت کنیم، نیاز به نظارت تخصصی و شفافیت درباره محدودیتهای سامانه افزایش مییابد.
مؤمنان از این ابزارها چه میخواهند؟
از کنار هم گذاشتن گزارشها و مطالعات موجود، چند انتظار تکرارشونده قابل تشخیص است: دسترسی سریع به اطلاعات دینی، امکان پرسیدن پرسشهای شخصی بدون نگرانی از قضاوت دیگران، یادگیری متناسب با نیاز فرد، دریافت بازخورد فوری و حفظ ارتباط با سنت دینی در شرایطی که دسترسی به معلم یا راهنمای انسانی دشوار است.
گزارش Associated Press در سال ۲۰۲۶ درباره گسترش ابزارهای هوش مصنوعی دینی، به نمونههایی از چتباتهای مبتنی بر متون مقدس و شخصیتهای مذهبی اشاره کرده است. در این گزارش، حامیان فناوری بر دسترسی آسانتر به آموزههای دینی تأکید میکنند، در حالی که منتقدان درباره فقدان تجربه انسانی، پاسخهای ساختگی و امکان وابستگی عاطفی کاربران هشدار میدهند. این گزارش همچنین نشان میدهد که توسعهدهندگان و برخی نهادهای دینی در حال بررسی راههایی برای استفاده از هوش مصنوعی با محدودیتها و نظارت بیشترند.
البته این گزارشها برای تعیین میزان استفاده از چنین ابزارهایی در میان همه مؤمنان جهان کافی نیستند. وجود یک چتبات یا گزارش چند تجربه فردی، بهخودیخود نشان نمیدهد که اکثریت پیروان یک دین آن را پذیرفتهاند. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که ابزارهای دینی مبتنی بر هوش مصنوعی به اندازهای گسترش یافتهاند که پرسش درباره اعتماد، مرجعیت و حدود استفاده از آنها به موضوعی جدی برای پژوهشگران و نهادهای مذهبی تبدیل شده است.
مسئله فقط دقت نیست؛ چه کسی پاسخگوست؟
خطر هوش مصنوعی در حوزه دین را نمیتوان تنها به اشتباهکردن یک سامانه تقلیل داد. چتبات ممکن است پاسخ نادرست تولید کند، اما در عین حال آن را با لحنی مطمئن و با ارجاعی ظاهراً معتبر ارائه دهد. اگر کاربر این پاسخ را به جای نظر یک متخصص دینی بپذیرد، تشخیص خطا دشوارتر میشود. افزون بر این، اطلاعاتی که افراد درباره مشکلات خانوادگی، احساس گناه، سوگ یا تردیدهای اعتقادی خود وارد سامانه میکنند، میتوانند ماهیتی بسیار خصوصی داشته باشند. سیاست نگهداری دادهها و نحوه استفاده از این اطلاعات، در چنین کاربردهایی اهمیتی ویژه دارد.
مسئله دیگر، مرجعیت است. در بسیاری از سنتهای دینی، تفسیر متون و راهنمایی معنوی در چارچوبی از آموزش، تجربه، نهاد و پاسخگویی شکل میگیرد. چتبات میتواند پاسخ تولید کند، اما روشن نیست در برابر پیامدهای توصیه نادرست آن چه کسی مسئولیت میپذیرد: توسعهدهنده، عرضهکننده نرمافزار، نهادی که آن را تأیید کرده یا کاربری که پاسخ را مبنای تصمیم خود قرار داده است.
از این منظر، خطر اصلی لزوماً حضور ماشین در محیط دینی نیست؛ خطر زمانی جدیتر میشود که ظاهر مقتدرانه پاسخ، جای فرایند اعتبارسنجی را بگیرد. سامانهای که منابع خود را مشخص میکند، میان گزارش متن و تفسیر تفاوت میگذارد، درباره عدم قطعیت هشدار میدهد و در پرسشهای حساس کاربر را به متخصص انسانی ارجاع میدهد، از سامانهای که خود را بیواسطه در جایگاه مرجع مینشاند، فاصله اساسی دارد.
ابزار دینی یا مرجع دینی؟
هوش مصنوعی میتواند دسترسی به متون مقدس را آسانتر کند، تمرین و یادگیری را بهبود ببخشد و راههای تازهای برای ارتباط با آموزههای دینی فراهم آورد. نمونههای هند، چین و ژاپن نشان میدهند که این ورود، از صفحه نمایش و اپلیکیشن تا فضای فیزیکی معبد، شکلهای متفاوتی پیدا کرده است.
بااینحال، توانایی پاسخگویی به پرسشهای دینی با برخورداری از مرجعیت دینی یکسان نیست. یک سامانه ممکن است در تشخیص خطای قرائت یا بازیابی اطلاعات مفید باشد، اما این توانایی بهتنهایی آن را به مفسر معتبر متن مقدس یا راهنمای قابل اعتماد برای تصمیمهای دشوار زندگی تبدیل نمیکند.
پرسش تعیینکننده برای آینده این حوزه، صرفاً این نیست که ماشین تا چه اندازه میتواند شبیه یک معلم، راهب یا شخصیت مقدس سخن بگوید. پرسش این است که چه وظایفی را میتوان با معیارهای روشن به آن سپرد، کدام تصمیمها همچنان به داوری انسانی نیاز دارند و چگونه میتوان از تبدیل پاسخ ماشینی به مرجعیتی بیپاسخگو جلوگیری کرد. فناوری میتواند در خدمت ایمان قرار بگیرد؛ اما تعیین حدود این خدمت، خود مسئلهای انسانی، دینی و اخلاقی است.