پوسترهایی که رسانههای فلسطینی برای آقای شهید ایران منتشر کردهاند جالب توجه است.
«صرف وقوع یک حادثه حتی اگر بزرگ باشد، تضمینکننده دیده شدن آن نیست. چهبسا رویدادی با آثار گسترده انسانی، فرهنگی یا سیاسی، همچون تشییع دهها میلیونی رهبر شهید انقلاب در سایه سیاستهای خبری رسانههای پرنفوذ جهان و یا حتی برخی رسانههای زرد داخل، کمتر دیده شود یا به گونهای روایت گردد که اهمیت واقعی آن در ذهن مخاطب کاهش یابد.»
جنگ تحمیلی سوم تنها در میدان نبرد جریان نداشت؛ رسانه نیز به یکی از ارکان اصلی این رویارویی تبدیل شد. از تولید انیمیشنها و ویدئوهای مبتنی بر هوش مصنوعی گرفته تا نماهنگهای حماسی، برنامههای گفتوگومحور و مستندهای روایتگر جنگ، هر یک تلاش کردند سهم خود را در روایت وقایع، پاسخ به افکار عمومی و انتقال پیام ایفا کنند.
بازخوانی اسناد بصری خرداد غمبار ۱۳۶۸ یک حقیقت بزرگ را پیش چشم ما میگذارد: در ابعاد عظیم یک تشییع ملی، این فرم، لنز و شاتر دوربین عکاسان است که فراتر از بیانیههای رسمی و آمار عددی، جوهرهی عاطفی و حماسهی انسانی را برای همیشه در حافظه جهان تاریخی میکند.
از کانالهای ناشناس تلگرامی تا استوریهای اینستاگرامی و ویدئوهای کوتاه، هر روز با سیلی از اطلاعات مواجهیم. اما چگونه میتوان فهمید کدام خبر واقعی است و کدام روایت، فقط یک شایعه خوشساخت؟
در دنیای امروز، رسانههای اجتماعی، تبلیغات، فیلمها و حتی بازیهای ویدئویی، استانداردهایی از زیبایی ارائه میدهند که "ظاهر" را به یکی از دغدغههای نوجوانان تبدیل کرده؛ نوجوانانی که در فرایند هویتیابی قرار دارند، بیشتر از هر گروه سنی دیگری تحت تأثیر این کلیشههای اغلب غیرواقعی و دست نیافتنی قرار میگیرند و تلاش میکنند خود را با این الگوها تطبیق دهند. اما آیا این استانداردها واقعیاند؟
ذائقه کتابی کودکان و نوجوانان امروز بیش از گذشته به سمت فانتزی، هیجان و طنز متمایل شده است؛ هرچند کارشناسان معتقدند سن، محیط زندگی و رسانهها همچنان نقش تعیینکننده دارند.
برنامه عروسکی «وقت قصه» با هدف تقویت تخیل و خلاقیت کودکان، این روزها در مرکز رسانهای امید مقابل دوربین رفته است.
کتاب «رسانه و گردشگری» نوشته «ماریا مانسون»، «آنا بوخمن»، «سیسیلیا کاسینجر» و «لنا اسکیلسون» توسط روحالله احمدزاده کرمانی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، نویسنده و مترجم، ترجمه و وارد بازار نشر شد.
نبرد امروز نه بر سر اشغال زمین، بلکه معطوف به تسخیر اذهان است.
نوجوان امروز در محیطی رشد میکند که مرز میان رسانه داخلی و خارجی رسمی و غیررسمی، حرفهای و شخصی کمرنگ شده است.
در تمام این سالها رسانههایی که تعداشان از حساب بیرون است در هر ثانیه هزاران خبر، تحلیل و تصویر را در قالبها و شبکههای مختلف علیه ایران، مردم و حکومتش، تواناییها و ضعفهایش تولید کردند.
در روزگاری که بازیهای ویدیویی بیشتر به هیجان و صحنههای پرهیاهو دل بستهاند، یک تیم ۲۹ نفره از استودیو پولاریس تصمیم گرفتهاند مسیر دیگری طی کنند و نتیجه کارشان «محافظان کوچک؛ آخرین امید» شده؛ بازیای که نه با خشونت، که با مفاهیمی از جنس ایثار، دوستی و امید میخواهد دل مخاطب را به دست آورد.
کارشناس رسانه گفت: تجمعات مردمی بهعنوان پدافند اجتماعی در جنگهای ترکیبی عمل میکنند و با اتکا به رشد سواد رسانهای، نقش مؤثری در خنثیسازی عملیات روانی و شکافسازی دشمن دارند.
جنگ نرم، نبردِ تصاحبِ «معنا»ست و در این کارزار، جوانان نه تماشاچیانِ منفعل، بلکه فرماندهانِ خوشفکری هستند که با سلاحِ تحلیل و ایمان، میتوانند بنبستهای رسانهای را شکسته و افقهای امید را ترسیم کنند.
در سالهای اخیر، همزمان با گسترش فناوریهای ارتباطی و افزایش ضریب نفوذ اینترنت، ابعاد جنگ رسانهای علیه ایران وارد مرحلهای تازه شده است.
آنجا که امنیت، جای خوف را میگیرد و دین، از حاشیه به متن زندگی میآید. امروز، ما در برابر «احزاب جدید» ایستادهایم؛ ائتلافی گسترده، پیچیده و چندلایه، از قدرتهای نظامی تا شبکههای رسانهای.
گوشی را زمین میگذارد تا لقمهای بخورد، اما دوباره وبا عجله برمیدارد. مبادا خبری آمده باشد! باور کنیم پیگیری بیوقفه اخبار نهتنها آرامش نمیآورد، بلکه درصورت عدم داشتن سوادرسانهای میتواند ما را برده رسانهها کند.
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» رسانههای امروز با بزرگنمایی فتنههای آخرالزمانی، یأس و تفرقه را ترویج میکنند، در حالی که روایات بر «گره خوردن دلها به همدیگر» به عنوان راهبرد ایمانی تأکید دارند؛ دلهای گرهخورده حول محور حق، «بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ» و مصداق عینی آن در عصر حاضر، جبهه مقاومت است. رسانه مطلوب آخرالزمانی باید بصیرتافزا و امیدآفرین باشد تا این پیوند قلبی را تقویت کند و دلهای پراکنده را برای تحقق وعده الهی «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ» آماده سازد.
نهتنها حاکمیت ایران بر تنگه هرمز تثبیت شده، بلکه امنیت ملی آمریکا در قلب بازارهای انرژی آسیب دیده است.
حضرت آیتالله خامنهای: «امروز هوش مصنوعی با یک شتاب حیرتدهندهای [دارد پیش میرود]... در مسئلهی هوش مصنوعی، بهرهبردار بودن امتیاز نیست؛ این فنّاوری لایههای عمیقی دارد که باید بر آن لایهها مسلّط شد.»
رسانهها میتوانند با ایفای مسئولانه نقش خود، به طور قابل توجهی به تقویت تابآوری اجتماعی، حفظ انسجام ملی و اتحاد، و عبور موفقیتآمیز جامعه از دوران بحران و جنگ کمک کنند.
این روزها که خبرهای زیادی درباره جنگ و بحران منتشر میشود، خیلی از ما زمان زیادی را برای دریافت خبر میگذرانیم.ما در مقابل این طوفان خبری چه کنیم؟
در میدان نبرد دیجیتال امروز، نسل Z و آلفا در خط مقدم مبارزه با اطلاعات نادرست و اخبار جعلی قرار دارند. این نسلهای جوان، به عنوان بومیان دیجیتال، سریعتر از همیشه اطلاعات را دریافت میکنند و یاد میگیرند که چگونه دستکاری، روایتهای دروغین و تبلیغات آنلاین را تشخیص دهند.
نامه امام علی(ع) به مالک اشتر، سندی است که بیش از هزار و چهارصد سال قدمت دارد. اما گویی همین امروز نگاشته شده است.
مسئولیت اجتماعی در فضای مجازی اهمیت زیادی دارد؛ باید از انتشار اطلاعات نادرست خودداری کرد و به نشر آگاهی و دانش پرداخت.
باز نبودن دسترسی به اینترنت بینالمللی تقریباً تمام بخشهای زندگی را مختل کرده است. هر کاری که میخواهیم انجام دهیم یک سرِ آن وصل به اینترنت است، که به طور کامل در دسترس نیست.
یک کارشناس رسانه گفت: در شرایط بحرانی که سرعت انتشار شایعات از صدای حقیقت پیشی میگیرد و هجمه اطلاعات غلط، فضای مجازی را پر میکند، میتوان اخبار را واکاوی کرد و با شناسایی منابع بیاعتبار و تحلیل انگیزههای پنهان، به جای تعقیب شایعه، به استقبال حقیقت رفت.
دنیا پر زرقوبرق مجازی و رسانهای، زخم هایی را برای جامعه ایجاد کرده است که از جمله آن ها تصویرسازی غیرواقعی از زنان است. رسانه ها با ترسیم زن ایدهآلی که در همه عرصه ها باید بدرخشد چالش هایی را برای زنان ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی (AI) در جنگ شناختی نقش دوگانهای دارد: هم میتواند ابزاری برای حمله و تهدید باشد، و هم میتواند در دفاع و محافظت از جوامع در برابر این تهدیدات کمک کند. این دوگانگی نیاز به توسعه اخلاقی و قانونمند سیستمهای هوش مصنوعی، و همچنین آموزش عمومی درباره تشخیص و مقابله با تهدیدات نرمافزاری شناختی را برجسته میکند.