با این چهار اصل، بنده خدا، بی نیاز، مسلمان و عادل می شوی
مبلغ – سرویس معارف: امام حسن مجتبی (ع) از آن دسته شخصیت هایی است که هر جمله از کلامش می تواند یک کلاس کامل تربیتی باشد. روایت مشهور ایشان که می فرماید:
ابن آدم! عف عن محارم الله تکن عابداً، و ارض بما قسم الله سبحانه لک تکن غنياً، واحسن جوار من جاورک تکن مسلماً، و صاحب النّاس بمثل ما تحب ان يصاحبوک به تکن عدلاً
این سخن، از همان متن های کوتاه و فشرده ای است که اگر درست فهم شود، نقشه راه یک زندگی سالم فردی و اجتماعی است. در این سخن، امام حسن (ع) چهار هویت مهم را در کنار چهار رفتار اخلاقی قرار می دهد؛ یعنی بندگی، بی نیازی، مسلمانی و عدالت. این پیوند ظریف نشان می دهد که در منطق اهل بیت، دین فقط در عبادت فردی خلاصه نمی شود و اخلاق اجتماعی نیز بخشی جدایی ناپذیر از دینداری است.
نخستین بخش روایت، عف عن محارم الله تکن عابداً است؛ یعنی از محرمات الهی دوری کن تا بنده خدا باشی. در نگاه سطحی، گاه عبادت را فقط به نماز و روزه و ذکر محدود می کنند، اما امام حسن (ع) عبادت را از نقطه ای عمیق تر شروع می کند: مهار نفس در برابر گناه. این جمله یک پیام روشن دارد؛ کسی که در برابر وسوسه های حرام ایستادگی می کند، در حال عبادت است، حتی اگر در ظاهر در مسجد نباشد. در روزگار امروز، محرمات فقط در قالب خطاهای آشکار و سنتی معنا نمی شوند. نگاه آلوده، دروغ در فضای مجازی، خیانت در امانت، سوءاستفاده از اعتماد مردم، تخریب آبروی دیگران در شبکه های اجتماعی، و حتی عادت به کلیک کردن روی محتوای حرام یا ناسالم، همه می توانند مصداق دور شدن از عفت باشند. امام حسن (ع) عبادت را به یک میدان بزرگ روزمره می آورد؛ یعنی بنده خدا بودن فقط با سجاده سنجیده نمی شود، با کنترل زبان، چشم، دست و حتی رفتار دیجیتال هم سنجیده می شود.
نکته مهم در این فراز آن است که امام حسن (ع) نمی فرماید اگر عبادت می خواهی، عبادت کن؛ بلکه می فرماید اگر از محارم دوری کنی، عابد می شوی. این بیان نشان می دهد که ترک گناه، بنیان عبادت است. بسیاری از افراد گمان می کنند بندگی فقط با انجام مستحبات بیشتر شکل می گیرد، در حالی که اگر پایه اخلاق و پاکدامنی فرو بریزد، ظاهر عبادت هم کم اثر می شود. کسی که در معامله، در نگاه، در سخن و در روابط خانوادگی گرفتار حرام است، ممکن است شکل عبادت را حفظ کرده باشد اما روح بندگی را از دست بدهد. از همین رو این جمله امام حسن (ع) برای جامعه امروز که با انبوهی از محرک های ناسالم روبه روست، بسیار حیاتی است. نوجوانی که در گوشی خود، مرز نگاه و انتخاب را رعایت می کند، دانشجویی که در تقلب و دروغ وارد نمی شود، کارمندی که در گزارش کاری دستکاری نمی کند، و حتی پدر و مادری که حرمت خانواده را حفظ می کنند، همه در دایره عفت حسنی قدم برمی دارند.
