مبلغ – سرویس سبک زندگی: روزه در ادیان مختلف فقط محرومیت موقت از غذا و نوشیدنی نیست. این عمل، در کنار مناسک دیگری مانند اعتراف، مراقبه و خلوت، فرصتی برای مواجهه با امیال، بازنگری در رفتار و تنظیم رابطه فرد با خود و دیگران فراهم میکند. پژوهشهای روانشناختی نیز نشان میدهند که برخی از این تمرینها میتوانند با بهبود خودتنظیمی و سلامت روان همراه باشند؛ هرچند شواهد علمی درباره آثار آنها یکدست و قطعی نیست.
در نگاه نخست، روزه عملی مبتنی بر محرومیت است: فرد از چیزی که در زندگی روزمره به آن دسترسی دارد، موقتاً صرفنظر میکند. اما در بسیاری از سنتهای دینی، معنای این خودداری به گرسنگی و تشنگی محدود نمیشود. روزهدار قرار است در این فاصله، نسبت خود را با خواستههایش بازبینی کند، از واکنشهای شتابزده فاصله بگیرد و به رفتارهایی توجه کند که در جریان عادی زندگی کمتر به آنها میاندیشد.
این وجه از روزه، آن را به مفاهیمی در روانشناسی معاصر مانند خودتنظیمی، کنترل تکانه و ذهنآگاهی نزدیک میکند. البته نزدیکی به معنای یکسانی نیست. ذهنآگاهی در معنای روانشناختی، عمدتاً به توجه آگاهانه به تجربه اکنون، بدون قضاوت شتابزده درباره آن، اشاره دارد؛ درحالیکه روزه دینی معمولاً درون نظامی از باورها، ارزشهای اخلاقی و رابطه با امر متعالی معنا پیدا میکند.
از کنترل خواستهها تا شناخت خود
یکی از ظرفیتهای روانشناختی روزه، ایجاد فاصله میان میل و عمل است. در زندگی روزمره، بسیاری از رفتارها بدون تأمل و بهصورت خودکار انجام میشوند: پاسخدادن به خشم، دنبالکردن یک خواسته، مصرف بیوقفه یا واکنش فوری به محرکهای محیطی. تمرین خودداری، فرد را با لحظهای مواجه میکند که در آن میل وجود دارد، اما پاسخدادن به آن الزامی نیست.
این فاصله میتواند زمینهای برای تقویت خودتنظیمی باشد؛ یعنی توانایی مشاهده تکانهها، ارزیابی پیامدهای رفتار و انتخاب واکنشی متناسب با اهداف بلندمدت. مایکل مککالوف و برایان ویلوبی در مقاله مروری خود در نشریه Psychological Bulletin، رابطه دین با خودکنترلی را بررسی کردهاند. آنان توضیح میدهند که مناسک دینی، انتخاب اهداف، نظارت فرد بر رفتار خود و تمرین مداوم الگوهای رفتاری میتوانند در شکلگیری ظرفیت خودتنظیمی نقش داشته باشند.
بااینحال، این یافته به معنای آن نیست که هر فرد روزهدار الزاماً کنترل بیشتری بر رفتار خود پیدا میکند. پژوهشهای مربوط به دین و خودکنترلی نشان میدهند که رابطه میان این دو پیچیدهتر از تأثیر فوری یک مناسک است. زِو مارکوس و مککالوف در مرور پژوهشهای آزمایشگاهی و میدانی خود در سال ۲۰۲۱، تأکید میکنند که صرف فعالکردن ذهنیت دینی در آزمایشگاه، اثر پایداری بر خودکنترلی نشان نداده است؛ در مقابل، مشارکت مستمر در مناسک و محیطهای دینی میتواند در بازههای زمانی طولانیتر با تغییرات رفتاری همراه باشد.
بنابراین، اهمیت روانشناختی روزه را باید نه در یک واکنش فوری به گرسنگی، بلکه در ساختار تمرینی آن جستوجو کرد: تکرار خودداری، توجه به انگیزهها و تلاش برای هماهنگکردن رفتار با ارزشهایی که فرد به آنها باور دارد.
