بازتاب اخلاق و حلم کریم اهل بیت در آینه شعر آیینی امروز

شاعران در محضر کریم؛ جلوه های کرامت و صبوری امام حسن در شعر معاصر

شعر آیینی معاصر با تکیه بر ابعاد گوناگون سیره امام حسن مجتبی توانسته است مفاهیم عمیقی چون کرامت بی منت، حلم بی پایان و مظلومیت تاریخی ایشان را در قالب واژگانی زنده و تاثیرگذار به مخاطب امروز منتقل کند.

مبلغ – سرویس هنر و فرهنگ: ادبیات فارسی به عنوان گنجینه ای از معارف، عواطف و اندیشه های متعالی، در طول قرن ها همواره پیوندی ناگسستنی با معارف اهل بیت داشته است. در این میان، شخصیت امام حسن مجتبی به عنوان دومین پیشوای شیعیان و کریم اهل بیت، جایگاه بسیار ویژه ای در ذهن و زبان شاعران و نویسندگان پیدا کرده است. این توجه ویژه، تنها یک مدح ساده یا توصیف صفات ظاهری نیست، بلکه تلاشی است عمیق برای فهم حقیقت کرامت؛ حقیقتی اخلاقی و تربیتی که در روزگار پرشتاب و پردغدغه ما شاید بیشتر از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم. کرامت در مکتب حسنی، تنها به معنای بخشش مادی و کمک مالی به مستمندان نیست، بلکه یک سبک زندگی جامع است که تمام ابعاد روابط انسانی را در بر می گیرد. کرامت یعنی نگاهی مهربان و تیزبین که پیش از آن که دیگران درخواست کنند، نیازهای عاطفی، روحی و مادی آنان را ببیند و برای رفع آن اقدام کند. این مفهوم ارزشمند، به زیباترین شکل ممکن در شعر شاعران برجسته معاصر تجلی یافته و راه خود را به دل های مخاطبان گشوده است.

یکی از درخشان ترین نمونه های شعر آیینی معاصر که به خوبی توانسته است ابعاد شگفت انگیز کرامت و صبوری امام دوم شیعیان را به تصویر بکشد، غزل بلند و معروف حمیدرضا برقعی با مطلع “نشستم گوشه ای از سفره همواره رنگینت” است. شاعر در ابتدای این سروده، تصویر بی نظیر و ملموسی از سفره همواره گشوده و بخشش بی منت امام به تصویر می کشد و می نویسد:

نشستم گوشه ای از سفره همواره رنگینت

چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت

به عابرها تعارف می کنی دار و ندارت را

تو آن باغی که می ریزد بهشت از روی پرچینت

این ابیات دقیقا نشان دهنده همان روح بلند تبرع قبل السؤال یا همان بخشش پیش از درخواست است. باغبانی که درختانش پربار است و میوه های باغش از روی پرچین به کوچه بریزد، هرگز منتظر درخواست رهگذران خسته و گرسنه نمی ماند. او دار و ندار خود را بدون پرسش، بدون منت و بدون ایجاد حس حقارت به عابران تعارف می کند. این نوع بخشش، فراتر از انجام تکالیف معمول و وظایف شرعی است و اوج کرم و بخشندگی بی دریغ را نشان می دهد. این دقیقا همان خصلتی است که جامعه امروز ما در مناسبات خانوادگی، در روابط میان همسران و در پهنه اجتماع برای گشودن گره های عاطفی و مالی به آن نیاز جدی دارد. وقتی در خانواده، زن و شوهر پیش از آنکه طرف مقابل زبان به گلایه یا درخواست بگشاید، نیاز عاطفی یا خستگی او را درک کنند و با یک فنجان چای، یک کلام محبت آمیز یا یک هدیه کوچک به استقبال او بروند، در حقیقت قطره ای از دریای کرامت حسنی را در زندگی خود جاری کرده اند.

