ادب سخن گفتن با خدا؛ صحیفه سجادیه چگونه دعا کردن را به ما میآموزد؟
مبلغ – سرویس یاد: بسیاری از ما وقتی به سراغ دعا میرویم، با ذهنیتی شبیه به یک فهرست خرید به پیشگاه خدا میرویم. یعنی لیستی از نیازها، مشکلات و خواستهها را در ذهن داریم و میخواهیم آنها را در قالب جملاتی کوتاه، به خداوند بگوییم تا مشکلمان حل شود. در این میان، دعا بیشتر شبیه به یک دستور خرید یا یک درخواست مستقیم است تا یک گفتوگوی عاشقانه و مؤدبانه. اما وقتی به سراغ گنجینه عظیم صحیفه سجادیه میرویم، با دنیای کاملاً متفاوتی روبرو میشویم. امام سجاد (ع) در دعاهایش نه تنها از خدا میخواهد، بلکه به ما میآموزد که چطور با او حرف بزنیم، چطور از جایگاه خودمان باخبر باشیم و چطور با رعایت ادب، به بالاترین سطح معرفت و بندگی برسیم.
ادب در دعا، اولین قدمی است که صحیفه سجادیه بر آن تأکید دارد. در دنیای امروز که همه چیز به سمت صراحت بیپرده و حتی بیادبی در روابط اجتماعی پیش رفته است، یادگیری ادب در برابر خالق، یک ضرورت حیاتی است. ادب در اینجا به معنای ترس یا تکلف کاذب نیست؛ بلکه به معنای شناختِ جایگاه است. یعنی من بدانم که من یک مخلوق محدود و نیازمند هستم و او، آفریدگاری بینهایت و بینیاز. این شناخت باعث میشود که لحن ما در دعا، از حالت دستور دادن یا مطالبهگری، به حالت تضرع و خواهش تغییر کند.
یکی از زیباترین و عمیقترین نمونههای ادب در صحیفه سجادیه، زمانی است که امام سجاد (ع) میخواهد از خداوند درخواست چیزی کند، اما ابتدا با رعایت دقیقترین آداب، او را توصیف میکند و جایگاه خود را پایین میآورد. برای مثال، در یکی از دعاهای بسیار مشهور، وقتی میخواهیم از خدا بخواهیم که ما را از گناهها پاک کند یا در برابر سختیها یاری دهد، امام ابتدا نمیگوید: خدایا مرا نجات بده؛ بلکه با زبانی مملو از حیا و خضوع میگوید: ای خدایی که توصیفش در کلام نرفته و در فهم اندیشمندان جای نگرفته است! او ابتدا با تعریفِ عظمت خدا، از کوچک بودن خود سخن میگوید. این همان معنای ادب است؛ اینکه قبل از اینکه از خدا چیزی بخواهیم، او را بشناسیم و به عظمتش اعتراف کنیم.
این سبک از دعا، نگاه ما را به رابطه با خدا عوض میکند. وقتی ما با رعایت ادب دعا میکنیم، در واقع داریم روی خودمان کار میکنیم. ما با هر بار تکرار جملاتی که امام سجاد (ع) با آن لحن خاشعانه میگوید، غرور و تکبر خود را در برابر خدا میشکنیم. در دنیای امروز که شبکههای اجتماعی باعث شده بسیاری از ما دچار نوعی خودشیفتگی و باور به اینکه مرکز جهان هستیم، دعا کردن به سبک صحیفه سجادیه، یک درمان فوقالعاده برای سلامت روان و تربیت روح است. دعا کردن با ادب، به ما یاد میدهد که ما در برابر قدرت مطلق، هستی کوچکی داریم که تنها با لطف او میتواند دوام بیاورد.
یکی دیگر از جنبههای مهم ادب در دعا که در صحیفه میبینیم، پرهیز از خودخواهی در نیایش است. در بسیاری از دعاهای امام سجاد (ع)، میبینیم که ایشان ابتدا برای دیگران، برای جامعه، برای مظلومان و حتی برای رفقای خود دعا میکند و تنها پس از آن به فکر نیازهای شخصی خود میآید. این یعنی ادب در دعا، یعنی از دایره تنگ خود بیرون آمدن و دیدنِ جهان از نگاه پروردگار. این نوع دعا کردن، روحیه ایثار و همدردی را در انسان زنده میکند. کسی که عادت کند در دعایش برای دیگران هم طلب کند، دیگر نمیتواند در زندگی اجتماعی خود، فردی خودخواه و بیتفاوت باشد.