دومین اصل روایت، و ارض بما قسم الله سبحانه لک تکن غنياً است؛ یعنی به آنچه خدا برایت تقسیم کرده راضی باش تا بی نیاز شوی. این بخش از کلام امام حسن (ع) یکی از عمیق ترین درمان ها برای اضطراب معیشتی است. انسان امروز، بیش از آن که از فقر واقعی رنج ببرد، از احساس کمبود رنج می برد. مقایسه دائم با دیگران، دیدن زندگی تجملی در شبکه های اجتماعی، مسابقه در خرید، و حس عقب افتادن از قافله، آرامش را از بسیاری از خانواده ها گرفته است. امام حسن (ع) در اینجا غنا را در حساب بانکی تعریف نمی کند؛ غنا را در رضایت دل معنا می کند. یعنی ممکن است کسی دارایی زیادی نداشته باشد، اما چون دلش با قسمت خدا آرام است، احساس فقر نمی کند. برعکس، کسی ممکن است امکانات فراوانی داشته باشد اما همواره خود را محتاج و کم دار ببیند.
رضا به قسمت الهی، یک نوع ثروت درونی می سازد. این ثروت درونی از بسیاری از درآمدهای بیرونی پایدارتر است. در زندگی واقعی، بارها دیده می شود که خانواده ای با درآمد متوسط اما روحیه قناعت و رضایت، آرامش بیشتری از خانواده ای با درآمد بالا اما روحیه حرص و مقایسه دارد. امام حسن (ع) با یک جمله، مردم را از بیماری مصرف زدگی نجات می دهد. امروز اگر این روایت را به زبان روز ترجمه کنیم، می توان گفت: کسی که مدام خود را با ویلاهای لوکس، خودروهای گران یا سفرهای نمایشی دیگران می سنجد، فقیرتر می شود؛ اما کسی که رزق خود را از خدا می داند و در همان داشته ها معنا می یابد، آرام و غنی زندگی می کند. این غنا، به ویژه برای جوانانی که تازه وارد زندگی مشترک شده اند، بسیار مهم است؛ چون بسیاری از اختلاف های زناشویی از همین حس کمبود و مقایسه شروع می شود. امام حسن (ع) می فرماید راه آرام شدن، رضایت از روزی مقدر است.
اصل سوم روایت، واحسن جوار من جاورک تکن مسلماً است؛ یعنی با همسایه و همجوارت نیکی کن تا مسلمان باشی. این فراز نشان می دهد که مسلمانی فقط در اعتقاد لفظی خلاصه نمی شود، بلکه در روابط نزدیک اجتماعی آشکار می گردد. در فرهنگ دینی، همسایه فقط دیوار به دیوار ما نیست؛ همکار، همخانه، همکلاسی، همسفر، و حتی کسی که در فضای مجازی با او مراوده داریم، می تواند در مفهوم گسترده همنشینی قرار گیرد. امام حسن (ع) مسلمانی را با کیفیت رابطه تعریف می کند. اگر کسی نماز بخواند اما همسایه را آزار دهد، اگر کسی اهل ظاهر دین باشد اما در آپارتمان با سروصدا، بی توجهی، و بی احترامی آرامش دیگران را بر هم بزند، هنوز به آن مرتبه ای که امام می فرماید نرسیده است.
امروز در شهرهای بزرگ، همسایگی شکل تازه ای پیدا کرده است. در برج ها و مجتمع ها، انسان ها ممکن است سال ها کنار هم زندگی کنند و حتی نام هم را ندانند. اما همین بیگانگی، اگر با بی احترامی یا مزاحمت همراه شود، به سرعت بحران می سازد. از طرف دیگر، در فضای مجازی نیز ما همسایه هایی داریم که با یک پیام، یک کامنت، یک استوری یا یک بازنشر می توانند آرامش ما را بیشتر یا کمتر کنند. حسن جوار در این فضا یعنی آزار نرساندن، حفظ حریم، رعایت ادب، و کمک در وقت نیاز. امام حسن (ع) با این جمله، مسلمانی را از سطح عبادت فردی به سطح مسئولیت اجتماعی می برد. یعنی اگر می خواهی در جامعه مسلمانی شناخته شوی، باید اهل آسایش رساندن باشی نه صرفا اهل ادعا.