شاعر در ادامه این غزل، به زاویه دیگری از کرامت امام اشاره می کند که پیوندی تنگاتنگ با حلم، مدارا و بزرگواری در برخورد با زیردستان و افراد جامعه دارد:

کرم یک ذره از سرشار، سرشارِ صفت هایت

حسن یک دانه از بسیار، بسیارِ عناوینت

تو دین تازه ای آورده ای از دید این مردم

که با یک گل کنیزی می شود آزاد در دینت

این اشاره شاعرانه به ماجرای معروف کنیزی که با اهدای یک شاخه گل به امام، آزادی خود را به عنوان پاداش دریافت کرد، نمونه بارز اخلاق حسنی است. در دنیایی که ما گاهی در برابر محبت های بزرگ دیگران، پاسخ های ناچیز و سرد می دهیم، کریم اهل بیت در برابر هدیه ای بسیار کوچک و نمادین مانند یک گل، بزرگترین دارایی یعنی آزادی و بازگشت به زندگی را به آن فرد می بخشد. این رویکرد اخلاقی، درس بزرگی برای بهبود مناسبات خانوادگی ماست. این که به بهانه های کوچک، محبت های بزرگ را روانه زندگی مشترک خود کنیم و همسر خود را با رفتاری کریمانه غافلگیر سازیم. در واقع، هنر انسان کریم این است که ارزش کار دیگران را چندین برابر بزرگتر ببیند و پاسخ آن را با بخشی بی نهایت بدهد.

بخش دیگری از این شعر زیبا به مظلومیت تاریخی امام و تنهایی عجیب ایشان در میان مردم و حتی در خانه خودشان اشاره دارد. صبری که امام در برابر کنایه ها، بی مهری ها و ناملایمات اطرافیان به خرج دادند، خود مرتبه دیگری از کرامت نفس و حلم بی مرز ایشان را به نمایش می گذارد:

معزالمومنین خواندن، مذل المؤمنین گفتن

اگر کردند تحسینت اگر کردند نفرینت

برای تو چه فرقی دارد ای والتین و الزیتون

که می چینند مضمون آسمان ها از مضامینت

بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارند

محبت کن! قدم بگذار بر چشم محبینت

این ابیات تنهایی امامی را به تصویر می کشد که حتی یاران نزدیکش نیز او را به درستی درک نکردند و در اوج بی معرفتی، سجاده نماز را از زیر پای او کشیدند، اما او با کرامت و صبوری بی مرز خود، مسیر هدایت و صلح را برای حفظ اساس دین و نجات جامعه هموار کرد. شاعر نشان می دهد که برای شخصیتی با این عظمت عاطفی و معنوی، تحسین یا تکذیب مردم بی بصیرت تاثیری در مسیر بندگی و کرامت او ندارد. این نگاه صبورانه، به مخاطب امروز می آموزد که در مسیر انجام کار خیر و ابراز محبت به خانواده و اطرافیان، نباید منتظر بازخورد سریع، تشویق یا سپاسگزاری دائم بود، بلکه باید بر اساس اصالت اخلاقی و وظیفه انسانی خود رفتار کرد.

امروزه متاسفانه در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، شاهد نوعی از بخشش و کار خیر هستیم که با کرامت اصیل مد نظر امام حسن مجتبی فاصله زیادی دارد. گاهی می بینیم که برخی افراد به نام خیریه و کمک به نیازمندان، از لحظات سخت و چهره های غمگین مردم فیلم می گیرند و با انتشار آنها در صفحات خود به دنبال جذب دنبال کننده و لایک هستند. این اقدام دقیقا نقطه مقابل سیره امام حسن است. امام وقتی می بخشیدند، طوری عمل می کردند که گیرنده هدیه احساس حقارت نکند و حتی گاهی متوجه نشود که بخشنده اصلی چه کسی است. شعر آیینی ما سرشار است از نکوهش این رفتارهای ریاکارانه و بر پوشیده ماندن کار خیر تاکید دارد. شاعران ما همیشه به این نکته اشاره کرده اند که ارزش احسان به پنهان بودن و حفظ آبروی انسان هاست.

