به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، خانواده نخستین محیطی است که شخصیت، هویت و سبک زندگی انسان در آن شکل میگیرد؛ اما خانواده سالم صرفاً به معنای کنار هم بودن اعضا نیست، بلکه حمایت عاطفی، معنوی و اقتصادی، مشارکت در امور خانه، گفتوگو، احترام به تفاوتها و توجه به نیازهای یکدیگر، از مهمترین مؤلفههای استحکام آن به شمار میرود.
نخستین تجربههای محیطی هر فرد در خانواده شکل میگیرد و بسیاری از تأثیراتی که انسان بعدها از محیطهای اجتماعی مختلف میپذیرد، ریشه در همین تجربههای اولیه دارد. خانواده بهعنوان یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده سرنوشت انسان، در تعیین سبک زندگی، اخلاق، سلامت روان و عملکرد فرد در سالهای آینده نقش قابل توجهی دارد.
خانواده علاوه بر نقش مهمی که در رشد شخصیت افراد ایفا میکند، یکی از پایههای تأمین بهداشت روانی اعضای خود نیز محسوب میشود. بسیاری از مشکلات رفتاری و شخصیتی، آسیبهای اجتماعی، مشکلات کودکان و نوجوانان و برخی اختلالات روحی و روانی میتواند با مسائل و نابسامانیهای موجود در خانواده ارتباط داشته باشد.
از همین رو، شناخت ویژگیهای یک خانواده سالم و شناسایی عواملی که سلامت روانی خانواده را تهدید میکنند، اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه نبود سلامت روان در خانواده میتواند مسیر دستیابی افراد به اهداف و پیشرفتهای فردی و اجتماعی را با مانع مواجه کند.
در واقع، خانواده کانون شکلگیری هویت فرد و نخستین بستر اجتماعی شدن کودک است. کودک در سالهای ابتدایی زندگی خود، بسیاری از هنجارها، رفتارها و الگوهای ارتباطی را در خانواده میآموزد و به همین دلیل، کیفیت روابط خانوادگی تأثیر مستقیمی بر شکلگیری شخصیت او دارد.
سه ضلع حمایت در خانواده سالم
حمایت اقتصادی به این معناست که زن و شوهر متناسب با تواناییهای یکدیگر برای رفاه خانواده تلاش کنند. فرزندان نیز باید درخواستهای خود را متناسب با توانایی والدین مطرح کنند و در مجموع، همه اعضای خانواده شرایط و توان یکدیگر را در نظر بگیرند و هوای هم را داشته باشند.
وقتی اعضای خانواده یکدیگر را نمیشنوند
حمایت عاطفی یعنی اعضای خانواده احساسات و صحبتهای یکدیگر را جدی بگیرند و برای شنیدن هم وقت بگذارند. برای مثال، اگر کودکی قصد دارد با پدر و مادر خود صحبت کند اما والدین سرگرم تلفن همراه و فضای مجازی باشند و به صحبتها، شیرینکاریها یا حتی شوخیهای او توجه نکنند، حمایت عاطفی لازم از فرزند شکل نگرفته است.
این مسئله میتواند در جهت عکس نیز اتفاق بیفتد؛ یعنی والدین تمایل به گفتوگو با فرزند خود داشته باشند، اما فرزند تمام وقت خود را صرف دوستان و فضای مجازی کند و توجهی به والدین نداشته باشد.
امروزه در بسیاری از خانوادهها شاهد هستیم که زوجین نیز حمایت عاطفی کافی از یکدیگر ندارند. زن نیاز دارد از سوی همسر خود مورد توجه قرار بگیرد و شنیده شود و مردی که زمانی برای شنیدن صحبتهای همسرش اختصاص نمیدهد، در واقع حمایت عاطفی لازم را از او انجام نداده است.
گاهی مرد خانواده تمایل دارد اتفاقی را که در محیط کار برایش رخ داده با جزئیات برای همسر و فرزندان تعریف کند و از آنها توجه و حمایت عاطفی بگیرد، اما واکنش خانواده به صحبتهای او مناسب نیست. در چنین شرایطی، فرد احساس میکند شنیده و دیده نمیشود.