چهارمین اصل، وصاحب النّاس بمثل ما تحب ان يصاحبوک به تکن عدلاً است؛ یعنی با مردم همان گونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند تا عادل باشی. این جمله، یک صورت روشن از همان قاعده طلایی اخلاق است؛ هرچه برای خود می پسندی، برای دیگران هم بپسند. امام حسن (ع) عدالت را نه فقط در قضاوت و حکومت، بلکه در معاشرت روزانه تعریف می کند. یعنی عادل بودن فقط کار قاضی و حاکم نیست؛ هر انسان در خانه، اداره، بازار و جمع دوستان نیز باید عادل باشد. اگر دوست داری دیگران در برابر خطای تو گذشت کنند، تو هم در برابر خطای آنان گذشت کن. اگر دوست داری دیگران به تو دروغ نگویند، تو هم دروغ نگو. اگر دوست داری کسی رازت را فاش نکند، تو هم آبروی مردم را حفظ کن.
این بخش از روایت، پایه بسیاری از اخلاق های فراموش شده امروز است. در بسیاری از روابط، انسان ها از دیگران توقعی دارند که خودشان حاضر نیستند همان را انجام دهند. امام حسن (ع) این دوگانگی را می شکند. عدالت یعنی سنجش رفتار با یک معیار واحد. نه این که برای خود توجیه داشته باشیم و برای دیگران سختگیری کنیم. در خانواده هم همین قاعده جاری است. زن و شوهر اگر هر کدام فقط انتظار داشته باشند و خود را موظف ندانند، رابطه فرسوده می شود. اما اگر هر دو بگویند من همان چیزی را به دیگری می دهم که از او انتظار دارم، خانه تبدیل به محیطی عادلانه و امن می شود. اینجا عدالت با محبت جمع می شود و نتیجه اش همان آرامشی است که بسیاری از خانه های امروز از آن محرومند.
نکته درخشان این روایت آن است که امام حسن (ع) میان این چهار اصل، یک زنجیره منطقی می سازد. ترک محرمات، انسان را به بندگی می رساند. رضایت به قسمت، او را از فقر درونی نجات می دهد. نیکی به همسایه و همنشین، او را در جامعه به عنوان مسلمان معرفی می کند. و رفتار برابر با مردم، او را در مقام عدالت قرار می دهد. یعنی از درون به بیرون حرکت می کند؛ از مهار نفس تا اصلاح رابطه اجتماعی. این ترتیب، اتفاقی نیست. کسی که بر نفس خود مسلط نشود، در معاشرت هم نمی تواند عادل باشد. و کسی که در دل، راضی و آرام نباشد، در بیرون نیز به راحتی به دیگران آسیب می زند.
اگر این روایت را با زبان امروز بخواهیم بازخوانی کنیم، می توان گفت امام حسن (ع) چهار مهارت بنیادین زندگی را آموزش می دهد: مهارت نه گفتن به گناه، مهارت قناعت و آرامش، مهارت همزیستی محترمانه، و مهارت انصاف در رفتار. این چهار مهارت، برای انسان معاصر از نان شب واجب تر است. نوجوانی که در برابر فشارهای محیطی می ایستد، کارمندی که به حلال و حرام درآمد توجه دارد، همسایه ای که مزاحم دیگران نمی شود، و دوستی که با معیار عدالت رفتار می کند، همه در حال ساختن جامعه ای بر اساس منطق حسنی هستند. چنین جامعه ای نه با شعار، بلکه با رفتار درست پایدار می شود.
از این رو، روایت امام حسن (ع) فقط یک متن اخلاقی برای مطالعه نیست؛ یک برنامه عملی برای زندگی است. این کلام کوتاه اگر در خانه ها، مدارس، منبرها و رسانه های دینی درست تبیین شود، می تواند بسیاری از بحران های فردی و اجتماعی را درمان کند. جامعه امروز از کمبود شعار رنج نمی برد، از کمبود عمل رنج می برد. و امام حسن (ع) در همین چهار جمله، عمل را به روشن ترین زبان ممکن آموزش داده است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0