رمضان؛ تمرین توجه و تنظیم هیجان
در ماه رمضان، خودداری از خوردن و آشامیدن تنها یکی از اجزای مناسک است. نماز، دعا، تلاوت قرآن، توجه به رفتار اخلاقی، انفاق و حضور در جمعهای خانوادگی و اجتماعی نیز در تجربه بسیاری از روزهداران جای دارند. همین مجموعه میتواند ماه رمضان را به دورهای برای بازنگری در عادتها و تنظیم رفتار تبدیل کند.
در یک کارآزمایی تصادفی که نتایج آن در سال ۲۰۲۴ در International Journal of Behavioral Medicine منتشر شد، ۱۱۴ مسلمان بزرگسال در آلمان بررسی شدند. پژوهشگران تأثیر آموزشهای مربوط به تغذیه و سبک زندگی پیش از رمضان را بر گروهی از روزهداران با گروهی که روزهداری معمول خود را ادامه میدادند مقایسه کردند. نتایج نشان داد گروهی که آموزش دریافت کرده بود، پس از رمضان در برخی شاخصهای کیفیت زندگی و ذهنآگاهی وضعیت بهتری گزارش کرد. بااینحال، این تفاوتها شش ماه بعد پایدار نماندند. از آنجا که مداخله پژوهش تنها روزهداری نبود و آموزش سبک زندگی را نیز شامل میشد، نمیتوان تمام تغییرات را مستقیماً به روزه نسبت داد.
مرور نظاممند منتشرشده در دسامبر ۲۰۲۵ در نشریه Discover Psychology نیز ۲۰ مطالعه درباره آثار روانی روزه رمضان را بررسی کرده است. بر اساس نتایج این مرور، بیشتر مطالعات کاهش نشانههای افسردگی، اضطراب و استرس یا بهبود بهزیستی روانشناختی را گزارش کردهاند. بااینحال، پژوهشگران به تفاوت کیفیت مطالعات و نتایج مربوط به خواب و عملکرد شناختی نیز اشاره میکنند. بنابراین، این یافتهها از وجود ارتباطی امیدوارکننده حکایت دارند، نه از یک اثر درمانی قطعی و یکسان برای همه روزهداران.
در رمضان، عامل اجتماعی نیز اهمیت دارد. افطار جمعی، مشارکت در فعالیتهای خیرخواهانه و تجربه مشترک خودداری میتوانند احساس تعلق و حمایت اجتماعی را تقویت کنند. در چنین شرایطی، تجربه روانی روزهداری فقط محصول تلاش فردی برای کنترل خواستهها نیست؛ بخشی از آن از حضور در یک اجتماع و مشارکت در معنایی مشترک سرچشمه میگیرد.
یوم کیپور؛ روز بازنگری و بازگشت
در سنت یهودی، یوم کیپور یا روز کفاره، مهمترین روز روزهداری سال است. این مناسبت در تقویم یهودی با روزه، دعا، اعتراف به گناهان و طلب آمرزش همراه است. اما وجه متمایز آن، تأکید بر بازنگری اخلاقی و مسئولیت فرد در برابر رفتارهای گذشته است.
مفهوم «تشووا» در یهودیت به معنای بازگشت و توبه است؛ بازگشتی که صرفاً به احساس پشیمانی محدود نمیشود، بلکه فرد را به اصلاح رابطه خود با خدا و دیگران فرامیخواند. در این سنت، روزه فرصتی برای توقف جریان معمول زندگی و مواجهه با خطاهاست. فرد نهفقط باید درباره رفتار خود بیندیشد، بلکه در برابر کسانی که به آنها آسیب رسانده نیز مسئولیت دارد.
از منظر روانشناختی، این فرایند را میتوان با خودارزیابی اخلاقی و بازنگری در رفتار مقایسه کرد. احساس گناه، اگر به شناخت خطا و جبران آن منجر شود، میتواند نقشی سازنده داشته باشد؛ اما اگر به خودسرزنشگری دائمی تبدیل شود، لزوماً به اصلاح رفتار نمیانجامد.