اهمیت واکنشهای ساده در گفتوگوهای خانوادگی: گاهی افراد در پاسخ به صحبتهای یکدیگر از عباراتی مانند «واقعاً؟» یا «جدی؟» استفاده میکنند. حتی اگر فرد حرف طرف مقابل را باور نکرده باشد، همین واکنش نشان میدهد که صحبت او شنیده شده است. حمایت عاطفی یک نیاز اساسی است و اگر این نیاز در خانواده تأمین نشود، ممکن است افراد برای جلب توجه و دریافت حمایت عاطفی به بیرون از خانواده پناه ببرند و زمینه برای شکلگیری برخی آسیبهای اجتماعی فراهم شود.
حمایت معنوی؛ ضلع دیگری از سلامت خانواده
حمایت معنوی یکی دیگر از پایههای خانواده سالم است که اعضای خانواده باید از باورها و اعتقادات یکدیگر حمایت کنند و زمینه رشد معنوی یکدیگر را فراهم آورند.
برای نمونه، اگر زن و مردی پیش از ازدواج اهل نماز و روزه بودهاند و در حد یک فرد معمولی متدین زندگی میکردهاند، پس از ازدواج نیز باید بستر حمایت معنوی بیشتری را برای یکدیگر فراهم کنند.
اگر مردی به نماز اول وقت مقید است و همسرش به دلیل خرید یا انجام کارهای دیگر، برنامهای را انتخاب کند که مانع این موضوع شود، در واقع حمایت معنوی لازم از همسرش صورت نگرفته است. همین مسئله درباره زنانی که به شرکت در مراسم مذهبی علاقه دارند و همسرشان این علاقه را جدی نمیگیرد یا حتی آن را مورد تمسخر قرار میدهد نیز صدق میکند.
حمایت اعضای خانواده از برنامههای معنوی یکدیگر میتواند به تقویت تعهد و انسجام خانوادگی کمک کند؛ برای مثال اگر یکی از اعضای خانواده قصد سفر زیارتی دارد، سایر اعضا نیز میتوانند برای تحقق این برنامه همراهی و همکاری لازم را داشته باشند.
تقسیم کار؛ تمرینی برای زندگی اجتماعی
نقش مشارکت در انسجام خانواده: در یک خانواده منسجم، روابط میان اعضای خانواده باید جایگاه مهمی داشته باشد. انسان در طول زندگی با خود، طبیعت، رسانهها، همکاران و اطرافیان ارتباط دارد، اما ارتباط با اعضای خانواده و اطرافیان نزدیک باید از اهمیت ویژهای برخوردار باشد.
زمانی که ارتباط مؤثر میان اعضای خانواده شکل بگیرد، مشارکت نیز افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی افراد از انزوا و تنهایی فاصله میگیرند و در مسائل مختلف خانواده نقش فعالتری ایفا میکنند.
مشارکت یکی از ابزارهای مهم جامعهپذیری فرزندان است، اگر میخواهیم فرزندان بهخوبی تربیت شوند، باید آنها را برای زندگی اجتماعی آماده کنیم. مهارتهای زندگی اجتماعی باید در بطن زندگی روزمره به کودکان آموزش داده شود.
وقتی کودک در شستن ظرفها یا انجام کارهای خانه به والدین کمک میکند، در حقیقت مهارتهای زندگی را به شکل عملی میآموزد. تقسیم کار در خانواده تنها برای انجام امور خانه نیست، بلکه میتواند ابزاری برای آموزش مسئولیتپذیری، مشارکت و مهارتهای زندگی به فرزندان باشد.
خانواده سالم در زندگی پرمشغله امروز چه شکلی دارد؟
نگاه قدیمی و کلاسیک به خانواده سالم، تصویری از پدر، مادر و فرزندانی است که در کنار یکدیگر صبحانه، ناهار و شام میخورند و اوقات خود را با هم میگذرانند؛ اما امروز شرایط زندگی تغییر کرده و پیشرفت فناوری، فشارهای اقتصادی و گرفتاریهای شغلی، شکل روابط خانوادگی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
در شرایط کنونی، بسیاری از مردان برای تأمین هزینههای زندگی ناچارند ساعات بیشتری کار کنند و حتی دو شیفت مشغول فعالیت باشند تا بتوانند هزینههای فرزندان و خانواده را تأمین کنند. بنابراین باید شرایط خانواده امروز را با نگاهی واقعبینانهتر بررسی کرد.
