به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مسئله مهم این است که در ازدواج «همکفو بودن»[1] دقیقاً بر چه اساسی تعریف میشود. در نگاه برخی خانوادهها، همسنخ و همسطح بودن زوجین بیشتر با معیارهایی مانند ثروت، موقعیت خانوادگی و جایگاه اجتماعی سنجیده میشود و در چنین شرایطی، معیارهایی همچون ایمان، اخلاق، اعتقادات و تربیت دینی ممکن است در اولویتهای بعدی قرار بگیرند.
ملاک اسلام برای همکفو بودن چیست؟
از منظر اسلام، مهمترین معیار برای همکفو بودن زن و مرد، هماهنگی آنان در ایمان، دینداری و اخلاق است. قرآن کریم میفرماید:
«الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّباتِ»؛ زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک نیز برای زنان پاک هستند.[2]
بنابر روایت الشیعه، یکی از روشنترین نمونهها برای تبیین این نگاه اسلامی، داستان ازدواج «جویبر» و «ذلفا» است؛ ماجرایی که با پیشنهاد پیامبر اکرم(ص) شکل گرفت و در آن، حضرت ملاک همکفو بودن را ایمان و تقوا دانست، نه ثروت، نسب، ظاهر یا موقعیت اجتماعی.
جویبر مردی فقیر بود که از نظر ظاهری نیز ویژگیهایی نداشت که در معیارهای رایج اجتماعی او را همسطح ذلفا قرار دهد؛ در حالی که ذلفا از خانوادهای ثروتمند و صاحب جایگاه اجتماعی بود.
با وجود این تفاوتها، پیامبر اکرم(ص) جویبر را برای ازدواج با ذلفا معرفی کرد و بر این نکته تأکید داشت که معیار اصلی برتری انسانها، ایمان و تقواست. حضرت خطاب به جویبر فرمود:
«وَ مَا أَعْلَمُ یا جُوَیبِرُ لِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَلَیکَ الْیوْمَ فَضْلًا إِلَّا لِمَنْ کَانَ أَتْقی لِلَّهِ مِنْکَ وَ أَطْوَعَ»؛[3]
امروز در میان مسلمانان کسی را برتر از تو نمیدانم، مگر آنکه تقوا و فرمانبرداری او از خداوند بیشتر از تو باشد.
در ادامه، داستان این ازدواج که به پیشنهاد پیامبر اکرم(ص) صورت گرفت، روایت میشود.
جویبر؛ تازهمسلمانی سیاهپوست و تهیدست
در روزگاری که آوازه اسلام از مرزهای شبهجزیره عربستان فراتر رفته بود، افراد بسیاری از نقاط مختلف برای آشنایی با اسلام و پذیرش این دین راهی مدینه میشدند.
جویبر نیز یکی از علاقهمندان به اسلام بود. او مردی سیاهپوست، کوتاهقامت و فقیر بود که پس از شنیدن آوازه پیامبر اکرم(ص)، از یمامه به مدینه آمد تا اسلام بیاورد. او پس از رسیدن به محضر پیامبر(ص)، با علاقهای فراوان اسلام را پذیرفت.
پیامبر اکرم(ص) نیز او را با محبت پذیرفت. از آنجا که جویبر فردی غریب، بیخانمان و تهیدست بود، برای او سهمی از غذا، از جمله مقداری خرما، و همچنین لباس در نظر گرفته شد.
برای اسکان مسلمانان غریب و بیخانمان نیز در کنار مسجدالنبی(ص) سکویی سرپوشیده ساخته شد که جویبر و دیگر افراد بیخانمان در آنجا سکونت یافتند.[4]
وقتی پیامبر(ص) پیشنهاد ازدواج داد
مدتی نگذشت که جویبر به دلیل ایمان، تقوا و پرهیزگاری، نزد پیامبر خدا(ص) جایگاه ویژهای پیدا کرد.
روزی پیامبر اکرم(ص) پس از احوالپرسی و ابراز محبت به جویبر، به او فرمود که چه خوب است همسری برای خود انتخاب کند تا شریک زندگیاش باشد.
جویبر با احترام پاسخ داد: ای رسول خدا! چه زنی حاضر میشود با فردی مانند من ازدواج کند؟ من نه ثروتی دارم و نه از چهرهای زیبا برخوردارم.
پیامبر(ص) در پاسخ، معیارهای رایج جاهلی را کنار گذاشت و فرمود اینگونه معیارها مربوط به دوران جاهلیت است. در اسلام، سفید و سیاه، عرب و عجم از این جهت تفاوتی با یکدیگر ندارند و آنچه موجب برتری یک انسان بر دیگری میشود، ایمان و تقواست.