پژوهش منتشرشده در نشریه Journal of Religion and Health درباره رابطه گناه، وجدان و سنت یهودی نشان میدهد که یوم کیپور هم واجد بعد فردی و هم بعد جمعی است: فرد درباره خطاهای خود تأمل میکند، اما در عین حال در مراسم اعتراف و طلب بخشایش بهصورت جمعی مشارکت دارد. این پیوند میان مسئولیت فردی و جمعی، توبه را از یک تجربه صرفاً درونی فراتر میبرد.
لِنت؛ خودداری برای تغییر رفتار
در مسیحیت، دوره لِنت یا چله روزه، پیش از عید پاک، زمانی برای توبه، دعا و آمادگی معنوی است. در سنتهای مختلف مسیحی، شیوه روزهداری و میزان محدودیتها متفاوت است؛ برخی از پیروان از خوردن گوشت یا غذاهای خاص خودداری میکنند و برخی نیز عادتهایی مانند مصرف شبکههای اجتماعی، سرگرمی یا خرید غیرضروری را کنار میگذارند.
وجه مهم این دوره، پیوند میان خودداری و دگرگونی اخلاقی است. محرومیت از یک لذت روزمره قرار نیست بهخودیخود هدف باشد؛ بلکه باید فرصتی برای توجه به رفتار، تقویت اراده و بازنگری در رابطه با دیگران فراهم کند.
یکی از تمرینهای شناختهشده در سنت کاتولیک، «اگزامن» یا مرور روزانه است؛ روشی منسوب به سنت معنوی ایگناتیوس لویولا که فرد را به مرور تجربههای روز، شناسایی لحظات مثبت و منفی، سپاسگزاری و توجه به خطاهای خود دعوت میکند.
پژوهشی که در ژانویه ۲۰۲۵ در Journal of Religion and Health منتشر شد، تأثیر یک تمرین روزانه مبتنی بر اگزامن را در قالب کارآزمایی تصادفی بررسی کرد. در این مطالعه، ۱۱۵ دانشجو به دو گروه تقسیم شدند و گروه نخست به مدت دو هفته تمرین روزانه مرور و تأمل را انجام داد. نتایج، بهبود معناداری در شاخصهایی مانند معنای زندگی، رضایت از زندگی و امید در گروه مداخله نشان داد. این پژوهش مستقیماً درباره روزه لِنت نبود، اما نشان میدهد تمرینهای منظم خودنگری که در سنت مسیحی ریشه دارند، میتوانند پیامدهای روانشناختی قابل سنجشی داشته باشند.
وساک؛ از ریاضت تا آگاهی
در بودیسم، وساک یا جشن روز تولد، بیداری و درگذشت بودا، از مناسبتهای مهم سال است. شیوه برگزاری آن در سنتهای بودایی مختلف یکسان نیست، اما در بسیاری از جوامع، این مناسبت با مراقبه، دعا، انجام اعمال خیرخواهانه و پایبندی بیشتر به اصول اخلاقی همراه است. برخی پیروان نیز در این روز یا در روزهای مذهبی مرتبط، محدودیتهای غذایی و ریاضتهای خاصی را رعایت میکنند.
بااینحال، نباید روزه را بهعنوان یک مناسک یکسان و فراگیر در تمام سنتهای بودایی معرفی کرد. در برخی شاخهها، بهویژه در سنت تراوادا، پیروان غیرراهب در روزهای خاصی مانند روزهای «اُپوسَته» به رعایت احکام اخلاقی بیشتر، مراقبه و محدودیت در خوردن روی میآورند. در اینجا تأکید اصلی صرفاً بر محرومیت غذایی نیست، بلکه بر مهار امیال و پرورش آگاهی قرار دارد.
ذهنآگاهی در سنت بودایی ریشهای عمیقتر از کاربرد امروزی آن در روانشناسی دارد. این مفهوم در اصل بخشی از مسیری اخلاقی و معنوی برای شناخت رنج، مشاهده ذهن و کاهش وابستگیهاست. در روانشناسی معاصر، بخشی از این سنت با تعریفی محدودتر به کار گرفته شده است: توجه آگاهانه به تجربه لحظه حاضر، همراه با پذیرش و پرهیز از قضاوت شتابزده.