زنان نیز در بسیاری از موارد در خارج از خانه مشغول به کار هستند و باید همزمان مسائل روزمره زندگی خانوادگی را مدیریت کنند. حتی در خانوادههایی که زن خانهدار است، مشکلات اقتصادی و فشارهای زندگی همچنان وجود دارد.
با وجود همه این مشکلات، افراد همچنان میخواهند خانواده سالمی داشته باشند. نکته مهم این است که سلامت خانواده صرفاً به کنار هم بودن اعضا محدود نمیشود؛ اعضای خانواده باید نسبت به یکدیگر هوشیار باشند، احوال هم را بپرسند و برای ارتباط با یکدیگر وقت بگذارند.
حتی اگر اعضای خانواده به دلیل شرایط کاری و زندگی فرصت حضور فیزیکی در کنار هم را ندارند، میتوانند از طریق پیام، تماس یا ارسال صوت با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. مهم این است که اعضای خانواده بدانند برای یکدیگر اهمیت دارند و حقوق و نیازهای هم را درک کنند.
خانواده سالم؛ جایی برای گفتوگو، نه قهر و سکوت
ارتباط میان اعضای خانواده میتواند در فضای واقعی یا مجازی شکل بگیرد. برای مثال، پدر خانواده میتواند به همسر و فرزند خود بگوید که در طول روز به یاد آنها بوده است. همچنین خانواده میتواند در آخر هفته یا زمانی که فرصت دارد، صبحانه یا شام را در کنار یکدیگر صرف کند.
در زندگی امروز شاید اعضای خانواده نتوانند هر روز چند وعده غذایی را کنار یکدیگر باشند، اما حتی اختصاص دادن زمان کوتاهی برای گفتوگو میتواند اهمیت زیادی داشته باشد. زن و شوهر میتوانند برای مدتی کوتاه با هم صحبت کنند، احساسات خود را بیان کنند و به حرفهای یکدیگر گوش دهند.
حتی تماشای یک سریال به مدت نیم ساعت و سپس اختصاص دادن زمانی برای گفتوگو میتواند فرصتی برای ارتباط میان اعضای خانواده ایجاد کند. درک متقابل، احترام به حریم خصوصی، پذیرش تفاوتها، توجه به شرایط سنی فرزندان و گوش دادن به صحبتهای آنها، از ویژگیهای خانواده سالم است.
در خانواده سالم، پرخاشگری جای گفتوگو را نمیگیرد. هدف این نیست که افراد به دلیل مشکلات زندگی هرگز تحت فشار قرار نگیرند، بلکه باید بتوانند احساسات خود را به شکل درست بیان کنند و احساسات دیگران را نیز درک کنند.
راز استحکام خانواده؛ تفاوتها را بپذیریم
استحکام خانواده از مسیر درک تفاوتها، گفتوگو و برطرف کردن سوءتفاهمها شکل میگیرد. ارتباط سالم، ارتباطی صمیمی، روشن و محترمانه است؛ نه رابطهای آمرانه، تحقیرآمیز، کنایهآمیز یا همراه با سکوتهای آزاردهنده.
قهر و سکوت لزوماً نشانه آرامش یا سالم بودن یک خانواده نیست. خانواده سالم جایی است که اعضای آن بتوانند با یکدیگر گفتوگو کنند، احساسات خود را بیان کنند، شنیده شوند و در عین حال به احساسات و حریم یکدیگر احترام بگذارند.
در نهایت، خانواده سالم الزاماً خانوادهای بدون مشکل نیست؛ بلکه خانوادهای است که اعضای آن یاد گرفتهاند در مواجهه با مشکلات، به جای فاصله گرفتن از یکدیگر، به گفتوگو، همدلی، مشارکت و حمایت متقابل روی بیاورند.