انسان در میان انبوه صداها و اطلاعات، ممکن است از شنیدن مهمترین ندا بازبماند؛ ندایی که در عرفان، از عالم قدس سرچشمه میگیرد و میتواند جان خفته را از تاریکی جهل و حجابهای نفسانی رها کند. در این نگاه، اولیای الهی با نفخه وجودی خود نقشی همچون «اسرافیل» برای احیای درون انسان دارند و سالک با عبور از کثرت و رهایی از «من»، به حقیقتی واحد میرسد که در آینه انسان کامل تجلی یافته است.
در میان هیاهوی زندگی، گاهی چند کلمه نجوا با خدا میتواند حال دل را دگرگون کند؛ این فراز دلنشین از مناجات خواجه عبدالله انصاری، دعوتی است به لحظهای مکث، آرامش و بازگشت به خویشتن.
گاهی میان شلوغی و خستگی روزگار، فقط چند واژه کافی است تا دل دوباره آرام بگیرد؛ مناجات، همان نجوا با خداست که آدمی را از هیاهوی جهان به سایه امن توکل میرساند.