سپس پیامبر(ص) جویبر را نزد «زیاد بن لبید» که از بزرگان و اشراف قبیله بنیبیاضه بود، فرستاد و از او خواست که به زیاد بگوید دخترش «ذلفا» را به عقد جویبر درآورد.
جویبر به خانه زیاد رفت. وقتی به آنجا رسید، زیاد را در میان جمعی از افراد قبیله دید. پس از سلام و احترام، خطاب به او گفت که از سوی پیامبر اکرم(ص) پیامی دارد و پرسید آیا بهتر است آن را در حضور جمع بیان کند یا به صورت خصوصی.
زیاد که دریافت پیام رسول خدا(ص) را برای خود افتخاری بزرگ میدانست، از جویبر خواست پیام را در حضور دیگران بیان کند.
جویبر گفت: پیامبر خدا(ص) به شما فرموده است دخترتان ذلفا را به عقد من درآورید.
زیاد که با معیارهای رایج اجتماعی، جویبر را همشأن دختر خود نمیدانست، از شنیدن این پیشنهاد به شدت متعجب شد. او چنین ازدواجی را برای خود نوعی اهانت و ذلت تلقی کرد و با ناراحتی گفت:
ما انصار دخترانمان را به افرادی که از نظر شأن و جایگاه اجتماعی همکفو ما نیستند، تزویج نمیکنیم. بازگرد و عذرخواهی مرا به پیامبر خدا(ص) برسان.
پشیمانی و جبران یک اشتباه
جویبر پس از شنیدن پاسخ زیاد، خداحافظی کرد و از خانه او بیرون آمد.
مدتی بعد، ذلفا از پیشنهاد پیامبر(ص) و پاسخ منفی پدرش باخبر شد. او بلافاصله پدرش را فراخواند و درباره ماجرا پرسید. زیاد نیز همه آنچه اتفاق افتاده بود را برای دخترش بازگو کرد.
ذلفا که به خداوند ایمان داشت و علاقه و ارادت ویژهای به پیامبر(ص) داشت، پدرش را متوجه اشتباهش کرد و از او خواست در برابر خواست پیامبر(ص) تسلیم شود.
او از پدرش خواست هرچه سریعتر نزد پیامبر اکرم(ص) برود، از برخورد خود عذرخواهی کند و آمادگی خانواده را برای اجرای دستور حضرت اعلام کند.
زیاد پس از شنیدن سخنان دخترش، به اشتباه خود پی برد و بلافاصله نزد پیامبر(ص) رفت.
او با احترام گفت: جویبر از سوی شما پیامی برای من آورد، اما من نهتنها پاسخ مناسبی به او ندادم، بلکه با لحنی تند با او سخن گفتم.
اکنون آمدهام تا عذرخواهی کنم. البته من معتقدم در ازدواج باید زن و مرد همکفو باشند، اما جویبر از نظر حسب و نسب در شأن خانواده ما نیست. اگر چنین معیاری را در ازدواج دخترم نادیده بگیرم، ممکن است خانواده و جایگاه اجتماعی ما مورد سرزنش دیگران قرار گیرد.
پیامبر(ص): معیار همکفو بودن، ایمان و تقواست
پیامبر اکرم(ص) در پاسخ به زیاد فرمود:
ای زیاد! جویبر مردی مسلمان و مؤمن است. مرد مؤمن، همکفو زن مؤمن و مرد مسلمان، همشأن زن مسلمان است. دخترت را به همسری او درآور و دامادی جویبر را برای خود مایه ننگ و عیب ندان.
این سخن پیامبر(ص) بر دل زیاد نشست. او جویبر را به دامادی پذیرفت و از آنجا که جویبر توان مالی نداشت، مهریه، جهیزیه و تمام هزینههای مراسم ازدواج را خودش بر عهده گرفت.
زیاد حتی خانهای مناسب با وسایل و امکانات لازم برای زندگی در اختیار جویبر قرار داد و پس از مدت کوتاهی، مراسم ازدواج برگزار شد و ذلفا و جویبر به عقد یکدیگر درآمدند.
شکرگزاری جویبر به خاطر این نعمت
وقتی جویبر خانهای زیبا و زندگیای مناسب را مشاهده کرد و دید پس از سالها فقر و تنهایی، اکنون همسری شایسته نیز در کنار او قرار گرفته است، این اتفاق را نعمتی بزرگ از سوی خداوند دانست.
او در شب زفاف به گوشهای از اتاق رفت و تا صبح به نماز و عبادت پرداخت. صبح نیز برای اقامه نماز صبح راهی مسجد شد.
