بسیاری از کودکانی که در سالهای ابتدایی دبستان با علاقه کتاب میخوانند، با رسیدن به آغاز نوجوانی از مطالعه فاصله میگیرند؛ اما چرا ۱۲ سالگی به نقطهای حساس برای عادت کتابخوانی تبدیل میشود؟
در میان فشارهای روزمره و استرسهای مداوم، کتابخواندن میتواند فراتر از یک سرگرمی باشد. انتخاب آگاهانه کتاب، مطالعه منظم و دوری از مزاحمتهای دیجیتال از جمله روشهایی هستند که میتوانند به آرامتر شدن ذهن و شناخت بهتر احساسات کمک کنند؛ هرچند کتابدرمانی جایگزین مراجعه به متخصص سلامت روان نیست.
تجربه پویشهای کتابخوانی نشان میدهد ترویج کتابخوانی دیگر تنها با توصیه به مطالعه یا معرفی یک کتاب پیش نمیرود؛ بلکه نیازمند طراحی تجربهای است که کودک در آن نقش فعال داشته باشد.
در هیاهوی دنیای پرشتابِ امروز، گوشیهای هوشمند نه تنها ابزاری برای ارتباط، که به محلی برای تکه تکه شدنِ تمرکز ما تبدیل شدهاند. این اضطرابِ دائمی برای چک کردنِ اعلانها و غرق شدن در دنیای محتواهای کوتاه، قدرتِ خواندنِ عمیق و تاملبرانگیز را از نسل جدید ربوده است.
کسب استقلال فکری با پیروی از عقل، تفکر، گفتوگو با دانایان و مهار احساسات ممکن میشود؛ چنانکه انسانِ صاحب عقل، راه خیر و هدایت را از شر و ضلالت بازمیشناسد و به معرفت الهی دست مییابد.
هر ورق پاره ای را پیدا می کردند آنقدر روی آن مطالبی یادداشت می شد که دیگر جای خالی باقی نمی ماند و مجموعه ها از این قبیل نوشته ها فراوان است که در لابلای اکثر کتابهای ایشان به صورت توضیح و یا شرح و امثال آن و یا مجموعه های جداگانه وجود دارد.