پیوند میان حماسه و عاطفه در منظومه فکری تشیع

ایستادگی در برابر ستم، گریه بر مظلوم؛ دو روی سکه‌ی غیرت دینی

غیرت دینی مفهومی فراتر از یک تعصب خشک مذهبی است و در حقیقت توازنی دقیق میان خشم مقدس علیه ستمگر و اشکی لبریز از معرفت برای مظلوم ایجاد می‌کند که هویت شیعه را می‌سازد. این گزارش به بررسی چرایی پیوند گسست‌ناپذیر کنشگری سیاسی و سوگواری عاطفی در زندگی مؤمنانه می‌پردازد.

در لایه‌های عمیق فرهنگ شیعی، مفهومی به نام غیرت وجود دارد که مانند خون در رگ‌های این مکتب جاری است. وقتی از غیرت دینی سخن می‌گوییم، ذهن بسیاری از افراد تنها به سمت مرزبندی‌های اعتقادی یا برخوردهای سخت می‌رود، اما حقیقت این است که غیرت در نگاه توحیدی، سکه‌ای دو روست. یک روی این سکه، فولاد سرد و مقاومی است که در برابر فرعون‌ها و یزیدهای زمانه سینه سپر می‌کند و روی دیگر آن، چشمه‌ی جوشانی از اشک و عاطفه است که بر گونه‌های یک مؤمن جاری می‌شود. این دوگانه، نه تنها با هم تضادی ندارند، بلکه مکمل یکدیگرند. کسی که بر مظلوم نمی‌گرید، هرگز قدرت ایستادگی در برابر ظالم را نخواهد داشت، چرا که ریشه‌ی هر دو رفتار در یک حقیقت واحد به نام دردمندی نهفته است.

برای درک این موضوع باید به قلب تاریخ تشیع یعنی واقعه عاشورا بازگشت. کربلا بزرگترین تجلی‌گاه این دو روی سکه است. از یک سو فریاد هیهات منا الذله امام حسین علیه‌السلام را می‌شنویم که عالی‌ترین سطح کنشگری سیاسی و اجتماعی و ایستادگی در برابر ساختار فاسد قدرت است. از سوی دیگر، با دریایی از عواطف، گریه‌ها و روضه‌ها مواجهیم که قرن‌هاست شعله‌ی این قیام را روشن نگه داشته است. اگر کربلا فقط یک ایستادگی خشک نظامی بود، در همان ریگزارهای بیابان دفن می‌شد و اگر فقط یک سوگواری منفعلانه بود، به یک تراژدی غم‌انگیز در دل تاریخ تبدیل می‌شد که هیچ حرکتی ایجاد نمی‌کرد. پیوند میان این دو بود که عاشورا را به یک مکتب تمدن‌ساز تبدیل کرد.

در عصر حاضر، ما شاهد هستیم که چگونه این غیرت دینی در عرصه‌های بین‌المللی خود را نشان می‌دهد. نگاهی به حوادث غزه و فلسطین بیندازید. مؤمنی که در ایران یا هر جای دیگر جهان، با دیدن تصاویر کودکان مظلوم فلسطینی اشک می‌ریزد، همان کسی است که در صف اول مطالبه‌گری سیاسی علیه رژیم صهیونیستی می‌ایستد. این اشک، نشانه‌ی ضعف نیست، بلکه سوختِ موتورِ حرکت اوست. اشکی که برای مظلوم ریخته می‌شود، قلب را رقیق و آماده‌ی دریافت حقیقت می‌کند. قلبی که با گریه صیقل خورده باشد، در برابر بی‌عدالتی آرام نمی‌گیرد. اینجا سؤالی مطرح می‌شود که چرا برخی تلاش می‌کنند این دو ساحت را از هم جدا کنند؟ جریانی در جهان وجود دارد که می‌خواهد دین را به یک امر فانتزی، فردی و صرفاً عاطفی تبدیل کند. دینی که فقط در گوشه‌ی تکیه‌ها گریه کند و کاری به سیاست و سفره‌ی مردم و ظلم جهانی نداشته باشد. در مقابل، جریانی هم می‌خواهد دین را صرفاً یک ایدئولوژی خشک سیاسی نشان دهد که هیچ عاطفه و روحی در آن نیست. اما تشیع اصیل، هیچ‌کدام از این دو نیست.

