بازی کردن با کودک، روش مهم تربیتی در خانه حضرت زهرا(ع) و امام علی(ع) بود

بازی با کودکان؛ روشی مهم برای تربیت

شاید برخی تصور کنند که «بازی» در تربیت، یعنی کاهش جدیت در آموزش. اما خاندان پیامبر (ص) به ما نشان می‌دهند که برعکس است: بازی، بالاترین شکل جدیت در تربیت است، چرا که با درک ذات کودک همراه است. آن‌ها با بازی، نه تنها روح فرزندانشان را شاد نگاه داشتند، بلکه دل‌های آن‌ها را برای پذیرش حقیقت آماده کردند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بازی برای کودک، تنها سرگرمی نیست؛ بلکه زبانِ طبیعی کودک برای فهمیدن دنیا، آزمودن مرزهای شخصیت و کشف استعدادهای درونی‌اش است. آنچه جالب است اینکه این دانش نوین، قرن‌ها پیش در خاندان پیامبر گرامی اسلام (ص) به‌خوبی درک و به کار گرفته شده بود؛ نه به عنوان یک تئوری، بلکه به‌عنوان یک سبک زندگی عبادی و تربیتی.

حضرت فاطمه زهرا (س)، با تمام وقار و عظمت مقامش، در لحظات آرامش خانوادگی، زانو می‌زد کنار فرزندانش و با آنها بازی می‌کرد. این بازی، گاهی در قالب خواندن شعر، گاهی در قالب داستان‌گویی و گاهی در قالب حرکت و بازی بدنی بود. اما هیچ‌یک از این بازی‌ها خالی از هدفِ تربیتی نبود. هر لحظه‌اش، حتی در شادی، نوری از راهنمایی الهی بود.

پیامبر اکرم (ص) نیز، در روایات متعددی، به عنوان هم‌بازی فرزندان حضرت فاطمه (س) تصویر شده است. او که مأموریت هدایت جهانیان را بر دوش داشت، با کوچک‌ترین اعضای خانواده‌اش، امام حسن و امام حسین (ع)، به بازی می‌پرداخت: آن‌ها را در آغوش می‌گرفت، با آن‌ها می‌دوید، و حتی با آن‌ها بازی می‌کرد.

چنین رفتاری نشان می‌دهد که در اسلام، تربیت کودک به معنای تنها سخت‌گیری، ممنوعیت و تنبیه نیست، بلکه همراهی با عشق و خلاقیت است.

و این همان چیزی است که قرآن کریم نیز به آن اشاره دارد، هرچند به صورت ضمنی:  «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ؛ و دربارهٔ نعمت‌های پروردگارت سخن بگو.» (سوره ضحی؛ آیه ۱۱)

این آیه، دستوری است برای فرهنگ‌سازی، برای یادآوری خیر و خوبی‌ها نه با جدّیت خشک، بلکه با گفتن داستان، با لحنی صمیمی، با همان روحی که در آل محمد (ص) زنده بود.

 

خانه‌ای که بازی در آن، عبادت بود

در میان فراز و نشیب‌های زندگی، خانه حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) همواره فضایی از آرامش، محبت و شادی برای فرزندانشان بود. روایت شده که امام علی (ع) پس از بازگشت از جنگ، به جای فرمان دادن یا درس گفتن، به سراغ فرزندان خردسالش، امام حسن و امام حسین (ع) می‌رفت و با آنها کشتی می‌گرفت، می‌دوید و گاهی حتی با آن‌ها نقش‌آفرینی می‌کرد. در این بازی‌ها درس‌هایی از شجاعت، وفاداری به حق، پرستش خدا و پرهیز از کینه، آموزش داده می‌شد؛ نه با دستور، بلکه با تجربه زنده.

یکی از زیباترین نمونه‌ها، شعری است که حضرت زهرا (س) در هنگام بازی با امام حسن (ع) سروده بود:

«أَشبِهْ أَباكَ يا حَسَنُ!

وَاخلَعْ عَنِ الحَقِّ الرِّسَنْ

واعبُدِ الإلـهَ ذا المِنَنْ

ولا تُوالِ ذا الأحَنْ»

یعنی: «ای حسن! مانند پدرت باش؛ از حق دست نکش و رسن او را رها نکن. خداوندِ بخشنده را عبادت کن و با کینه‌توزان دوستی نکن.»

