نگاهی به جایگاه زنان در مسیر کمال معنوی از منظر قرآن و آموزه‌های اسلامی

خلافت الهی در انحصار مردان نیست؛ قرآن میان زن و مرد تفاوتی نمی‌گذارد

برخی می‌پرسند اگر مقام «خلیفة‌اللهی» ویژه حقیقت انسانی است و نه جنسیت، چرا در منابع دینی از زنان کمتری به عنوان الگوهای برجسته این مقام یاد شده است؟ بررسی آموزه‌های اسلامی نشان می‌دهد که مسیر کمال و قرب الهی برای زنان و مردان به یک اندازه باز است و تفاوت‌های تاریخی و اجتماعی نباید به حساب دین گذاشته شود.
اگر انسان خلیفة الله است و مقام انسانیت از ذکورت و انوثت منزه است چرا مردان فراوانی به این مقام راه یافته اند ولی از زنان فقط چهار نفر به این مقام رسیده اند؟
  • در توضیح این نکته باید گفت که بسیاری از زنان ،فضائلشان در تاریخ ثبت نشده است ،وانگهی ذکر این چهار نفر گویای انحصار نیست. نیز اگر جامعه رشد بیشتری یابد امکانات ترقی و سعادت را در اختیار هر دو صنف قرار میدهد و اگر جامعهای عقب افتاده ،است نباید این تحجّر فکری جامعه را به پای مذهب نوشت؛ زیرا مذهب راه را برای هر دو صنف باز نموده و هیچ کمالی را مشروط به ذكورت یا ممنوع به انوثت نکرده است؛ شرط ذکورت و انوثت فقط در وظایف و کارهای اجرایی نقش داردگفتنی است که قرآن کریم همان طور که در بدو پیدایش انسان سخن از خلافت دارد و خلافت اختصاص به زن و مرد ،ندارد در پایان پیدایش و در انجام عالم هم وقتی مسئلۀ معاد،مواقف قیامت،برزخ،حشر،سوال وجواب،کتاب وتوزین اعمال،عبوردرصراط،کوثرومانند آن رامطرح می‌کند،هیچگاه بین مردوزن تفاوت نمی گذاردوهردورا باهم ذکرمیکند.
  •  در اندیشه اسلامی، انسان به عنوان «خلیفه خداوند» بر روی زمین معرفی شده است؛ مقامی که به حقیقت انسانی مربوط می‌شود و نه به زن یا مرد بودن افراد. از همین رو این پرسش مطرح می‌شود که اگر مقام خلافت الهی از ذکورت و انوثت فراتر است، چرا در تاریخ از مردان بیشتری به عنوان صاحبان این مقام یاد شده و شمار زنان شناخته‌شده در این جایگاه کمتر است؟در پاسخ باید توجه داشت که ثبت نشدن فضائل بسیاری از زنان در منابع تاریخی، به معنای نبودن آنان در مراتب عالی معنوی نیست. شرایط اجتماعی، فرهنگی و تاریخی در دوره‌های مختلف موجب شده است که نام و آثار بسیاری از زنان برجسته کمتر در تاریخ انعکاس یابد. همچنین یاد شدن از چند زن بزرگ در متون دینی، هرگز به معنای انحصار این مقام در همان افراد نیست.
  • از سوی دیگر، هرچه جوامع انسانی به رشد و بلوغ بیشتری دست یابند، فرصت‌های شکوفایی استعدادها و دستیابی به کمالات معنوی برای زنان و مردان به شکل برابرتر فراهم می‌شود. بنابراین اگر در برخی دوره‌ها یا جوامع، زنان از امکانات کمتری برای رشد برخوردار بوده‌اند، این محدودیت‌ها را نمی‌توان به آموزه‌های دینی نسبت داد؛ زیرا دین اسلام راه تعالی و قرب الهی را برای هر دو جنس گشوده و هیچ فضیلتی را مشروط به مرد بودن یا ممنوع به زن بودن نکرده است.قرآن کریم نیز از آغاز آفرینش انسان، هنگامی که از مقام خلافت سخن می‌گوید، میان زن و مرد تفاوتی قائل نمی‌شود. همچنین در مباحث مربوط به معاد، برزخ، قیامت، حسابرسی اعمال، عبور از صراط و دریافت پاداش یا کیفر الهی، همواره زنان و مردان را در کنار یکدیگر مخاطب قرار می‌دهد و ملاک برتری را ایمان، تقوا و عمل صالح می‌داند، نه جنسیت.بر این اساس، از نگاه قرآن و آموزه‌های اسلامی، مسیر رسیدن به عالی‌ترین مراتب معنوی برای همه انسان‌ها باز است و زن و مرد در بهره‌مندی از ظرفیت‌های الهی و انسانی تفاوتی ندارند.