صبح که زنان طبق معمول به سراغ عروس رفتند تا از وضعیت او باخبر شوند، ذلفا ماجرای شب گذشته را برای آنان تعریف کرد و از اینکه جویبر تمام شب را به عبادت پرداخته و به او توجهی نکرده بود، گلایه کرد.
شب دوم و سوم نیز به همین شکل گذشت و جویبر شبها را به عبادت سپری میکرد و به همسر خود نزدیک نمیشد.
شکایت پدرزن از داماد نزد پیامبر(ص)
سرانجام زنان، ماجرای رفتار جویبر را با زیاد در میان گذاشتند. زیاد از این موضوع ناراحت شد و نزد پیامبر اکرم(ص) رفت و گفت:
ای رسول خدا! شما دستور دادید جویبر را به دامادی بپذیرم و من نیز با وجود اینکه او را از نظر اجتماعی همکفو دخترم نمیدانستم، این ازدواج را پذیرفتم. برای او خانه و وسایل مناسب زندگی نیز فراهم کردم، اما او به دخترم بیاعتنایی کرده و احساسات او را آزرده است؛ گویی اصلاً تمایلی به همسرش ندارد.
پیامبر(ص) پس از شنیدن سخنان زیاد، جویبر را فراخواند و درباره علت رفتارش از او توضیح خواست.
جویبر در پاسخ گفت: من تصمیم گرفتهام به شکرانه نعمتهایی که خداوند به من عطا کرده است، از جمله رهایی از فقر و تنگدستی، داشتن خانه و زندگی مناسب و ازدواج با بهترین دختر شهر، روزها روزه بگیرم و شبها به عبادت و شکرگزاری مشغول باشم.
پیامبر(ص) ضمن آنکه جویبر را نصیحت کرد، به او یادآور شد که توجه به خانواده و همسر نیز بخشی از زندگی است و او باید با همسرش با محبت و مهربانی رفتار کند.
جویبر نیز توصیه پیامبر(ص) را پذیرفت و پس از آن، به همسرش توجه بیشتری نشان داد و زندگی مشترک خود را بر پایه محبت و همراهی ادامه داد.
ملاک واقعی همکفو بودن چیست؟
داستان جویبر و ذلفا نشان میدهد که پیامبر اکرم(ص) برای همکفو بودن زن و مرد مسلمان، معیارهایی مانند ثروت، رنگ پوست، زیبایی، نسب و جایگاه اجتماعی را ملاک اصلی قرار نداد؛ بلکه ایمان و تقوا را معیار اساسی دانست.
این ماجرا در واقع الگویی از نگاه اسلام به ازدواج است؛ نگاهی که ارزش انسان را با دارایی و موقعیت اجتماعی نمیسنجد و بر ایمان، اخلاق و تقوا تأکید میکند.
نتیجهگیری
بیتردید، همشأن و همکفو بودن زن و مرد میتواند یکی از عوامل مهم در شکلگیری ازدواجی موفق و زندگی مشترکی پایدار باشد. اما از دیدگاه اسلام، مهمترین عرصه همکفو بودن زوجین، در ایمان، دینداری و تقوا نمود پیدا میکند.
داستان ازدواج جویبر و ذلفا و تأکید پیامبر اکرم(ص) بر همکفو بودن این دو، نمونهای روشن از الگویی است که اسلام برای ازدواج آسان، سالم و دور از معیارهای مادی و باورهای نادرست رایج در جامعه ارائه میکند.
پینوشتها
[1] کفو و کفؤ در لغت به معنای همطراز، همسنگ و همسان بودن در منزلت، قدر و ارزش است. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۷۱۸؛ مهیار، فرهنگ ابجدی عربی ـ فارسی، ص ۷۳۱.
[2] نور/۲۶
[3] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۱۱۸.
[4] به همین دلیل، این گروه بعدها با عنوان «اصحاب صفه» شناخته شدند.
منابع
قرآن کریم
علامه مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار؛ بیروت؛ دار احیاء التراث العربی؛ چاپ دوم؛ ۱۴۰۳ق.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن؛ تحقیق: صفوان عدنان داودی؛ بیروت؛ دارالعلم ـ الدار الشامیه؛ چاپ اول؛ ۱۴۱۲ق.
افرام بستانی، فؤاد؛ فرهنگ ابجدی الفبایی عربی ـ فارسی: ترجمه کامل المنجد الابجدی؛ مترجم: رضا مهیار؛ قم؛ انتشارات اسلامی؛ چاپ دوم؛ ۱۳۷۶ش.