اگر بخواهیم به یک نمونه بسیار دقیق و عملی از ادب در درخواست اشاره کنیم، باید به جای بخشهایی از دعاهای مربوط به توبه و طلب بخشش نگاه کنیم. در بسیاری از مکاتب، انسان وقتی گناه میکند، با نوعی شرمندگی که منجر به فرار از خدا میشود، از دعا کردن فاصله میگیرد. اما امام سجاد (ع) در صحیفه به ما میآموزد که چگونه با وجود گناه، با ادب به سوی خدا برگردیم. او به ما یاد میدهد که حتی وقتی از شرم خود میترسیم، باید با زبانِ تضرع و اعتراف به نقص، در آستان او بایستیم. او به جای اینکه بگوید من فلان کار را کردم، میگوید: ای پروردگاری که از خطای من آگاهی، من در برابر بزرگی تو، کوچکی و در برابر رحمت تو، نیازمندی. این یعنی تبدیلِ شرم به ادب، و تبدیلِ گناه به مسیرِ بازگشت.
در دوران معاصر، وقتی بسیاری از مردم از دعا کردن فاصله گرفتهاند یا دعا را یک کار خشک و سنتی میبینند، صحیفه سجادیه میتواند نقش یک راهنما را ایفا کند. مشکل اصلی این نیست که ما دعا نمیکنیم، مشکل این است که ما نمیدانیم چگونه با خدا گفتگو کنیم. ما میخواهیم با خدا مثل یک دوست معمولی یا حتی مثل یک مأمور، حرف بزنیم که این باعث میشود عمقِ آن رابطه را احساس نکنیم. اما وقتی ادب و خضوع را به دعا اضافه میکنیم، دعا از یک عمل مکانیکی به یک تجربه معنوی و زنده تبدیل میشود.
آموزش این ادب در خانواده نیز بسیار مهم است. والدین باید به فرزندانشان نشان دهند که دعا کردن، فقط خواندن چند کلمه از یک کتاب نیست، بلکه ایستادن در محضر یک پادشاهِ مهربان و باشکوه است. وقتی کودک میبیند والدینش با آرامش، با سکوت و با کلماتی سرشار از احترام و فروتنی در برابر خدا میایستند، او به طور ناخودآگاه معنای احترام را میآموزد. این ادب در دعا، در نهایت به ادب در زندگی تبدیل میشود. کسی که یاد بگیرد چطور با خالق خود با وقار و فروتنی حرف بزند، در برابر پدر و مادر، معلم و حتی در برابر قوانین جامعه نیز با همان وقار و احترام رفتار خواهد کرد.
در واقع، صحیفه سجادیه یک کتابِ آموزشِ رفتاری است که در قالب نیایش نوشته شده است. هر دعا، یک کلاس درس است که در آن، درسِ عزت نفس، درسِ فروتنی، درسِ امید و درسِ ادب داده میشود. امام سجاد (ع) با این زبانِ مِهرآمیز و خاضعانه، به ما نشان داد که بندگی، پایینترین مرتبه از انسانیت نیست، بلکه بالاترین سطح از کمال است. چرا که تنها انسانِ واقعی است که میتواند با آگاهی از محدودیتهای خود، به عظمتِ بیکران خدا پیوند بخورد.
بنابراین، اگر میخواهیم زندگی معنوی خود را متحول کنیم، باید از روش خود در دعا کردن دست بکشیم. باید از آن حالتِ درخواستهای تند و تیز و لیستهای بی روح فاصله بگیریم و به سراغ مکتب صحیفه سجادیه برویم. باید یاد بگیریم که ابتدا او را ستایش کنیم، سپس جایگاه خود را اعتراف کنیم و بعد با زبانی پر از حیا، نیازهایمان را بگوییم. این همان مسیری است که از دعا شروع میشود و به یک زندگیِ باوقار و مؤدبانه ختم میشود.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0