مبلغ – سرویس سبک زندگی: یک ویدیوی کوتاه کافی است تا یک نفر از اوج احترام اجتماعی به پایینترین پله تمسخر سقوط کند. یک اسکرینشات، یک جمله بریده از زمینه، یا حتی یک خبر تایید نشده، میتواند موجی از قضاوت و زخم زبان راه بیندازد. این چرخه، در جامعه امروز ایران فقط درباره سلبریتیها یا چهرههای سیاسی نیست؛ کارمند، دانشجو، کاسب محله و حتی یک خانواده داغدار هم میتواند در میدان دید جمعی قرار بگیرد؛ جایی که مردم به جای پرسیدن واقعیت ماجرا، دنبال جملهای تندتر برای کوبیدن طرف مقابل میگردند.
شماتت، یعنی شاد شدن از گرفتاری دیگری یا تحقیر او با زبان و رفتار. در روانشناسی اجتماعی، این رفتار اغلب از ترکیب چند مکانیسم شناختهشده تغذیه میکند: توهم کنترل، خطای بنیادی و نیاز به برتری اخلاقی. توهم کنترل باعث میشود انسان خیال کند چون خودش گرفتار نشده، پس حتما بهتر و عاقلتر زندگی کرده است. خطای بنیادی هم کمک میکند مشکلات دیگران را به شخصیت بد آنها نسبت دهد و سهم شرایط را حذف کند. نتیجه، یک قضاوت شتابزده است: «اگر من جای او بودم هرگز اینطور نمیشد». اما سازوکار جهان معمولا با این منطق پیش نمیرود.
نمونههای عینی این شکنندگی کم نیست. یک بیماری ناگهانی، یک تصادف، نوسان اقتصادی، اشتباه حقوقی یا حتی تصمیمی هیجانی در اوج فشار روانی، میتواند مسیری را دگرگون کند که سالها برای ساختنش زحمت کشیده شده است. تجربه سالهای اخیر نشان داد که بسیاری از بحرانها خصلت جمعی دارند: همهگیری بیماریها، فشارهای تورمی، مهاجرتهای ناخواسته یا اضطرابهای شغلی. در چنین فضایی، شماتت کردن مانند شکستن چتر مشترک جامعه است؛ زیرا فردا ممکن است همان کسی که امروز میخندد، خودش دربهدر دنبال پناه و همدلی باشد.
تعالیم شیعه درست روی همین نقطه انگشت میگذارند: عافیت و دارایی تضمینشده و ابدی نیست و انسان باید پیوسته برای دوام آن دعا کند، نه اینکه آن را دستمایه تحقیر دیگران سازد. در میراث روایی، هشداری صریح و بیدارکننده وجود دارد: شماتت نسبت به برادر دینی و انسان گرفتار، از نظر تکوینی و اخلاقی مخاطرهآمیز است و میتواند به بازگشت همان بلا یا آزمونی مشابه برای خود شخص شماتتکننده بینجامد. این دیدگاه، ترس بیمارگونه یا اضطراب مرضی نسبت به آینده تولید نمیکند، بلکه هشداری تربیتی است تا انسان بهجای ساختن بنای هویت خویش بر ویرانههای آبروی دیگران، سرمایه روانی خود را صرف خودسازی، تقوا و گرهگشایی از رنج آسیبدیدگان کند.
از زاویه سلامت روان، شماتت تنها روح قربانی را زخمی نمیکند، بلکه جان جمعی جامعه را نیز مسموم میسازد. هرگاه فرهنگ زیست جمعی آکنده از نیش، کنایه و سرکوفت شود، افراد به سمت پنهانکاری روی میآورند. گسترش پنهانکاری به معنای تاخیر در درمان، دیرکرد در مشاوره، خودداری از درخواست کمک و تعویق جبران خطاهاست؛ امری که آثار زیانبارش را در معضلاتی چون اعتیاد، افسردگی، ورشکستگی یا اختلافات خانوادگی نشان میدهد. جامعهای که با فرد گرفتار مانند مجرمی بیحق بازگشت رفتار میکند، راههای بازسازی حیات انسانی را به روی او میبندد.
شبکههای اجتماعی به واسطه معماری الگوریتمهای جلب توجه که به خشم، تمسخر و دوقطبیسازی پاداش میدهند، بر این آتش هیزم ریختهاند. پیامی که گزندهتر باشد بیشتر دیده میشود و برخی مخاطبان نیز برای جلب نگاهها، واژگان خود را بیرحمتر میکنند. فرجام کار، میدانی پرخاشگر است: رقابت برای ثبت تندترین عبارت، زدن سنگینترین طعنه و ریختن آبروی انسانها به خلاقانهترین شکل ممکن. در این نقطه، طلب عافیت به یک راهبرد ضروری تبدیل میشود: پیش از ورود به موج تمسخر، به یاد آوریم که هیچکس ضمانتنامهای برای فردای خویش ندارد.
