مبلغ – سرویس معارف: در روزگاری که جهان پیرامون ما با منطق عدد و آمار اداره میشود و شاخصهای کمی به ملاک قضاوت ارزشها بدل شدهاند، قلمرو باورهای دینی و رفتارهای عبادی نیز از خطر این سنجههای ظاهری در امان نمانده است. ذهن انسان امروز عادت کرده است همهچیز را با ارقام بسنجد؛ چند ساعت در روز کار میکنیم، چه تعداد دنبالکننده در رسانههای گروهی داریم، چه مقدار دارایی انباشتهایم و حتی در فضای مناسک مذهبی، چند بار به سفر زیارتی رفتهایم یا چند صفحه از متون مقدس را مرور کردهایم. اما هنگامی که انسان به عمق معارف وحیانی و مکتب اهل بیت علیهم السلام رجوع میکند، متوجه شکافی عمیق میان محاسبات دنیوی و منطق قدسی بندگی میشود. در ترازوی حق، عدد و کمیت هرگز جایگزین کیفیت و اصالت روح عمل نمیشود. دینداری حقیقی بر شمارش رکعتها یا تکرار ظاهری اذکار استوار نیست، بلکه کیمیایی به نام تقوا میطلبد تا بتواند صورت مادی کار را به معنای واقعی طاعت بدل سازد. اگر عمل از این عنصر زنده و جهتبخش تهی شود، هیچ کثرتی نمیتواند مایه نجات و صعود روح انسان باشد.
ریشه واژه تقوا در ادبیات دینی به معنای نوعی وقایه، یعنی ایجاد سپر، پایش دائمی رفتار و خویشتنداری آگاهانه در برابر لغزشگاهها و مهلکههای درونی و بیرونی است. تقوا یک حالت انفعالی یا عزلتگزینی رهبانیگونه نیست، بلکه آگاهی بیدار و موضعگیری مداوم انسان در متن تضادهای اجتماعی و معیشتی است. قرآن کریم این اصل معرفتی را در پایهایترین گزارههای خود تبیین کرده است؛ آنجا که میفرماید: «لَنْ یَنالَ اللهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لکِنْ یَنالُهُ التَّقْوی مِنْکُمْ»؛ یعنی هرگز گوشتها و خونهای قربانی به پیشگاه الهی نمیرسد، بلکه این تقوای درونی شماست که به بارگاه او راه مییابد. این آیه شریفه پیامی سترگ در بر دارد؛ صورت مادی عمل، هرچقدر هم که بزرگ یا پرهزینه باشد، فینفسه هدف نیست، بلکه روح پرهیزگاری و دوری از هواهای نفسانی پشت آن است که شایسته اتصال به حقیقت باقی خواهد بود. خداوند در جای دیگر نیز قاعدهای عام را بیان میکند و میفرماید: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ قاعدهای که نشان میدهد تنها اعمال پرهیزگاران جواز ورود به درگاه الهی را دریافت میکند.
امیر مؤمنان علی علیه السلام در عبارتی بنیادین که باید آن را منشور سنجش اعمال دانست، میفرمایند: «لا یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوى وَ کَیْفَ یَقِلُّ ما یُتَقَبَّلُ»؛ یعنی عملی که با تقوا همراه باشد اندک نیست، و چگونه اندک باشد آنچه که پذیرفته درگاه الهی واقع میشود؟ این بیان حکیمانه خط پایانی بر تمام وسواسهای کمی در عرصه عبادت میکشد. حضرت یادآور میشوند که بزرگی و کوچکی عمل به شکل بیرونی و تعداد دفعات انجام آن نیست، بلکه به پیوند وثیق آن با مدار حقگرایی، پرهیزگاری و اخلاص مربوط است. اندکی پایبندی به حلال، اندکی مراقبت از زبان در برخورد با دیگران و اندکی انصاف در معاملات، چنانچه از سر پرهیز از نافرمانی پروردگار سرچشمه گرفته باشد، عیاری هزاران برابر بیشتر از کاروانهایی از مناسک پر زرق و برق و آلوده به ریا و بیتقوایی خواهد داشت. این سخن حضرت علی علیه السلام معیارهای صوری را واژگون میسازد و توجه آدمی را به گوهر اخلاص معطوف میدارد.
برای آنکه معنای کلامی این حقیقت روشن شود، باید به سراغ مواجهه امام جعفر صادق علیه السلام با یارانشان برویم؛ جایی که حضرت صریحاً تفاوت میان پرکاری تهی از معنا و کمکاری همراه با تقوا را شکافتند. در کتب روایی اصیل نظیر اصول کافی نقل شده است که راوی از حضرت پیرامون معنای آیه شریفه «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» پرسش کرد. حضرت در پاسخ توضیح دادند که مراد حقتعالی این نبوده که چه کسی عمل بیشتری انجام میدهد، بلکه مقصود اصوب بودن عمل، یعنی درستی در نیت، پرهیز از محرمات و دقت در نیت خالصانه است. امام صادق علیه السلام با این تبیین ژرف، دینداری را از یک بازی آماری به یک حرکت اصیل قلبی ارتقا دادند. ایشان بارها تاکید کردند که عمل اندک با ورع و پرهیزکاری بسیار ارزندهتر از طاعت بسیار اما همراه با بیپروایی در محرمات است، چرا که ورع ستون اصلی خیمه ایمان به شمار میرود.
