پشت به ضریح، رو به دوربین؛ چگونه سلفی، روح زیارت را میگیرد؟
مبلغ – سرویس رسانه: ساعاتِ منتهی به اذان صبح در صحن انقلاب حرم امام رضا علیهالسلام، حال و هوایِ عجیبی دارد. صدایِ نقارهخانه در فضا میپیچد و هزاران دلِ مشتاق، خود را به سقاخانه و ضریح نزدیک میکنند تا در آن تاریک و روشنِ صبح، حقیقتی را در وجودشان لمس کنند. در این میان، اما منظرهای که بیش از هر چیز چشم را میزند، نه زائرانی که غرق در مناجات هستند، بلکه افرادی است که پشت به ضریح یا گنبد، گوشیهایِ هوشمندِ خود را بالا گرفتهاند و با زاویههایِ مختلف، در حالِ گرفتن سلفی هستند. این تصویر، نشانهای از یک جابهجاییِ بزرگ در اولویتهایِ زیارت است. دوربین، که قرار بود ابزاری برایِ ثبتِ یک خاطره باشد، حالا تبدیل به مانعی شده است که اجازه نمیدهد قلب، حقیقتِ حضورِ امام را درک کند.
زیارت در فرهنگِ شیعی، معنایی فراتر از سفر و سیاحت دارد. زیارت یعنی ملاقات؛ ملاقاتی که در آن زائر باید تمامِ دغدغههایِ بیرونی را پشتِ درِ حرم بگذارد و واردِ فضایِ قلبیِ امام شود. امام رضا علیهالسلام، امام رئوف است. وقتی ما به خانه یک دوستِ بسیار عزیز یا یک بزرگِ معنوی میرویم، آیا تمامِ وقتمان را صرفِ این میکنیم که از خودمان و او عکس بگیریم تا به دیگران نشان دهیم که ما آنجا بودهایم؟ سلفیبازی در حرم، دقیقاً تکرارِ این رفتارِ ناپسند است. ما به جایِ اینکه مهمانِ امام باشیم و از سفرهیِ معنویِ او توشهای برگیریم، خودمان را به عنوانِ سوژه ی اصلیِ ماجرا تعریف میکنیم. گویی حرم، یک دکورِ گرانقیمت و زیبا برایِ ارتقایِ پرستیژِ اجتماعیِ ما در فضایِ مجازی است.
وقتی کسی در صحنِ آزادی یا صحنِ گوهرشاد، به جایِ تماشایِ معماریِ آسمانیِ حرم و غرق شدن در آن، مشغولِ پیدا کردنِ بهترین نور برایِ سلفی است، در واقع دارد یک اتفاقِ مهم را از دست میدهد. علمِ روانشناسیِ اعصاب، اصطلاحی دارد به نامِ اثرِ اختلالِ عکاسی. تحقیقات نشان میدهد که وقتی ما سعی میکنیم یک لحظه را با دوربین ثبت کنیم، مغزِ ما آن لحظه را به عنوانِ یک دادهیِ بصریِ بیرونی ذخیره میکند و از تجربهیِ حسی و درونیِ آن غافل میشود. یعنی آن زائر، دیگر صدایِ نقارهها را به درستی نمیشنود، رایحهیِ حرم را حس نمیکند و آرامشِ عمیقِ حضور را تجربه نمیکند. او فقط درگیرِ این است که آیا در عکسِ ثبت شده، صورتش به اندازهیِ کافی خوب افتاده است یا خیر. این یعنی از دست دادنِ اصلِ زیارت برایِ رسیدن به یک نسخهیِ دیجیتالِ بیروح.
مسئلهیِ مهم دیگر، حقِ سایرِ زائران است. حرم، یک فضایِ عمومیِ آرامشبخش است. وقتی کسی برای گرفتنِ یک سلفیِ خاص، به صورتِ مکرر جابهجا میشود، راهِ مردم را سد میکند، یا با حرکاتِ نمایشی تمرکزِ دیگران را به هم میزند، در حالِ نادیده گرفتنِ حقوقِ دیگران است. زائرانی که کیلومترها راه آمدهاند تا در گوشهای بنشینند و با خدایِ خود و امامشان نجوا کنند، گاهی اوقات مجبورند شاهدِ صحنههایی باشند که بیشتر به پشتِ صحنهیِ یک فیلمِ سینمایی شباهت دارد تا فضایِ معنویِ یک حرم. این رفتارها، فضایِ حرمتدارِ حرم را به شدتِ آسیبپذیر میکند. انگار حرم به جایِ اینکه پناهگاهِ دلی باشد، تبدیل به لوکیشنی برایِ نمایشِ زندگیِ شخصی شده است.