شخصیت‌های بزرگ معاصر ما بهترین الگو برای این توازن هستند. شهید مصطفی چمران را به یاد بیاورید. او یک دانشمند فیزیک پلاسما در سطح تراز اول جهان بود و در عین حال یک جنگجوی بی‌باک در جبهه‌های لبنان و ایران. اما وقتی دست‌نوشته‌های او را می‌خوانیم، با روحیه‌ای به شدت لطیف و چشمانی همیشه بارانی مواجه می‌شویم. چمران در نیایش‌هایش برای یک یتیم لبنانی چنان می‌گرید که گویا تمام جهانش فرو ریخته است، اما همین مرد در میانه میدان نبرد، لرزه بر اندام دشمن می‌اندازد. این همان غیرت دینی است. او چون به شدت عاطفی و باخدا بود، نمی‌توانست ظلم را تحمل کند. یا شهید قاسم سلیمانی که تصاویر گریه‌های غریبانه او در مجالس روضه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هیچ‌گاه از یادها نمی‌رود. همان مردی که لشکریان استکبار از نامش می‌ترسیدند، در برابر فرزند یک شهید چنان فروتن و پراحساس بود که گویی پدری مهربان برای اوست. این توازن، یعنی قدرت در عین رأفت، همان گمشده‌ی انسان معاصر است.

غیرت دینی به مؤمن می‌آموزد که نسبت به جامعه‌ی خود بی‌تفاوت نباشد. بی‌تفاوتی، بزرگترین دشمن دینداری است. کسی که ادعای تدین دارد اما نسبت به فساد اقتصادی، تبعیض‌های اجتماعی و رنج محرومان واکنشی نشان نمی‌دهد، در حقیقت از غیرت دینی تهی شده است. گریه بر مصائب اهل‌بیت، قرار است ما را به سمتی ببرد که در برابر تکرار آن مصائب برای انسان‌های معاصر ایستادگی کنیم. اگر ما برای لب تشنه‌ی علی‌اصغر می‌گرییم، این گریه باید ما را به سمتی ببرد که اجازه ندهیم هیچ کودکی در جهان از فقر و گرسنگی رنج ببرد. اگر برای اسارت حضرت زینب سوگواری می‌کنیم، باید اولین مدافع حقوق و کرامت زنان در جامعه‌ی خود باشیم. در غیر این صورت، سوگواری ما تبدیل به یک عادت بی‌ثمر می‌شود که هیچ پیوندی با حقیقت دین ندارد.

در ساحت سیاسی، غیرت دینی یعنی فهمِ درستِ هندسه‌ی قدرت در جهان. مؤمن کنشگر کسی است که می‌داند امروز یزید زمانه کیست و شمر زمانه در کجا ایستاده است. او نمی‌تواند چشمانش را بر جنایات سلطه‌گران ببندد و بگوید من فقط به عبادات شخصی‌ام می‌رسم. این نوع دینداری، همان چیزی است که دشمنان دین به دنبالش هستند؛ دینی بی‌خطر و بی‌خاصیت. اما غیرت دینی، دین را به صحنه می‌آورد. دینداری که غیرت دارد، در برابر هجمه‌های فرهنگی که خانواده و اخلاق را هدف گرفته‌اند، ساکت نمی‌ماند. او با سلاح دانش و تبیین، به جنگ شبهات می‌رود و اجازه نمی‌دهد مرزهای اعتقادی جامعه‌اش فرو بریزد. این کنشگری، عینِ عبادت است.

از سوی دیگر، نباید از اهمیت ساحت عاطفی غافل شد. برخی گمان می‌کنند برای اینکه یک کنشگر سیاسی قوی باشند، باید احساسات خود را سرکوب کنند یا همیشه چهره‌ای عبوس و خشن داشته باشند. این یک خطای بزرگ است. گریه بر مظلوم، روح انسان را از سنگ‌شدگی نجات می‌دهد. در دنیای امروز که رسانه‌ها با بمباران اطلاعاتی، ما را نسبت به درد دیگران سرگردان و بی‌حس کرده‌اند، این گریه‌های مذهبی است که حس همدلی را در ما زنده نگه می‌دارد. اشکی که در مجلس روضه ریخته می‌شود، تمرینِ انسانیت است. این اشک به ما یادآوری می‌کند که ما هنوز قلب داریم و هنوز می‌توانیم با دردِ دیگری درد بکشیم. این رقت قلب، مانع از آن می‌شود که مؤمن در مسیر مبارزه و کنشگری، دچار قساوت قلب شود یا برای رسیدن به هدف، اخلاق را زیر پا بگذارد.