در قرآن حکیم یک اصل تربیتی بنیادین تکرار شده است: انسان در معرض ابتلائات گوناگون قرار دارد و آنچه وزن وجودی او را نشان میدهد، نحوه مواجهه با این امتحانات است. ادراک عمیق این حقیقت، لحن گفتار را نرم کرده و زبان ملامت را به دست یاری بدل میسازد. گام عملی در این مسیر، بازنگری در ادبیات محاورهای است:
به جای عبارت «حقش بود»، بگوییم: «نمیدانم پشت پرده ماجرا چیست».به جای گفتن «دیدی بالاخره رسوا شد»، بگوییم: «امیدوارم از این گردنه دشوار به سلامت بگذرد».و پیش از بازنشر محتوای تحقیرآمیز، لختی درنگ کنیم و بپرسیم: «اگر این ماجرا برای من پیش میآمد، توان تحمل این بار را داشتم؟»
آموزههای مکتب اهلبیت(ع) همچنین رفتاری ایجابی را جایگزین این رذیله میکنند: استمرار در طلب عافیت. انسان به جای تبدیل رنج دیگری به ماده خام سرگرمی یا ارضای حس خودبرتربینی، سلامت و ثبات را از مبدا هستی تمنا میکند و همزمان برای رهایی گرفتاران دست به دعا برمیدارد. این رویکرد، کبر درونی را مهار کرده و سرمایه اجتماعی همدلی را تقویت مینماید؛ همان مفهومی که شیخ شیراز، سعدی، در بوستان با فصاحت اخلاقی گوشزد میکند که درد دیگران جایگاه تماشا و عبرتگیری تحقیرآمیز نیست، بلکه آزمونی برای سنجش انسانیت و مراقبت از حریم کرامت آدمی است.
۱. قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۵۵:
متن آیه: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»
ترجمه: و قطعا شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاستی در اموال، جانها و محصولات میآزماییم؛ و شکیبایان را بشارت ده.
۲. قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۱۱:
متن آیه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَىٰ أَنْ یَکُونُوا خَیْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَىٰ أَنْ یَکُنَّ خَیْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ»
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید، نباید گروهی از مردان گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنان از اینها بهتر باشند، و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان از اینها بهتر باشند؛ و از یکدیگر عیبجویی مکنید و با لقبهای زشت یکدیگر را مخوانید.
۳. الکافی، ثقةالاسلام کلینی، جلد دوم، کتاب الایمان والکفر، باب الشماتة، حدیث شماره ۱:
«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: لَا تُبْدِ الشَّمَاتَةَ لِأَخِیکَ فَیَرْحَمَهُ اللَّهُ وَیُصَیِّرَهَا بِکَ. وَقَالَ: مَنْ شَمَتَ بِمُصِیبَةٍ نَزَلَتْ بِأَخِیهِ لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یُفْتَتَنَ فِیهَا.»
ترجمه: امام جعفر صادق علیهالسلام فرمود: برای برادرت شماتت و شادمانی از گرفتاریاش آشکار مکن، که خداوند بر او رحمت میآورد و آن گرفتاری را به سوی تو برمیگرداند. و فرمود: هر کس به مصیبتی که بر برادرش فرود آمده شماتت کند، از دنیا نمیرود مگر آنکه خودش به آن گرفتار و آزموده شود.
۴. وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، جلد دوازدهم، کتاب الحج، ابواب احکام العشرة، باب ۱۵۴، حدیث شماره ۱۶۵۰۵:
«عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی حَدِیثِ الْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: سَلُوا اللَّهَ الْعَافِیَةَ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ، فَإِنَّ جَهْدَ الْبَلَاءِ ذَهَابُ الدِّینِ.»
ترجمه: امیرالمومنین علی علیهالسلام در حدیث چهارصدگانه فرمود: از خداوند، عافیت و سلامت را از سختی و شدت بلا درخواست کنید؛ چرا که نهایت شدت بلا، از دست رفتن دین است.
۵. تحف العقول عن آل الرسول، ابن شعبه حرانی، ص ۳۰۵ (سفارشهای امام محمد باقر علیهالسلام):
«عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِذَا رَأَیْتَ مُبْتَلًى فَقُلِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَافَانِی مِمَّا ابْتَلَاکَ بِهِ، وَفَضَّلَنِی عَلَیْکَ وَعَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِیلًا، وَلَا تُسْمِعْهُ.»
ترجمه: امام باقر علیهالسلام فرمود: هنگامی که فرد گرفتاری را دیدی، بگو: ستایش خدایی را که مرا از آنچه تو را به آن مبتلا کرده در امان داشت و مرا بر تو و بر بسیاری از آفریدگانش برتری بخشید؛ اما این سخن را به گونهای بگو که او نشنود (تا دلشکسته نشود).
۶. مطالعات کلاسیک روانشناسی اجتماعی: