در روزهایی که امام زمان(عج) تنها پنج سال داشت و عباسیان در جستوجوی او بودند، بانویی از خاندان اهلبیت(ع) مسئولیتی حساس بر دوش گرفت؛ «جده» با تدبیر و شجاعت، در حفظ جریان امامت و ساماندهی امور شیعیان نقشی فراموشنشدنی ایفا کرد.
در میان هیاهوی تاریخ، گاهی مسیرهایی هستند که خود، مقصد می شوند. راه هایی که گمان میکنی ناتمام مانده اند، اما قرنها بعد میفهمی که همان نیمه راه، مبدأ یک تولد بزرگ بوده است. قصه تشییعی که از حرم بانوی هجرت آغاز می شود و به آستانه انتظار می رسد، قصه زنانی است که از نرسیدن ها، رسیدن می سازند. از حجاز تا جمکران، از شهادت در غربت تا قیام در ظهور، این مسیر را نه با پا، که با دل باید پیمود؛ و چه کسی بهتر از زنان این سرزمین، که قرنهاست میراثدار استقامت فاطمه معصومه اند و می توانند این راه را تا انتها بدوند.
سختترین لحظات کاروان اسرا، تنها به حملالاسرا و افشاگری خلاصه نمیشد؛ بلکه خطر بزرگتری که کاروان را تهدید میکرد، «قطع ریشهی امامت» بود. دشمن به خوبی دریافته بود که وجود نازنین امام سجاد (ع) به عنوان باقیماندهی نسل نبوت، خطری بزرگ برای بقای حکومت اموی است. از این رو، در همان ساعات اولیهی پس از شهادت، وقتی شمر ملعون با شمشیر به سمت خیمهی امام حملهور شد تا ریشهی آلالله را بخشکاند، حضرت زینب (س) همچون کوهی استوار در برابر او ایستاد و با شجاعتی وصفناپذیر، جان برادرزادهاش را سپر بلا کرد. این دفاع، فراتر از یک عمل عاطفی بود؛ ایشان به خوبی میدانست که ادامهی راه حسین (ع) در گرو بقای این امام معصوم است.