به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نوجوان امروز در جهانی رشد میکند که تفاوتش با جهان نسلهای گذشته تنها به ابزارهای تازه محدود نمیشود. قواعد ارتباط، شیوه دیدهشدن، شکلگیری دوستیها، مسیر یادگیری و حتی معنای «خود» نیز تغییر کرده است. از همین رو، فاصله میان نوجوان و خانواده را نمیتوان صرفاً یک فاصله سنی دانست؛ بخش مهمی از این فاصله، به تفاوت تجربه و زیست دو نسل مربوط میشود.
نوجوان ممکن است روزش را با پیام دوستانش آغاز کند، بخشی از هویت خود را در شبکههای اجتماعی شکل دهد، برای یادگیری سراغ ویدئو یا هوش مصنوعی برود، اتفاقی خانوادگی را با دوستانش در میان بگذارد و در همان زمان، در خانه با والدینی مواجه شود که اصلیترین دغدغهشان میزان استفاده او از تلفن همراه است.
بنابر روایت مهر، مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ دو جهان ممکن است زیر یک سقف زندگی کنند، اما لزوماً زبان یکدیگر را نفهمند.
نوجوانی تغییر نکرده، اما جهان اطراف آن تغییر کرده است
البته فاصله گرفتن نوجوان از خانواده، تلاش برای ساخت هویت مستقل و اهمیت یافتن گروه همسالان، پدیدهای تازه نیست. نوجوانی همواره مرحلهای از زندگی بوده که فرد در آن بهتدریج از خانواده فاصله میگیرد و جایگاه خود را در میان همسالان پیدا میکند.
آنچه امروز تغییر کرده، گستره این ارتباطات است. فناوری دیجیتال این فرایند را از مدرسه، محله و محیطهای محدود به فضایی تقریباً بدون مرز منتقل کرده است. نوجوان دیگر تنها با همکلاسیها و دوستان محله ارتباط ندارد؛ او به شبکهای گسترده از دوستان، تولیدکنندگان محتوا، گروههای آنلاین و جوامع مجازی دسترسی دائمی دارد.
یونیسف نیز در بررسی زندگی کودکان در جهان دیجیتال تأکید کرده است که اینترنت برای نسل جدید صرفاً یک ابزار جانبی نیست و به بخشی از فرایند یادگیری، ارتباط و کسب مهارتهای آینده تبدیل شده است. در عین حال، همین فضا میتواند زمینه بروز خطرهایی مانند نقض حریم خصوصی، قلدری آنلاین و انواع سوءاستفاده را فراهم کند.
بنابراین، شاید یکی از نخستین خطاهای ما این باشد که زندگی نوجوان را تنها با میزان مصرف اینترنت بسنجیم. نوجوان صرفاً یک کاربر تلفن همراه نیست؛ او در فضای دیجیتال در حال ساختن تصویری از خودش است؛ فضایی که در آن مرز میان زندگی آنلاین و زندگی واقعی هر روز کمرنگتر میشود.
مسئله فقط تلفن همراه نیست
در بسیاری از خانوادهها، نخستین واکنش به تغییر رفتار نوجوان، وضع محدودیت و قانون است. ساعت مشخصی برای استفاده از گوشی تعیین میشود، دسترسی به برخی برنامهها محدود یا ممنوع میشود و گاهی نیز بررسی تلفن همراه به عنوان ابزار نظارت مورد استفاده قرار میگیرد.
اما اگر همه مسئله را به یک وسیله تقلیل دهیم، ممکن است بخش مهمی از واقعیت را نبینیم.
سؤال اصلی شاید این نباشد که نوجوان چرا ساعتهای زیادی را در فضای آنلاین سپری میکند. سؤال مهمتر این است که او در این فضا چه چیزی پیدا میکند که شاید در محیط واقعی اطراف خود کمتر در اختیار داشته باشد؟
آیا به دنبال دوستی و تعلق است؟ میخواهد دیده شود؟ فرصتی برای بیان نظرش پیدا میکند؟ سرگرم میشود؟ چیزی یاد میگیرد؟ از فشارهای روزمره فاصله میگیرد یا صرفاً میخواهد از ملال فرار کند؟
پاسخ ممکن است برای هر نوجوان متفاوت باشد.