مشکل بزرگی که در گذشته وجود داشته و امروزه با گستردگی رسانهها ابعاد نگرانکنندهتری به خود گرفته، تبدیل شدن عبادات به ابزاری برای رقابتهای کمی و کسب وجهه اجتماعی است. در روزگار ما پدیده رفتارهای نمایشی مذهبی در فضای مجازی به شکل روزافزونی به چشم میخورَد. ثبت تصاویری از سفرههای انفاق، نمایش اشکها در زیارتگاهها یا آمار دادن از دفعات ختم متون مذهبی، گاهی فرد را در یک مسابقه بیپایان برای دیده شدن گرفتار میکند. این همان دامی است که علمای اخلاق آن را ریا و شرک خفی نامیدهاند؛ پدیدهای که تار و پود اخلاص را نابود میکند. تقوا درست در نقطه مقابل این نمایشهای بیرونی میایستد. تقوا یعنی همان سکوت معناداری که انسان در خلوت خود هنگام دسترسی به یک سود نامشروع پیشه میکند و از آن مال چشم میپوشد. تقوا یعنی فرو نشاندن خشم در محیط کاری یا در فضای زندگی جمعی، هنگامی که حق با انسان است اما برای حفظ حرمت همسایه و آرامش جمع از تندی پرهیز میکند.
پیوند میان تقوا و پاکی معیشت، از ارکان جداییناپذیر این نگرش کلامی است. نمیتوان از تقوای عبادی دم زد در حالی که بستر اقتصادی زندگی به اموال شبههناک، کمفروشی، فریب مشتری، فرار از مسئولیت یا نادیده گرفتن حقوق کارگران آلوده باشد. امامان شیعه همواره هشدار دادهاند که عبادت با مال حرام، مانند ساختن بنایی باشکوه روی تودهای از لجن یا ریگهای روان است که در کمترین زمان فرو خواهد ریخت. اگر کسی در اداره یا محیط کار خود وظایفش را سرسری بگیرد، کار اربابرجوع را بیدلیل به تعویق بیندازد و سپس در ساعات اداری، کتابهای دعا را قرائت کند، دچار خطای شناختی مهلکی در ادراک پیام دین شده است. او شکل را گرفته و محتوا را قربانی ساخته است. در ترازوی شریعت، امانتداری در کار و احترام به حقوق بندگان خدا، مصداق بارز تقوا است که بر مستحبات فردی تفوق تام دارد.
از سوی دیگر، توجه به تقوا به عنوان عنصر کیفی عمل، انسان را از دچار شدن به بیماریهای روحی نظیر غرور دینی و عجب مصون نگاه میدارد. کسانی که اعمال خود را بر پایه عدد و رقم وزنکشی میکنند، همواره در خطر خودبزرگبینی قرار دارند؛ آنان با نگاهی تحقیرآمیز به کسانی مینگرند که عبادات کمتری دارند. اما کسی که مدار سنجش را بر تقوا و اخلاص میگذارد، همواره در مقام بیم و امید باقی میماند. او نیک میداند که شرط اساسی همان پذیرش از متقین است و هیچ انسانی نمیتواند با قاطعیت ادعا کند که در اوج پاکی قرار دارد. این نوع نگاه، تواضع عمیقی را در جان فرد مینشاند و تعامل او با دیگر اقشار جامعه را بر مبنای شفقت، مهربانی و درک متقابل تنظیم میکند، نه بر پایه برتریجویی و قضاوتهای شتابزده.
تقوا به رفتارهای روزمره انسان ارزش میدهد و کوچکترین اعمال را به عبادت بدل میسازد. مادری که در خانه با شکیبایی به تربیت فرزندان مشغول است، رانندهای که در کمال امانتداری با مسافران رفتار میکند و قوانین راهنمایی را پاس میدارد، یا جوانی که در اوج طوفان شهوات در فضای مجازی، عفت چشم و قلم خود را نگه میدارد، همگی در حال انجام عبادتی سنگین و بنیادین در میزان تقوا هستند؛ حتی اگر فرصت مداومت بر ادعیه طولانی را نیافته باشند. دینداری واقعی در میدان مسابقه برای تکثیر اعمال نیست، بلکه در عمق سکوت و ایستادگی بر اصول حق در میدانهای سخت روزمره محک میخورد.
بازگشت به این حقیقت که کیفیت بر کثرت عمل تفوق دارد، نیاز ضروری فضای فرهنگی امروز ماست. جامعهای که افرادش به جای ظاهرسازی و مفاخره به آمارها، تمام همت خود را بر پاکی لقمه، صداقت در گفتار و انصاف در بازار متمرکز کنند، طعم واقعی آرامش معنوی را خواهد چشید. کلام اهل بیت علیهم السلام به ما نهیب میزند که ترازوهای الهی بر وزن اخلاص و ورع تنظیم شدهاند، نه بر سنگینی اعداد و ارقام بیرونی؛ و کیمیای بندگی جز در پرتو تقوای خالصانه به دست نخواهد آمد.