مقتل خوارزمی روایتی تکاندهنده از هتک حرمت یزید نسبت به سر مبارک امام حسین(ع) نقل میکند؛ روایتی که بر عمق قساوت و گستاخی حاکم بر جریان یزیدیان گواهی میدهد و هر خوانندهای را به تأمل وامیدارد.
یزید در مدّت کوتاه خلافتش، جنایاتی را مرتکب شد که هر یک از آن ها به تنهایی برای رسوایی و ننگ وی و خاندانش کافی است. شهادت امام حسین(ع) و اصحابش و اسارت حریم نبوی(ص)، مهمترین جنایتی است که به دستور یزید انجام گرفت. پس از آن، واقعه حره، به دستور یزید شکل گرفت، که در این جنایت، لشگریان یزید سه روز، به کشتار و غارت مردم مدینه پرداختند. لشکریان یزید پس از آن، برای نبرد با عبداللّه بن زبیر به سوی مکّه حرکت کردند و حرم الهی را با منجنیق آتش باران کردند که در نتیجه پرده ها و سقف کعبه سوخت.
در آستانه محرم سال ۶۱ هجری، جهان اسلام یکپارچه و همصدا نبود؛ شام با ساختار منسجم و تبلیغات سازمانیافته زیر سایه یزید اداره میشد، عراق در التهاب و دودستگی میسوخت و حجاز در سکوتی سنگین و محافظهکارانه فرو رفته بود. همین سه فضا، نقشه سیاسی واقعه کربلا را شکل دادند.
در مجلس یزید، هنگامی که چشم زینب کبری(علیها السلام) به سر خونین برادرش امام حسین(علیه السلام) افتاد، با صدای محزونی که دل ها را به وحشت می انداخت فریاد زد: «یا حُسَیْناهُ! یا حَبیبَ رَسُولِ اللهِ! یَابْنَ مَکَّهَ وَ مِنی، یَابْنَ فاطِمَهَ الزَّهْراءِ سَیِّدَهَ النِّساءِ، یَابْنَ بِنْتِ الْمُصْطَفی»؛ (ای حسین ای محبوب رسول خدا، ای پسر مکه و منا، ای پسر فاطمه زهرا، بانوی همه زنان جهان، ای پسر دختر (محمد) مصطفی).
در مجموعهای مستند و تحلیلی به سراغ روایتهای معتبر تاریخی، بصیرتی و تبیینی از محرم و قیام امام حسین (ع) میرویم تا حقایق عاشورا را از دل منابع اصیل بیرون بکشیم.