در آیات ۲۸ و ۲۹ سوره عنکبوت، قرآن از قومی سخن میگوید که «کار زشتی» را پیش گرفتند که پیش از آنان سابقه نداشت و در برابر هشدار پیامبرشان ایستادند. ماجرای قوم لوط روایت جامعهای است که با اصرار بر فساد و بیاعتنایی به حق، خود را به سوی عذابی سرنوشتساز کشاند.
در آیات پایانی سوره عنکبوت، قرآن کریم با لحنی هشدارآمیز به معرفی ستمکارترین انسانها میپردازد، کسانی که بر خدا دروغ میبندند یا حقیقت را پس از آشکار شدن تکذیب میکنند. در آیه ۶۸ آمده است: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُ»، آیهای که افترای بر خدا و انکار آگاهانه حق را بزرگترین مصداق ظلم معرفی میکند و سرنوشت چنین افرادی را به عذاب الهی پیوند میزند.
«ماجرای باسواد شدن پیامبر(ص) در یک شب» به شبی بازمیگردد که نخستین آیات سوره علق در غار حرا نازل شد، شبی که برخی آن را آغاز سوادآموزی میدانند، اما آیه ۴۸ سوره عنکبوت از گشوده شدن باب وحی، نه تعلیم دیدن در یک شب، سخن میگوید.
ترس از بیروزی ماندن، اضطرابی قدیمی است؛ اما قرآن در آیه «وَکَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُهَا وَإِیَّاکُمْ» یادآوری میکند که رازق حقیقی خداست؛ همان که روزی همه جنبندگان را میرساند و انسان را نیز فراموش نکرده است.
خدا در آیات آغازین سوره عنکبوت به سنجش ایمان افراد اشاره میکند و میفرماید که آیا مردم گمان کردهاند که صرف گفتن «ایمان آوردیم» رها میشوند و آزمایش نمیشوند؟
استاد درس خارج حوزه علمیه، گفت: برخی افراد با اینکه خوب هستند و دغدغه نسبت به دفاع از دین و عقاید دارند ولی نباید بدون توانایی علمی و کلامی و فنون مناظره و مباحثه وارد این عرصه شوند؛ البته مراد صرفا بحث توانایی علمی نیست بلکه فن مناظره و گفتوگو مهمتر از دانش این کار است.