مبلغ – سرویس معارف: در ماههای اخیر، سالنهایی در شهرهای بزرگ هند میزبان رویدادهایی شدهاند که در نگاه نخست بیشتر به کنسرتهای موسیقی یا برنامههای شبانه شباهت دارند تا مجالس مذهبی. نورپردازی حرفهای، نمایشگرهای بزرگ، سازهای الکترونیک و ضربآهنگهای پرتحرک، بخشی از فضایی هستند که در آن سرودهای مذهبی و آوازهای نیایشی اجرا میشوند. پدیدهای که با عنوان «بهجان کلابینگ» (Bhajan Clubbing) شناخته میشود، تلاش میکند موسیقی عبادی هندو را در قالبی نزدیک به فرهنگ کنسرت و سرگرمی معاصر عرضه کند.
گزارش CNN از یکی از این برنامهها در بمبئی، از حضور نزدیک به پنج هزار نفر در مراسمی حکایت میکند که در آن شرکتکنندگان، بهجای موسیقی رایج کلابها، سرودهای مذهبی میخواندند. برخی از جوانان حاضر در برنامه گفتهاند که نورپردازی، جلوههای صحنه و ضربآهنگهای آشنا برای نسل خودشان، ارتباط با موسیقی عبادی را برایشان آسانتر کرده است. برگزارکنندگان نیز این رویدادها را صرفاً کنسرت نمیدانند؛ آنها بر مشارکت جمعی در خواندن سرودها و تجربه همزمان موسیقی و معنویت تأکید میکنند.
این پدیده پرسشی فراتر از یک ترند موسیقایی مطرح میکند: آیا میتوان قالبهای سرگرمی مدرن را به خدمت مناسک دینی گرفت، بیآنکه معنای آن مناسک تغییر کند؟ آیا موسیقی الکترونیک، رپ یا اجرای صحنهای میتواند تجربهای دینی ایجاد کند یا صرفاً ظاهر دین را با سلیقه بازار سرگرمی هماهنگ میسازد؟
وقتی عبادت به قالب کنسرت درمیآید
بهجان کلابینگ نمونهای روشن از تغییر صورت اجرای موسیقی مذهبی است. در این برنامهها، محتوای اصلی همچنان سرودهای عبادی و ذکر نام خدایان است، اما شیوه عرضه آن تغییر کرده است. سازبندی مدرن، تنظیمهای پرتحرک، نورپردازی و طراحی صحنه، تجربهای جمعی میسازند که برای مخاطب جوان با فضای کنسرت و موسیقی زنده آشناتر است.
این تغییر را نباید صرفاً جایگزینکردن موسیقی سنتی با موسیقی جدید دانست. در بسیاری از سنتهای دینی، آواز و موسیقی از گذشته در شکلگیری تجربه عبادی نقش داشتهاند. سرودهای جمعی، ذکرهای آهنگین و موسیقی آیینی، همواره وسیلهای برای ایجاد همبستگی، انتقال روایتهای دینی و برانگیختن عواطف مذهبی بودهاند. نوآوری معاصر بیشتر در انتقال این محتوا به فضاها و قالبهایی است که پیشتر به فرهنگ سرگرمی تعلق داشتند.
بااینحال، همین انتقال میتواند پرسشهایی درباره نسبت عبادت و نمایش ایجاد کند. وقتی مراسمی با بلیتفروشی، تبلیغات، طراحی صحنه و حضور چهرههای شناختهشده موسیقی برگزار میشود، آیا مخاطب برای مشارکت در یک تجربه عبادی آمده یا برای حضور در رویدادی سرگرمکننده؟ پاسخ الزاماً یکی از این دو نیست. ممکن است یک برنامه برای بخشی از حاضران تجربهای معنوی و برای گروهی دیگر نوعی تفریح فرهنگی باشد. مسئله زمانی جدیتر میشود که موفقیت مراسم فقط با تعداد بلیتهای فروختهشده، میزان بازدید و استقبال رسانهای سنجیده شود.
رپ اسلامی؛ ایمان در زبان فرهنگ جوانان
این ترکیب به سنتهای هندو محدود نیست. در جوامع مسلمان نیز گونههایی از هیپهاپ و رپ شکل گرفتهاند که مفاهیم دینی، اخلاقی و هویتی را در قالب موسیقی معاصر بیان میکنند. در این آثار، موضوعاتی مانند ایمان، مسئولیت اجتماعی، عدالت، تجربه تبعیض و تعلق به جامعه مسلمانان، با زبان و زیباییشناسی موسیقی خیابانی روایت میشوند.
پژوهش Anders Ackfeldt درباره هیپهاپ اسلامی در سوئد نشان میدهد که برخی هنرمندان مسلمان از این سبک برای بیان و بازنمایی باورهای خود استفاده میکنند. این پژوهش، آثار هنرمندان جریان اصلی و زیرزمینی را بررسی میکند و نشان میدهد که هیپهاپ برای این هنرمندان صرفاً یک فرم موسیقایی وارداتی نیست؛ بلکه فضایی برای صورتبندی هویت مسلمان در جامعه معاصر سوئد است. موضوعاتی مانند اخلاق، صلح، مسئولیت اجتماعی و باور شخصی در این آثار با زبان موسیقی شهری بیان میشوند.
