مقداد شاه آبادی

سه نقد بر سخنان آقای حسن روحانی

حسن روحانی خطاب به مسئولان ارشد نظام گفته است که باید شیوه حکمرانی پیامبر(ص) را الگو قرار دهید؛ پیامبر(ص) با اینکه متصل به وحی بود، با مردم مشورت می‌کرد.

مبلغ – او به‌درستی گفته است که پیامبر(ص) با مردم مشورت می‌کرد، اما همان‌گونه که خود آقای روحانی بیان کرده، پیامبر(ص) متصل به وحی بود و نیازی به مشورت مردم نداشت؛ با این حال، برای جلب همراهی و مشارکت آنان با ایشان مشورت می‌کرد. اما در نهایت، تصمیم نهایی را خود می‌گرفت. لذا دغدغه مؤمنان، اطاعت از رسول‌الله(ص) بود نه مشورت دادن به آن حضرت؛ چراکه ملاک ایمان طبق قرآن، تبعیت از فرامین پیامبر است.

در جنگ بدر، پیامبر(ص) از اصحاب نظر خواست. مقداد و پس از او سعد بن معاذ برخاستند و ضمن تأیید تصمیم پیامبر(ص) بر جنگ، تبعیت مطلق از ایشان را تأکید کردند. سخنان آنان پیامبر(ص) را خشنود کرد؛ آنان را ستود و در حقشان دعا کرد.

اما در جنگ اُحد، پس از مشورت پیامبر(ص) با اصحاب، دو نظر مطرح شد: ماندن در مدینه یا خروج از مدینه. پیامبر(ص) تصمیم به خروج گرفت. عبدالله بن اُبی، که نظرش پذیرفته نشده بود، بنا بر نقلی با ۳۰۰ نفر از سپاه جدا شد و بازگشت.

آری، شیوه حکمرانی پیامبر(ص) باید برای ما الگو باشد، همانگونه که رهبر انقلاب با نمایندگان مردم در دولت و مجلس، مسئولان و دیگر صاحب‌نظران مشورت می‌کنند.

اما سؤال اینجاست: آیا مشورت یعنی هر نظری که ما دادیم، الزاماً باید پذیرفته شود؟ یا پس از مشورت و اتخاذ تصمیم نهایی مبتنی بر ادامه جنگ، باید از آن تبعیت کنیم؟

جناب روحانی! اگر پیامبر(ص) الگوست، سؤال روشن است:

در برابر تصمیم نهایی ولیّ‌امر، باید همچون مقداد و سعد بن معاذ باشیم یا عبدالله بن اُبَی، سردسته منافقان مدینه؟

نقد دوم

حسن روحانی گفته است: «پیغمبر اساس حکومتش را بر پیمان نهاد.» و به پیمان‌های عقبه اول و دوم اشاره کرده و گفته است که پیامبر(ص) با این پیمان‌ها به مدینه هجرت کرد و پس از آن توانست حکومت اسلامی را در مدینه تشکیل دهد. سپس می‌گوید: «ظاهراً بعضی‌ها از پیمان بدشان می‌آید؛ از مذاکره بدشان می‌آید.»

بنابراین بجاست که بررسی کنیم: پیمان‌های عقبه اول و دوم چه بود؟

این پیمان‌ها، پیمان با دشمنی نبود که بارها پیمان شکسته باشد؛ بلکه پیمان با اهل یثرب (مدینه) برای حمایت و یاری پیامبر(ص) بود؛ یعنی شکل‌گیری یک جبهه متحد برای حمایت از پیامبر و جامعه نوپای اسلامی.

پیمان بعدی نیز بیعت رضوان بود. پیامبر(ص) در مسیر مکه، هنگامی که متوجه شد قریش عزم مقابله و حمله دارد، از مسلمانانی که همراه ایشان بودند مجدداً بیعت گرفت؛ بیعتی بر همراهی و عدم فرار و، بنا بر نقل، ایستادگی تا پای جان.

همین ایستادگی و انسجام مسلمانان بود که موجب شد دشمن از حمله منصرف شود و در نهایت درخواست صلح کند؛ صلحی که به صلح حدیبیه معروف شد.

پس از آن نیز مسلمانان از نظر تعداد و قدرت اجتماعی گسترش یافتند و جبهه اسلام تقویت شد؛ روندی که سرانجام به فتح مکه انجامید.

بنابراین، اگر قرار است این وقایع تاریخی را الگو قرار دهیم، باید دقیق ببینیم چه اتفاقی افتاده است:

پیمان عقبه، تشکیل جبهه حمایت از پیامبر بود؛ بیعت رضوان، اعلام ایستادگی در برابر تهدید دشمن؛ و صلح حدیبیه، نتیجه قدرت و انسجامی بود که دشمن را از جنگ منصرف کرد.

این وقایع، بیش از آنکه شبیه نسخه‌ای برای التماس از دشمن و مذاکره بی‌فایده باشد، شبیه تشکیل و تقویت جبهه مقاومت است.

نقد سوم

در ادامه، آقای حسن روحانی گفته:

«ظاهراً بعضی‌ها از پیمان بدشان می‌آید؛ از مذاکره بدشان می‌آید. از اینکه توافق شود با یک گروه خوششان نمی‌آید. می‌گویند هرچه گفتیم طرف مقابل باید تسلیم محض ما باشد… اما اگر نشد چه؟ اگر طرف جبّار بود چطور؟ اگر طرف قلدر بود چطور؟ می‌گوییم ما باید ادامه بدهیم؟ تا کی باید ادامه بدهیم؟» بعد هم خواستار آن شده که مساله را از مردم بپرسیم.

جالب است که پاسخ این سؤال را قرآن، صریح و روشن داده است؛ آن هم دقیقاً با همان تعبیری که آقای روحانی به کار برده‌اند: «اگر طرف جبّار بود چه؟».

داستان از این قرار است که وقتی بنی‌اسرائیل در برابر فرمان حضرت موسی(ع) برای ورود به سرزمین مقدس گفتند:

«قَالُوا یَا مُوسَىٰ إِنَّ فِیهَا قَوْمًا جَبَّارِینَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىٰ یَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِن یَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ»

«گفتند: ای موسی، در آنجا مردمی زورمند و جبّار هستند و ما هرگز وارد آن نمی‌شویم تا آنان از آنجا خارج شوند؛ پس اگر از آنجا خارج شدند، ما وارد خواهیم شد.»

بنی‌اسرائیل گفتند: ای موسی! تا وقتی آنان در آنجا هستند، هرگز وارد آن نمی‌شویم؛ تو و پروردگارت بروید و بجنگید، ما همین‌جا نشسته‌ایم!

اما در برابر این ترس و عقب‌نشینی، دو نفر از افرادی که به موسی و وعده‌های او ایمان داشتند ایستادند و از مردم خواستند از دروازه اصلی وارد شوند که در این صورت، قطعاً پیروز خواهند شد.

قرآن دو رویکرد را در برابر ما می‌گذارد: رویکرد کسانی که از جبّارها می‌ترسند و عقب می‌نشینند، و قرآن از ایشان به فاسق تعبیر می‌کند و رویکرد مؤمنانی که با توکل بر خدا در برابر آنان می‌ایستند که خداوند از ایشان تجلیل می‌کند.

ایستادگی مؤمنانه در برابر جبار، نسخه قرآن است.