روایت دست درازی به مال مردم تحت نام انفاق و مهربانی در جامعه امروز

وقتی لقمه بذل و بخشش، بوی خیانت می‌دهد

در فرهنگ دینی و زیست مؤمنانه، گره‌گشایی از کار مردم، سفره‌داری و رسیدگی به فقرا و همسایگان همواره از عالی‌ترین ارزش‌های اخلاقی به شمار می‌آید. فرهنگ شیعی بر مدار محبت، دست‌گیری و تقسیم دارایی با نیازمندان شکل گرفته است.

مبلغ – سرویس هنر و فرهنگ: مرز میان یک نیکوکاری واقعی و اقدامی که ظاهری قشنگ اما باطنی ویرانگر دارد کجاست؟ آیا می‌توان با دست‌اندازی به حقوق دیگران، کم‌فروشی، بی‌تعهدی کاری یا رانت‌خواری، سفره‌ای پهن کرد و نامش را خدمت به مردم یا انفاق گذاشت؟ پاسخ به این پرسش کلیدی، یکی از چالش‌برانگیزترین مسائل اخلاق اجتماعی در جهان امروز است؛ جایی که گاهی توجیه وسیله برای رسیدن به هدف، چهره‌ای موجه به رفتارهای اشتباه می‌بخشد. برای یافتن پاسخی روشن و عمیق به این پرسش، باید به دل تاریخ مدینه رفت و در مکتب ششمین امام شیعیان، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، منطق مواجهه با مال شبهه‌ناک و انفاق‌های انحرافی را بازخوانی کرد؛ منطقی که با صراحت تمام، دست‌اندازی به حرام به قصد انجام کار خیر را افشا می‌کند و اصل تقوا را شالوده پذیرش هر عملی می‌داند.

ماجرا از یکی از روزهای آفتابی کوچه پس‌کوچه‌های مدینه آغاز می‌شود. امام صادق علیه السلام مردی را دیدند که در میان مردم به زهد، ظاهرالصلاح بودن و تقدس‌مآبی شهرت یافته بود. رفتارهای او توجه اطرافیان را جلب می‌کرد و همگان او را انسانی خیرخواه و متدین می‌پنداشتند. حضرت از روی کنجکاوی و برای سنجش حقیقت ادعای او، وی را تحت نظر گرفتند. آن مرد در مسیر حرکت خود به دکان نانوایی رسید. در یک لحظه غفلت نانوا، دو قرص نان برداشت و زیر لباس خود پنهان کرد. کمی آن‌طرف‌تر به دکان میوه‌فروشی رفت و با همان روش، دو عدد انار دزدید. امام با شگفتی رفتار او را دنبال می‌کردند تا ببینند این رفتارهای مجرمانه به کجا ختم می‌شود. مرد زاهدنما کمی جلوتر به فقیری بیمار و نیازمند رسید و با تبسم و محبتی ظاهری، دو نان و دو انار را به او بخشید و راه خود را پیش گرفت.

در این لحظه، امام صادق علیه السلام پیش رفتند و او را خطاب قرار دادند تا حقیقت این رفتار تناقض‌آمیز را آشکار سازند. حضرت فرمودند این چه کاری بود که انجام دادی؟ مال مردم را ربودی و سپس آن را به نام صدقه به دیگری دادی؟ پاسخ آن مرد، نمونه‌ای تاریخی از توجیهات کج‌اندیشانه و ظاهربینانه است که متأسفانه در هر عصری به شکلی تازه بازتولید می‌شود. آن مرد با غرور و اطمینان خاطر گفت من کتاب خدا را خوانده‌ام و حساب و کتاب دین را خوب می‌دانم. خداوند در قرآن می‌فرماید هر کس گناهی کند فقط به اندازه همان گناه کیفر می‌بیند، اما هر کس کار نیکی انجام دهد، ده برابر به او پاداش داده می‌شود. من با دزدیدن دو نان و دو انار، چهار گناه مرتکب شدم، اما وقتی آن‌ها را به آن فقیر نیازمند دادم، چهار کار نیک انجام دادم که ده برابرش می‌شود چهل حسنه. حالا اگر چهار گناه را از چهل حسنه کم کنی، من سی و شش ثواب خالص در نامه اعمال خود دارم و از این معامله سود برده‌ام.

پاسخ امام صادق علیه السلام مانند آب سردی بر پیکر این منطق انحرافی بود. حضرت با قاطعیت و اندوه از این همه جهالت و جرئت بر کلام خدا فرمودند مادرت به عزایت بنشیند، تو کتاب خدا را نفهمیده‌ای و به رأی خود تفسیر کرده‌ای. خداوند در قرآن فرموده است انما یتقبل الله من المتقین؛ یعنی خدا فقط و فقط اعمال پرهیزگاران را می‌پذیرد. تو با دزدیدن دو نان و دو انار چهار گناه کردی و با بخشیدن مال حرام و غصبی به دیگری، نه تنها ثوابی نبردی، بلکه تصرف غیرمجاز دیگری در مال مردم کردی و چهار گناه دیگر بر آن افزوده شد. تو هشت گناه مرتکب شده‌ای بدون آنکه حتی یک حسنه در نامه اعمالت ثبت شده باشد.