مطالعه John O’Brien درباره جوانان مسلمان آمریکایی نیز به رابطه پیچیده میان دینداری و فرهنگ هیپهاپ میپردازد. او بر اساس سه سال و نیم پژوهش قومنگارانه نشان میدهد که گروهی از جوانان مسلمان، برای مدیریت تنش میان تعهد دینی و فرهنگ عامه، شیوههای خاصی از مواجهه با هیپهاپ را شکل میدهند. نویسنده این وضعیت را «تقوای باحال» یا Cool Piety مینامد؛ نوعی هویت جمعی که در آن دینداری و برخی عناصر فرهنگ جوانان، نه لزوماً در تقابل، بلکه در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
اهمیت این مطالعات در آن است که موسیقی جدید را فقط ابزار جذب مخاطب نمیبینند. در اینجا، جوانان از طریق موسیقی درباره این پرسش تصمیم میگیرند که مسلمانبودن در جهان معاصر چه معنایی دارد و چگونه میتوان آن را در زندگی روزمره و زبان فرهنگی خود بازنمایی کرد. بنابراین، رپ اسلامی را نمیتوان صرفاً نسخهای مذهبی از موسیقی تجاری دانست؛ در برخی موارد، این سبک به ابزاری برای بیان تجربه اقلیتهای دینی و بازتعریف نسبت ایمان با جامعه میزبان تبدیل میشود.
موسیقی عاشورایی؛ نوآوری در بیان یا تغییر در ماهیت سوگواری؟
در سنت شیعی نیز موسیقی و اجرای صوتی از عناصر مهم مناسک عزاداری بودهاند. نوحهخوانی، مرثیهسرایی، سینهزنی و دستههای عزاداری، همگی با صدا، ریتم و مشارکت جمعی پیوند دارند. از این جهت، ورود فناوریهای صوتی، سازبندی جدید یا شیوههای تازه اجرا به موسیقی عاشورایی، پدیدهای کاملاً بیسابقه نیست. آنچه در سالهای اخیر محل بحث قرار گرفته، شدت و نوع این تغییرات و نزدیکی برخی اجراها به زبان موسیقی پاپ و سرگرمی است.
پژوهش پیتر مکموری درباره دستههای عزاداری عاشورا در برلین، نشان میدهد که صدا در مناسک شیعی مهاجران فقط وسیله انتقال مرثیه نیست؛ بلکه در شکلدادن به اجتماع و فضای شهری نیز نقش دارد. او دو دسته عزاداری، یکی در فضای داخلی و دیگری در فضای عمومی، را بررسی میکند و توضیح میدهد که صدا و اجرای جمعی چگونه به شیعیان امکان میدهد پیوند خود را با کربلا بازسازی کنند و در عین حال، حضورشان را در فضای شهری برلین به نمایش بگذارند.
این مطالعه مستقیماً درباره رپ عاشورایی یا استفاده از موسیقی الکترونیک در عزاداری نیست، اما نکتهای مهم را روشن میکند: تغییر در شیوه اجرا لزوماً به معنای تغییر در معنای مناسک نیست. صدا و موسیقی میتوانند در شرایط تازه، همان کارکردهای جمعی و هویتی را با صورتهایی متفاوت ادامه دهند.
بااینحال، درباره موسیقی عاشورایی باید به تفاوت میان نوآوری در ابزار و تغییر در منطق سوگواری توجه کرد. استفاده از تنظیم جدید، سازبندی متفاوت یا فناوری صوتی، یک مسئله است؛ تبدیل مجلس عزاداری به اجرایی مبتنی بر نمایش فردی، رقابت خوانندگان یا هیجانسازی صرف، مسئلهای دیگر. در حالت نخست، ابزار تازه ممکن است به انتقال بهتر محتوا کمک کند؛ در حالت دوم، احتمال دارد توجه مخاطب از روایت کربلا و معنای سوگواری به جذابیت اجرا و شخصیت مداح منتقل شود.
مرز فقهی؛ آیا هر موسیقی با محتوای مذهبی مجاز است؟
بحث درباره موسیقی مذهبی در سنت اسلامی فقط یک مناقشه فرهنگی یا سلیقهای نیست و ابعاد فقهی نیز دارد. در این زمینه نمیتوان از یک حکم واحد و مورد توافق همه مراجع سخن گفت. حتی در فقه شیعه، معیار تشخیص موسیقی مجاز و غیرمجاز در برخی جزئیات محل تفاوت برداشت است.