از سوی دیگر، ساختار بسیاری از پلتفرمهای دیجیتال نیز در افزایش زمان حضور کاربران بیتأثیر نیست. قابلیتهایی مانند پیمایش بیپایان، پخش خودکار محتوا، اعلانهای متعدد و نمایش تعداد «لایک» و بازدید، همگی به گونهای طراحی شدهاند که تعامل کاربر را افزایش دهند و جدا شدن از صفحه را دشوارتر کنند.
یونیسف نیز در گفتوگویی با یک متخصص رشد نوجوان بر این نکته تأکید کرده است که تأثیر شبکههای اجتماعی بر همه نوجوانان یکسان نیست و برای ارزیابی آن باید به نحوه استفاده، نوع محتوای مصرفشده و تأثیر این استفاده بر خواب، فعالیت بدنی و روابط اجتماعی توجه کرد.
بنابراین، نمیتوان نسخهای واحد برای همه خانوادهها تجویز کرد و صرفاً گفت «زمان استفاده از گوشی را کم کنید».
نشریه «آتلانتیک» نیز در گزارشی، روایتهای سادهانگارانهای را که مشکلات نوجوانان را تنها به تلفن همراه و شبکههای اجتماعی نسبت میدهند، مورد نقد قرار داده و بر نقش عوامل خانوادگی، اجتماعی و شرایط زندگی نوجوان تأکید کرده است.
والدینی که نگراناند، اما دنیای فرزندشان را نمیشناسند
یکی از تناقضهای قابل توجه در زندگی امروز این است که ممکن است والدین نسبت به خطرهای فضای دیجیتال بسیار حساس باشند، اما شناخت کافی از شیوه زندگی نوجوانان در این فضا نداشته باشند.
گاهی پدر و مادر از فرزند خود میخواهند درباره فضایی توضیح دهد که خودشان تجربه مستقیمی از آن ندارند. در چنین شرایطی، گفتوگو ممکن است از همان ابتدا میان دو نگاه متفاوت شکل بگیرد: یک طرف میگوید «من نگران تو هستم» و طرف دیگر پاسخ میدهد «تو اصلاً نمیفهمی من چه میکنم».
اگر این الگو تکرار شود، نتیجه به جای شکلگیری گفتوگو میتواند افزایش پنهانکاری باشد.
پژوهشی که دفتر منطقهای سازمان جهانی بهداشت درباره نوجوانان در ایران منتشر کرده نیز پیشتر بر اهمیت احساس درک شدن، احترام و به رسمیت شناختن نیاز نوجوان به استقلال تأکید کرده بود و مشکلات ارتباطی میان والدین و نوجوانان را از عواملی دانسته بود که میتواند احساس تنهایی و فاصله گرفتن از مشارکت خانوادگی را افزایش دهد.
البته نیاز نوجوان به استقلال به معنای بینیازی او از خانواده نیست. نوجوان همچنان به حمایت، امنیت و راهنمایی نیاز دارد، اما شیوه ارائه این حمایت باید متناسب با سن و مرحله رشد او تغییر کند.
والدی که با فرزند هشتساله خود صرفاً با دستور و الزام رفتار میکند، ممکن است در پانزدهسالگی با مقاومت بیشتری مواجه شود. رابطه در این مرحله باید بهتدریج از الگوی «من میگویم و تو انجام بده» به سمت «بیایید درباره این مسئله با هم تصمیم بگیریم» حرکت کند.
بزرگترین خطر، از بین رفتن اعتماد است
وقتی نوجوان احساس کند هر حرفی که میزند ممکن است بعدها علیه خودش استفاده شود، طبیعی است که بخشی از زندگیاش را از والدین پنهان کند.
در چنین وضعیتی، خانواده ممکن است از بیرون به این نتیجه برسد که «دیگر هیچ چیز درباره فرزندمان نمیدانیم»، در حالی که بخشی از این ناآگاهی میتواند نتیجه همان شیوه ارتباطی باشد.
*وبگاه تحلیلی «Aeon» نیز در گزارشی بر پیچیدگی جهان نوجوانان تأکید کرده و نسبت به سادهسازی مسائل مربوط به این دوره از زندگی هشدار داده است. در این نگاه، نوجوان امروز جهانی متفاوت دارد که باید آن را شناخت و ارتباط با او نیز نیازمند شناخت قواعد و ویژگیهای همین جهان است.