در جوامعِ مدرن، میل به دیده شدن یا همان میل به جلبِ توجه، به یک بیماریِ فراگیر تبدیل شده است. شبکههایِ اجتماعیِ تصویری، این میل را تقویت میکنند. اما وقتی این میل به اماکنِ زیارتی نفوذ میکند، یک گسستِ جدی ایجاد میشود. تفاوتِ اصلیِ زائرِ حقیقی با فردی که در حرم به دنبالِ ثبتِ سلفی است، در مرکزِ توجه است. برایِ زائر، مرکزِ توجه، امام است. برایِ سلفیگیر، مرکزِ توجه، خودِ فرد است. این تضاد، با تمامِ آموزههایِ اخلاقیِ زیارت در تعارض است. در زیارت، ما باید خودِ کوچکمان را گم کنیم تا در عظمتِ امام پیدا شویم. اما سلفی، فریادِ منِ بزرگ است. سلفی میگوید من اینجا هستم، من دارم این کار را انجام میدهم، من را ببینید.
بسیاری از جوانانی که درگیرِ این فضا هستند، شاید نیتِ پلیدی نداشته باشند. آنها شاید فقط میخواهند خاطرهیِ شیرینِ سفرِ خود را با دیگران شریک شوند. اما نیتِ خوب، لزوماً رفتارِ درست را نمیسازد. روشِ ثبتِ خاطره، باید با ظرفِ مکان متناسب باشد. حرمِ امام رضا علیهالسلام، مکانی برایِ سکوت و تامل است. حتی عکاسیِ حرفهای از معماریِ حرم، اگر با رعایتِ حریمِ دیگران باشد، میتواند کارِ ارزشمندی باشد تا زیباییهایِ این مکان را به جهانیان نشان دهد. اما سلفیبازی، که ماهیتی خودمحورانه دارد، با روحِ جمعی و معنویِ زیارت سازگار نیست.
وقتی ما به مشهد میرویم و در صحنهایِ حرم قدم میزنیم، با لایههایِ مختلفِ تاریخ، هنر، ایمان و عشق روبرو هستیم. این مکان، هزاران سال شاهدِ اشکها، توبهها، حاجتخواهیها و معراجهایِ انسانی بوده است. این مکان، بارِ معناییِ سنگینی دارد. وقتی ما در این فضا، گوشی را رو به خودمان میگیریم، گویی داریم این بارِ معنایی را نادیده میگیریم و همه چیز را به یک قابِ چند سانتیمتری محدود میکنیم. این کار، نوعی بیاحترامیِ ناخواسته به حریمِ امام است. ادبِ حضور در محضرِ بزرگان، ایجاب میکند که ما از رفتارهایی که باعثِ حواسپرتی، جلبِ توجهِ منفی یا شکستنِ فضایِ آرامشِ دیگران میشود، پرهیز کنیم.
در بررسیهایِ میدانی، مشاهده شده که بسیاری از کسانی که در حرم سلفی میگیرند، حتی بعد از آن، فرصت نمیکنند که برایِ چند لحظه دستهایشان را بالا ببرند و یک زیارتنامهیِ کوتاه بخوانند. این یعنی انرژیِ اصلیِ سفرِ آنها، پیش از آنکه صرفِ ارتباط با امام شود، صرفِ مدیریتِ اینستاگرام و واتساپ شده است. این یک خسارتِ جبرانناپذیر است. هزینهیِ سفر، دوری از خانه، شلوغیِ حرم و همهیِ سختیهایِ راه، صرفِ کاری شده است که خروجیِ آن، تنها چند لایک و کامنت در فضایِ مجازی است. این، معاملهای است که در آن، گوهرِ زیارت با بدلِ دیجیتال عوض شده است.