غیرت دینی در مواجهه با چهره‌های مشهور و سلبریتی‌ها نیز خود را نشان می‌دهد. مؤمنِ غیرتمند، مرعوبِ شهرت و زرق و برق دنیوی نمی‌شود. او با ترازوی حق به آدم‌ها نگاه می‌کند. اگر چهره‌ای مشهور در مسیر حق و عدالت حرکت کند، او را تشویق می‌کند، اما اگر همان چهره در برابر ظلم سکوت کند یا مبلغ باطل شود، غیرت دینی به مؤمن اجازه نمی‌دهد که به خاطرِ علاقه شخصی، چشم بر حقیقت ببندد. این استقلالِ رای و شجاعتِ در موضع‌گیری، از همان پیوندِ عاطفه و سیاست برمی‌آید. او چون دل به خدا داده، از هیچ‌کس جز او نمی‌هراسد و چون برای مظلوم گریسته، غیرتش اجازه نمی‌دهد با ظالم یا جاده‌صاف‌کنِ ظلم هم‌سفره شود.

بنابراین، دو روی سکه‌ی غیرت دینی، یعنی مقاومت و رقت، در واقع یک حقیقت هستند که در دو جلوه بروز می‌کنند. مقاومت بدون عاطفه به فاشیسم و خشونت منجر می‌شود و عاطفه بدون مقاومت به انزوا و ذلت می‌انجامد. اسلام ناب محمدی، راه میانه و جامع را نشان داده است. راهی که در آن شب‌زنده‌داری و گریه‌های سحرگاهی، نیرو بخشِ مجاهدت‌های روزانه در میدان‌های سخت است. مؤمن باید یاد بگیرد که هم‌زمان در دو جبهه بجنگد؛ جبهه‌ی درونی برای حفظِ رقتِ قلب و پیوندِ عاطفی با اولیای خدا، و جبهه‌ی بیرونی برای اصلاحِ جامعه و ایستادگی در برابر ستمگران.

این توازن در سبک زندگی خانوادگی نیز تجلی می‌یابد. مرد یا زنی که دارای غیرت دینی است، در محیط خانه با نهایتِ محبت و عاطفه رفتار می‌کند. او برای فرزندانش نمادِ مهربانی و برای همسرش تکیه‌گاهِ عاطفی است. اما همین فرد وقتی پای اصول و ارزش‌ها به میان می‌آید، سرسخت و نفوذناپذیر است. او اجازه نمی‌دهد جریان‌های انحرافی، حیا و عفت خانواده‌اش را به غارت ببرند. این همان الگویی است که ما در زندگی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌بینیم؛ کسی که در چاه ناله می‌کرد و از غصه‌ی یتیمان از هوش می‌رفت، اما در خیبر را با قدرت الهی از جا می‌کند.

در نهایت، غیرت دینی یعنی زنده بودن. موجود زنده واکنش نشان می‌دهد. در برابر زیبایی لبخند می‌زند، در برابر غم اشک می‌ریزد و در برابر هجوم دفاع می‌کند. دینداری که نه اشکی دارد و نه فریادی، در حقیقت دچار مرگِ معنوی شده است. ما به عنوان پیروان مکتبی که بزرگترین تراژدی و بزرگترین حماسه تاریخ را در خود جای داده است، وظیفه داریم این دو بال را با هم حفظ کنیم. نباید بگذاریم تبیین‌های خشک و بی روح، جای مجالس پرشور حسینی را بگیرد و نباید بگذاریم شورِ بدون شعور، ما را از وظایفِ اجتماعی و سیاسی‌مان دور کند. غیرت یعنی اینکه بدانیم گریه بر حسین، مقدمه‌ی قیام برای حق است و قیام برای حق، ریشه در عشقی دارد که با اشک آبیاری شده است.

این مسیر، مسیری دشوار اما با شکوه است. انسانی که بتواند میان این دو ساحت جمع کند، به کمال انسانی نزدیک شده است. او هم‌زمان هم یک منتقد اجتماعی تیزبین است، هم یک کنشگر سیاسی شجاع و هم یک بنده دلسوخته و گریان. این است معنای واقعی شیعه بودن در دنیای پرآشوب امروز. دنیایی که بیش از هر زمان دیگری به انسان‌هایی نیاز دارد که با سلاحِ دانش و غیرت، در برابر ستم بایستند و با زلالِ اشک، غبارِ بی‌رحمی را از چهره‌ی جهان پاک کنند.