نویسندگان متعهد در طول تاریخ با استفاده از نثر آهنگین و شاعران با به کارگیری قریحه خود، توانسته اند این مفاهیم عمیق اخلاقی را از قالب کتب روایی خشک خارج کرده و به یک فرهنگ عمومی و زنده تبدیل کنند. وقتی مخاطب امروز با این اشعار زنده و ملموس مواجه می شود، کرامت امام مجتبی را صرفا یک واقعه تاریخی در سال های دور مدینه و کوفه نمی بیند، بلکه آن را به عنوان یک الگوی رفتاری جاری برای امروز خود می پذیرد؛ الگویی که در آن، محبت پیش دستانه و گذشت از خطاهای دیگران، اساس پایدار ماندن و آرامش داشتن در خانه و جامعه است.

علاوه بر این، در بسیاری از متون منثور و کتب اخلاقی قدیمی، وقتی حکایت های کرامت امام حسن نقل می شود، نویسندگان سعی می کنند فضایی خلق کنند که مخاطب در آن فضا، رایحه مهربانی را با تمام وجود حس کند. این سبک از نگارش، فقط به دنبال بیان واقعیت های تاریخی نیست، بلکه به دنبال ایجاد یک تجربه عاطفی عمیق در دل خواننده است. این همان کاری است که هنر و شعر انجام می دهد. شعر، واقعه را از قید زمان و مکان خارج می کند و به آن ابدیت می بخشد. برای همین است که ما هنوز بعد از قرن ها، با خواندن ابیاتی در وصف امام حسن، احساس نزدیکی عاطفی شدیدی با ایشان می کنیم و تمایل داریم شبیه به الگوی ارائه شده رفتار کنیم.

یکی از آسیب های جدی که در سبک زندگی امروز دیده می شود، روحیه طلبکار بودن دائم است. ما همیشه منتظریم که دیگران به ما محبت کنند، به ما احترام بگذارند و نیازهای ما را برآورده کنند و اگر این اتفاق نیفتد، دچار سرخوردگی یا خشم می شویم. اما ادبیات آیینی، این رویکرد اشتباه را واژگون می کند. ادبیات آیینی به ما یاد می دهد که قهرمان واقعی داستان زندگی، کسی است که بی چشمداشت می بخشد و پیشقدم می شود، نه کسی که همیشه منتظر گرفتن است. امام حسن مجتبی، قهرمان بزرگ تاریخ است چون بزرگترین بخشنده تاریخ است؛ هم از مال خود گذشت، هم از آبروی خود برای حفظ امت گذشت و هم با حلم خود دشمنان را شرمنده کرد. شاعران ما با به تصویر کشیدن این قهرمانی عاطفی، به ما الگو می دهند تا به جای طلبکار بودن از همسر، فرزند یا همکار، کریم بودن را تمرین کنیم.

باید یاد بگیریم که نیازهای روحی و عاطفی اطرافیان ما، نوعی حق الناس است که بر گردن ما قرار دارد. وقتی همسر ما به خاطر مشکلات روزمره زندگی دچار خستگی یا اضطراب است، شاید زبانش برای ابراز نیاز عاطفی قاصر باشد یا غرورش اجازه ندهد تقاضای کمک کند. ادبیات آیینی و سیره امام به ما آموزش می دهد که این نیاز را پیش از بیان شدنش درک کنیم و به آن پاسخ دهیم. این همان فرمول طلایی تبرع قبل السؤال است که به زندگی مشترک عمق و صفا می بخشد.

بازخوانی این آثار ادبی فاخر در رسانه های دینی، گامی مؤثر برای ترویج سبک زندگی اسلامی و پیوند هنر آیینی با نیازهای تربیتی روز جامعه است. خانواده ها با انس گرفتن با این اشعار و مفاهیم، می توانند بذر مهربانی، صمیمیت و بخشش بدون مطالبه را در دل فرزندان خود بکارند و نسلی را تربیت کنند که پیش از لب گشودن دیگران به نیازخواهی، دستگیر و آرامش بخش آنان باشد. این میراثی است که بر دوش ماست تا آن را با رفتار کریمانه خود حفظ کنیم و به نسل های آینده انتقال دهیم.