این داستان تاریخی که در مصادر معتبر روایی شیعه همچون وسائل الشیعه، بحارالانوار و الاحتجاج طبرسی نقل شده و مرحوم آیت‌الله مطهری نیز در کتاب داستان راستان به تحلیل آن پرداخته است، صرفاً یک حکایت قدیمی نیست؛ بلکه یک ملاک و خط‌کش اخلاقی برای زندگی امروز ماست. امروزه در سطح جامعه، رفتارهایی شباهت عجیبی به کار آن مرد زاهدنما دارد. کارمندی را تصور کنید که در محل کار خود کم‌کاری می‌کند، از زمان موظف خدمت به مردم می‌زند، با بی‌حوصلگی گره از کار مراجعه‌کنندگان باز نمی‌کند یا رشوه و پورسانت غیرقانونی می‌گیرد، اما عصر همان روز در صف اول کمک به نیازمندان می‌ایستد یا در هیئت محله سفره افطاری و اطعام پهن می‌کند. یا مدیر و فعال اقتصادی که با نادیده گرفتن حقوق کارگران، فرار مالیاتی، احتکار کالا یا دور زدن قوانین، سودهای نجومی به دست می‌آورد و سپس بخشی از همان درآمد ناسالم را صرف ساختن مدرسه یا درمانگاه می‌کند و انتظار دارد جامعه او را به عنوان خیری بزرگ و انسانی متقی ستایش کند.

منطق امام صادق علیه السلام به روشنی شست‌وشوی اموال ناسالم را با اعمال ظاهراً خیر رد می‌کند. از منظر فقه و اخلاق اهل بیت علیهم السلام، لقمه حلال و مال پاک، زیربنای تمام اعمال عبادی و فردی انسان است. اگر ساختمان یک بنا روی پی فاسد و سست قرار گیرد، هرچقدر هم که ظاهر آن برج با سنگ‌های گران‌قیمت تزئین شود، با اولین تکان فرو خواهد ریخت. لقمه شبهه‌ناک و مال حرام، باطن اثرگذاری بر روح و روان انسان دارد. کسانی که تصور می‌کنند با دور زدن قانون، تضییع حقوق دیگران یا کم‌کاری در شغل خود می‌توانند ثروتی به دست آورند و سپس با انفاق بخشی از آن، گناهان خود را پاک کنند، دقیقاً در همان دام محاسباتی می‌افتند که آن مرد زاهد در مدینه افتاد.

در روابط همسایگی و اجتماعی امروز نیز این آسیب به چشم می‌خورد. گاهی افرادی در مجتمع‌های مسکونی یا محلات، حقوق اولیه همسایگان را زیر پا می‌گذارند؛ با ایجاد ضوضاء، تصرف مشاعات، نادیده گرفتن شارژ و شارژینگ ساختمان یا بداخلاقی‌های روزمره، آسایش را از همسایه سلب می‌کنند، اما در مناسبت‌های مذهبی با پخش نذورات یا ادعای مهربانی، تلاش می‌کنند تصویری مطلوب از خود بسازند. منطق اهل بیت به ما می‌آموزد که رعایت حق‌الناس، ادای امانت و کسب روزی حلال بر هرگونه عمل مستحبی و بذل و بخشش ظاهری اولویت مطلق دارد. نمی‌توان حق‌الناس را پایمال کرد و سپس با مال غصبی یا رفتار ریاکارانه، دم از تقوا و اخلاق زد.

این الگوی رفتاری امام صادق علیه السلام هشدار بزرگی به سبک زندگی مدرن است که در آن گاهی ظاهرگرایی و نمادسازی جای جوهر و حقیقت دین را می‌گیرد. در شبکه‌های اجتماعی امروز، بارها می‌بینیم که افراد با به نمایش گذاشتن کارهای خیر یا بذل و بخشش‌های نمایش‌گونه، سعی در کسب اعتبار اجتماعی دارند، بدون آنکه زنجیره تولید ثروت یا نحوه برخوردشان با زیردست و همکار شفاف باشد. امام صادق علیه السلام با آن برخورد صریح، پرده از این نمایش برداشتند و یادآور شدند که دینداری چرتکه‌اندازی خرافاتی با آیات خدا نیست. دینداری یعنی پاسداری از مرزهای حلال و حرام خدا، احترام به مال و آبروی مردم و داشتن تقوا در قدم اول.

بر اساس آموزه‌های ششمین سفیر هدایت، پاکی نیت و حلال بودن منبع عمل، شرط اولیه پذیرش است. هنگامی که انسان در زندگی روزمره خود، چه در شغل، چه در خانه و چه در جامعه، حق دیگران را ادا کند، حلال‌خور باشد و با درستکاری قدم بردارد، حتی یک انفاق کوچک یا یک لبخند ساده و گره‌گشایی از کار مردم، نزد پروردگار ارزشی بی‌کران می‌یابد. اما بزرگ‌ترین سفره‌ها و سنگین‌ترین کمک‌ها اگر از سفره حرام یا همراه با تضییع حقوق دیگران باشد، بنا بر کلام صریح قرآن و تبیین امام صادق علیه السلام، هیچ حظ و بهره‌ای برای صاحبش نخواهد داشت و تنها بار گناهان او را سنگین‌تر می‌سازد. بازخوانی این داستان، دعوت به بازنگری در رفتارهای روزمره، شغل، درآمدهای مالی و نحوه تعامل با همسایگان و مردم است تا مبادا با دست خائنانه نان ببرید و با دست دیگر آن را صدقه دهید.