مقالهای مروری در سال ۲۰۲۵ در نشریه Mindfulness نشان میدهد که با وجود اشتراکهایی میان تعریف سنتی بودایی و تعریف روانشناختی ذهنآگاهی، این دو کاملاً بر هم منطبق نیستند. در سنت بودایی، ذهنآگاهی با یادآوری، اخلاق و مسیر رهایی پیوند دارد؛ درحالیکه در کاربرد روانشناختی، معمولاً بر توجه و پذیرش تجربه تمرکز میشود.
شباهتها بدون یکسانسازی
مقایسه این سنتها چند وجه مشترک را آشکار میکند. نخست، ایجاد وقفه در عادتهای روزمره: روزهدار، فردی که در لِنت از یک لذت چشم میپوشد یا بوداییای که به مراقبه و محدودیتهای اخلاقی روی میآورد، از جریان معمول رفتار فاصله میگیرد. دوم، توجه به انگیزهها و خواستهها: فرد میکوشد پیش از عمل، میل خود را بشناسد و نسبت به آن آگاهی بیشتری پیدا کند. سوم، بازنگری اخلاقی: در رمضان و یوم کیپور، این بازنگری با توبه و مسئولیت در برابر خدا و دیگران پیوند دارد؛ در لِنت با دگرگونی معنوی و اخلاقی و در سنت بودایی با شناخت ذهن و کاهش دلبستگی.
این شباهتها به معنای یکیبودن معنای روزه در ادیان نیست. روزه در اسلام در چارچوب عبودیت و تقوا معنا پیدا میکند؛ یوم کیپور با کفاره و بازگشت پیوند دارد؛ لِنت بخشی از آمادگی معنوی برای عید پاک است و تمرینهای بودایی در افق شناخت رنج و رهایی از دلبستگی قرار میگیرند. تقلیل همه این تجربهها به تکنیکهایی برای کاهش استرس یا افزایش تمرکز، بخش مهمی از معنای دینی آنها را نادیده میگیرد.
آیا روزه الزاماً ذهن را آرامتر میکند؟
شواهد علمی درباره آثار روانی روزه و مناسک مشابه، امیدوارکننده اما محدودند. بسیاری از پژوهشها بر پرسشنامههای خودگزارشی، نمونههای کوچک یا مقایسه پیش و پس از یک دوره مناسک متکیاند. از این رو، نمیتوان بهسادگی مشخص کرد که تغییرات مشاهدهشده حاصل خودداری غذایی است یا از دعا، حمایت اجتماعی، تغییر برنامه روزانه و معنای معنوی مناسک تأثیر پذیرفتهاند.
از سوی دیگر، تجربه روزهداری برای همه یکسان نیست. فشار اجتماعی، اختلال خواب، خستگی و انتظارات سنگین از خود میتوانند در برخی افراد به تنش روانی منجر شوند. حتی در مطالعات مربوط به رمضان، بهبود برخی شاخصهای روانی در کنار تغییرات نامطلوب در خواب یا کیفیت زندگی گزارش شده است.
در نتیجه، روزه را نباید نسخهای عمومی برای درمان اضطراب، افسردگی یا مشکلات روانشناختی معرفی کرد. ارزش روانی آن بیشتر در ظرفیتش برای ایجاد یک دوره تمرین و بازنگری نهفته است؛ دورهای که میتواند به فرد کمک کند خواستههایش را بهتر بشناسد، درباره رفتار خود مسئولانهتر بیندیشد و توجه بیشتری به دیگران داشته باشد.
شاید مهمترین وجه مشترک روزه، توبه و مراقبه همین باشد: انسان برای مدتی از واکنشهای خودکار فاصله میگیرد تا بتواند زندگی خود را آگاهانهتر ببیند. در این معنا، روزه فقط تمرین تحمل محرومیت نیست؛ فرصتی برای پرسیدن این سؤال است که چه چیزی بر رفتار ما حکومت میکند و آیا میتوانیم میان خواستههای فوری و ارزشهایی که به آنها باور داریم، فاصلهای برای انتخاب ایجاد کنیم؟