باید به این نکته نیز اشاره کرد که در فضایِ مجازی، ما با پدیدهای به نامِ سلبریتیهایِ مذهبی یا اینفلوئنسرهایِ زیارتی روبرو هستیم. کسانی که به حرم میروند، نه برایِ زیارت، بلکه برایِ تولیدِ محتوا. این گروهها، زیارت را به یک پروژه تبدیل کردهاند. آنها برایِ یک استوریِ چند ثانیهای، ساعتها وقت صرف میکنند و گاهی چندین بار یک صحنه را بازسازی میکنند تا بهترین نما را بگیرند. این کار، ساحتِ زیارت را به یک نمایشِ تجاری تقلیل میدهد. وقتی مخاطبِ آنها، این تصاویر را میبیند، ناخودآگاه تصور میکند که زیارت یعنی همین نمایشگریها. این کار، بدآموزیِ جدی برایِ نسلهایِ جوانتر است که ممکن است تصور کنند ارزشِ زیارت به این است که آن را در معرضِ دیدِ دیگران بگذارند.
اصلاحِ این وضعیت، نیاز به یک بازنگریِ فرهنگی دارد. زیارت، یک تجربهیِ کاملاً شخصی است. امام رضا علیهالسلام، نه تنها امامِ شیعیان، بلکه امامِ همهیِ کسانی است که به دنبالِ آرامش و پناهگاه هستند. او امامِ رئوف است و دربِ خانهاش به رویِ همگان باز است. اما این گشودگی، به معنایِ مجاز بودنِ هر رفتاری نیست. ما در حرم، حریم داریم. حریمِ امام و حریمِ زائران. گوشیهایِ هوشمند باید در حرم، به ابزارهایی برایِ یادآوری، برایِ شنیدنِ صوتِ دعا، یا برایِ خواندنِ ادعیه تبدیل شوند، نه برایِ سلفیگرفتن.
تغییرِ این فرهنگ از دلِ خانوادهها شروع میشود. والدین، پیش از آنکه به مشهد مشرف شوند، باید با فرزندانِ خود دربارهیِ ادبِ حضور صحبت کنند. باید به آنها بیاموزند که در حرم، ما مهمانِ کسی هستیم که از رگِ گردن به ما نزدیکتر است. کسی که صدایِ نجواهایِ پنهانیِ ما را میشنود. وقتی این نگاه در وجودِ زائر نهادینه شود، او خود به خود متوجه میشود که سلفیگرفتن در برابرِ ضریح، با روحِ این ملاقات در تضاد است. شاید در ابتدا، دست کشیدن از این کار سخت باشد، اما وقتی شیرینیِ یک ارتباطِ قلبی و واقعی با امام چشیده شود، فرد به راحتی دوربین را خاموش میکند تا چشم به چشمِ امام بدوزد.
تاریخِ تشیع، شاهدِ هزاران زائرِ عاشق بوده است که با پیادهرویهایِ طولانی و گذشتن از سختیهایِ بسیار، خود را به مشهد میرساندند تا شاید فقط بتوانند نگاهی به گنبد بیندازند. آنها هیچ ابزاری برایِ ثبتِ حضورشان نداشتند، جز قلبی که در سینهشان میتپید. آنها تاریخ را با اشکها و دعاهایشان نوشتند، نه با عکسهایِ رنگارنگ. امروز، ما در عصرِ تکنولوژی هستیم و ابزارها برایِ خدمت به ما آمدهاند، نه برایِ اینکه ما بردهیِ آنها باشیم. هوشمندیِ یک زائر، در استفادهیِ درست از این ابزارهاست. اگر ما بتوانیم در حریمِ امام رضا، دوربین را به جایِ دل، در جیبِ خود بگذاریم، اولین قدم برایِ یک زیارتِ مقبول را برداشتهایم.
حرم، دانشگاهِ بزرگِ اخلاق و عرفان است. در این دانشگاه، استاد، امام رضا علیهالسلام است. وقتی شاگرد به کلاسِ استاد میرود، باید تمامِ حواسش را به درسِ استاد معطوف کند. اگر شاگرد در کلاس، مشغولِ بازی با گوشی یا عکس گرفتن از خود باشد، او چیزی از درسِ استاد نخواهد آموخت. زیارت، درسِ بندگی، درسِ معرفت و درسِ محبت است. سلفیبازی، دقیقاً حواسپرتیِ بزرگی است که ما را از این کلاسِ درس محروم میکند. بیاییم تصمیم بگیریم که در سفرهایِ بعدی، برایِ زیارتِ امام، فقط قلبِ خود را ببریم، نه دوربینِ گوشیمان را تا اینگونه در محضرِ حضرت، مؤدبتر و حاضرتر باشیم.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0