برای نمونه، در فتوای منتشرشده در پایگاه رسمی آیتالله سیستانی، موسیقی حرام با موسیقی متناسب با مجالس لهو و سرگرمی تعریف شده است. بر اساس همین ضابطه، صرف مذهبیبودن شعر یا محتوای یک قطعه، برای مجازبودن آن کافی نیست. در پاسخ رسمی دفتر ایشان درباره سرودهای مدح اهلبیت(ع) آمده است که اگر شیوه خواندن به شکل غنا نباشد، اشکالی ندارد؛ اما موسیقی همراه آن نیز باید از نوع متناسب با مجالس لهو و سرگرمی نباشد. همچنین، قرائت قرآن، دعا و مدح اهلبیت با آهنگهایی که متناسب با چنین مجالسی است،
این فتوا را نباید به همه مراجع یا تمام سنتهای فقهی تعمیم داد. بااینحال، یک نکته را بهروشنی نشان میدهد: از منظر این دیدگاه فقهی، محتوای مقدس بهتنهایی نمیتواند هر قالب موسیقایی را مشروع کند. همانطور که انتخاب شعر مذهبی لزوماً یک اجرای موسیقایی را از نظر فقهی مجاز نمیسازد، استفاده از ساز یا ریتم جدید نیز بهخودیخود به معنای حرمت نیست. معیار، نوع موسیقی و نسبت آن با مجالس لهو است.
در اینجا باید میان دو پرسش تمایز گذاشت: آیا یک اجرای موسیقایی از نظر فقهی مجاز است؟ و آیا از نظر فرهنگی و دینی، شیوه مناسبی برای اجرای یک مناسک محسوب میشود؟ پاسخ مثبت به پرسش نخست، الزاماً پاسخ پرسش دوم را تعیین نمیکند. ممکن است اجرایی از نظر ضوابط فقهی مجاز باشد، اما به دلیل فضای نمایشی یا تجاری آن، با انتقاد بخشی از جامعه مذهبی مواجه شود.
نوآوری یا بدعت؛ مسئله فقط شکل تازه نیست
یکی از رایجترین انتقادها به ترکیب مناسک دینی با قالبهای سرگرمی، اتهام بدعت است. اما در این بحث باید میان تغییر در ابزار و افزودن یک جزء اعتقادی یا عبادی جدید تفاوت گذاشت. هر روش تازهای برای انتقال پیام دینی، لزوماً بدعت دینی محسوب نمیشود. استفاده از میکروفن در مسجد، پخش اینترنتی مراسم یا تنظیم تازه یک سرود مذهبی، بهخودیخود به معنای افزودن حکمی تازه به دین نیست.
البته این تمایز به معنای بیاهمیتبودن شکل اجرا نیست. مناسک فقط مجموعهای از گزارههای اعتقادی نیستند؛ شیوه اجرا، فضای برگزاری، نقش مشارکتکنندگان و نوع رابطه میان مخاطب و اجراکننده نیز در تجربه دینی اثر دارند. اگر قالب جدید بهتدریج جای محتوای اصلی را بگیرد، یا یک شیوه اجرایی بهعنوان بخش ضروری و ثابت مناسک معرفی شود، پرسشهای جدیتری درباره نسبت آن با سنت دینی مطرح خواهد شد.
برای مثال، در بهجان کلابینگ، برگزارکنندگان میکوشند سرودهای عبادی را با زبان موسیقی معاصر عرضه کنند. این تغییر میتواند برای جوانانی که ارتباط کمتری با قالبهای سنتی دارند، امکان مشارکت ایجاد کند. اما اگر جذابیت صحنه و تجربه هیجانی به معیار اصلی ارزشگذاری مراسم تبدیل شود، ممکن است محتوای عبادی به حاشیه برود. در رپ اسلامی نیز مسئله صرفاً استفاده از یک سبک غربی نیست؛ باید دید متن اثر چه نسبتی با آموزههای دینی دارد و هنرمند چگونه از این قالب برای بیان ایمان استفاده میکند.
در نهایت، نمیتوان از بیرون و صرفاً بر اساس ظاهر یک اجرا تعیین کرد که مخاطبان آن تجربهای معنوی داشتهاند یا نه. همانطور که نمیتوان هر استقبال گستردهای را نشانه موفقیت دینی دانست. سنجش این تجربه به شناخت مخاطبان، انگیزه برگزارکنندگان، محتوای آثار و جایگاه آنها در سنت مذهبی نیاز دارد.
موسیقی مذهبی زمانی میتواند از قالبهای مدرن بهره بگیرد که این قالبها به ابزار بیان و مشارکت تبدیل شوند، نه جایگزین معنا. مسئله اصلی این نیست که مناسک دینی باید در شکلهای تاریخی خود منجمد بمانند یا با هر موج فرهنگی تازه همراه شوند؛ مسئله آن است که در این تغییر، چه چیزی حفظ میشود و چه چیزی از دست میرود. اگر موسیقی تازه بتواند مخاطب را به متن، روایت و معنای دینی نزدیکتر کند، نوآوری میتواند به تداوم سنت کمک کند. اما اگر دین صرفاً به محتوایی برای جذابترکردن یک محصول سرگرمی تبدیل شود، آنچه باقی میماند شاید ظاهر مناسک باشد، نه الزاماً تجربه دینی.