شاید بتوان گفت که این شعر، اولین «آهنگ کودک» الهام‌گرفته از قرآن و اسلام است که در آن، مفاهیمی چون شجاعت اخلاقی، عبادت خالص و اجتناب از دوستی با ظالم، با زبانی شاعرانه و موزون به کودک منتقل می‌شود. این‌گونه آموزش، نه تنها گوش را جلب می‌کند، بلکه در دل نیز ریشه می‌دواند.

امام علی (ع) در نامه‌ای که به فرزندش امام حسن (ع) در نهج البلاغه نوشته، می‌فرماید:

«وَاعلَمْ أنَّ أَحبَّ الأشياءِ إلَیَّ مِنكَ أنْ تَکونَ فِی صَغَرِکَ أَلِیفَ الخَیرِ لَهُ مُحِبًّا، لِئَلّا تَکونَ فِی کِبَرِکَ مُنکِرَهُ مِنهُ نَافِرًا.»

«بدان که عزیزترین چیزی که از تو آرزو می‌کنم این است که در کودکی، به خیر عادت کنی و دوستش داشته باشی، تا در بزرگسالی از آن روی‌گردان و بیگانه نشوی.»

این جمله، پایه فلسفی «تربیت همراه با بازی» را نشان می‌دهد: کودک را باید با عشق به خیر پرورش داد، نه با ترس از شر. و همین است که بازی، بهترین وسیله برای این همراهی عاشقانه است.

 

بازی: پلی میان عالم کودک و حقیقت بزرگسالی

کودک، با ذهنی کنجکاو و فانتزی، دنیای بزرگسالی را نمی‌فهمد؛ ولی دنیای بازی را می‌فهمد. والدینی که این حقیقت را درک کنند، می‌توانند از این «زبان مشترک» برای آموزش استفاده کنند. حضرت زهرا (س) و امام علی (ع) دقیقاً همین کار را کردند: آن‌ها در پوشش بازی، حقیقت‌های بزرگ را به فرزندانشان نشان دادند.

امروزه آموزش از طریق بازی یکی از پذیرفته‌شده‌ترین روش‌ها در دنیای آموزش کودک است. اما خاندان پیامبر (ص) هزار و چهارصد سال پیش، این روش را نه به عنوان یک روانشناسی غربی، بلکه به عنوان یک سنت الهی در دل خانواده‌شان زنده نگاه داشتند. آن‌ها می‌دانستند که وقتی کودک با پدرش «نبرد خیر و شر» را بازی می‌کند، در واقع در حال یادگیری این است که در دنیای واقعی نیز از حق دفاع کند.

در روایت نقل شده که امام حسن (ع) پس از یکی از این بازی‌ها به مادرش گفت: «من همیشه می‌خواهم مثل پدرم باشم!»

این جمله، نتیجه تربیتی بازی است: کودک نه تنها رفتار پدرش را تقلید می‌کند، بلکه آن را به عنوان ایده‌آل زندگی‌اش می‌پذیرد.

اما توجه کنیم که فرمان دادن در اسلام، نه با سخت‌گیری، بلکه با الگوسازی و همراهی است؛ همان‌گونه که پیامبر (ص) در احادیث متعددی می‌فرماید:  «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ؛ بهترین شما، بهترین‌تان نسبت به خانواده‌اش است.»

 

تربیتی که امروزه هم نیازمند آن هستیم

شاید برخی تصور کنند که «بازی» در تربیت، یعنی کاهش جدیت در آموزش. اما خاندان پیامبر (ص) به ما نشان می‌دهند که برعکس است: بازی، بالاترین شکل جدیت در تربیت است، چرا که با درک ذات کودک همراه است. آن‌ها با بازی، نه تنها روح فرزندانشان را شاد نگاه داشتند، بلکه دل‌های آن‌ها را برای پذیرش حقیقت آماده کردند.

امروز، در دنیایی که والدین گاهی به دلیل شلوغی یا فشارهای روانی، زمان کافی برای همراهی صمیمی با فرزندانشان ندارند، نگاهی به سبک زندگی حضرت فاطمه (س) و امام علی (ع) می‌تواند راهگشا باشد. بازی کردن با فرزند، یعنی سرمایه‌گذاری بر روی شخصیت آینده‌اش؛ یعنی ساختن یک انسانی که نه تنها می‌داند چه کاری درست است، بلکه دوست دارد آن کار را انجام دهد.