این موضوع در فضای مجازی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر نوجوان بداند که اعتراف به یک تجربه آنلاین، یک اشتباه یا حتی بیان یک مسئله شخصی، بلافاصله با تنبیه مواجه خواهد شد، احتمال اینکه هنگام قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک به سراغ والدین برود، کاهش پیدا میکند.
از این منظر، هدف خانواده نباید فقط این باشد که نوجوان هرگز مرتکب خطا نشود؛ بلکه باید شرایطی فراهم شود که اگر نوجوان با مشکلی مواجه شد، والدین از نخستین افرادی باشند که به آنها مراجعه میکند.
این تفاوت شاید در ظاهر کوچک باشد، اما پیامدهای اجتماعی و تربیتی مهمی دارد.
برای شناخت جهان نوجوان، باید از خودش پرسید
یکی از سادهترین، اما در عین حال دشوارترین راهها برای کم کردن فاصله میان دو نسل، تغییر نوع پرسشهایی است که بزرگسالان از نوجوانان میپرسند.
به جای اینکه تنها بپرسیم «چرا اینقدر با گوشی کار میکنی؟»، میتوان پرسید: «چه چیزی در آن فضا برایت جذاب است؟»
به جای اینکه بگوییم «این دوستها چه کسانی هستند؟»، میتوان گفت: «دوست دارم بدانم با چه کسانی ارتباط داری و چه چیزی در آنها برایت جذاب است.»
حتی به جای پرسیدن اینکه «این فیلمها چه فایدهای دارند؟»، میتوان پرسید: «چه چیزی در این محتوا تو را جذب کرده است؟»
چنین پرسشهایی به معنای نادیده گرفتن خطرها نیست. برعکس، شناخت میتواند نخستین گام برای مدیریت خطر باشد.
یونسکو نیز در رویکردهای جدید خود نسبت به سواد رسانهای خانوادهها، به جای تکیه صرف بر ترس و ممنوعیت، بر گفتوگو، تقویت تفکر انتقادی، تشخیص اطلاعات نادرست و یادگیری مشترک میان نسلها تأکید دارد.
نوجوان امروز را فقط به عنوان «مسئله» نبینیم
در ایران، موضوع نوجوانان تنها یک مسئله فرهنگی یا خانوادگی نیست؛ بلکه موضوعی اجتماعی است. بخش قابل توجهی از جمعیت کشور را کودکان، نوجوانان و جوانان تشکیل میدهند و کیفیت رابطه جامعه با این گروه میتواند بر آینده اجتماعی کشور تأثیر بگذارد.
اگر نوجوان دائماً با عنوان «نسل مسئلهدار»، «وابسته به گوشی» یا «بیگانه با ارزشهای خانواده» تعریف شود، امکان شکلگیری گفتوگو از همان ابتدا محدود خواهد شد.
نوجوان پیش از آنکه موضوع نگرانی ما باشد، انسانی است که در حال ساختن هویت خویش است. او به فرصت آزمون و خطا، پرسش کردن و حتی متفاوت بودن نیاز دارد؛ اما همزمان به مرزهای روشن، حمایت و آموزش نیز احتیاج دارد.
هنر خانواده در همین نقطه شکل میگیرد؛ جایی که باید میان آزادی و مسئولیت، استقلال و نظارت و اعتماد و مراقبت تعادل برقرار شود.
در نهایت، شاید مسئله اصلی این نباشد که نوجوانان امروز در جهانی متفاوت زندگی میکنند. مسئله مهمتر این است که ما تا چه اندازه برای شناختن آن جهان وقت گذاشتهایم.
اگر قرار است نوجوان از خانواده فاصله نگیرد، نخستین قدم لزوماً خاموش کردن گوشی او نیست؛ شاید مهمتر از آن، روشن کردن چراغ گفتوگو باشد.
نسل نوجوان امروز الزاماً به والدینی نیاز ندارد که همه پاسخهای جهان جدید را بدانند. آنها بیشتر به بزرگسالانی نیاز دارند که بتوانند صادقانه بگویند: «من همه چیز را درباره دنیای تو نمیدانم، اما میخواهم آن را بشناسم. بیا دربارهاش با هم حرف بزنیم.»
شاید همین جمله ساده بتواند آغاز دوباره رابطهای باشد که در بسیاری از خانهها هنوز از بین نرفته، اما زبان مشترک خود را گم کرده است.